سفر بی ثمر رئیس جمهور به پاکستان

 

دکتر حسن روحانی رئیس جمهور که بهمراه هیئت گسترده ای از وزراء و مسئولین عالیرتبه دولتی و تجار ایرانی به پاکستان رفته بود، با دست خالی به تهران بازمی گردد. در این سفر دو روزه تشریفات و تعارفات سیاسی در حد کمال بود. حاصل این سفر امضای شش تفاهم نامه همکاری (و نه قرارداد) و انعقاد جلسات متعدد سخنرانی با علما و ادباء و مسئولین کشوری و لشکری پاکستان بود. گویا هنوز حضور پررنگ اقتصادی چین و سایه سنگین نفوذ آمریکا و عربستان سعودی بر مقدرات پاکستان این اجازه را به هیئت بلند پایه ایرانی نداد تا به اهداف سیاسی، اقتصادی و امنیتی خویش دست بیابند.

 

هیچگونه قرارداد قانونی و یا توافق عملی در مورد سه محور اصلی اهداف این سفر یعنی تعمیق روابط سیاسی (سوای تعارفات معمول)، رونق اقتصادی و تجاری و بخصوص توافق نهایی برای خط لوله گاز ایران و پاکستان و مسائل امنیتی بین طرفین امضاء نشد. بعقیده نگارنده مقامات دولت حسن روحانی تکالیف پژوهشی، آماده سازی و بعبارتی "مشق شب" خود را برای سفر روز بعد خوب انجام نداده بودند. بجای محتویات و بازده عملی، تکیه و برنامه ریزی زیادی بر روی تشریفات شده بود. پیچدگی های سیاست در پاکستان و حضور پررنگ اقتصادی چین و نفوذ کشورهایی نظیر آمریکا و عربستان و متحدانش در امور پاکستان راه موفقیت برای ایران را دشوار کرده است.

 

بر اساس گزارش پایگاه اطلاع‌ رسانی ریاست‌ جمهوری، روحانی در نشست با نخست ‌وزیر و مقام‌ های ارشد کابینه پاکستان در اسلام ‌آباد گفت: "ایران تأمین امنیت انرژی پاکستان را بر عهده می‌ گیرد و مردم پاکستان مطمئن باشند که تهران به عنوان یک شریک راهبردی، همواره در زمینه نفت، گاز و برق از همه توان خود برای تأمین خواست آنان، استفاده خواهد کرد". واقعیت این است که چین از منظر اقتصادی و آمریکا و عربستان از منظر سیاسی هرگز اجازه نخواهند داد تا متحد آنها یعنی پاکستان برای تامین انرژی خود به جمهوری اسلامی وابسته باشد.

 

یک هفته قبل از سفر دکتر روحانی، رئیس جمهور ترکمنستان به پاکستان سفر کرده بود و مورد استقبال گرم مقامات پاکستانی قرار گرفته بود. بیشترین نیاز گاز پاکستان توسط خط لوله صلح ترکمنستان ـ افغانستان ـ پاکستان و هندوستان تامین خواهد شد که از دی ماه سال گذشته با حضور شرکت های ژاپنی و ترکیه و سرمایه گزاری کشورهای عربی آغاز به کار کرده است. دومین گزینه عملی برای پاکستان خرید گاز مایع از قطر می باشد که مرحله اجرایی آن از ماه پیش آغاز شده است. در حال حاضر کشتی های گاز مایع به بندر کراچی می روند اما قرار است بزودی با کمک چین خط لوله جنوب ـ شمال پاکستان از بندر گوادر در سواحل بلوچستان تا شمال پاکستان احداث شود. خط لوله دیگری از کراچی تا لاهور نیز برای حمل گاز قطر احداث خواهد شد. در نتیجه از نظر راهبردی و عملی ترکمنستان و قطر تامین کننده انرژی پاکستان در کوتا مدت و میان مدت خواهند بود. از نظر نفت نیز عربستان تعهد دیرینه خود را نسبت به تامین کامل انرژی نفتی پاکستان دارد. وانگهی صحبت از سرمایه گزاری روسیه نیز در تامین انرژی پاکستان بصورت جدی مطرح است. مضافا قرار است پاکستان بیش از هزار مگاوات برق از تاجیکستان خریداری کند. پاکستان در حال حاضر سه نیروگاه هسته ای برای تامین شش درصد برق کشور را دارد. قرار است تا سال ٢٠٥٠ میلادی  پنجاه نیروگاه هسته ای دیگر ساخته شود.

