مبانی آسیب شناسی رویدادهای سال ١٣٥٥ سازمان چریک های فدایی خلق

زندانیان سیاسی دربند سلول های زندان کمیته مشترک، درعصرهفتم تیرماه١٣٥٥شاید بخاطربیاورند صدای تمرین تیراندازی با سلاح های کمری را که با صدای خفیف در درون سلول های زندان کمیته شنیده می شد. این خفاشان مهاجم بنا بودهمان شب بسوی دلاوران جسور مرکزیت سازمان چریک های فدایی خلق شلیک نمایند. یاد و خاطره شان گرامی باد!

نگارنده سطور نیز یکی از دربند بودگان همان روزهای کمیته مشترک بود. ظهر فردایش از سلول انفرادی به اتاق بازجویی منتقل شدم. تهرانی روزنامه اطلاعات را بر روی بازوی صندلی دسته دار گذاشت و با لحن پیروزمندانه ولی انگار که خود و رژیم از خطر و مهلکه بزرگی رهایی یافته است، گفت این هم از "حمید اشرف"تان، دە نفر بودند همهشان را کشتیم، و با تمجید گفت هر کدام یک بهروز ارمغانی بودند. جان های پاک کوتاه نیامده بودند. بە قول اندیشمند معاصر جواد مجابی "این تصمیم فردی نیست، یک میراث ملی است، میراث فرهنگ این سرزمین که کوتاه نمی آیند در برابر جهالت تهاجم و ستم کاری." اکنون در چهلمین سال این رویداد هستیم. از طرفی یادآوری این رویداد و سیر وقایع قبل از آن برای من دردآور است، از دست رفتن انسان هایی که بی باکانه روزگار خود را بازجستند و از طرف دیگر آسیب شناسی و تحلیل رویدادها به لحاظ اهمیت تجربیات نهفته در آن، و تدقیق تاریخ سازمان و جنبش فدایی ضرورت دارد. قبل از هر چیز باید یادآوری نمایم اصولا سازمان های اطلاعاتی و امنیتی هیچ وقت اطلاعات دقیق وقایع رویدادها را هیچ زمان چه سوخته و یا غیره به بیرون نمی دهند، و اگر هم مطالبی را انتشار بدهند برای تهمت زدن و ایجاد سردرگمی، و یا برای تاثیر گذاشتن بر موضوع خاصی منتشر می نمایند. در چنین شرایطی است که بررسی دقیق یافته ها و  مشاهدات و تحلیل انها برجسته می گردد. از نظر نگارنده سه موضوع محوری در این آسیب شناسی مطرح و مورد بررسی می باشد:

1- طراحی برنامه ریزی تاکتیک های ساواک بر روی برنامه های سازمان،

2- بهره گیری از اخرین دستاورد های تکنولوژی مدرن روز در شنود و رهگیری مخابراتی،

3- نفوذ و کسب اطلاعات از محافل دانشجویی مرتبط و نزدیک به سازمان.

