در مسیر اتحاد و هبستگی

در مسیر اتحاد و همستگی همواره موانع و مشکلات گوناگون خودنمایی می کنند که این موانع و مشکلات هم درونی است و هم بیرونی . به جرات می توان گفت موانع درونی را خود افراد و اعضای یک جریان و مجموعه پدید می آورند و مولود تفکرات یک سویه و تنگ نظری ها و نگرش های سطحی و عملکرد غلط ناشی از آن است و موانع بیرونی زاییدۀ جریاناتی است که اتحاد و همستگی در جنبش چپ مترقی را برای خود دردناک و تحمل ناپذیر می دانند و با ایجاد تفرقه و اختلاف در میان جنبش در صدد اجرای مقاصد خود هستند.

موانع بیرونی اتحاد جنبش چپ هر چند خطرآفرین است اما با برنامه ریزی درست می توان آنرا دفع نمود و یا به حداقل ترین آسیبها رساند اما در موانع درونی، چنانچه جنبش خود دچار اختلاف و تشدد باشد پروسه پوسیدگی از درون کار خود را سریع تر از تهاجم خارجی به انجام می رساند و همین امر باعث از هم گسستگی و جدایی می گردد و به همین دلیل است که حاکمیت با بزرگ نمایی برخی مشکلات سطحی داخلی مانع ایجاد وحدت در بین جنبش می گردد و به هر شکل ممکن و با ایجاد سیاست فرسایشی از درون و منهدم کننده، زمینه متلاشی شدن را فراهم سازد تا اساس و بنیان همبستگی را از ریشه، بیمارگونه و غیر قابل دستیابی تلقی نماید و با تحمیل هزینه های سنگین بر جنبش مسیر همبستگی و اتحاد را غیر قابل دسترسی نماید که می توان گفت تا حدودی هم اعمال و اتفاقات پیش آمده در درون جنبش نشان می دهد در این مسیر موفق گردیده است و همین انشعابات گوناگون با نامها متفاوت شاهدی است این مدعا و ما امروزه شاهد پدید آمدن انواع گروه های چپی هستیم که هرکدام ساز خود را می نوازند . جالب است که با وجود این همه جریانات متعدد چپ باز هم این جنبش نتوانسته است پایگاه توده ای خود را که پیش از انقلاب و چندی بعد از آن را داشت ، حفظ کند و این جنبش روز به روز از نظر پایگاه توده ای مسیر رو به سقوط را طی کند چرا که جوان امروز ایرانی هموطن در داخل دچار سردرگمی و سرخوردگی است و همین امر باعث شده تا عملیات روانی رژیم در ابعاد گسترده تر، هویت چپ و مدعیان اندیشه ناب سوسیالیسم را مورد تاخت و تاز بی امان قرار دهد و با بهره گیری از تجارب سرویس های اطلاعاتی و روی آوردن به نرم افزار گرایی با نگاهی نوین و صف آرایی های جدید که نشان از تقابل سخت و جدی تر با جنبش چپ را دارد و فشارهای سیاسی و غیر حقوق بشری خود را در داخل کشور با قدرتی بیش از پیش دنبال نماید.

حکومت اسلامی با ارعاب و ایجاد شکاف و تعارض در صفوف جنبش که خود خالی از بهانه نیست، در پی تضعیف مقاومت توده ای و اتحاد ملی است و با تحریک گروه ها و جریانات کوچک و با هدف مقابله و انزوا، جنبش چپ را در داخل و با ایجاد ناباوری و بازدارندگی از درون، آن را بیش از پیش منزوی کند و گروه های موجود در جنبش با آگاهی از شرایط موجود هنوز پی به ضرورت یک سازمان سیاسی با قدرت و تاثیرگذار نبرده اند وهمچنان بر خود افراطی کوچک و ناچیز خود پا فشاری می کنند بی هیچ اندک تاثیری در روند حرکتهای خود جوش توده ای.

در همۀ درگیری ها و اختلافات درونی رد پایی از عناصری پیدا می گردد که یا از سر آگاهی و یا از سر ناآگاهی آتش تفرقه و جدایی را شعله ورتر می کنند و از هر کوششی برای اوج گیری تنش ها و اختلافات درونی دریغ نمی ورزند و این افراد در درون جنبش به نوعی آتش بیار معرکه ای هستند که حاکیمت آنرا افروخته است و همین امر باعث مسدود نمودن راه های رسیدن به تفاهم و اتحاد می گردد .