وزیر نفت پاکستان نیز دیروز به هیئت ایرانی گفت "به ‌دلیل وجود برخی از تحریم‌ها نمی‌توان برای پروژه خط لوله گاز ایران ــ پاکستان هیچ‌ کاری انجام داد". چین نیز که بزرگترین سرمایه گزار خارجی در پاکستان است با صرف بیش از ٤٦ میلیارد دلار در پروژه گسترده خود بنام "کریدور اقتصادی چین و پاکستان" متضمن استخراج وسیع ذغال سنگ و استفاده از انرژیهای طبیعی نظیر باد و خورشید در پاکستان شده است. در نتیجه پاکستان در یک شرایط درمانده و مستاصل برای "شریک تامین انرژی" نیست. و سیاست بیش از سه دهه دشمن تراشی و ماجراجویی و غرب ستیزی دیرینه جمهوری اسلامی، ایران را در موقعیت بسیار ضعیفی قرار داده است. نواز شریف نخست وزیر پاکستان هفته آینده با باراک اوباما در واشنگتن دیدار خواهد کرد. مسلما رئیس جمهور آمریکا اتکای هر چه بیشتر پاکستان به منابع انرژی ایران را تشویق نخواهد کرد.

 

 

سماجت ایدئولویک و مذهبی نظام جمهوری اسلامی و عملکرد غیر عقلانی آن در مناسبات جهانی و معادلات اقتصادی به انزوای بیشتر آن منجر شده و خواهد شد. بعنوان مثال بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی پاکستان را بدلیل اسلامی بودن به شراکت با هندوستان ترجیح می دهند. این در حالی است که پاکستان چین را بر همه ترجیح داده است. هندوستان که اعتماد چندانی به پاکستان ندارد، به ایران پیشنهاد داده است تا با سرمایه گزاری خود طرح انتقال گاز ایران به هند از طریق بستر دریا را عملی کند. برخی از مقامات مذهبی جمهوری اسلامی معتقدند که دور زدن یک کشور اسلامی و "برادر" یعنی پاکستان زیبنده نظام اسلامی ایران نیست. سیاست گذاران جمهوری اسلامی در مورد جایگاه رقابتی بندر گوادر در بلوچستان پاکستان که به چین واگذار شده است، و چابهار در بلوچستان ایران نگاهی بسیار ساده لوحانه و عملکردی آشفته و نابسامان دارند. و اصولا از بهروری جایگاه مزیت رقابتی (competitive advantage) چابهار  در منطقه اطلاع علمی ندارند. به همین دلیل یک روز چینی ها را برای سرمایه گزاری به چابهار دعوت می کنند، روز دیگر عمان و پاکستان را و هفته بعد از هندوستان می خواهند که در چابهار سرمایه گزاری بکند. چند روز بعد افغانها و برزیلی ها را دعوت می کنند. بر خلاف آنچه که در گوادر بصورت مشخص و روشن اتفاق افتاد، جمهوری اسلامی سیاست روشن و مشخصی برای توسعه و عملی نمودن سرمایه گزاری راهبردی در چابهار ندارد. و از سیاست سردرگم "هر چی و هرکسی که پیش آید خوش آید" (incremental opportunism) پیروی می کنند.

 

در مورد روابط سیاسی نیز اتفاق جدیدی رخ نداده زیرا ایران و پاکستان بعنوان دو همسایه اجتناب ناپذیر همواره رابطه نسبتا خوب سیاسی داشته اند. ایران اولین کشوری بود که کشور پاکستان را به رسمیت شناخت. ایران اولین کشوری بود که در اوایل دهه هفتاد میلادی و با درخواست ذالفقار علی بتو  برای سرکوب شورشیان جدایی خواه بلوچ نیروی هوایی ایران را فرستاد. اما امروزه پاکستان که بیش از یک میلیارد دلار کمک از آمریکا دریافت می کند و اخیرا نیز عربستان سعودی یک و نیم میلیارد دلار به آن کشور کمک کرد، اقتصاد کشور خود را به چین واگزار کرده و از نظر سیاسی نیز مطیع آمریکا و عربستان است. اگرچه همگان از سیاست دودوزه بازی پنهانی و دوگانه نهادهای امنیتی و نظامی پاکستان آگاه هستند. بطور مثال از آمریکا برای یافتن اساما بن لادن کمک دریافت می کرد و از سوی دیگر برای حفظ جان وی حداکثر تلاش را می نمود.

