تاثیر معین مجلس جدید بر اوضاع کشور

مصاحبە با رفیق مرتضی صادقی

 

کار آنلاین

ـ با نتیجە انتخابات ریاست و هیئت رئیسە مجلس شورای اسلامی کە در آن علی لاریجانی بە عنوان رئیس مجلس و بە ترتیب دە نفر از لیست غیر تندروها و ٢ نفر از تندروها بە هیئت رئیسە انتخاب شدند، مجلس شورای اسلامی وارد فاز دیگری شدە کە آن را از مجلسین پیشین بویژە بعد از دوران اصلاحات جدا می کند. تغییری کە در آن ١٠ نفر از لیست امید وارد هیئت رئیسە شدە (البتە با حفظ مرز موجود میان اصلاح طلبان و اصولگرایانی کە سر بە لیست امید هستند). بە نظر شما این موضوع از چە زاویەای مهم است، و اصولا آیا می توان مدعی اهمیت تاثیر آن بر اوضاع کشور شد؟

ـ من ترجیح می‌دهم سئوال را از آخرین قسمتش پاسخ دهم. بطور قطع این مجلس و هیئت رئیسه آن تأثیری در حد خود بر اوضاع کشور خواهند داشت. مجلس در کلیتش همراه و حامی دولت روحانی است، به این معنی که روحانی در اجرائی کردن سیاست خارجی و پیش بردن برنامه های اقتصادی با موانعی از جنس موانع مجلس قبل مواجه نخواهد بود. جدا از بحث های بیشتر تبلیغی که اکثریت مجلس دست این جناح است یا آن جناح، آیا اصلاح طلبان و اعتدالیون برنده انتخابات بوده اند یا اصول گرایان، نتیجه انتخابات، روی کار آمدن مجلس، و نتیجه انتخاب داخلی مجلس، روی کار آمدن هیئت رئیسه ایست که نظر دولت را تامین می کند، و دولت می تواند در موضوعات اقتصادی و سیاست خارجی (منهای رابطه  با آمریکا) و همچنین مدیریت داخلی مجلس روی آن حساب کند. خوب مجموعه اینها می شود مجلس همراه و با مجلس و هیئت رئیسه همراه سیاست‌های  متخذه دولت راحت تر پیش می رود. پس از نظر تئوری  و عملی تاثیر دارد. حالا اینکه اصلا این سیاست‌ درست است یا خیر بحثش جای دیگر است. اما در مورد ترکیب هیئت رئیسه باید  گفت در شکل هیئت رئیسه؛ خوب نمادی از مجلس است اما از نظر محتوا مقداری متفاوت است. هیئت رئیسه حاوی یک نیروی کیفی مستقل است. ببینید ما با واقعیات سرو کار داریم. ما با مجلس آلمان هلند و یا سوئد مواجه نیستم، ما با انتخابات آزاد مواجه نیستم، ما با مجلسی هم که حامی اقشار فرو دست جامعه هم باشد، مواجه  نیستم. البته در هیچ جای جهان امروز با مجلسی که مدافع منافع اقشار  فرو دست جامعه هم باشد روبرو نیستم، اما در کمتر جائی هم یک آقا بالاسر  بنام «ولی فقیه» داریم. اما در عین حال بنا به همه شواهد  موجود ما با یک هیئت  رئیسه مجری و گوش به فرمان صد در صد هم مواجه نیستم. در این شرایط با یک هیئت رئیسه ای مواجهیم که یک دست نیست. از طرفی لاریجانی برای خودش مدعی است و رٱس هرم نظام باید او را توجیه کند سر و پا گوش نیست، از طرفی عنصر مستقل و پر جرأتی در هیئت رئیسه هست بنام علی مطهری که اصولا گوش بفرمان نیست، و خود صاحب نظر و سبک و اندیشه و... است. البته  باز هم تکرار می کنم مجلس ایران آقا بالاسر دارد.

معاونین رئیس مجلس یعنی پزشکان و مطهری ترکیب مستقلی است، ترکیب بله قربان گو نیست، ترکیبی نیست که بویژه در امر حقوق ملت در حد قابل قبول در قانون اساسی جمهوری اسلامی بشود به راحتی از رویشان عبور کرد و این حائز اهمیت است. از سوی دیگر برخی از تغییرات درست است ممکن است کوچک بنظر برسد، اما همراه خودش پیام دارد. وجود یک «کرد سنی مذهب» را من حضور یک نفر تلقی نمی کنم، بلکه شکسته شدن یک انحصار ارزیابی می کنم، پایان یک دوره انحصاری و آغازی برای مشارکت کسانی که تا دیروز حضورشان برتافته نمی شد.