نباید فراموش کرد که همۀ موانع و اختلافات موجود در مسیر رسیدن به وحدت و همبستگی جنبش چپ از نوع سوء تفاهم نیست بلکه از نوع عدم تفاهم و داشتن تصورات غلط از دیدگاههای یکدیگر است که باعث پدید آمدن این تفرقه و جدایی می گردد و تا همین اختلافات و تصورات غلط در میان جنبش وجود دارد نیازی به دشمن خارجی نیست و این از هر دشمن خارجی برای جنبش به مراتب خطرناک تر است .

در گسترۀ رشد وسیع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جهان که با طرح، برنامه و ضرب آهنگی پرشتاب و تند در حرکت است بی برنامه بودن اپوزسیون در خارج از کشور بخصوص جنبش چپ، دچار رخوت و سستی گریده و آن را در اتخاذ برنامه ای مشخص جهت رسیدن به اهداف مشخص تر به راه ضعف و اضمحلال کشانده است و نبود برنامه، معیار عمل را از این جنبش سلب نموده و همین امر باعث گردیده تا بین اعمال و فعالیتهای آن هماهنگی وجود نداشته باشد و نتواند از فرصت ها و مسائل احتمالی آینده داخل کشور را پیش بینی نماید و آن را از قوه به فعل تبدیل کند، که در نهایت همین امر باعث گردید تا با فعالیت گستردۀ حکام اسلامی و کارکردهای آن ماندگاری اندیشه چپ در اذهان توده ها در داخل را دچار ناماندگاری کند. ماراتن تبلیغاتی رژیم اسلامی دیرزمانی است با شدت هرچه بیشتر در داخل، علیه جنبش چپ آغاز شده که نتیجۀ آن کشتار، سرکوب و حبس با دستاویزی عمده در زیر نقاب عوام فریبی و مبارزه با دشمنان دین، ولایت و اخیراً ملت، صورت گرفت، همان دستاویز کهنه و نخ نمایی که سفاکان خونریز تاریخ گذشتۀ این مرزوبوم از آن بهره برده اند و سالیان سال بر توده ها حکمرانی نموده اند و اکنون در لابلای شعارهای تبلیغاتی و پوپولیستی در پی مشروعیت بخشی به این نظام کثیف هستند. دامن زدن به اختلافات جنبش چپ در کنار بحران های متعددی همچون عدم وفاق و همدلی در میان این جنبش شیوه ای بود که حاکمیت ارتجاع دینی در راستای رسیدن به اهداف پلید خود دنبال کرده است.

رفقا، یاران، اهداف و آرمانها بیش از هر زمانی باید مورد توجه تک تک جریانات چپ قرار گیرد و اگر نزاع و اختلافات طولانی درون گروهی موجود نبود شاید این چنین مسئلۀ وحدت و همبستگی، نظر همه را به خود جلب نمی کرد و همین امر باعث نمی گردید که دو گنگره سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) معطوف به این موضوع گردد. در گذشته جریانات و گروه های مختلف هویت بخشی خود را در پررنگ نمودن جایگاه خود در میان توده ها می دیدند و همین امر باعث شد که صف خود را از دیگران جدا کنند و در مقام هجمه برآیند، اما امروزه دیگر این هویت بخشی را باید در تقویت بنیۀ فرهنگی و حضور و همدلی با دیگر جریانات به سمت و سوی تقویت مشترکات دانست و باید از خود این سئوال را پرسید این جدایی ها و صف آرایی ها و گروه بازی های کودکانه تا کنون چه چیزی را نصیب جنبش چپ کرده است؟