 

 

واقعیت این است که جمهوری اسلامی بنا به ماهیت دوگانه و سیاست خردگریز و تجاهل محور خویش، راهبرد منسجم و یگانه در تعامل و سیاست گذاری اقتصادی و تجاری خویش با دنیا ندارد. تفکر دیرینه انگاشته بر فروش نفت و پسته و قالی و زعفران در دنیای اقتصاد پیچیده جهان امروز محلی از اعراب ندارد. مضاف بر اینکه جمهوری اسلامی از پشت عینک سیاه مذهبی و "جهان ستیزی" و آزمایشات موشکی تبلیغات ـ محور خود به دنیای مدرن امروز می نگرد. دنیایی که در آن نمی توان تار و پود سیاست را از رگه های اقتصاد جهانی جدا کرد. متاسفانه سردرگمی نظام جمهوری اسلامی با طرح شعارهایی پوچ و عوامفریبانه نظیر "اقتصادی ایزوله مقاومتی"، آمیخته با رانتخواری مفرط نهادینه شده در بدنه اقتصاد داخلی و ماجراجویی نظامی در منطقه و بی کفایتی در سطح مدیریت خرد و کلان کشور باعث شده است که ایران حتی در تعامل خویش با کشور فقیر و همسایه ای مثل پاکستان ناکام بماند. بعنوان مثال وزیران جمهوری اسلامی مدت های طولانی است که برای زمینه اجرایی کردن موافقت‌ نامه امنیتی بارها به پاکستان سفر کرده اند و عملا دست خالی بر می گردند. در اردیبهشت سال گذشته رحمانی فضلی (وزیر کشور) در سفر خود به اسلام آباد از مقامات پاکستان قول اجرای موافقت‌ نامه امنیتی را گرفته بود. دقیقا همان قول اینبار به رئیس جمهور نیز داده شده.

 

رئیس جمهور که توسط وزیر کشور و استاندار سیستان و بلوچستان نیز همرایی می شد، در ابتدای سفر خود ابراز امیدواری کرده بود موافقت‌ نامه امنیتی که بین دو کشور وجود دارد هر چه سریعتر عملیاتی شود تا امنیت مرزهای شرقی کشور تأمین و در راستای توسعه استان سیستان و بلوچستان فعالیت صورت گیرد. غافل از اینکه پاکستان در مسائل امنیتی و ادعای به اصطلاح مبارزه با تروریسم بین المللی (بخوان رشد تروریسم مذهبی) و دخالت در امور همسایگان خود ید طولانی دارد. ظاهرا بجز برخی از قول و قرارهای مرسوم و متعارف در زمینه عملیاتی نمودن قرارداد امنیتی ایران و پاکستان، هیچگونه توافق جامع و عملی برای اجرای قراردادی که هر دو طرف آن را امضاء کرده اند صورت نگرفته است. در نتیجه از منظر عملی و بخصوص در رابطه با خط لوله گاز ایران و پاکستان (که ایران با هزینه بسیار زیادی سهم خود را ادا کرده است) و مسائل امنیتی و مبارزه با تروریسم بین المللی و اجرایی نمودن قرارداد امنیتی، سفر هیئت بزرگ ایران به پاکستان نتیجه ملموسی نداشته است. اگرچه حرف های زیادی زده شد و نشست های فراوانی صورت گرفت. می توان در مورد این سفر پر هزینه نتیجه گیری کرد که "آمدند و نشستند و گفتند و برخاستند، پی مصلحت مجلس آراستند".

 

عبدالستار دوشوکی

مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن

یکشنبه ٨ فروردین ١٣٩٥

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

آقای دوشوکی گرامی، سیاست خارجی ج.ا. و گیجی های مسلط بر آن و عللش را به مانند یک ایرانی علاقمند به سرنوشت میهن به نحو بسیار قابل فهمی بیان داشته ای. خسته نباشی، از خواندن مطلبت بسیار آموختم، و افتخار می کنم، به وجودِ اندیشه های انسانیِ هموطنانی چون شما
نوروزت شاد و سرافراز
البرز

