مجلسی بدون تاثیر تعیین کنندە

با نتیجە انتخابات ریاست و هیئت رئیسە مجلس شورای اسلامی کە در آن علی لاریجانی بە عنوان رئیس مجلس و بە ترتیب پنج نفر از اصلاح طلبان، پنج نفر از اصولگرایان و ٢ نفر از تندروها بە هیئت رئیسە انتخاب شدند، مجلس شورای اسلامی وارد فاز دیگری شدە کە آن را از مجلسین پیشین بویژە بعد از دوران اصلاحات جدا می کند. تغییری کە در آن ١٠ نفر از لیست غیر جبهە پایداری وارد هیئت رئیسە شدە (البتە با حفظ مرز موجود میان اصلاح طلبان و اصولگرایانی کە سر بە لیست امید هستند). بە نظر شما این موضوع از چە زاویەای مهم است، و اصولا آیا می توان مدعی اهمیت تاثیر آن بر اوضاع کشور شد؟

قوانین و ساختار جمهوری اسلامی بگونه ای است که مجلس در بهترین حالت زیر گیوتین احکام حکومتی و شورای نگهبان قدرت چندانی ندارد و نمی تواند منشا تحولی اساسی در کشور باشد. ترکیب مجلس و هیئت رئیسه آن نیز، اثرات شان از قدرت مجلس فراتر نمی رود. تنها زمانی مجلس در جمهوری اسلامی می تواند اثرگذار شود که جنبش نیرومندی در سطح جامعه برآمد کند. اگر جنبشی شکل گیرد، فضای عمومی جامعه را متاثر می کند و می تواند، معادلات را تغییر دهد. مرتجعان را عقب رانده، از متزلزل ها، بسته به قدرت جنبش، نیروی کم و بیش همراه بسازد. در این حالت فضای روانی مردم تهاجمی شده و ترس و ارعاب در دل حکومت و دستگاه سرکوبش بیشتر خواهد شد. و این خود، فضا و بستر مناسبی برای حرکت نهادهای سیاسی و جامعه مدنی ایجاد می کند. در چنین شرایطی از نقش بازدارندگی قوانین حاکم کاسته شده و قدرت مجلس می تواند برای دخالتگری افزایش یابد. اما ترکیب این مجلس در آن شرایط موعود هم، به گونه ای است که در حد خود برای تغییر مقاومت می کند. بدین دلیل که در انتخاباتی که انجام شد، چهره های اصلی اصلاح طلبان امکان شرکت در انتخابات و رقابت را نداشتند. کاندیداهای تاپید شده این گرایش، در چارچوب تحمل ناچیز دستگاه ولایت قرار داشتند. در ترکیب کاندیداها، افراد مستقل هم وجود نداشت. مستقل ها به ظاهر مستقل از این دو جناح بودند، اما همانگونه که روشن شده است، بیشتر آنها به شکلی متمایل به همین دو جناح بوده و هستند. افزون بر این ها، در لیست اصلاح طلبان، از همه گرایشات به جز تندترین جناح اصولگرایان، وجود داشت.

با این توضیحات در پاسخ مشخص تر به پرسش شما می گویم که ترکیب مجلس نسبت به مجلس قبل تغییر کرده است، اما این مجلس کماکان زیر سایه فرامین ولایت فقیه حرکت می کند. نگاهی به آراء لاریجانی برای ریاست مجلس، گویای تعادل قوای کنونی و سمت حرکت آتی آن است. لاریجانی نیروی اصولگرائی است که مصلحت اندیشانه حرکت می کند. میزان اثر گذاری این مجلس بر اوضاع سیاسی کشور را در شرایط عادی، می توان با پتانسیل لاریجانی سنجید. از اینرو من بدون اینکه تفاوت گرایشات موجود در مجلس را نادیده بگیرم و بر تاثیر متفاوت آنها بر زندگی مردم چشم بپوشم، نه برای جایگاه مجلس، در چارچوب ساختار کنونی، نقش ویژه ای قائلم و نه ظرفیت این مجلس را برای اثرگذاری بر جامعه، چندان تعیین کننده می دانم.

 بە نظر شما چرا اصلاح طلبان در مورد ریاست مجلس کوتاە آمدند و راە را برای علی لاریجانی بازکردند؟

اصلاح طلبان نسبت به دوره های پیش، اکثرا تغییر کرده اند و با اصلاح طلبان مجلس ششم و خصوصا با اصلاح طلبان درون جنبش سبز در سال 88 متفاوتند. افزون بر این، اصلاح طلبان تائید صلاحیت شده که به مجلس راه یافته اند در قیاس با هم کیشان خود، نیروی رام تری هستند. این نیرو طبیعی است که پشت سر لاریجانی صف بکشد. اگر جز این رفتار می کرد آنگاه، پرسش انگیز بود. بخش قابل توجهی از آنها، خصوصا پس از جنبش 88 و سرکوب آن، به جای ایستادگی بر خواسته های اصلاح طلبانه، کوتاه آمدن در برابر دستگاه ولایت را به صلاح دیده اند. برای کوتاه آمدن، حد و مرزی ندارند. اگر همه آنها هم در مجلس یازدهم رد صلاحیت می شدند، در آن صورت، بعید می دانم پشت اصول گرایان معتدل صف نمی کشیدند. با این "درسی" که از جنبش 88 گرفته اند، جز رای به لاریجانی، که در شرایط کنونی کاندیدای ترجیحی دستگاه ولایت از یکسو و بلوک رفسنجانی و روحانی از سوی دیگر بود، راه دیگری نداشتند. اساسا کاندیدا شدن عارف برای ریاست موقت مجلس کمی عجیب بود.

