مطالب ویژه

محمود شوشتری

وارد سالن ترانزیت شد. نگاهی به اطراف خود کرد. بیشتر مسافرانی که در مقابل خروجی چهارده جمع شده بودند، ایرانی بودند. زن و مرد و پیر و جوان صندلی‌ها را اِشغال کرده بودند. بعضی از مسافران دو تا سه کیف دستی با خود حمل می‌کردند. همه‌ی صندلی‌ها پُر بود. فضای سالن ترکیبی از حال و هوای تعطیلات تابستانی و سفر به اماکن مُقدس را بخود گرفته بود. تعدادی از خانم‌ها و آقایان هنوز با شلوارهای کوتاه و بلوزهای یقه باز و آستین کوتاه در سالن پرسه می‌زدند و از فروشگاهی به فروشگاه دیگر سرک می‌کشیدند و تعدادی دیگر با عجله ساک‌های دستی خود را برای یافتن روسری و روپوش زیرورو می‌کردند.

محمود شوشتری

دو دل بود. چطور می‌توانست با مردی که تا آن روز ندیده بود و نمی‌شناخت زندگی کند؟ خاطره‌ی دردناک بدرفتاری‌ها و کتک‌های علی چون سپر سیاه و ضخیمی مانع تصمیم‌گیری او می‌شد. از جا برخاست و به آشپزخانه رفت. پنجره را باز کرد و سیگاری آتش زد. چشم‌اش به ساق پایش افتاد. ماه‌ها بود که موهای زائد ساق‌هایش را نگرفته بود. خنده‌اش گرفت. دستی به صورتش کشید. صورت‌اش را هم مدت‌ها بود که بند نیانداخته بود. آهی کشید. خودش هم نفهمید چرا. گویا از زمانه و بخت بد خود گله کرد.

محمود شوشتری

مادر رفتارش با آن‌ها فرق می‌کرد. مشتاق او بود. بارها از او خواسته بود که وسایل‌اش را جمع کند و به خانه او برود. به او گفته بود که اگر پیش او زندگی کند، از تنهایی خلاص می‌شود. پرستو نمی‌خواست. از دیدن عکس سردار شیمیایی با یونیفورم نظامی که بسیار برازنده‌اش بود، ناراحت می‌شد. دل‌اش نمی‌خواست از سایه‌ی سر آن مرد که به خاطر باورها و عشق‌ به کشورش جان‌اش را فدا کرده بود، زندگی کند. مردی که نه دیده بود و نه می‌شناخت. بعلاوه سرنوشت غم‌انگیز مادرش را با چشم خود می‌دید. مادر هم بعد از طلاق رفته بود پیش مادرش و آرام آرام به راهی گام نهاده بود که مادرش می‌رفت. پرستو با چنگ و دندان تلاش داشت که اسیر سرنوشت مادرش نشود. ''اگر مادر مرا می‌خواهد باید به سمت من بیاد. من به سمت او نخواهم رفت''.

محمود شوشتری

دل‌اش رضا نمی‌داد کسی بالاتر از گل به علی بگوید. با تمام مصائبی که بر او گذشته بود و علیرغم مشت و لگدهایی که از آن مرد خورده بود، باز حسی از درون‌اش، از جان‌اش برمی‌خاست که مانع می‌شد تا همه‌ی پیوند‌هایش با او گسسته شوند. دست خودش نبود. قضاوت در مورد علی و ضعف‌های او را فقط و فقط حق انحصاری خود می‌دانست نه کس دیگری، حتی پدر و مادرش. علی برای او تنها مردی نبود که او را به لحاظ عاطفی و جنسی ارضا می‌کرد، بلکه عشق و محبت‌اش در تار و پود وجودش تنیده شده بود و بخشی از هستی‌اش بود.