   رفقا و یاران ، راه های به ثمر رساندن اتحاد وهمبستگی از دو راه قابل بررسی است ؛ یکی بررسی اهداف وحدت که به شناخت شیوه های عملی رسیدن به همبستگی را کمک می کند و دیگر اینکه شناخت موانع وحدت ، موانعی که موجب دور افتادن از اهداف و تخریب تلاش ها می گردد . در بارۀ شناسایی اهداف و بایسته های اتحاد و همبستگی ، و یا شاید یکی از مهمترین عامل آن بدفهمی نسبت به موضوع اتحاد و نگرانی برخی از دیدگاهها و از دست رفتن هویت آنها باشد ، که اگر چنین باشد این نشان از عدم بلوغ سیاسی و نداشتن فرهنگ مبارزاتی ما دارد که ویرانی و هویت گروهی را به نبود وحدت ترجیح می دهیم . راه های تحقق اتحاد و همبستگی از دو راه قابل شناسایی است، نخست اهداف وحدت که به شناخت شیوه های عملی رسیدن به اتحاد است و دیگر اینکه شناخت موانع وحدت که باعث دور شدن از اهداف می باشد. همان اندازه که بررسی راه های رسیدن به اتحاد موضوع بسیار مهمی است، بررسی موانع رسیدن به این آرمان دارای اهمیت و حساسیت بسیار بالایی است، زیرا هر چه در راه دعوت به اتحاد تلاش می شود ، به موانع وحدت توجه نمی شود ، که باز هم مشکلات بر جای خود باقی است و در نهایت باز هم به جدایی و انشعابات گوناگون دیگر ختم می شود و همۀ تلاش ها برای ایجاد وحدت را خنثی می کند.

رفقا و یاران، هدف وحدت تعیین کننده جهت و سمت و سوی دستیابی به آن است؛ زیرا طرح اهداف از سویی به قلمرو اتحاد و هبستگی و از سویی دیگر به شناخت موانع و شیوه های تحقق آن کمک می کند.

نخستین هدف برای وحدت بخشی ، کاستن تنش ها و اختلافات درونی است که با این هدف با مشخص نمودن مبرم ترین مسائل جنبش و تعیین الویت ها میسر می گردد. این هدف کمک می کند تا در سایۀ آرامش، فرصت نشر اندیشه ها و آراء یکدیگر فراهم گردد و میان آراء و عقاید مختلف ارتباط سالم و معقولی برقرار گردد و حتا زمینه برگزاری نشست های تخصصی ایجاد شود تا سخن یکدیگر بهتر شنیده شود و هر گروه سخن مقابل خود را در فضایی آرام و به دور از پیش ذهنیت ها داوری کنند. موانع اتحاد و همستگی در جنبش در دو شکل چهرۀ خود را نشان می دهند که قابل ارزیابی است، موانع نظری و موانع عملی؛ منظور از موانع آنهایی است که به لحاظ نظری مانع رسیدن به این آرمان می شود و برخی از جریانات یا اعتقادی به اتحاد و همبستگی در جنبش ندارند و یا با تصورات ذهنیت های خاص زمینه های ایجاد همبستگی در جنبش را خنثی می کنند، در صورتیکه موانع عملی رفتار و اعمالی است که مانع تحقق همبستگی می گردد. حال این سئوال مطرح می گردد که تا کنون جنبش چپ چه راه هایی برای کشف این موانع انجام داده است؟

رفقا ویاران، نباید فراموش کرد که ماندگاری یک جریات کمونیستی در مبارزه، مستلزم کار و فعالیت کمونیستی آن با تعاریف خاص خود است و این شکل از مبارزه، تکی و انفرادی، تنها به کژراهه رفتن است. اتحاد و همبستگی در جنبش چپ تنها رمز موفقیت این جنبش است. دانستن حقیقت اختلاف و فهمیدن شیوه های برخورد با مخالف در صورتی ممکن است که مرز میان واقعیت و حرکت های آزار دهنده و تحریک آمیز تعیین شود. از این راه است که می توان فهمید چه چیزی به نفع جنبش و چه چیزی بر پایۀ ساختۀ تعصبات کور گروه گرایی است. اگر بپذیریم که اتحاد و همبستگی اصل و معیار زنده بخشی و حرکت رو به پیش است و منظور از وحدت حذف یگ گروه به نفع گروه دیگر نبوده و نیست و همین اصل در بارۀ افراط و تفریط های جریانات متفاوت روشن می شود و معیاری برای تشخیص و پالایش؛ از این رو می توان به دنبال کشف عوارضی بود که در طول گذر زمان در درون جنبش رسوخ کرده و زمینه های تقابل را فراهم، و جبهه بندی های مخرب پدید آورده است.

