مسائل منطقه و کودتای ترکیه

جمعه شب 15 ژولای 2016 کودتایی نظامی در ترکیه انجام گرفت که به شکست انجامید.

آنچه در منطقه خاورمیانه می گذرد، و در رابطه با آن چند حادثه به اصطلاح تروریستی در غرب از نکات قابل توجه در وضعیت کنونی جهان است.
وقایع منطقه از همان شروع جنگ میان ایران و عراق همواره بدنبال یکدیگر زنجیر وار ادامه دارد و به مجرد اینکه یکی در حال اتمام است، دیگری شروع می شود. در این اواخر ماجرا از آنچه نام دروغین بهار عربی گرفت شکل تازه ای گرفت و در تمام کشورهای شمال آفریقا پیروز شد تا اینکه به سوریه رسید. 
اما؛ وضعیت حکومت سوریه با امثال لیبی و عراق و رهبرانشان قذافی و صدام حسین کاملا متفاوت بود؛ زیرا ایران نگران بود که این جنگ می تواند نشانه آن باشد که هدف بعدی حزب الله لبنان و سپس خود او است، و چون از قبل با سوریه پیمان نظامی داشت در نتیجه به همراه حزب الله لبنان با قاطعیت به دفاع از سوریه برخواست.
شکست برنامه های قدرتهای جهانی (غربی) در سوریه باعث گردید تا برنامه دیگری را به اجرا بگذارند و به یکباره نیروئی به نام داعش سر برآورد که همه را سردرگم کرد که این چیست و از کجا پیدا شد، و چگونه اینچنین به سرعت توانسته پیش برود و قسمتهای بزرگی از سوریه و عراق را تحت اختیار خود بگیرد!؟
اما همین حمله داعش به عراق و سوریه عزم ایران را در مقاومت جزم تر کرد؛ زیرا اینبار خطر جدی تر و کاملا نزدیک شده بود.
روسیه می دید شکست عراق و سوریه و فرجام ناگزیر آن یعنی جنگ در ایران، قدرتش را کاملا زیر سئوال خواهد برد؛ پس خود را مجبور دید که مستقیما ً وارد جنگ بشود.
چین نیز در واقع مخالف قدرت غرب بود (که پشت همه این ماجراها پنهان شده بود)، و او نیز همانند روسیه فکر می کرد، اما مستقیما وارد جنگ نشد، بلکه حمایت های خود را به نوع دیگری نشان داد.
در نتیجه اتحادی استراتژیک و تعیین کننده میان ایران، روسیه، عراق، سوریه و حزب الله لبنان به صورت علنی ایجاد و به همه جهان اعلام شد. این یک اتحادیه نظامی بسیار قوی و تعیین کننده در منطقه بود که از حمایت ضمنی چین و شاید تعداد زیادی از کشورهای دیگر نیز برخوردار بود.
این اتحاد و حملات مستقیم روسیه در جنگ سوریه برای قدرتها بزرگ غربی کاملا مشخص نمود که تمام برنامه هایشان در سوریه شکست خورده و باید یک برنامه جدید (پلان بی) را اجرا کنند.
بنظر نمی رسد غرب بر این باور می بود که ممکن است وقایع به این شکل تغییر کند و یکباره با حضور نظامی روسیه در سوریه روبرو بشود. مخصوصا با هدف قرار دادن یک هواپیمای این کشور در سوریه یکباره روسیه بصورتی گسترده در جنگ شرکت کرد، و در نتیجه همه معادلات نظامی - سیاسی غرب را بهم ریخت. 
در چنین شرایطی " پلان بی" غرب دیگر کارآیی نداشت، اما آمادگی برنامه ریزی دقیق برای جایگزینی "پلان بی" را هم نداشت؛ زیرا شرایط به گونه ای غیر منتظره تغییر کرده بود؛ پس با سرعت و با محاسبات دیگری طرح نقشه جدیدی ریخته شد که کاملا آشفته بود، و آینده نگری دقیقی نداشت.
از جانبی دیگر هرچند داعش این نیروی خرافی از همان ابتدا چهره ای پست و سخیف و بسیار خشن از خود نشان داد، اما با طولانی شدن برنامه حمله داعش برای تسلط بر عراق و سوریه، بعضی نیروهای این جریان که وارث و جانشین طالبان و القاعده بود (این نیروها جایگزین یکدیگر می شود و زمانیکه ماموریت یکی به پایان میرسد افراد و سلاح ها و... آنها به نیروی بعدی منتقل می شود)، فکر می کردند سازمانشان مستقل است پس چهره وحشی خود را به غرب نیز نشان دادند؛ زیرا لایه های پائین این نیروها به سختی می توانند متوجه باشند که نیروی اصلی که آنها را ایجاد کرده همین قدرتمندان جهانی و صاحبان بانک ها، صنایع و... در غرب هستند. در نتیجه دستوراتی داده شد و تهییجاتی صورت گرفت که بعضی افراد مستقل و بدون وابستگی سیستماتیک و رسمی به داعش شخصا وارد عمل شدند که در نتیجه آن وقایعی مانند راندن کامیون بر روی مردم عادی درشهر نیس (فرانسه)، حمله به مسافرین عادی در یک قطار در آلمان، انفجار انتهاری در آلمان و... را شاهد هستیم که ممکن است ادامه پیدا بکند.
باید متوجه بود که از این دسته مردمانی که باور کرده اند وقایع و کشتار میلیونی و فقر و بدبختی در منطقه بر عهده غرب است، و اگر داعش موفق بشود آنگاه اوضاع منطقه و جهان شاید بهشتی گردد، وجود دارند؛ و بطور حتم مقداری از گناه یا تقصیر این اعمال تروریستی بر عهده همین کشورهاست.