محمود شوشتری

... شب قبل از پرواز با علی صحبت کرد. علی با رفتن او مخالف بود. سعی کرد او را متقاعد کند. پرستو مصمم بود. زندگی با او برایش جهنم بود. بچه را پیش علی گذاشت. هیچ چیز برایش مهم نبود. می‌خواست خود را خلاص کند. فکر می‌کرد که وجود دخترش می‌تواند انگیزه‌ای باشد که شاید علی سر عقل بیاید. تصمیم به جدایی داشت. ولی می‌خواست قبل از آن خانه‌اش را بفروشد و با پول آن برگردد تا زندگی خود و دخترش را سر و سامانی بدهد. آیا تمام جوانب تصمیم خود را بخوبی سنجیده بود؟ علی فریاد کشید و تهدید کرد. پرستو گوش‌اش بدهکار نبود. التماس کرد. بی‌تأثیر بود. علی برای او مرده بود. حتی دخترش و عشق بی‌پایان‌اش به او نیز مانع او نشدند. به ایران برگشت، با این امید که پس از مدتی برگردد.

محمود شوشتری

صدای خلبان که به مسافرین اطلاع می‌داد هواپیما تا چند دقیقه دیگر در فرودگاه آتن به زمین می‌نشیند، پرستو را به دنیای واقعی باز گرداند. دخترک در کنارش خواب بود. پرستو از پنجره کوچک کابین هواپیما بیرون را نگاه کرد. آتن پهن و کِدر در کنار دریای مدیترانه دیده می‌شد. به دخترش نگاه کرد و با لبخند گفت: "می‌ریم پیش بابائی، اونی که چشای سیاه‌اش برق می‌زنه."

محمود شوشتری

پدر‌ش بنا بود و از اهالی دهات ییلاق اطراف تهران. سواد چندانی نداشت، ولی فوق‌العاده دقیق و باهوش بود. قدی متوسط با موهای سیاه و صاف و هیکلی گرفته و نسبتاً ورزیده داشت، که حاصل کار سخت او از نو‌جوانی بود. خستگی حالی‌اش نبود، مثل قاطر پُر کار، و به‌ کارش هم وارد بود. با مادر پرستو که پدر و مادرش قمی بودند ازدواج کرده بود که حاصل آن دو فرزند بود. هرمز پسر بزرگ و پرستو که یک سال و نیم کوچک‌تربود...

محمود شوشتری

همه چیز با کوچک‌ترین جزئیات حتی حرف‌ها و تعریف‌هائی که علی از روابط خانواده‌اش برای او گفته بود، از ذهن‌اش گذشت. درست مثل این که در سالن سینما نشسته بود و سرگذشت زنی‌ را تماشا می‌کرد. زنی که خودش بود. هم بازیگر بود و هم تماشاچی. آیا می‌خواست سناریوی آنچه را که بر او گذشته بود، نقد کند؟

محمود شوشتری

پرستو حکایت بلندی است که زندگی و سرگذشت نسلی از جوانان کشورمان را در بُرش معینی از تاریخ آن، یعنی سال‌های پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ تا سال‌های اخیر در دو فضا و محیط اجتماعی روایت می‌کند. راوی حکایت، زنی از این نسل است که در پی چرخش پرشتاب عقربه زمان به خارج از کشور پرتاب شده است و حال فارغ از آن تعصبات خودخواسته و محدودیت‌های بغایت تحمیلی، به پشت سر می نگرد و گذشته را در بُهت و حیرت بازخوانی می‌کند.

گروه کار کارگری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

دفتر حاضر پنجمین مجموعه از مقالاتی است از تجربیات جنبش کارگری و اتحادیه ای در دیگر کشورها و وضع جهان کار، که زیر نام "از تجربۀ دیگران" در بولتن کارگری گروه کار کارگری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) انتشار می یابند. بولتن نامبرده هفتگی است و هر هفته می تواند فقط بخش کوچکی از یک مقاله را درج کند.
دفتر حاضر حاوی مقالاتی است تماتیک، "از زشت و زیبای جهان کار": از کار کودکان، از کار اجباری و انواع اشکال برده داری مدرن، و از اقتصاد غیررسمی. ترتیب مقالات عیناً از انتشار آنها در بولتن کارگری اخذ شده است.