در مورد بند1- در مقطع سال های 52-53 کتاب "مبارزه مسلحانه چگونه توده ای می شود"، اثر فدایی خلق بیژن جزنی به خارج از زندان منتقل شده و در گروه های مورئ مطالعه قرار گرفته بودند. برنامه مدون مرحله بندی طرح شده در این کتاب مورد توجه گروه های سازمان بود. در همین زمان سازمان فداییان خلق توانسته بود بر روی پاهای خود بایستد، و آوازه آن در میان دانشگاهیان و نیرو های دموکرات و آزادی خواه و اقشار زحمت کش شهری زبانزد بود. کتاب به صورت اجمالی مرحله بندی اتحاد گروه های مبارز را که در عمل و ایدەلوژی همسان بودند به اتحاد در سازماندهی فرمول بندی می کرد، و از این قرار بود:1- وحدت در عمل 2- وحدت در ایدولوژی 3- وحدت در سازماندهی و در نهایت تشکیل حزب بود. از اواسط سال 1353 سازمان فدایی خلق مرحله وحدت در سازمان دهی و تشکیل یک سازمان متمرکز سیاسی نظامی سراسری را پذیرفته، و در آن راه کوشش می کردند. از طرفی به نظر می رسد همزمان در عرصه شطرنج پیکار و مبارزه ساواک و روسای آن، و خصوصا پرویز ثابتی نماینده سازمان سیا در ساواک و رییس اداره سوم که از طرف سیا و موساد مشاوره می شده است و رویداد های ان دوره نشان می دهد که راهبرد ساواک برای مقابله با سازمان، الف: ترور رهبران و هدایت گران فکری آنها در زندان "جزنی و یاران" و محروم کردن جنبش از نخبگان خویش. ب: انطباق تاکتیک خود بر محور مرحله "وحدت در سازمان دهی گروه های سازمان " بوده است. در آن سال ها ساواک تجهیزات فوق مدرن شنودهای مخابراتی و رهگیری از طریق سیستم های ارتباطی مخابراتی که در مرکز مخابرات عباس آباد  تهران مستقر کرده بود، و در سطح ایران می توانست عملیات رهگیری را عملی نماید. در آن زمان رهبران سازمان هیچ گونه شناختی از این نوع جدید تکنولوزی مخابراتی نداشتند. از همین طریق ساواک توانست در مرحله گذر به سازمان دهی متمرکز سازمان که همه گروه ها از طریق مسولین شاخه ها و کادر های رهبری سازمان در ارتباط مداوم با هم بودند، بر تیم ها و بالاخره رهبریت سازمان دست یابد.

در مرد بند 2 در اوایل دهه 70 میلادی با پیشرفت علم الکترونیک و دیجیتال که درعرصه جنگ سرد برتری انکارناپذیری به یکی از طرف های مورد منازعه می داد. با پیشرفت این علم و ساخت ریزپردازندەهای برنامه پذیر و حافظه های پیشرفته و کاربرد آنها در صنعت مخابرات و سازمان سیا به صورت سری در عرصه های نظامی و اطلاعاتی بر ساخت و بکارگیری آنها فایق امده بود.

کارخانه های تولید تکنولوژی زیمنس آلمان، ان ای سی ژاپن و موتورولا به تولید این تکنولوژی سری موفق شده بودند. با توجه به اهمیت حضور سیاسی نظامی سازمان چریک های فدایی خلق در خاورمیانه که با جبهه خلق برای ازادی فلسطین "نایب حواتمه" و جبهه دموکراتیک خلق برای آزادی فلسطین "جورج حبش" هم تراز ارزیابی می شد. غرب و اسراییل برای غلبه بر سازمان ما یک سیستم مخابرات در مرکز عباس آباد تهران که به سیستم های رهگیری و حافظه های هوشمند در سطح کلاس "سی" یعنی عالی مجهز بود مستقر کرده بودند. چنین تکنولوژی در آن زمان حتی در مراکز اکادمیک نیز تدریس نمی شدند، لذا در سطح سازمان از موجود چنین تکنولوژی پیشرفته در مخابرات ایران بی اطلاع بودند، و در ارتباطات از متد قدیمی مکالماتی در محدوده زمانی کمتر از دو دقیقه و یا تک زنگ های علامت سلامتی و غیره را به صورت گسترده به کار می گرفتند، و این مسله می توانست در شناسایی خانه های تیمی دارای تلفن مورد استفاده ساواک قرار بگیرد.

در مورد بند ٣ ساواک از طریق  مبارزه تحت شکنجه به واسطه اطلاعات محدود می توانست  ضرباتی پیش بینی شده و محدود به سازمان بزند، ولی یکی از تعین کننده ترین کار های گسترده اطلاعاتی و نفوذی به واسطه یک گروه به ظاهر انقلابی و تحت مدیریت ساواک "سازمان رهایی بخش خلق های ایران " بوده است.در سال 1353 کتاب "حماسه مقاومت" خاطرات فدایی خلق اشرف دهقانی از طریق انتشارات سازمان به صورت کتابچه چاپ و تکثیر شده بود، و در سطح گروه ها و محافل دانشجویی مطالعه می شد. اشرف دهقانی در قسمتی از کتاب به توضیح نحوه فرار خود از زندان پرداخته و با اشاره به عجز دستگاه های رژیم در مورد فرار از زندان و برای هر چه بزرگ نمایی این مسئله فرار زندانی سیاسی دیگری را در آنجا مورد اشاره قرار داده بود، و در زیر نویس یکی از صفخات مربوطه توضیح نوشته بود "سیروس نهاوندی" نیز از زندان شاه فرار کرده و به مبارزات خود ادامه می دهد .در آن زمان این کتاب از رادیوی میهن پرستان نیز به صورت کامل پخش گردید، و بدین طریق و بدون تردید – فرار ساختگی با نقشه قبلی ساواک – فردی رذل و خائن به نام سیروس نهاوندی که او نیز از زندان شاه گریخته است، صحه گذاشته و مشروعیت می بخشید.