کودتای نظامی در ترکیه

مسلم آنکه تا وقتی اخبار کامل و دقیق در اختیار نباشد تحلیل سخت است مخصوصا ً اینکه دیده می شود گزارش ها متفاوت و در مواردی متناقض است و بعضی نیز مانند اسرائیل (که می تواند جزو عوامل اصلی ماجرا باشد) سکوت کامل کرده است. لیکن آنچه تاکنون توسط نیروهای مختلف گفته شده را باید کنار هم قرار داد تا به نتیجه رسید.
برای این چنین بررسی باید به چند ماه پیش باز گشت:
1- حملات هوائی روسیه به داعش و قطع ارسال نفت آنها (که البته مقداری هم از طرف کردها ارسال می شد و پول آن تقریبا تماما به جیب رهبران کرد و نه مردم کرد می رفت)، فشار اقتصادی را برجناح های جنگ افروز منطقه وارد کرد.

2- ضربات نظامی روسیه و هم زمان پیشروی نیروهای دولتی سوریه (با حمایت هم پیمانان)، نیروهای داعش را تضعیف کرد.

3- کشتارهای داعش چهره اش را در میان جهانیان منفور کرد، و دیگر نمی توانست مانند پیش عنوان نیروی نجات بخش داشته باشد و این ضربه به سایر نیروهای مخالف دولت بشار اسد نیز وارد شد.

4- ترکیه با روسیه بصورت جدی درگیر شد و یک هواپیمای نظامی این کشور را سرنگون کرد که کار را به جاهای سخت کشاند بطوریکه تقریبا ً تمام روابط دو کشور قطع گردید و به این ترتیب درآمد اصلی ترکیه که از توریست بود از میان رفت. همچنین به دلیل امکان درگیری دو کشور ناتو مجبور شد موضع گیری کند و اعلام نماید که از ترکیه در صورت بروز چنین جنگی حمایت نخواهد کرد که در واقع نوعی التیماتوم به ترکیه برای عدم ورود به جنگ در هر حدی بود.

5- مجموعه ای از این دست مسائل باعث گردید که در حزب حاکم ترکیه شکاف ایجاد شود و یک تغییر اساسی و تعیین کننده در سیاستهای آنها، صورت بگیرد و در تاریخ 16 اردیبهشت 1395 آقای داوود اوغلو رهبر حزب عدالت و توسعه و نخست وزیر وقت، تعویض و آقای بن علی ییلدریم دبیرکل حزب و نخست وزیر شد. از این مرحله سیاستهای خارجی ترکیه به سرعت تغییر کرد.
هرچند در اولین قدم ترکیه برای آرام کردن کشورهای غربی دست دوستی بطرف اسرائیل دراز کرد ولی قدم های بعدی زنگ خطری جدی برای غرب بود؛ زیرا حرکت به سوی روسیه با سرعت پیگیری می شد، همچنین حمایتش از داعش کم شد و رابطه اش با عربستان تضعیف گردید.