گروه کار کارگری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

دفتر حاضر چهارمین مجموعه از مقالاتی است از تجربیات جنبش کارگری و اتحادیه ای در دیگر کشورها، که زیر نام "از تجربۀ دیگران" در بولتن کارگری گروه کار کارگری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) انتشار می یابند. بولتن نامبرده هفتگی است و هر هفته می تواند فقط بخش کوچکی از یک مقاله را درج کند. دفتر حاضر مقالات یک دورۀ 6 ماهه را شامل می شود و حاوی مقالاتی است در بارۀ جنبشهای کارگری و اتحادیه ای در رئوسی کلی در پهنۀ جهانی و به طور مشخص در پاکستان، امریکا، یونان، اوروگوئه و کشورمان ایران. ترتیب مقالات عیناً از انتشار آنها در بولتن کارگری اخذ شده است.

مقاومت در برابر تعرض سرمایه داری لجام گسیختە بە دستاوردهای تاریخی جنبش کارگری، در سال گذشته در تعدادی از کشورها افزایش چشمگیری یافت. در کشورهائی مانند یونان و اسپانیا این مقاومت بە سطح جنبش های نیرومندی برای مهار سرمایە داری فراروئید. در سوئد ائتلاف دست راستی پس از ٨ سال دولتمداری انتخابات را باخت و سوسیال دمکرات ها دوبارە دولت را در دست گرفتند. با این حال هنوز احزاب دست راستی در کشورهای سرمایە داری پیشرفتە همچنان حاکمند و کوشش می کنند با ارائە تصویری ترسناک از آیندە جوامع، رفاە اجتماعی را از میان بردارند.

گروه کار کارگری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

دفتر حاضر سومین مجموعه از مقالاتی است از تجربیات جنبش کارگری و اتحادیه ای در دیگر کشورها، که زیر نام "از تجربۀ دیگران" در بولتن کارگری گروه کار کارگری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) انتشار می یابند. بولتن نامبرده هفتگی است و هر هفته می تواند فقط بخش کوچکی از یک مقاله را درج کند.

دفتر حاضر مقالات یک دورۀ حدوداً 6 ماهه را شامل می شود و حاوی مقالاتی است در بارۀ جنبشهای کارگری و اتحادیه ای در رئوسی کلی در پهنۀ جهانی و به طور مشخص در امریکا، آلمان، شیلی، برخی از کشورهای امریکای لاتین، تونس و مصر. ترتیب مقالات عیناً از انتشار آنها در بولتن کارگری اخذ شده است.

دفتر حاضر دومین مجموعه از مقالاتی است از تجربیات جنبش کارگری و اتحادیه ای در دیگر کشورها، که زیر نام "از تجربۀ دیگران" در بولتن کارگری گروه کار کارگری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) انتشار می یابند. بولتن نامبرده هفتگی است و هر هفته می تواند فقط بخش کوچکی از یک مقاله را درج کند.
دفتر حاضر مقالات یک دورۀ حدوداً 6 ماهه را شامل می شود و حاوی مقالاتی است در بارۀ جنبشهای کارگری و اتحادیه ای در اسرائیل (و مشخصاً در میان فلسطینیان اسرائیل)، اندونزی، بریتانیا، ترکیه، الجزایر و تعدادی از کشورهای امریکای لاتین.

دفتر حاضر شامل تعدادی از مقالاتی است از تجربیات جنبش کارگری و اتحادیه ای در دیگر کشورها، که زیر نام "از تجربۀ دیگران" در بولتن کارگری گروه کار کارگری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) انتشار می یابند. بولتن نامبرده هفتگی است و هر هفته می تواند فقط بخش کوچکی از یک مقاله را درج کند. دفتر حاضر مقالات یک دورۀ حدوداً 6 ماهه را شامل می شود و حاوی مقالاتی است در بارۀ برزیل، اردن، مصر، هند و اسپانیا. ترتیب مقالات عیناً از انتشار آنها در بولتن کارگری اخذ شده است.