در مقطعی که نیروها و دانشجویان آزادی خواه، طالب پیوستن به مبارزات سازمان یافته بودند، و روح تشنه مبارزین برای آموختن و مبارزه سیری ناپذیر بود. برای نفوذ به این محافل – با فرار ساختگی سیروس نهاوندی از زندان- در عرصه دانشگاه های تهران و دانشگاه تبریز برای ساواک موثر واقع شد. سیروس نهاوندی اعضای بی خبر سازمان "رهایی بخش خلق های ایران"را چنین توجیه کرده بود که چون جریان "م.ل" ایران در پراکندگی بوده و نمی توانند ارتباطات لازم را جهت اتحاد و توانمندی انقلاب مسلحانه انجام بدهند، وظیفه ما این است که هر کجا به کانالی از مبارزان سیاسی برخورد کردیم با گزارش به مرکزیت به ارگانیزه شدن آنها کمک نماییم. نگارنده بارها این سخنان را به اشکال گوناگون از یکی از اعضای اصلی این گروه در دانشگاه تبریز "حسن زکی زاده" شنیده است. این جریان با این توجیه و تفکر توسط اعضای خود نفوذ و شناسایی دانشجویان و مبارزین را در دستور کار خود قرار داشتند. آنها با فعالیت در گروه های کوهنوردی دانشگاه ابتکار عمل را در دانشگاه تبریز توسط حسن زکی زاده از اعضای سازمان رهایی بخش خلق های ایران و در دانشگاه های تهران توسط سایر اعضای این سازمان یعنی گروه واعظ زاده در دست داشته اند. اصول کار و برنامه آنها طوری بوده که هر کجا که حضور داشته اند، موظف بودند گزارشات خود در مورد محافل و افراد سیاسی برجسته و چگونگی فعالیت و طرز فکر انها را در اختیار مسول اصلی گروه یعنی سیروس نهاوندی قرار دهند. وی زیر همه گزارش ها را با  عنوان دوست عزیز  ساواک پاراف کرده است. آنها مسول مرگ و دستگیری دهها دانشجو و مبارز می باشند.

بعد از درگیری خانه تیمی مارالان تبریز نگارنده از حسن زکی زاده شنیده بود که وی با فدایی شهید فاطمه افدرنیا از اعضای خانه تیمی مارالان تبریز آشنایی داشته است. به احتمال با گزارشات حسن زکی زاده ساواک به شناسایی فاطمه افدرنیا و خانه تیمی مارالان تبریز موفق شده است. بعد از رویداد های سال 1355 در آخر آذر ماه 1355 روزنامه ها اعلام کردند که 9 یا 7 نفر از گروه سازمان رهایی بخش خلق ایران در یک درگیری مسلحانه در تهران کشته شدند. تهرانی بازجوی ساواک در دادگاه خود اعتراف کرده است که سیروس نهاوندی بازیگر اصلی این جریان همه اعضای بی خبر اصلی گروه را به یک جلسه مهم دعوت می کند و خود در جلسه حاضر نمی شود و ساواک با اطلاع قبلی محل جلسه را محاصره و با مقاومت اعضای بی خبر روبه رو می شود که منجر به کشته شدن اکثر افراد اصلی ان جریان می شود، تا در این دام گستری ردپای سیروس نهاوندی در ضرباتی که به واسطه همسن افراد به مبارزین سیاسی وارد شده است پنهان بماند.

افزودن نظر جدید