 

ـ به نظر شما چرا اصلاح طلبان در مورد ریاست مجلس کوتاە آمدند و راە را برای علی لاریجانی بازکردند؟

 ـ من فکر می کنم طرح این سئوال به این شکل خودش محل اشکال است. یک ضرب المثنی داریم که می گویند به شخصی گفتند: «برو خجالت بکش که پدرم از گرسنگی مرد»، او در پاسخ گفت: «داشت و نخورد». ببینید یک موقعی هست ما در مقام تحلیلگر جدا از تمایلات شخصی خود می خواهیم یک موضوعی را تحلیل بکنیم، اما یک موقع هست ما با نگاهی جهت دار که اتفاقا خیلی هم خوب است می خواهیم نفیا یا اثباتا کار تبلیغی ترویج انجام دهیم. در این مصاحبه ما در مقام تحلیلم و نه تبلیغ، پس پیشاپیش دست به پیش داوری نزنیم، مگر اینکه واقعا تحلیلمان این است که اصلاح طلبان پشتوانه کافی برای کسب ریاست مجلس را دارا بودند. اگر چه بر این باورم که اصلاح طلبان در این مجلس نیروی اول هستند، اما در عین حال بر این باورم و واقعیت هم همین را نشان داد که آنان توان تصاحب جایگاه ریاست مجلس را نداشتند، و یکی از نقاط قرمز رأس هرم اقتدارگرائی هم ورود اصلاح طلبان و کسب جایگاه ریاست قوه مقننه بود. از این رو بر این اساس اصلا راه برای علی لاریجانی باز بود. عدم رقابت با او بر اساس ارزیابی عدم توان مقابله با او پس از انتخاب هیئت رئیسه موقت اتخاذ شد. و از پس آن  تقویت نمادین  رأی او و توافق در ترکیب هیئت رئیسه به باور من آن اتفاق و معامله ای  بود که در دیدارها و توافقات درونی احتمالا صورت گرفته است.

 

ـ ظاهرا رابطە اصولگرایان میانەرو و اصلاح طلبان وارد فاز جدیدی شدە، موردی کە تقریبا با توجە بە حوادث سالهای اخیر بسیار جلب نظر می کند، بە نظر شما علت این مسئلە چیست؟

ـ من چنین برداشتی ندارم یا بهتر است بگویم در روابط عیان و آشکار چنین چیزی صحت ندارد. اجازه بدهید  یک  موضوعی را خیلی صریح باز بکنم. بکرات دیده می شود که افراد یا نیروهائی خلط صف بندی می کنند، یا به روایتی دانسته یا نا دانسته می گویند «سر و پا یک کرباس است»، یعنی همه با هم یکی هستند. اگر این کلمات از روی ناآگاهی است «حیف است»، اگر عامدانه است «زشت» است. حالا چرا با صراحت این جملات را بکار بردم. بهتر است تحلیلگران سیاسی نه آدرس اشتباه بدهند، و نه به آدرس اشتباه بروند. از اینکه ما به اعتدالگرایان بگوئیم اصلاح طلب و رفتار و اعمال اعتدالگرایان را به حساب اصلاح طلبان بگذاریم، فقط بر مشکلات تحلیلی خود می افزائیم. می توانیم بگوئیم و اتفاقا با صدایی بند هم باید بگوئیم اعتدالگرایان و دولت روحانی رفتند با اصولگرایان میانه رو ائتلاف کردند. منافعشان ایجاب می کرد روابط جدیدی با اصولگرایان ایجاد کنند. اصولگرایان نه می خواهند و نه اجازه اش را دارند و نه جرأتش را که در شرایط کنونی با اصلاح طلبان همکاری که نه؛ حتی نشست و برخاست کننده اصلاح طلبان علیرغم همه ضعفها دو نکته را می گویند که برای اصولگرایان خط قرمز است، یکی آنکه خاتمی رهبر جبههٔ اصلاحات است، و دیگری در مورد بکار بردن لفظ فتنه امساک مانند .به اين خاطر حداقل در نمای بیرونی بین این دو  «فاز جدیدی» ایجاد نشده و تا آقای خامنه‌ای زنده است فقط بر اساس یک حادثه پیش بینی نشده ممکن است این روابط تغییر کند.