6- در کنار این نکات باید درخواست ترکیه جهت عضویت در اتحادیه شانگهای را نیزدر نظر داشت. زیرا با ورود ترکیه به این اتحادیه که اساس اش امنیتی است، باید در کنار روسیه، چین و... و ایران بصورت متحد و ضد جنگ و درگیری های منطقه ای باشد. در نتیجه با ورود رسمی ایران و افغانستان (و احتمالا سوریه و عراق)، در این اتحادیه می بایست رسما ً و بدون شبهه پایان جنگ های منطقه تا محدوده میان افغانستان، پاکستان و هند را پذیرفت. ورود ترکیه این امر را در منطقه اطراف خود تثبیت و مستحکم می کند و دیگر نیروئی برای ایجاد جنگ وجود نخواهد داشت.
در این مرحله بود که می بایست اردوغان که به عنوان چهره ای منفور در منطقه و جهان معرفی شده بود نابود می شد. زیرا او تغییر موضع داده بود و اگرکمی پیش تر می رفت تمامی معادلات غرب بهم می ریخت.
اردوغان تا جائی پیش رفت که صحبت از دادن فرودگاهی به روسیه برای سرکوب داعش پیش آورد. این نکته ساده ای نبود زیرا ترکیه به عنوان عضو ناتو جائی را هم در کشورش برای روسیه باز می کرد که ابدا خوش آیند و قابل قبول غرب نبود و نیست. البته همین مقدار که روسیه در سوریه صاحب پایگاه نظامی شده بود و سلاح های پیشرفته ای آنجا مستقر کرده بود یک شکست بزرگ برای غرب به حساب می آمد.

7- در کنار اینها خبری در سایت اسپوتنیک (فارسی) وابسته به دولت روسیه آمد مبنی بر اینکه 4-5 ساعت قبل از وقوع کودتا روسیه موضوع را به اطلاع اردوغان می رساند. در آنجا اشاره می شود که روسیه وقوع کودتا را با رسد کردن پیام های نظامیان کشف کرده است. اعلام این خبر نشانگر بسیاری از وقایع و تغییر و تحولات قدرت در منطقه و جهان است. اگر این خبر درست باشد (که احتمال آن نزدیک به یقین است) روسیه حکومت اردغان وحزب او را حفظ کرد؛ در نتیجه می بایست دلیلی محکم و منطقی برای اینکار داشته باشد. اینکه روسیه، اردوغان و حزب او را بر کودتاگران ترجیح داده نشانگر روابط خوب میان آنها بوده و با این اطلاع رسانی و نجات اردغان و حزبش این روابط کاملا مستحکم و استراتژیک می گردد.

8- نیروئی که اردوغان به عنوان کودتاگر معرفی می کند وابسته به آقای گولن است که ساکن آمریکاست و از نظر عقیدتی به داعش نزدیک و مورد حمایت آمریکا، اسرائیل و عربستان است. اگر چنین اتهامی درست باشد، امکان ندارد شخصی در این مقام در آمریکا بتواند یک کودتا بر علیه متحد آمریکا و ناتو را سازماندهی بکند بدون اینکه سازمانهای امنیتی این کشور متوجه بشوند.
اساسا ً سیستم های ارتباطی ساتلیتی جهان زیر نظر سازمانهای امنیتی آمریکا ایجاد شده اند و قبل از عمومی کردن آنها سیستم کنترل آنها را راه اندازی نموده اند. سایر چیزها مانند فیس بوک، تلگرام، تویتر و.. همه و همه هرچند در ظاهر توسط بعضی به اصطلاح افراد نابغه براه افتاده است ولی این حرفها دروغ های محض است برای فریب افرادی ساده که از داستان دستهای پشت پرده قدرتها هیچ اطلاعی ندارند. در اساس اینها همه این چیزها در خدمت سازمانهای جاسوسی اسرائیل است که توسط سرمایه داران بزرگ یهودی صهیونیستی سرمایه گذاری و راه اندازی شده اند و ضمن جاسوسی سودهای میلیاردی هم می برند.
این پیشرفته ترین نوع جاسوسی است که مردم خودشان جاسوس ها را به زندگی خود راه می دهند و هزینه های آن را هم پرداخت می کنند.
بهرحال ابدا ً امکان نداشت که چنین کودتائی در قلب آمریکا شروع شود و دولت این کشور بی اطلاع باشد بلکه حتی باید پذیرفت که در آن دست داشته است؛ وگرنه باید این را ضعفی بزرگ در اداره این کشور دانست و در نتیجه تمام ادعاهای قدر قدرتی این کشور را نیز بزیر سئوال برد.