شاید این هم از خواص لندن نشینی هست که آقای دوشوکی در تمام مقاله از دو گانگی شدید سیاسی دولت مردان پاکستان و دخالت در امور همسایگان از سوی ارگان های دولتی ـ امنیتی پاکستان و از فشار سیاسی از سوی آمریکا و عربستان و قطر برای عدم همکاری های اقتصادی و امنیتی پاکستان با ایران نام می برد و سرانجام سیاست خارجی ایران را محکوم می کند !؟
پاکستان 200 میلیونی نیازمند انرژی است.گزارش داده می شود که خاموشی ها و قطع برق در این کشور تا به 20 ساعت در روز هم می رسند. بلوچستان پاکستان از نیاز 1650 مگاوات برق خود تنها 650 و حتی 300 تا 400 مگاوات برق دریافت می کند که موجب نارضایتی شدید و کلافگی مردم شده است. عدم همکاری پاکستان با ایران در زمینه انرژی تنها به ضرر این کشور تمام خواهد شد و ایران در پیدا کردن مشتری برای گاز خود مشکلی نخواهد داشت بویژه اینکه مصرف داخلی در ایران رو به افزایش است و صرفه در این است که نیروگاه های برق گازی در ایران ساخته شوند و برق آنها صادر شود. بعنوان مثال در همان پایانه خط لوله گاز به پاکستان می توان نیروگاه های برق ساخت و برق آن را به پاکستان و افغانستان صادر نمود.
در مورد چین نیز بنظر می رسد که نویسنده محترم تنها در پی درست کردن یک نوع "توازن " بین شرق و غرب است. درحالی که چین در پیمان شانگهای با ایران و پاکستان به همکاری مشترک می پردازد و اصولا صادر کننده گاز نیست که رقیب ایران باشد. نیازهای پاکستان بسیار فراتر از 47 میلیارد دلار سرمایه گذاری چینی ها می باشد. چین را مانع توسعه اقتصادی ایران و پاکستان قلمداد کردن ، نوعی خاک پاشیدن به چشم ایرانی ها است.

آقای مقصودی گرامی، گمان نمی کنی، وقتی صراحتاً می نویسی؛ «... چین را مانع توسعه اقتصادی ایران و پاکستان قلمداد کردن ، نوعی خاک پاشیدن به چشم ایرانی ها است.» به "در پی" جا انداختن اجناس بنجل چینی در ایران قلمداد شوی؟

البرز گرامی،
متاسفانه این اسم مستعار شما من را اذیت می کند. اگر فیس بوک باشد و یا "اخبار روز" ، می توان بنوعی تحمل کرد ولی در نشریه رسمی سازمان نمی توان با "ناشناس" به بحث نشست. مسئولیت پذیری در اینجا اهمیت دارد. چنانچه در بار قبل هم یکباره بحث را قیچی کردید و یادداشت اخر من را منتشر نکردید و بحث سر از "اخبار روز " در آورد!
اگر سعادت آشنایی با شما را پیدا کنم ، خوشحال می شوم که به بحث بنشینیم چنانچه با آقای دوشوکی آشنایی دارم و حتی یکی دو بار با ایشان مصاحبه کرده ام.

آقای مقصودی گرامی، می نویسی؛ «... چنانچه در بار قبل هم یکباره بحث را قیچی کردید و یادداشت اخر من را منتشر نکردید و بحث سر از "اخبار روز " در آورد!...»
باید بگویم، که من نه قیچی به دست دارم، و نه از قیچی و قیچی به دستان خوشم می آید. و در اکثر قریب به اتفاق نظراتم هم به شکلی از اشکال همواره به غیر عادلانه بودن ممیزی و خود ممیزی پرداخته ام.

نمیدانم مقصودت از "ناشناس" چیست. اگر مثلا دانستی من در کوچه ی فلان و پلاک بهمان اقامت دارم، آنوقت برایت "شناس" خواهم شد؟
سالهاست نامم "البرز" است، و همواره در طول همه ی این سالها با همه ی افراد در خارج از محل زندگی شخصیم، با همین نام ایستاده و بحث کرده، و "مسئولیت" در قبال نظراتم، که همانا پاسخگویی به انتقادات باشد، را پذیرفته ام. چنانکه با نوشتن این جملات در حال حاضر مشغول پاسخگویی به انتقاد شما هستم.

تصور می کنم، آنچه شما را به واقع "اذیت" می کند، دانستنِ آدرس محل زندگیم نیست، شما "اذیت" میشوی چون تحملِ نظرِ مخالف و حوصله ی پاسخ به آن را نداری.
البت بایسته می دانم که بگویم، که من و اکثریت قریب به اتفاق دیگر هموطنانمان نیز دچار همین بلّیه بوده و طاقت نظر مخالف را نداریم. اگر امکانِ تحمل مخالف را داشتیم، می بایست لااقل امروز به اهداف اولیه ی انقلاب مشروطیت رسیده بودیم؟!!!.