                                     

ـ بەنظر می رسد کە مورد اصلی این همگرائی میان اصولگرایان و اصلاح طلبان مسئلە برجام و نگرانی از تندروها باشد، آیا بە نظر شما تنها این موارد می تواند ادامە این همگرائی را ضمانت کند؟

ـ نه  اینطور نیست. بهتر است قبل از هرچیز صف بندی موجود مجلس را توضیح بدهم با نمایش این صف بندی فکر می کنم ما راحت تر بتوانیم صحنه سیاسی را بر آورد و تحلیل کنیم. این مجلس حاوی چهار نيروست: راست افراطی؛ اصولگرایان معتدل؛ اعتدالگرایان و اصلاح طلبان. نیروئی که به نام مستقلین مطرح هستند بین سه جریان اصولگرای معتدل؛ اعتدالگرا و اصلاح طلب تقسیم می شود، و من به دلیل اینکه این نیرو یکدست نیست و قابلیت برآمد مستقلی را تا کنون از خود نشان نداده، در دسته بندی  مجزا  قرار نمی دهم، و آنان را بین نيروهای موجود در مجلس تقسیم می کنم.

ببینید در این مجلس ما اقلیتی بیست بیست و پنج نفره داریم از راست افراطی؛ این نیرو اگر چه در این مجلس فاقد سر یا بهتر بگویم چهره های شاخص جناح «هار» حاکمیت می باشد اما وجود دارند و عمل می کنند و به احتمال زیاد به زودی یکی دو چهره بارز هم در مجلس می سازند، اما به دلایل مختلف جدا از لحظات حساس که از بیرون مجلس دستورات صریح و روشن برای تخریب می گیرند کارائی دیگری ندارند و تعداد  آرائشان نمی تواند در تصویب و پیش  برد امیال و نظرات افراطیشان تاثیرگذار باشد. نیروی بعد نیروی اعتدالگرایان هستند که بین شصت و پنج تا هفت دو پنج کرسی را در اختیار دارند، و آنگاه محافظه‌کاران معتدل که بین هفتاد و پنج تا هشتاد پنج کرسی را صاحبند  و بعد از آن اصلاحطلبان که بعنوان بزرگترین فراکسیون یکصد تا یکصد و پنج کرسی را در اختیار دارند. ببینید شما این ترکیبات را در نظر بگیرید اگر باورتان نیست ترکیب مورد نظر خودتان را ارائه دهید. آمار بدهید و دسته بندهایی درون مجلس را توضیح بدهید. من بشدت با ایده ای که از همگرائی و توافق اصولگرایان و اصلاح طلبان در همه امور صحبت می کند مخالفتم، و نه تنها مخالف که آنرا آدرس اشتباه دادن در سیاست می دانم لازم می دانم همینجا یک نکته را اضافه کنم عدم همگرائی به معنی دشمنی نیست امروز اصلاحطلبان دنبال دشمنی با اصولگرایان نیستند. اما با همدیگر ائتلاف هم نکرده اند. پس چه اتفاقی افتاده؟ اعتدالگرایان با اصولگرایان معتدل ائتلاف کرده اند و افراطیون هم از ترس اصلاحطلبان در انتخابات هیئت رئیسه موقت مجلس رأیشان را به لاریجانی دادند. شما آراء را بشمارید می بینید برابر است با تعداد نمایندگان اعتدالگرا به اضافه اصولگرا و اقتدار گرای مجلس و تعداد آرای اصلاحطلبان نیز نشان از وزنشان دارد. پس به باور من و بر اساس شواهد موجود هنوز هیچ همگرائی اتفاق نیفتاده آنچه اتفاق افتاده ائتلاف بین اعتدالیون و اصولگرایان میانه رو است که بستگی به توازن نيروهای صحنه سیاسی می تواند ضعیفتر یا مستحکمتر گردد.

                                                                                                        

ـ این همگرائی می تواند متضمن نتایجی مثبت در زمینە گشایش سیاسی و نگاە فرهنگی رژیم بە جامعە باشد؟

ـ من باز هم خدمتتان عرض می کنم تا این لحظه بین اصلاح طلبان و اصولگرایان همگرائی صورت نگرفته  و با توجه به دو اختلاف عمده که در بنیاد فکر مدیریتی سیاسی آنان نیز هست، این همگرائی اتفاق نمی افتد این دو جریان در «مدیریت فرهنگی و سیاست خارجی» در اساس دوگونه فکر می کنند، دو برنامه دارند و... دو قائد و رادع دارند. در حال حاضر اصولگرایان معتدل فقط حاضر شده‌اند با بخش بی نام و نشان اصلاحطلبان «همزیستی» کنند. ولی می توان گفت این همزیستی بسود جامعه و می تواند نتایج مثبت را به همراه داشته باشد. چون حضور جریان اصلاح طلبی در جامعه از یکسو موجب تقویتش و ازسوی دیگر موجب تعمیق می شود، و این تعمیق اندیشه است که دیگر اقتدار گرائی را بر نمی تابد و ماندگار می شود.