9- یک خبر بی سروصدای دیگر از همکاری وابسته نظامی ترکیه در اسرائیل با کودتاگران اطلاع می دهد. اگر این خبر تائید شود دقیقا ً به این معنا است که اسرائیل بدون هیچ شک و تردیدی در پشت این کودتا بوده است. اما همینکه اسرائیل خودش را به خواب زده و در خصوص این حادثه مهم جهانی سکوت می کند نشان از این دارد که دستی قوی و انکار ناپذیر در این ماجرا دارد.

10- نکته اینجاست که در ترکیه عدم تمرکز قدرت یا نبود یک حکومت و دولت قوی و مستقل و بدور از نفوذ سایر کشورها بیداد می کند. بویژه اسرائیل در بالاترین مقامات ارتش این کشور یعنی کسانیکه در حد راه اندازی کودتا هستند، نفوذ بسیار موثر دارد. ولی اردوغان اکنون سعی می کند یک دولت متمرکز و شاید مستقل از نفوذ سایرین ایجاد کند. حال تا چه حد می تواند این رویا را به واقعیت تبدیل کند جای بحث و سئوال و شک دارد زیرا دستهای قدرتمند غرب در این کشور می تواند کارهای زیادی بکند؛ مگر اینکه بازیگران را عوض کند و همکاری با روسیه، ایران و کشورهای اتحادیه شانگهای را گسترش و سرعت ببخشد.

11- با توجه به نکات فوق است که دیده شد؛ ایران اولین کشوری بود که قاطعانه از اردغان که چندی پیش می توانست بزرگترین دشمن اش باشد، دفاع می کند و کودتا را محکوم می کند. هرچند مناقع مشترک به آنها آموخته بود که بهترین راه برای همسایگان (و مخصوصا ً در باره آنها) همکاری است. نکته اینجاست که ایران در مدتی کمتر از نیم ساعت پس از پخش اعلامیه کودتاگران حمایت خود از اردغان را اعلام کرد که نشانگر آنستکه ایران از قبل از برنامه کودتا آگاه بوده و خود را آماده کرده بود. حتی احتمال اینکه ایران به اردغان اطلاع داده بوده نیز وجود دارد.

12- ابدا ً نباید تصور کرد که دولت ایران از آنچه در ترکیه گذشت و می گذرد بی اطلاع بوده، و یا از کودتا بی خبر بود. باید قبول کرد که حتی اگر در واقع روسیه (و نه ایران) از کودتا مطلع شده بود حتما متحد خود ایران را مطلع کرده بود تا در یک هم آهنگی، مشترکا ً برای برخورد با کودتا آماده باشند؛ همچنین خود را برای وقایع آینده و حتی حمایت از اردغان آماده کنند و او را در جهتی که می خواهد برود حمایت کرده و بر موضع گیری هایش تاثیر بگذارند.

13- موضوع دیگر اختلافات مذهبی خاصی است که میان کشورهای اسلامی منطقه تا غرب شمال آفریقا بروز کرده است و جهت گیری های جدیدی بوجود آورده و می آورد.
اردوغان و حزب او از اخوان المسلمین هستند که دوستان نزدیک آنها در زندانهای مصر گرفتارند. روی کار آمدن دولت گولن که با حمایت بعضی کشورهای اسلامی منطقه (مخصوصا عربستان و مصر) همراه می بود ترکیه را به راه دیگری می برد و مسلما اخوان المسلمین ترکیه را همانند مصر ممنوع، بعضی سران آنها را کشته (حمله به هتل محل اقامت اردغان) و تعدادی را به زندان انداخته و کلا اخوان المسلمین را کاملا ً سرکوب می کرد.
درک این نکته برای اردغان و حزب آنها بسیار مهم بود و در نتیجه آنها را به ایران نزدیک تر کرد و می کند، و هشیاری می دهد که نمی تواند به غرب، اسرائیل، عربستان و امثالهم اعتماد کند.