لذا غمگین مباش و خودت را به خاطر اینکه نمیتوانی به خودت اجازه دهی تا با البرز هم، مانند آقای دوشوکی به بحث بنشینی "اذیت" نکن، که خودآزاری در دموکراسی جرم که نه، خطا محسوب میشود.
اما تبدیل کردنِ بحثهای عمومی به بحثهای خصوصی در کارآنلاین علاوه بر خطا، باید جرم هم محسوب شود، و پیشنهاد می کنم، فرد خاطی به دویدنِ یک مسیر پنج کیلومتری در فاصله ی زمانی نیم ساعت به مدت یکماه محکوم گردد. دویدن موجب ترشح آنزیمهایی در بدن میشود، که خُلقِ خوش داشتن را تقویت می کنند.

اگر شما با همان پهلو دستی خودت همواره آشتی بوده و هم کلام باشی، درست مانند آن است که "سعادت آشنایی" با مرا یافته ای. ولی با اینهمه نباید چنین به نظرت برسد، که از این پس نظرِ قابل نقدت را، بدون نقد رها خواهم کرد.
لذا همچنان معتقدم شما پاسخ سئوال ذیل را همچنان به من و دیگر خوانندگان کارآنلاین مقروضی:
[آقای مقصودی گرامی، گمان نمی کنی، وقتی صراحتاً می نویسی؛ «... چین را مانع توسعه اقتصادی ایران و پاکستان قلمداد کردن ، نوعی خاک پاشیدن به چشم ایرانی ها است.» به "در پی" جا انداختن اجناس بنجل چینی در ایران قلمداد شوی؟]

نوروزت شاد و سرافراز
البرز

دیدم که مقاله آقای دوشوکی در سایت بی بی سی منتشر شده است و همچنین خبر زیر از در سایت تابناک منتشر شد:

" واکنش مشاور روحانی به انتقادات از سفر پاکستان رئیس جمهور

حسام‌الدین آشنا مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور در واکنش به ادعای یک رسانه غربی مبنی بر بی‌نتیجه بودن سفر حسن روحانی به پاکستان، اظهار داشت: متأسفانه دستاوردهای این سفر تحت‌الشعاع تبلیغات شبکه‌ها و وب‌سایت‌های سعودی-صهیونی قرار گرفته و تأسف‌بارتر از آن، نفوذ‌پذیری برخی رسانه‌های خاص از اینگونه تبلیغات است.حسام‌الدین آشنا که در ملاقات‌ها و مذاکرات سفر به پاکستان حضور داشته است، در ادامه افزود: متأسفانه نفوذپذیری برخی رسانه‌های خاص از طراحی‌های اتاق‌های فکر انگلیسی تا حدی است که بلافاصله پس از انتشار مطلب یک جدایی‌طلب نشان‌دار، در سایت فیلتر شده بی‌بی‌سی و یک گزارش سعودی ساخته گازی، نتیجه می‌گیرند سفر کم‌نظیر رئیس‌جمهور کشورشان به پاکستان بی‌حاصل بوده است و آن را در میان عموم انتشار می‌دهند.وی با تأکید براینکه تا به حال به این حد از نفوذپذیری باور نداشتیم، تصریح کرد: متأسفانه شاهد آن هستیم که تلاش پاکستان برای بازسازی روابط راهبردی با ایران و آمادگی ایران برای بازپس‌گیری منافع و مصالح خود زیر سایه سنگین غرض‌ورزی‌هاکوته‌نظرانه داخلی و بازی‌های خطرناک سعودی – صهیونی نادیده گرفته می‌شود.رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری همچنین یاداور شد: پاکستان برای تکمیل خط لوله خود تا مرز ایران انگیزه‌هایی فراتر از کمک مالی ایران دارد و تضمین امنیت انرژی پاکستان مسئله‌ای فراتر از انتقال گاز از مسیر ترکمنستان- افغانستان یا حمل با کشتی از قطر است.وی متذکر شد: بگذارید در یک کلام عرض کنم دوران سفرهای خارجی بی‌حاصل و دورهمی چند سالی است که تمام شده است، سفر رئیس‌جمهور ایران به پاکستان آغاز بازسازی پل‌هایی است که مدت‌ها بود نیاز به تعمیر داشت، آثار امنیتی این سفر در کوتاه‌مدت و آثار اقتصادی آن در میان‌مدت ظاهر می‌شود، ولی آثار فرهنگی آن تا درازمدت باقی خواهد ماند. این خبر را پایگاه اطلاع رسانی دولت منتشر کرده است."