در پنجمین سالگرد جنبش سبز، دو پرسش زير با تعدادی از تحلیل‌گران و فعالين سیاسی در ميان گذاشتيم. پاسخ آن ها را در زير مشاهده می کنيد.
١. پنج سال از شکل‌گیری جنبش سبز می‌گذرد. شما امروز وضعیت جنبش سبز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این جنبش به تاریخ پیوسته و یا این‌که عوامل زاینده و حیات‌بخش آن هم‌چنان زنده و پابرجا هستند؟ شاخصه‌ی تداوم حیات این جنبش در چیست؟ چه ارزیابی‌ای از نیروی اجتماعی و سیاسی این جنبش دارید؟
٢. چرا گردانندگان حکومت و به ویژه آقای خامنه‌ای از یک‌سو مدعی زوال "فتنه" (جنبش سبز) هستند و از سوی دیگر از برآمد آن وجشت دارند؟

طرحی در باره استراتژی سیاسی چپ در شرائط کنونی ایران، شعارها و تاکتیک ها- مسعود فتحی طرحی برای منشور سیاسی اتحاد چپ ایران- شیدان وثیق
منشورِ استراتژی سیاسی برای تشکل چپ دمکرات - فرامرز دادور
استراتژی سیاسی ما - رسول آذرنوش
استراتژی سیاسی برای گذر از استبداد به دمکراسی استراتژی تحول طلبی- بهروز خلیق
استراتژی چپ برای گذاربه نظام دموکراتیک - جمشید مهر – احمد آزاد
طرح استراتژی سیاسی چپ دموکرات سوسیالیستی در ایران - خسرو امیری

روز کارگر، روز شماست، روز اول ماە مە ٩٣ را هرچە گستردە تر و متحدانە تر برگزار کنید. شما حق دارید مانند کارگران سایر کشورها در این روز به خيابان ها بيآئيد و مطالبات تان را به گوش دولت و کارفرمایان برسانيد. برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز، حق شما است. افزون بر آن روحانی پیش از انتخابات بە شما وعدە افزایش دستمزد متناسب با تورم و تامين آزادی فعالیت نهادهای مدنی و صنفی را دادە است. وزیر کار در برنامه خود بە شما وعدە آزاد گذاشتن فعالیت تشکل های کارگری، عدم دخالت در امور این تشکل ها، اجرای کنوانسیون های ٨٧ و ٩٨ و کنوانسیون های بنیادین مصوب سازمان بین المللی کار را دادە است.

در آن شامگاه شوم ٣٠ فروردين سال ١٣٥٤، تيه های اوين شاهد جنايتی هولناک بود. سربازجويان ساواک ٧ فدائی خلق به نام های بيژن جزنی، حسن ضياء ظريفی، عباس سورکی، سعيد مشعوف کلانتری، عزيز سرمدی، محمد چوپانزاده، جليل افشار و ٢ مجاهد به نام های مصطفی خوشدل، و کاظم ذوالانوار را در تپه های اوين به رگبار بستند. آن ٩ تن زندانی سياسی رژيم شاه بودند و هيچ يک از آن ها محکوم به اعدام نبودند. رژيم شاه با اين کشتار می خواست انتقام بگيرد، در جامعه رعب ايجاد کند و جنبش فدائی را از تواناترين رهبران آن محروم سازد.

عليرغم خطاها و اشتباهات در دوره ای از حيات "کار" که به مشی سياسی سازمان در سال های ١٣٥٩ ـ ١٣٦١ بر می گشت، ما راه طی شده در سه ده و نيم را ارج می گذاريم و از اينکه "کار" در حد بضاعت خود بلندگوی آزادی و عدالت اجتماعی، دمکراسی و سوسياليسم بوده و کوشيده است که به تحليل روندهای سياسی کشور به نشيند و در سپهر سياسی کشور موثر واقع شود، خرسنديم. اين دستآوردها حاصل تلاش تمام رفقائی است که در مسئوليت سردبيری قرار داشتند، يا مقالات، گزارش ها و تحليل های سياسی را تهيه می کردند و يا کار تايپ، تصحيح، صفحه بندی، چاپ، توزيع، مسائل مالی و دفتری نشريه را برعهده داشتند.

صفحه‌ها