14- تهدید ترکیه از جانب ناتو و اینکه ممکن است این کشور را از ناتو اخراج کنند دلیلی به غیر از این ندارد که اولا ً در خصوص پشت پرده کودتا سکوت کند تا نقش آنها مخفی بماند. ثانیا ً به طرف شرق و اتحادیه شانگهای نرود، زیرا ترکیه درخواست پیوستن به این اتحادیه را داده است.
اما؛ شیوه اردغان نشان می دهد که آنها اعتمادشان را به غرب از دست داده اند.

15- ایران با اخوان المسلمین بهتر کنار می آید تا با امثال گولن که به داعش نزدیک است و یا حکومت مصر که اخوان المسلمین را طی یک کودتا سرکوب و رهبران آن را زندانی کرده است؛ ایران در آن زمان به نوعی از اخوان المسلمین مصر پشتیبانی می کرد. ترکیه نیز فشار زیادی بر نظامیان مصر می آورد و تلاش زیادی کرد تا اخوان المسلمین مصر در قدرت بمانند. ولی نهایتا ً نیروهای غربی و آمریکا توانستند توسط نظامیان قدرت را برای خود حفظ کنند. مسلما اگر اخوان المسلمین در مصر در قدرت می ماندند رابطه آنها با غرب و اسرائیل شکل دیگری می گرفت که تاثیر آن بر ترکیه نیز بلاتردید بود.
هم اکنون اخوان المسلمین در سراسر کشورهای شمال آفریقا وجود دارد. ایران با آنها مشکل زیادی ندارد و حتی از ابتدای انقلاب یکی از خیابانهای تهران بنام حسن البناء رهبر و پایه گذار این جنبش نام گذاری شد.

16- باید پذیرفت که طرح کودتای نظامی در ترکیه کاملا ً ضعیف و بی حساب و کتاب و یکباره نبوده است؛ اما کاملا ً هم دقیق و با محاسبات همه جوانب نبود. اما از جمله اصلی ترین دلائل شکست آن همراهی روسیه (که ادعای خبر رسانی به اردوغان را دارد) و مخصوصا ً ایران با اردوغان می تواند باشد که غرب روی آن زیاد حساب نکرده بود.
نباید چنین تصور کرد که ایران به عنوان همسایه ای مسلمان (که مرکز جهان شیعه نیز هست) هیچ نیروئی درون ترکیه و نیروهای نظامی آن نداشته باشد. آنهم در کشوری مانند ترکیه که بواسطه سکولاریسم راه را برای نفوذ هر نیروئی در آن باز کرده بود و در نتیجه بعضی کشورهای مسیحی غربی و صهیونیستهای اسرائیلی در آن نفوذ و نیرو داشتند.
نکته دیگر در شکست کودتا، سازماندهی نیروهای جدید و خاص برای حمایت از دولت توسط اردغان (حزب توسعه و عدالت و اخوان المسلیمن ترکیه) در شرایط اضطراری بود. حتی بعضی بر این عقیده هستند که چنین نیروئی با الگو برداری از بسیج ایران (یعنی با کمک ایران زیرا خود ایران نیز این کار را از غرب کپی کرده است)، ولی بصورت مخفی و از میان اعضاء معتقد به حزب عدالت و توسعه و اخوان المسلمین درست شده است؛ همین نیروهای مسلح شبه نظامی به کمک آمدند و کودتاگران نظامی را شکست دادند.

17- اینکه کشورهای غربی از قبل از وقوع کودتای نظامی اطلاع نداشته اند امری غیر ممکن است زیرا ترکیه عضو ناتو است و در نتیجه تعدادی از سران نظامی به نوعی وابسته و در خدمت ارباب بزرگ هستند. همچنین اسرائیل نفوذ زیادی در رده های بالای ارتش دارد بطوریکه اساسا ً حذف تعدادی از سران ارتش در چند سال پیش ضربه به قدرت اسرائیل بود و بهمین دلیل در هنگام اعزام کشتی کمک به غزه، اسرائیل فقط اهالی ترکیه در آن کشتی را بجهت انتقام کشی کشت و همین رابطه دو کشور را تیره کرد.
اما آنچه که در ترکیه رخ داد باعث می گردد تا جناح حاکم به رهبری قاطع اردوغان در مقابل غرب موضعگیری کند و یا حداقل اینکه دیگر اعتماد خود را به آنها از دست بدهد، و به طرف شرق بیاید.

