بازگشت آب در توجیە استبداد شرقی

در نظریە "استبداد شرقی"، ادارە سیستم آب و آبیاری توسط دولت جایگاە ویژەای دارد. در این تئوری کە با آن بنیانهای مادی دسپوتیسم شرقی تبیین می شود، بعلت کمی آب و نقش آن در تولید (در زمانهای قدیم تولید از طریق کشاورزی و نقش اساسی ای کە این فرم تولیدی داشت)، دولت نقش ویژەای در کانال کشیها و حفاظت و ادارە آن داشت، و طبق نظر مارکس چونکە تولید و بازتولید بنیانهای مادی زندگی، نقش درجە اول را در ادامە حیات یک جامعە دارند، پس دولت جایگاە ویژە پیدا می کرد، و این، بنیان مادی دسپوتیسم را تشکیل می داد، و بدین ترتیب ما در ایران بە درازای تاریخ شاهد ظهور و نقش بی بدیل استبداد در ادارە جامعە بودەایم. دستگاە دیوان سالاری عظیم و طویل و تمرکز بی بدیل قدرت در آن، مشخصە چنین استبدادی بود. 
با شروع مدرنیسم (سرمایەداری) و کشف نفت، و با جایگزینی ابزار تولید سرمایەداری، نفت بنوعی بە شاخص بنیان مادی ادامە همین استبداد شرقی تبدیل شد، و آب جای خود را بە نفت داد. 
اما اخیرا با کاهش تدریجی نقش نفت در اقتصاد و تلاش دولتهای وقت برای تنوع درآمدها، می بینیم کە با شروع بحرانهای محیط زیستی کە مشخصە اصلی آن کمبود آب است، حاکمیت ایران از سالها قبل با شروع سدسازیها در مناطق پر آب کشور (بویژە در غرب)، و انتقال آن بە شهرهای بزرگ بویژە در مناطق مرکزی، دوبارە دارد نقش بی بدیلی در ادارە آب در کشور پیدا می کند، امری کە ما را بنوعی با تکرار تاریخ روبرو کردە است. 
البتە بە شیوە سدسازی و ادارە آب و نوع برخورد قدرت با بحران محیط زیستی، انتقادهای جدی مطرح شدەاند، اما علیرغم همە اینها ما باز با پدیدەای روبرو هستیم کە بە تحکیم و ادامە پایەهای استبداد شرقی در ایران یاری می رساند، و نقش بی بدیل دولت را در تحمیل خود بر جامعە مدنی افزونتر می کند. بویژە اگر بە این مسئلە توجە کنیم کە بخش مهمی از مراکز و سرچشمەهای آب کشور در مناطقی از کشور قرار دارند کە در آن اقلیتهای ملی ـ قومی زندگی می کنند، و دولت مرکزی از جانب آنان یک نوع تهدید را علیە خود احساس می کند. ترکیبی از اهمیت آب و همین احساس تهدید بالقوە در دورە کنونی باعث خواهد شد کە گرایش بە دسپوتیسم افزایش یابد و این بار ما با دورە دیگری سروکار خواهیم داشت کە بنوعی التقاطی از کهن و نو می باشد. کهن بعلت بازگشت نقش آب، و نو بعلت همین بازگشت اما در شرایط سرمایەداری. و دقت کنیم کە عمدە پروژەهای سدسازی در کشور عمدتا توسط سپاە ادارە و مدیریت می شوند کە این خود در خود حاوی معنای بزرگی در مسیر تعمیق مختصات دسپوتیسم شرقی در کشورمان می باشد. 
اگر در سالهای پیش، جنگ بر سر آب را جنگ آیندە پیش بینی می کردند، و این جنگی بود در ابعاد میان دولی، اما در ابعاد درون کشوری هم می توان سخن از نوعی جنگ گفت، اما نە در مختصات جنگ داخلی، بلکە در ابعاد فزونی یافتن اختلافات میان مناطق درون کشوری بە علت همین کمبود آب و شیوە غلط مدیریت آن از طرف دولت مرکزی.١ واقعیت این است کە دولت مرکزی بعلت عقلیت مرکزگرای خود، با پدیدە بحران آب نیز مرکزگرایانە برخورد کردە و خواهد کرد، و اصل را بر حفظ شهرهای بزرگ مرکز قرار خواهد داد.٢ زیرا کە بفرض بحران آب در این شهرها، می تواند امنیت دولت مختل شود و تهدیدات جدی متوجە آن گردد، اما تهدیدات پیرامونی، تنها پیرامونی باقی خواهند ماند و نمی توانند فلسفە وجودی آن را با بحران جدی مواجە کنند. 
متاسفانە آب در آیندە بە فاکتور جدی دیگری در تعمیق اختلافات میان مرکز و پیرامون در ایران تبدیل خواهد شد. علائم آن از هم اکنون بخوبی پیداست.

زیرنویس:
١ـ اعتراضات مسالمت آمیز بلداجی چهار محال بختیاری را باید بعنوان فاکتی در تائید همین امر ارزیابی کرد.
٢ـ سدسازیهای بسیار در غرب کشور، و پمپاژ و تزریق آب آنان بە شهرهای بزرگ هم اکنون بصورت گستردە اعمال می شود.

افزودن نظر جدید