                                       

ـ بە نظر شما برخورد نیروهای دمکراتیک کشور با این وضعیت نوین چگونە باید باشد؟

ـ من فکر می کنم باید کمی به عقب تر باز گشت. باید اول این نیروها با چند موضوع تعیین تکلیف کنند. یکی اینکه جدا از خواست این و آن  نیرو؛ سیاست در ایران در جریان است، دوم اینکه هر تغییری در محل نزاع رخ می دهد و نيروهای در گیر در نزاع هستند که اولا تعیین کننده اصلی سطح نزاعند، و سپس مشخص کننده جایگاه خود! و برای اینکه کسی یا جریانی بخواهد در حرکت جاری تغییری ایجاد کند، باید با آن تماس حاصل کند؛ درگیر بشود تا به شکل بنیادی  این دو موضوع  پذیرفته نشود. هیچ برخورد تاثیر گذاری ممکن نیست. حالا برخورد یک نیروی دمکراتیک با این وضعیت باید در راستای منافعش باشد. منافعش چیست، مهمترینش امروز تقویت جامعه مدنی است. کشاندن مردم به صحنه است. نه صحنه جنگ، نه صحنه مرده باد و زنده باد، بلکه صحنه مطالبات و خواسته ها و مطالبات ملموس و واقعی از خواست بهبود محیط زیست تا مخالفت با جنگ تا تشکیل انجمنهایی صنفی مقابله با خشونت ایجاد و تاسیس احزاب سیاسی، و احزاب تک موضوعی. امروز در مجلس شورای کشور یک گروه بالای صد نفر داریم که  مدعی است و می گوید اصلاح طلب است می گوید رهبر اصلاحات را سید محمد خاتمی می داند و پیرو اوست، موسوی و کروبی را فتنه گر نمی داند؛ ایران را برای همه ایرانیان می خواهد، با شلاق زدن کارگران مخالف است، با لغو کنسرتها مخالف است. با اعمال ایذائی قوه قضاییه مخالف است، با حمله به سفارتخانه ها مخالف است، با حضور نظامیان در سیاست مخالف است، با مزاحمت برای زنان و دختران  مخالف است، حامی حقوق شهروندی مردم است.  این گفته ها با خواسته های نیروهای دمکراتیک جامعه ما یکی است. نيروهای دمکراتیک جامعه ما با یک فراکسیون صد نفره مجلس اینهمه حرف مشترک دارد. باید نسبت به گفته این نمایندگان عکس العمل نشان دهند، و از آن استقبال نمایند. باید هر روز به ملاقات آنان رفت ومطالبات را مطرح کرد و از آنان خواست تا این مطالبات را در پارلمان مطرح کنند به دولت منتقل کنند. نيروهای دمکراتیک باید کوشش بکنند الان که حاکمیت دنبال یک مجلس غیر سیاسی می گردد، و می خواهد در پی همه مهندسیهائی که تا کنون کرده مهندسی چگونگی عمل و برنامه های درون مجلس را هم بکند، مطالبات خودشان را به عنوان موضوعات اولای جامعه به این فراکسیون ارائه دهند. نیروهای دمکراتیک شایسته است کوشش کنند با حضور و طرح مطالباتش حس حمایت از نمایندگانی که حاضرند مطالبات مردم را پی گیری  کنند را به آنان  انتقال  دهند نمایندگان  باید پشتوانه مردمی خود را احساس کنند تا موضوع حصر و موضوعاتی از این دست را بعنوان یکی از واقعیات تعیین کننده در مقابله با اقتدار گرائی در دستور کار خود قرار دهند در یک کلام برخورد نيروهای دمکراتیک در وضعیت نوین باید مشارکت در امر طرح و آنگاه استیلای مطالبات باشد.

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

یکی از آفتهایی که به جان بخشی ازاپوزیسیون افتاده، چشم پوشی ازواقعیتهای روزمره جامعه ودنباله روی و تبلیغ ازنیرویی که خود آن نیرو رسالتی که دیگران برایش قائلند برخودقائل
نیست.
درکشورهای اروپائی ودمکراتیک احزاب اپوزیسیون ،به دولت که خود نیزیکی ازاحزاب ویا ترکیبی ازچند حزب دیگر می باشد درهرموقعیتی سیاستهای برنامه ائی دولت را به نقد می کشند تا تبلیغ حزب خود کنند، اما افسوس که ما شیپوررا از سرگشادش می نوازیم
بامهر
احمد نجاتی