18- تغییرات در منطقه هر لحظه شکل جدیدی به خود می گیرد. بعضی رهبران کردها مانند بارزانی که با غرب و اسرائیل همکاری نزدیک دارند و تعدادی از چاههای نفت را به نفع شخصی ضبط کرده بودند حاضر به از دست دادن این مبالغ نیستند در نتیجه امتیازاتی جدید به غرب می دهند مثلا ً اینکه آمریکا در منطقه آنها پایگاه نظامی ایجاد کند تا شاید دستی بر سر این رهبران بکشد. این مسئله جو نظامی در منطقه را تشدید میکند زیرا آمریکا بطور رسمی در غرب ایران مستقر می شود. یعنی با توجه به درخواست کشورهای این منطقه در پیوستن به اتحادیه شانگهای، آمریکا در قلب خاورمیانه و منطقه ای که وابسته به اتحادیه شانگهای است پایگاه ایجاد می کند. هرچند این موافقت نامه خود نشان از این دارد که آمریکا دیگر به ترکیه اعتمادی ندارد و خواستار پایگاهی جدید است.

19- منطقه خاورمیانه شاید استراتژیک ترین منطقه جهان باشد که همه سعی دارند در آن جای پای قدرت و نفوذ خود را تقویت کنند.

20- نقش عربستان: شیوخ این کشور به دلیل اینکه از ده ها سال پیش درآمدهای نفتی کشورشان (که در جیب و به حساب آنها می رفت) در بانک های صهیونیستها در آمریکا نگهداری و در واقع گرو گرفته شده، به مسلمانان صهیونیست تبدیل گردیده و بناچار در خدمت آنها در آمده اند.
تا چندی پیش عربستان خود را بزرگ خانواده عرب زبانان می دید زیرا از نظر وسعت و ثروت بر آنها برتری داشت ولی اکنون دیگر حامی جدی و قدرتمندی برایش باقی نمانده است: 
عربستان در یمن مستقیما ً وارد جنگ شده؛ در سوریه و عراق بطور غیرمستقیم ولی علنی وارد جنگ گردیده؛ با لبنان رابطه اش بسیار خراب است؛ اردن و عمان موضع گیری نمی کنند و تنها می ماند چند کشور بسیار کوچک مانند کویت، امارات، قطر و بحرین. هرچند قطر نیز در این وقایع کودتا طرف دولت اردغان را گرفت. ترکیه نیز که تا چندی پیش با عربستان در حمایت از داعش همکاری می کرد اکنون دیگر در این مورد هم نظر نیستند در نتیجه از این مرحله به بعد و با سیاستی که ترکیه در پیش گرفته اختلاف میان واهبیان عربستان و اخوان المسلمین ترکیه شدت خواهد گرفت و به تبع آن به سایر کشورهای شمال آفریقا که اخوان المسلمین در آن قدرت دارند کشیده خواهد شد، و مصر به عنوان تنها کشور بزرگ و قوی که با عربستان نزدیکی دارد درگیر مشکلاتی خواهد شد. 
مشکل دیگر و اساسی دولتهای مصر و عربستان آنستکه راه چاره را در نزدیکی با اسرائیل دیده اند ولی این عمل نفرت مسلمین را بر می انگیزد و به ضرر آنها تمام خواهد شد.

21- امارات، کویت، قطر و بحرین کشورهای بسیار کوچک و ضعیفی در منطقه هستند که کمترین چیزی را نمی توانند تولید بکنند و بسیار شکننده می باشند و در واقع تمام ساختمان این کشورها بر زمینی سست نهاده شده و پایه محکمی ندارند و به سادگی فرو می ریزند. این کشورها در منطقه و جهان نقشی تعیین کننده ندارند.

