به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو

 آذر همواره فرصتی بوده است برای طرح خواسته های جنبش دانشجوئی. فرصتی که اگر گام ها متناسب با توان و امکانات واقعی این جنبش برداشته شود، می تواند به انسجام و نیرومندی آن، کمک نماید. در این ارتباط اهمیت دارد که نه از امکانات و توانائی های حکومت غافل شویم و نه چشم بر ضعف های آن ببندیم. نه توهمی به توان جنبش دانشجوئی نشان دهیم و نه قدرت آن را، نادیده گیریم. من با استفاده از مطالب پیشین خود، پاسخ به سه پرسش عصرنو را با نگاهی به تاریخچه این جنبش، ویژگی ها و خواسته های 16 آذر، توانائی ها و محدودیت آن، توضیح می دهم.

۱۶ آذر چگونه رخ داد؟
۶۲ سال پيش ، برای نخستین بار، در ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ گارد ویژه نظامی، وارد دانشگاه تهران شد و در پی اعتراض دانشجویان، سه تن از آنان را با گلوله از پای درآورد. ماجرا اینگونه بود که پس از کودتا، جامعه ناآرام شده بود. محاکمه دکتر مصدق در 17 آبان و تجدید رابطه با دولت استعماری انگلیس، احساسات مردم و خصوصا دانشجویان را برانگیخته بود. در فاصله ۲۸ مرداد تا ۱۶ آذر چندین بار دانشگاه به عنوان اعتراض، تعطیل شده بود. در ۲۱ آبان ماه در اعتراض به محاکمه دکتر مصدق اعتصاب عمومی صورت گرفته بود. در ۱۵ آذر نیز پس از اعلامیه مشترک دو دولت ایران و انگلیس، کلاس های درس دانشگاه، در مخالفت با این تجدید رابطه، تعطیل شد. دیدار ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا از ایران، که قرار بود ۱۸ آبان صورت گیرد، فضای جامعه را پلیسی تر کرده بود. نیروهای سرکوب، قصد زهرچشم گرفتن از دانشجویان را داشتند تا در زمان حضور نیکسون در تهران، آرامش برقرار باشد. درگیری لفظی دو دانشجو در صبح روز ۱۶ آذر با چند سرباز گارد در بیرون دانشگاه، بهانه سرکوب را به دست داد. نیروهای گارد برای دستگیری آنها وارد دانشگاه می شوند و آن دو دانشجو را از کلاس بیرون می برند. ورود سربازان به کلاس درس، با اعتراض رئیس دانشکده روبرو می‌شود و بدستور مهندس عبدالحسین خلیلی رئیس وقت دانشکده، کلاس های درس تعطیل می‌شود. دانشجویان پس از خروج از کلاس به دادن شعار علیه گارد می پردازند. فرماندهان گارد نیز فرمان آتش می دهند که در نتیجه تیراندازی آنان، سه دانشجو بنام های مهدی شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ نیا در محوطة دانشگاه تهران به قتل می رسند.

از آن سال سیاه به بعد، هر ۱۶ آذر نمادی شد برای مبارزه عليه ديکتاتوری و دفاع از خواست های آزاديخواهانه دانشجويان. این سنت، از آن روز تا به امروز، هنوز پابرجاست. دانشجویان در طول 62 سال گذشته کوشیده اند شانزده آذر هر سال را با مهم ترين مسائل سیاسی، گره بزنند و به خواست ها و شعار های خود، رنگ و بوی حوادث آن سال را بدهند.

