پاسخ سلولهای انسان به خوشحالی‌

بدن انسان در سطح مولکولی میتواند تشخیص دهد که همه خوشحالی ها (حس خوب داشتن) از یک جنس نیستند، که در نتیجه باعث پاسخی میشود که میتواند کمکی به سلامت جسمی‌ باشد یا مانع آن گردد.

حس خوبی‌ که از داشتن"هدفی‌ خیر" نشأت می‌گیرد میتواند فوائدی در جهت سلامتی‌ سلولها به همراه داشته باشد، در حالی‌ که حس خوب مشتق‌ از " صرفا ارضای نفس" ممکن است تاثیرات منفی‌ بجا بگذارد، هر چند که در هر دو مورد درک کلی‌ از مفهوم خوشحالی در افراد یکسان به نظر می رسد.

فلاسفه در طول زمان بین دو نوع اصلی‌ شادکامی فرق قائل بوده‌اند “: خوشگذرانی"یا hedonic که بر تجربه فردی از لذت دلالت دارد، و دیگری" خوش روانی" یا eudaimonic، گونه ای عمیقتر از شادکامی که از تلاش در جهت معنی‌ و هدفی والاتر از صرفاارضا نفس نشات می گیرد.

بطور مثال فرق بین لذت ناشی از بهره گیری از یک وعده غذای خوب در مقابل حسی که از بابت کمک به فردی دیگر بدست می آید. در هر دو مورد حس خوبی به انسان دست میدهد اما هر کدام اینها به نحوی متفاوت در سلولها تجربه می شوند.

در نتیجه مطالعات متعدد می‌دانیم که هر دو نوع شادکامی، در کنار تاثیرات آن بر کاهش میزان استرس و افسردگی، ارتباط پیدا می کنند با سلامت جسم و روان. اما در مورد پایه بیولوژیکی این ارتباط اطلاعات زیادی در دست نیست.

در همکاری با گروهی از دانشگاه کالیفرنیا در لوس انجلس به مدیریت )Steven W. Coleاستاد پزشکی‌، روانشناسی‌ و علوم رفتاری(، Fredrickson ) استاد روانشناسی در دانشگاه کارولینای شمالی(و همکارانش مطالعه ای را آغاز کردند در جهت نگاه به تاثیرات بیولوژیکی رفتار لذت باورانه و رفتار خوش روانی‌ بر شادکامی افراد از طریق ژنوم انسان. و بویژه نگاه به الگوی بیان ژن‌ها در داخل سلولها ی ایمنی‌ افراد.

در کارهای پیشین Steven W. Cole و همکارانش کشف شده بود که یک جابجایی سیستماتیک در بیان ژ‌ن مرتبط با استرس مزمن شکل میگیرد، " به شکل افزایش بیان ژ‌ن درگیر با التهاب "که در طیف گسترده‌ای از بیماریهای انسان از جمله بیماری قلبی و آرتروز دخیل هستند ، و “ کاهش بیان ژن‌ دخیل در واکنش ضدّ ویروسی". Steven W Cole و همکارانش عبارت " پاسخ های آماده ژن ها به سختی ها " یا همان CTRA را برای توضیح این تغییر ابداع کردند. به عبارتی، اثر انگشت ژنومی کاربردی استرس مزمن، ما را برای برای بیماری آماده می‌کند.

اما اگر همه انواع شادی ها بطور برابر و به یک روش ایجاد میشوند و در جهتی مخالف با حس ناخوشی، در آن صورت بیان ژن‌ها بدون در نظر گرفتن داشتن شادکامی لذت گرا یا خوش روان باید یکی‌ باشد، که به گفته محققان این طور نیست.

در طول مطالعات مشاهده شد که شادکامی لذت گرا، در واقع، پیوستگی دارد با کاهش قابل ملاحظه در بیان ژنی CTRA مرتبط با استرس. و در نقطه مقابل، شادکامی خوش روان ارتباط داشت با افزایش قابل ملاحظه در بیان ژنی CTRA. تجزیه وتحلیل ژنتیک در طی تحقیقات هزینه پنهان دسترسی به شادکامی صرفا خوش روان را نشان می دهد.

به گفته Fredrickson نتایج در ابتدا تعجب آور بودند چرا که شرکت کنندگان در مطالعات  از حس کلی‌ شادکامی گفته بودند به گفته مسئول گروه.یک توضیح احتمالی علت این مسئله، این است که، افرادی که حس شادکامی مبتنی بر لذات گرا یی یا خوش روا نی را تجربه می‌کند، معادلی عاطفی از کالری های مصرفی را دریافت میکنند. فعالیت روزمره فراهم کننده خوشحالی‌ کوتاه مدت  ست اما عواقب منفی جسمی در دراز مدت پدیدار می گردد.

انسان میتواند از طریق لذت های ساده خود را خوشحال کند. اما آن “کالری‌های پوچ”‌ در جهت گسترش آگاهی و یا ایجاد ظرفیت در راهی که از لحا ظ جسمی به نفع ما باشد، کمکی نمی رساند.

بنظر می‌رسد که در سطح مولکولی بدن انسان، بر اساس حس ارتباط و هدف دار بودن، بهتر به انواع مختلف شادکامی پاسخ می‌دهد.

این نتایج تقویت کننده کارهای قبلی‌ Fredrickson بود در مورد تاثیرات هیجا نات مثبت  و به هم چنین تحقیقات مربوط به احساسات ناشی از ارتباط اجتماعی با طول عمر. درک چارچوب مرتبط با بیان ژنتیک به آگاهی‌ رسانی به مطالعات بیشتر در این زمینه یاری میرساند.

 

http://www.unc.edu

بخش: 

افزودن نظر جدید