نتیجه
به لیست بالا می توان بسیاری نکات دیگر را افزود لیکن شاید اینها مهمترین نکات بودند که می شود بر مبنای آنها وضعیت را تا حدودی سنجید اما واقعیت این است که اوضاع در این شطرنج بزرگ روزانه میتواند تغییرکند لیکن تغییرات بزرگ نیازمند تصمیمات و حرکات بزرگ است و زمان لازم دارد مثلا تاثیر اتحادیه شانگهای بر وضعیت سیاسی اقتصادی تمامی جهان پس از این سالها که از تاسیس اش می گذرد هنوز بخوبی نمایان نشده است ولی اگر کشورهای جدیدی از منطقه خاورمیانه به آن بپیوندند و اتحادیه وارد پیمان نظامی شده و بانک و حتی پول مشترک ایجاد کند آنگاه نهالی که کاشته شده است به درختی تنومند تبدیل خواهد شد که جابجائی کاملی در قدرت در جهان ایجاد خواهد کرد.

ترکیه کشوری بی ثبات بود یعنی حکومتی مستحکم، قوی، یکپارچه و کاملا ً ملی نداشت و در نتیجه قدرتهای غربی بر آن تسلط داشتند و هرگاه می خواستند آن را بهر شکلی یا جهتی می چرخاندند. هدف این کودتای نظامی نیز نوعی تغییر بود زیرا اینبار اردغان در مقابل آنها عرض اندام کرد و غرب بر مبنای تفکر گذشته برگ خشن خود یعنی کودتا را رو کرد تا با قتل عام اخوان المسلمین و زندانی کردن تعداد زیادی از آنها تکلیف این حزب را یکسره بکند و سپس به سراغ سایر اخوان المسلمین ها در لیبی و تونس و... برود؛ زیرا آنها از حمایت ترکیه برخوردار بودند و شکستن اشان بدون این حمایت آسان ولی با این حمایت تقریبا ً غیر ممکن بود؛ در ضمن این نیرو همواره زنگ خطر سقوط حکومتهای اسلامی نامبرده وابسته به غرب بود. 
اما اینبار غرب در محاسبات خود دچار اشتباه بزرگی شده بود و تصور نمی کرد که دولت اردوغان با تکیه به حمایت ایران و روسیه به شکل دیگری درآمده باشد و به سادگی کودتاگران را شکست بدهد و رودروی خودش قرار بگیرد.
چنانچه حزب توسعه و عدالت با پشتیبانی و تکیه به سایر نیروها مانند اخوان المسلیمن سایر کشورها، نیروهای دمکراتیک و ملی گرای ترکیه و در کنار آن ایران، روسیه و کشورهای عضو شانگهای و کشورهای مستقل، راه استقلال و جدا شدن از غرب را در پیش بگیرد، آنگاه سیاستهای منطقه کاملا شکل دیگری بخود خواهند گرفت و جابجائی قدرت در جهان بسیار گسترده تر و ریشه ای خواهد شد.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

سلام-این تحلیل درموردسوریه ونگاه غرب بدان،بسیارضعیف بوده ونمی توان بدان تحلیل گفت.چون غرب ازبیداری مردم عرب دربهارعربی وبرقراری دموکراسی درکشورهای عربی بشدت به وحشت افتاده بود،ازطرفی ایجادپایگاه های اقتصادی وسیاسی تورکیه درکشورهای عربی باعث بخطرافتادن موقعیت اقتصادغرب را ایجادمیکرد.
پس ازکشورهای عربی نوبت ایران بود،که باهمدستی ایران وغرب ومغشوش کردن مبارزات دموکراسی خواهی مردم سوریه وکشاندن این مبارزات به کشت وکشتار،مبارزات صلح طلبی ودموکراسی خواهی رانابودکردند.
چون تورکیه دراین مبارزات صلح طلبی وگرفتن بازارکشورهای غربی روزبروز قدرتمندترمیشد،حمایت ارتجاع ناسیونالیستی پان ایرانیستی بانگرش شئونیستی مختلف درایران ودولت فاشیست ایران بازی دوهم زنی راشروع وهمدست غرب درناموفقی مبارزات عرب هاشدند.
اکنون نیزسعی میکنندبتوسط تروریست های عقب مانده غیرمنطقی پ کا کا وچپ های بادیدگاه چریکی راتحریک برای ویران کردن تورکیه مامورنموده اند.
این گروه هانیزتوسط ایران وغرب وبشاراسدوحتی روسیه بخاطرترس ازتورکیه قدرتمندراتسلیح تاکمربه ویرانی تورکیه نمایند.
این خلاصه وچکیده نظرم بودکه بعرض همه رساندم.