ویژگی های جنبش دانشجوئی؟
برای شناخت جايگاه و رسالت جنبش دانشجوئی، توجه به چند ویژگی آن اهميت دارد.
اولين ویژگی وضعیت طبقاتی دانشجویان است. دانشجویان، جزو يک قشر و یا طبقه تعين يافته ای نيستند. افزون بر این، دوران دانشجوئی موقت و گذراست. در هر سال تعداد قابل توجهی دانشجو وارد دانشگاه شده و در همان حدود، دانشجو از دانشگاه خارج و در جامعه مسئولیت می پذیرند. به دلیل تغییر ترکیب دانشجویان و موقتی بودنشان، استرتژی و برنامه سیاسی برای این نیرو با ساخت و بافت آن سازگار نیست.
دومین ویژگی این است که دانشجویان از اقشار و طبقات مختلف اجتماعی آمده اند، از بالاترين تا پائين ترين لايه های اجتماعی، در میان دانشجويان وجود دارد. از مليت های مختلف در ترکیب آن حضور دارد. به لحاظ جنس، مذهب و عقیده، زبان و فرهنگ، متفاوت و متنوع اند. اين رنگارنگی و تنوع، زمینه پذیرش برخوردهای دموکراتیک را در ذهن آنان بارور می کند و همین بستری است که جنبش دانشجوئی را ناگزير می کند برای رشد خود به دمکراسی تکيه کند. گرایشی که دموکراسی را نادیده گیرد و نتواند مناسبات دموکراتیکی ایجاد کند، زمینه رشد نخواهد داشت و در حاشیه قرار خواهد گرفت.
ویژگی سوم، این نیرو هنوز وارد جامعه و پذیرش تعهد نشده است. سن جوان آنها و نداشتن مسئولیت شغلی و خانوادگی، از سوئی آنها را مستقل بار آورده و در تصمیم گیری جسور می کند و از سوی دیگر چون نوخواهی و نوگرائی و مخالفت با سنتها و رفتار و عادات قدیمی و کهنه در میان این نسل بالاست، موجب می شود که آنها به سوی تغییر، بدون ملاحظه کاری کشیده شوند. این مجموعه، زمینه پذیرش حرکات تند و رادیکال را در میان آنها بالا می برد. در واقع این ویژگی، تیغ دو لبه ای است که هم آسیب پذیری آنها را بالا می برد و هم در شرایطی که جنبش عمومی افت کرده است می تواند روحیه جنبش را برای تدوام مبارزه، زنده نگهدارد.

و بالاخره دانشجويان در طول حيات شان، پيشرو حرکات سياسی و تحولات اجتماعی بوده اند. امروز اين نيرو، هم به لحاظ کمی و هم کيفی، اثرگذارتر شده است. به لحاظ کمی، چند ملیون دانشجو داريم که تا اقصی نقاط روستاها حضور دارند. بلحاظ کيفی هم، به دليل اينکه جمع هستند، جسارت بیشتری برای بیان خواسته هایشان پیدا می کنند و از سوی دیگر، به دلیل داشتن امکان گفتگو، می توانند هم بیاموزند و هم آموزش دهند. در واقع این امکان طبیعی، جمع شدن در یک مکان، به ویژه در کشوری مثل ایران، که احزاب سیاسی و تشکل های دموکراتیک و مستقل یا ممنوع و یا با محدودیت های بسیاری روبرو هستند، بهترین فرصت را برای گفتگو و رشد و تصمیم گیری جمعی فراهم می آورد. البته اين خطر هم وجود دارد که به دلیل این امکانات، توقع و باری که بر دوششان نهاده می شود، بيش از ظرفيت آنها باشد و آنها را از جایگاه واقعی شان دور کند. بی جهت نیست که جنبش دانشجوئی در ایران در غیاب احزاب، به جای آنها عمل کرده و در زمانی که احزاب حضور داشته اند، نهادهای دانشجوئی به شکلی، تبدیل به یکی از اندام های آنان شده اند.

خواسته های جنبش دانشجوئی؟
جنبش دانشجوئی عموما دو رشته خواسته دارد. يک رشته، خواست هائی است مربوط به درس و دانشگاه و شرايط زيستی دانشجويان. از مسائل مربوط به مدیریت دانشگاه تا مسائلی که به کلاس و خوابگاه، ارتباط دارد و در مقوله صنفی رده بندی می شوند. بخش دیگری از خواسته ها، به حوزه فکر برمی گردد. دانشجو چون با دانش، با علم و با فکر سروکار دارد، نيازمند فضا و شرايطی است برای گردش آزاد نظر، برای گفتگو و ديالوگ و برای بحث و تحقيق. يعنی نوع فعاليتش نيازمند يک فضای باز سياسی است. نیازهای تحصیلی اش، او را استبداد ستيز می کند و مسئله نقد قدرت را در دستور کارش قرار می دهد. در واقع فرا گرفتن علم و الزامات آن، دانشجو را پرسشگر، انقلابی و سنت شکن بار می آورد.
اينکه، اين دو خواست چگونه تلفيق می شوند و وزن هر کدام تا چه اندازه است، به عملکرد قدرت حاکم بستگی دارد. یعنی بسته به اینکه فضای تنفس سیاسی چگونه است، وزن هر کدام ازاين رشته وظائف سنگين تر يا سبکتر می شود. در حکومت های مستبد همواره خواست های نوع اول به سرعت می توانند به خواست هائی از نوع دوم تبدیل شوند. یک اعتراض صنفی مستقیما با واکنش حکومت به یک اعتراض سیاسی تبدیل می شود. اساسا حکومت های استبدادی، عموم مسائل را، به مساله امنیتی تبدیل می کنند. بدون توجه به این که دانشجو چه می گوید و چه خواستی دارد، نگاه حکومت های استبدادی به دانشجوی منتقد، نگاهی است به یک عنصر مخالف برانداز. امروز حکومت کشورمان به دليل عملکرد سرکوبگرانه اش، برای دانشجویان خواست هائی را که در حوزه سياسی قرار دارند، برجسته کرده است. در فضای استبدادی کنونی عملا، وظایف مربوط به امورات صنفی به گوشه ای رانده شده و وظایف سیاسی برجسته می شوند.