حال اگر پذیرفته شود اختلاف در جنبش تابع برخی از عوامل تاریخی و سیاسی است، پس باید به پی آمد اختلافات و واقعیت داشتن آنها توجه شود و تمامی جریانات مختلف چپ باید به پی آمد بودن این اختلافات و حقیقت داشتن آنها توجه داشته باشند و در نوع رفتاری که بایسته این واقعیت است را بپذیریم. وقتی عوامل بیرونی و محیطی را بپذیریم دیگر سخن و استدلال همیشه کارساز نیست و اختلافات درونی تمام شدنی نیست و نخواهد بود، اگر چنین باشد که عده ای لازمه پایبندی ومومن بودن به اصول جنبش و چپ بودن و دفاع از عقاید خود را در این تصور می دانند که با مخالفان درونی همچون دشمن برخورد کنند و از بین ببرند، و طرد مخالف را شعار و سر لوحۀ کار خود قرار دهند، گمان می کنند که این اختلافات درون گروهی تمام می شود، هرگز، چرا که هر جریان فکری مخالف درون جنبش به خود این حق را می دهد که با دیگران همان کند که دیگر جریان مخالف می کنند. آیا لازمۀ حضور در جنبش و تعصب گروهی این است که دیگران را طرد و نفی کنند؟ و اگر اختلاف گریز ناپذیر است، راه حل آن انشعاب و تشکیل تشکیل جبهه و گروه است؟ چرا جنبش چپ به عنوان یکی از مدعیان اپوزسیون مکانیسمی سالم و به دور از همهمه و جنجال برای حل مشکلات و تضادهای درونی ندارد و همیشه چنین استنباط می گردد که جریانات چپ زبان یکدیگر را نمی فهمند؟ جای تردید و سئوال است که چگونه است جنبشی که میراث دار عمری مبارزه و نقد اندیشه ها بوده، تحمل شنیدن نقطه نظرات مخالف یکدیگر را ندارند؟ آیا در حال حاضر دشمنی مشترک با عنوان رژیم اسلامی وجود دارد که نمی توان به یک نقطۀ مشترک رسید؟ این جنبش تا کی می خواهد در حرکت های روشنفکری غیر توده ای غرقه باشد؟ آیا وقت آن نرسیده است که با هم اندیشی از شرایط موجود، بهترین بهره برداری را نماید؟ با این شرایطی که جنبش چپ به آن مبتلا شده است، تنها مقدمات انقراض این اندیشه را در داخل کشور برای جنبش فراهم ساخته ایم .

رفقا و یاران، امروز دیگر وقت آن رسیده که جنبش چپ با پذیرفتن اشتباهات خود در جوانب مختلف و بدون درپی مقصر گشتن و گناهکار جلوه دادن دیگری، با تدوین برنامه ای روشن و گامهایی موثر و نوین در جهت اتحاد و همبستگی همه جانبه بردارد و در این شرایط با دست به دست هم دادن و ایجاد سازمانی توانمند از کلیه نیروهای چپ و پشتیبانی از مطالبات به حق دمکراتیک توده ها و دفاع از حقوق صنفی – سیاسی و فرهنگی آنان افقی روشن را برای جنبش رقم زد . فراموش نشود جنبش چپ نیازمند ساماندهی و هدایت دمکراتیک است و تنها با نقاط مشترک است که می توان چهره ای روشن را در اذهان توده ها برای امید به فردایی بهتر ترسیم کنیم و بر پراکندگی و اختلاف در میان جنبش فایق آییم . باید در همه حال به این سخن شهید خسرو گلسرخی بیش از پیش توجه داشت و اندیشه کرد که گفت :

"بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند تا آیندگان ندانند بی عرضه های این برهه از تاریخ بوده ایم . "

مباد روزی که مخاطب این سخن ما باشیم و برای همیشه در پیشگاه خلق شرمسار.   

 زنده باد اتحاد جنبش چپ ایران

زنده باد سوسیالیسم

جمعی از اعضا و هواداران سازمان فداییان خلق ایران

گروه شهید همایون کتیرایی

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

گروه محترم شهید [زنده یاد] همایون کتیرایی؛ شما سخن خود را با جمله ی؛ «...در مسیر اتحاد و همبستگی همواره موانع و مشکلات گوناگون خودنمایی می کنند که این موانع و مشکلات هم درونی است و هم بیرونی...» می آغازید.
ولی هنگام تشریح "موانع و مشکلات درونی"، با آوردنِ جمله ی کلیِ؛ «... چنانچه جنبش خود دچار اختلاف و تشتت باشد پروسه پوسیدگی از درون کار خود را سریع تر از تهاجم خارجی به انجام می رساند...» بی آنکه به بررسی "اختلاف و تشتت" بنشینید، بلافاصله پای عنصری "بیرونی" را وسط کشیده و می نویسید؛ «... حاکمیت با بزرگ نمایی برخی مشکلات سطحی داخلی مانع ایجاد وحدت در بین جنبش می گردد...»