بنظرم بررسی و گزارش و تحلیل سفر حسن روحانی از زوایای مختلف برای شناخت دقیقتر ضروری است و ضروری تر آن است که ناخود آگاه به تکرار تبلیغات رژیم و یا بلندگوهای امپریالیست ها تبدیل نشویم.
متاسفانه آقای دوشوکی مسئولیتی برای خود احساس نمی کند که به انتقادی که در یادداشت اول از ایشان کردم پاسخ دهند شاید هم که اصلا توجهی نکرده است و تنها خواسته است از تریبونی برای انتشار سیاست معینی استفاده نماید.

ضمن آنکه به همراه آقای مقصودی معتقدم، نویسندگان مقالات باید بتوانند به خود بقبولانند که مؤظفند تا به سئوالات خوانندگانشان پاسخ گویند. اما همزمان حق انسانی هر کسی میدانم، که تصمیم بگیرد، به این یا آن دلیل از پاسخ به سئوال یا سئوالاتی کناره جوید. چنانکه آقای مقصودی تصمیم گرفت، که سئوال مرا بی پاسخ گذارد، و من به تصمیم ایشان احترام می گذارم، اما سئوالم همچنان بی پاسخ باقیست.

و مطلب مهم دیگر این که، آقای دوشوکی به سفر بی ثمر [بدون قراردادهای مشخص اقتصادی] اشاره می کند، و در پی توجه اذهان به چرایی وقوع این حادثه است،
ولی آقای مقصودی با اشاره به "پاکستان 200 میلیونی نیازمند انرژی" کوشش دارد که بگوید، که عقدِ قراردادهای اقتصادی در آینده صورت خواهد پذیرفت.
اما آقای مقصودی توجه ندارد که سیاستهای تشنج آفرین ج.ا. در عرصه های خارجی برای ایجاد به اصطلاح اتحادِ اسلامی به محوریت خودش است که او را، حتی در بین کشورهای اسلامی منطقه نیز تنها گذاشته است. چرا که دین در غالب کشورهای اسلامی منطقه مبنای برنامه های اقتصادیشان نیست.

و تا درب سیاستهای خارجی ج.ا. بر پاشنه ی دخالتهایِ مستقیم و غیرمستقیم در امور داخلی دیگر کشورهای منطقه برای ایجاد اتحاد اسلامی مورد نظرش بگردد، تنها چین، آمریکا، روسیه، کشورهای اروپایی و ترکیه اند که اهم قراردادهای اقتصادی منطقه را درو خواهند کرد.

و اگر هم بر مبنای گفتِ کارشناس تابناک؛ «پاکستان برای تکمیل خط لوله خود تا مرز ایران انگیزه‌هایی فراتر از کمک مالی ایران دارد و تضمین امنیت انرژی پاکستان مسئله‌ای فراتر از انتقال گاز از مسیر ترکمنستان- افغانستان یا حمل با کشتی از قطر است»
با اینهمه واقعیت این است، که پاکستان قراردادی در این زمینه با ایران منعقد نکرده است.

آقای روحانی و مشاورینش با دنبال کردنِ خطِ فکریِ آقای خامنه ای و شرکاء(بخوان سپاه پاسداران) متبلور مَثَل و حکایتِ مشهور ایرانی "هم از توبره خوردن و هم از آخور" هستند. اگر این آقایان بواقع دلسوز مردمند، بجای تأکیدات مؤکد مبنی بر دلداده گی به خطِ انحصارطلبان، میبایست محترمانه وقعی به زیاده خواهیهای انحصارطلبان نمی گذاشتند. چه آنچه امروز کشور را از گزند آشوبها و بلواها بدور داشته، نشأت از اعتماد "مردم" به اصلاح طلبان دارد، و نه هیچ دیگر.

بنابراین برخلاف تصور آقای رئیس جمهور حسن روحانی تضعیف خط و جبهه ی انحصارطلبان در کشور، تضعیف عظمت و رفاه کشور نیست، بل تبعیت کورکورانه از زیاده خواهیهای انحصارطلبان است که موجب تضعیف کشور شده و میشود.