توانائی ها و محدودیت های جنبش دانشجوئی؟
۱۶آذر یکی از مراسمی است که توسط دانشجویان پیگیری می شود و سال هاست که آن را دانشجویان برگزار می کنند. در این سال ها به دلیل سیاست تند دستگاه ولایت در برابر ۱۶ آذر، این مراسم کاملا رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. ۱۶ آذر در طول حکومت جمهوری اسلامی و از همان حدود شش دهه پیش، روزی ضد استبدادی اما دانشجوئی بوده است. از اینرو به رغم خصلت ضد استبدادی آن، به دلیل محدود بودنش به دانشجویان، به وسعت و گستردگی جنبش های عمومی نیست.
دستگاه ولایت به دلیل واهمه اش از حرکات جمعی می خواهد به هر ترتیب جلوی حرکات اعتراضی مردم از جمله ۱۶ آذر را سد کند. حرکاتی که در ارتباط با روز دانشجو توسط دانشجویان شکل می گیرد به دلیل مشخص بودن مکان حرکت، امکان برخورد نیروهای سرکوب با آن را سهل تر می کند. از سوی دیگر به دلیل طبیعی بودن اجتماع دانشجوئی، برگزاری این مراسم با دشواری کمتری انجام می پذیرد. به همین خاطر همواره دستگاه ولایت کوشیده است تا روز 16 آذر برگزار نشود. اهمیت دارد با توجه به مشخص بودن محل دانشگاهها، از راهکارهائی استفاده شود که سیاست حکومت را خنثی و یا کم اثر کند.
اکنون جمهوری اسلامی به لحاظ تجربه سرکوب در قیاس با دوره های اولیه، تجارب زیادی اندوخته است. در عین حال حکومت نیرویش ضعیف تر از پیش شده است. به جز نیروهای چپ و ترقی خواه، در صف مخالفان و زندانیان این دوره، نخست وزیر دهه ۶۰ قرار دارد. رئیس جمهور و رئیس مجلس دوره های پیش، ایستاده اند. انشقاق تا مغز استخوان نظام امتداد یافته تا آنجا که فردی چون رفسنجانی که جایگاهش در طول سی و چند سال گذشته در این نظام بی بدیل بوده است، در صف مخالفان قرار گرفته است. حکومت با چنین جثه ای بدون دشواری و بحران های حاد، نمی تواند کارهای مشابه گذشته انجام دهد. به این ها همه باید افزود که در گذشته رسانه ای که صدایش به مردم برسد و از حقیقت دفاع کند، در داخل کشور وجود نداشت. امروز هر اقدام پنهانی دستگاه ولایت و هر حرکت و عمل پادوهای آنها، پیش از آنکه از طریق دستگاههای رسمی منعکس شود، توسط خبرنگاران مردمی به وسعت شهروندان جهان منتشر می شود. انتشار این اخبار در این ابعاد، اجازه فریبکاری را در ابعاد گذشته به سردمداران حکومت نمی دهد. از اینرو سخن از بازگشت حکومت به دوره های پیش چندان دقیق نیست. اما نباید چشم ها بر توان سرکوب بسته بماند. جنبش دانشجوئی نیاز دارد متناسب با توان خود و توان سرکوب حکومت حرکت نماید.
سرکوب خشن و تصفیه دانشجویان و استادان دانشگاه حرکات دانشجوئی را در این مقطع ضعیف نموده است اما از سوی دیگر درگیری حاد نیروها در بالا، می تواند زمینه را برای حرکات دانشجوئی تا حدی آماده نماید. درگیری جناح ها و انعکاس آن روی جنبش دانشجوئی تاثرات دو سویه ای دارد. هم به دلیل تضعیف سرکوب امکان تحرک جنبش دانشجوئی بالا می رود و هم ممکن است جنبش دانشجوئی را به دنباله روی از جناحی از حکومت بکشاند. جریانات مستقل دانشجوئی اگر بتوانند از این فضا به سود طرح خواسته های خود از جمله: آزادی زندانیان سیاسی و توقف سرکوب متمرکز شوند، به تقویت جنبش دانشجوئی خواهد انجامید. مهمترین نقطه قوت جنبش دانشجوئی در این شرایط استقلال از جریانات سیاسی به ویژه از قدرت است.
 

افزودن نظر جدید