بی آنکه بخواهم سیاستهای تفرقه افکن حاکمیت را کم اهمیت جلوه دهم، اما هنگام پرداختن به مشکلات درونی، کشیدن پایِ نامیمون حاکمیت به ماجرا، و عمده کردن نقشش در مشکلات درونی را نوعی فرار یا توجیه کم مایه از مشکلات درونی می دانم.

و از سویی دیگر شما سخن خود را با نوشتن از "اتحاد و همبستگی" آغازیده اید، و کمی پائین تر صحبتِ "ایجاد وحدت در بین جنبش" را مطرح می کنید.
گمان می کنم، گرچه واژه های "اتحاد" و "وحدت" هر دو تصویری از گردهمایی آحاد را در ذهن ایجاد می کنند، اما در عمل دو مطلبِ جدا از هم هستند.

شما در باره ی تفاوتِ نظرات در جنبش چپ می نویسید؛ «... در همۀ درگیری ها و اختلافات درونی رد پایی از عناصری پیدا می گردد که یا از سر آگاهی و یا از سر ناآگاهی آتش تفرقه و جدایی را شعله ورتر می کنند...».
گمان می کنم، اینگونه سخن گفتن در باره ی اختلافات کمکی به حل مشکلات و نتیجتاً رفع اختلافات نمی کند. به عبارتی روشن تر، اگر "ما" بدون ارائه سند و مدرکی مستدل مخالف خود را "ناآگاه" و "آتش بیار معرکه" بنامیم، این، قبل از هر مطلبی نشان از آن دارد که "ما" قدرتِ تحملِ مخالف را نداشته و بجای پیش بردن بحثی منطقی، با وصلِ بی مدرک مخالف خود به افکار و نیروهای اهریمنی، در واقع از پاسخی منطقی فرار می کنیم.
البته شما در ادامه ی مطلب خود در باره ی شقِ دیگر موضوع یعنی؛ «... همۀ موانع و اختلافات موجود در مسیر رسیدن به وحدت و همبستگی جنبش چپ از نوع سوء تفاهم نیست بلکه از نوع عدم تفاهم و داشتن تصورات غلط از دیدگاههای یکدیگر است که باعث پدید آمدن این تفرقه و جدایی می گردد...» هم می نویسید، اما اینهمه را نوشدارویِ بعد از مرگ سهراب ارزیابی می کنم.

اگر سابقه ی جنبش چپ کشورمان را از تشکیل جمعیت اجتماعیون و عامیون بدانیم، تمامی تجربیات و تلاشهای قرن اخیر می گویند؛ آفریدن "وحدت" در جنبش چپ نه تنها دشوار، بل غیر ممکن است، لذا گمان می کنم، سنجیده آن است که در پی "اتحاد" بر سر فراگیرترین خواستها و مشترکات در مجموعه ای باشیم که خواهانِ تحمل مخالف برای ایجاد تحول در کشور است.

با درود و آرزوی موفقیت برای گروه رفیق شهید کتیرایی . مطلب گذاشته شده با عنوان در مسیر اتحاد بسیار عالی بود . اما مسئله اینجاست که تا کنون در این مورد (اتحاد و همبستگی)بارها و بارها بیانیه ، اطلاعیه و... منتشر شده اما متاسفانه نه تنها هیچ اقدام عملی در این راستا انجام نشده بلکه از سوی جریانهای چپ خارج از کشور به هیچ انگاشته شده و تنها در حد یک بیانیه و اعلامیه باقی مانده و این امر فقط به عنوان یک آرزوی دست نیافتنی و محال در اذهان باقی مانده و همین امر تمامی گروه هایی که با برند ویژه در ایران حضور چشمگیری داشتند را به دست فراموشی سپرده است و همانطور که به کلام رفیق شهید خسرو گلسرخی اشاره داشتید جنبش چپ با این تاکتیک مبارزاتی باید منتظر باشد که : " بر سنگ مزارمان تاریخ بزنند تا آیندگان بدانند بی عرضه های این برهه از تاریخ بوده ایم ". و این مایه تاسف است .