  ظاهرا رابطە اصولگرایان میانەرو و اصلاح طلبان وارد فاز جدیدی شدە، موردی کە تقریبا با توجە بە حوادث سالهای اخیر بسیار جلب نظر می کند، بە نظر شما علت این مسئلە چیست؟

اصول گرایان میانه رو، اصول گرایانی هستند که منافع خود را در چرخه قدرت در جمهوری اسلامی، خوب بو کشیده اند. می دانند مردم از مستبدان حاکم بیزارند. فهمیده اند که به میزانی که از تندروی فاصله بگیرند به همان میزان در غیاب یک اپوزیسیون آزادیخواه، می توانند آرا و نظر مردم جامعه را جلب کنند. از اینرو از تندروها برای ماندن در قدرت تا حدی، فاصله گرفته اند. اصلاح طلبان هم، برای اینکه در قدرت بمانند فرمان را به طرف راست گرفته تا از زیر تیغ دستگاه ولایت به سلامت گذر کنند و از این غنایم بی نصیب نمانند. علت پیوند این دو نیازی است که به یکدیگر دارند تا از قدرت رانده نشوند.

 این همگرائی می تواند متضمن نتایجی مثبت در زمینە گشایش سیاسی و نگاە فرهنگی رژیم بە جامعە باشد؟

پرسش شما جهتی را دارد که با آن موافق نیستم. در متن و بطن پرسش، امیدواری هائی برای گشایش سیاسی و نگاه فرهنگی رژیم به جامعه، منعکس است. به نظرم این فکر که در نتیجه این همگرائی گشایش فرهنگی و سیاسی ایجاد شود، بسیار خوشبینانه است. توجه داشته باشیم فردی نظیر مطهری که معاون دوم ریاست مجلس نیز هست، به رغم اینکه به لحاظ سیاسی، در عمل نقش مثبتی در مبارزه با استبداد داشته است و ایستادگی اش، روحیه مبارزه مردم علیه استبداد را در جامعه تقویت می کند، به لحاظ فرهنگی با مرتجع ترین گرایش ها همسوست. او از صدا و سیما از زاویه زن ستیزانه ایراد می گرفت. بنابراین همگرائی این دو نیرو، نمی تواند امید گشایش سیاسی و فرهنگی در جامعه را در پی داشته باشد.

 اما در این دور، در نتیجه تشدید اختلافات و تناقضات در بالا و رشد مبارزه مردم، احتمال عقب نشینی هائی از سوی مراکز قدرت را نباید نادیده گرفت. در فضای رسانه های مجازی جامعه، در ادارات و دانشگاهها و در دیگر نهادهای مدنی، ستیز بالنده ای علیه فرهنگ عقب مانده حاکم در ابعاد گسترده ای، جاری است. جامعه شهری و روشنفکری ایران، علیه بنیادهای تبعیض آمیز حکومت به اشکال مدنی و مسالمت امیزی به میدان آمده است و زیر داغ و درفش و زندان، فرهنگ قرون وسطائی حاکم را به استهزاء گرفته‌اند. عقب نشینی احتمالی جمهوری اسلامی، در اساس، می تواند به دلیل این «تهاجم» بالنده فرهنگی و مقاومت جامعه مدنی صورت پذیرد.

  بە نظر شما برخورد نیروهای دمکراتیک کشور با این وضعیت نوین چگونە باید باشد؟

نیروهای دموکراتیک و چپ کشورمان صدایشان ضعیف است. اگر راهی برای پرطنین کردن صدای خود پیدا نکنند یا باید مشوق و دنباله رو این و یا آن اصلاح طلب حکومتی شوند یا با صدائی بی جان و کم طنین برای خود سخن گویند. وظیفه مقدم این نیروها فشردن صفوف خود، همگرائی و اتحاد با دیگر جریانات طرفدار دموکراسی و وحدت تشکیلاتی در طیف چپ دموکرات است. پس از این و در کنار این وظیفه، می بایست از سوپی گفتمان مقاومت و ایستادگی را برای استقرار دموکراسی تقویت کنند و از سوی دیگر از هر حرکتی که به تقویت جنبش های اجتماعی یاری رساند، از هر صداپی که علیه استبداد و بیدادگری در هر گوشه ای از حکومت و نهادهای کشور بلند شود، استقبال نمود.

 

 

افزودن نظر جدید