قفل بند، هم به نعل هم به میخ

 
نگاهی به اطلاعیه اخیر اتحاد فدائیان خلق
 
گاهی به مرور زمان خصلت هائی چنان با وجود انسان عجین می گردند که  هر روز سفت تر، سخت تر و جامدتر می شوند، تا جائی که دیگر این انجماد را احتمال نرمش کاملا غیر ممکن می گردد. عادت ها به خصلت، باورها به فورمول های دگم، اختلافات به دیوار های بلند، خود بزرگ بینی ها به استالینیزم دیکتاتورمنشانه، دگم و سوءتفاهم ها به کینه های آشکار و مخفی تبدیل می گردند. در چنین مواردی تظاهر به انعطاف و بازی دموکراسی نمایی دیپلماتیک کسانی که قادر به برداشتن دیوارها نبوده و بر دگم های خویش غالب نگشته اند، بیشتر به رقص دلقک هایی می ماند که با هنرنمائی های خود فقط موجب مزاح و خنده تماشاچیان می گردند. این در حالی است که حتی کودکان خردسال هم می دانند که پشت خنده های ساختگی، نقاب چهره های زنگ آمیز شده و خندان همان دلقک ها، انسان های دیگری با خصلت ها، نیّت ها و خواسته های کاملا متفاوتی قرار دارند که اهداف دیگری را تعقیب می کنند.
 
باورمندان نظریه منجمد ضد وحدت چپ با تظاهر دلقک وار به بازی وحدت نمائی خویش، بیش از هشت سال انرژی و توان بخش عظیمی از طیف ها و سازمان های چپ را به بیراهه کشانده اند. آنهائی که نام "اتحاد" را در میان نسل های " فدائیان" به یدک می کشند، غیر از افتراق فدائی و فرقه گرائی پنهان و آشکار هیچ هدفی را در مصدر برنامه ها و اهداف خویش نداشته اند. الان نه فقط طیف های دیگر چپ دست آنها را خوانده اند، بلکه نیروهای مسئول و دلسوز درون سازمان آنها نیز با شفافیت صدای خود را بلند کرده و خود را آماده کرده اند تا با حضور فعال در صحنه کارزار و ایفای نقشی مسئولانه و سازنده با  همراهی دوشادوش رهروان کاروان وحدت چپ ایران گام های استوار بردارند.
 
 این در شرایطی می باشد که آنهائی که  در رویای مدینه فاضله خویش خود را نمایندگان اصیل و ناب چپ دموکرات ایران می نامند، با تظاهر به اینکه آنها "اکثریت" سازمانی در سازمان خود را تشکیل می دهند و در"کنگره" سیزدهم سازمان خویش "اسنادی" را به تصویب رسانده اند، تلاش دارند تا با استناد به "اساسنامه" و "اسناد" دیگر سازمانی  انجماد سکوت و خفقان نوینی را بر سازمان خویش حاکم کنند. آنها با این عمل خویش تلاش دارند با محوری کردن شعار "ما مخالف هر گونه جدائی در صفوف سازمان هستیم"، در واقع امر، همه با هم بسوی در هم شکستن وحدت چپ را به شعار واقعی محوری خویش تبدیل کنند. آنها با این تاکتیک خویش خواهان زدن مهر سکوت بر لبان و زنجیر های اسارت بر پاهای کسانی  باشند که خواهان پیوستن به صفوف سترگ کاروان به راه افتاده چپ ایران می باشند.
 
"کنگره" سیزدهم اخیر آنها که با حضور "اکثریت نسبی لازم" اعضا برگزار شد، در مورد "محیط زیست"، "زندانیان سیاسی"، "اعدامیان سال شصت و هفت" و "کارگران و زحمتکشان" پیام هائی صادر کرده، و "کمیته مرکزی جدید" را انتخاب کرده و "اطلاعیه ای" هم در مورد برخورد با آنهائی که در این "کنگره" شرکت نکرده بودند و آن را تحریم کرده بودند صادر کرده ، ولی هیچگونه سندی در مورد وحدت چپ ایران صادر نکرده است. این "کنگره"  فقط  در سند سیاسی خود، آن هم فقط  در پاراگراف آخر برای خالی نبودن عریضه در جمله ای مخلوط به اپوزیسیون چپ ایران پرداخته و می نویسد، "جنبش همگانی فاقد رهبری مستقل و متمرکز است و اپوزیسیون چپ، دموکرات و ترقیخواه هم در پراکندگی به سر می برند که باید... برای سامان دادن یک ائتلاف وسیع تلاش کنند". آنهائی که تلاش دارند تا همچنان وحدت چپ ایران را در آچمز نگهدارند، الان از ائتلاف وسیع چپ ها، نیروهای دموکرات و نیروهای ترقیخواه صحبت میکنند. یادمان نرود این وحدت گرایان خواهان "اتحاد" طیف های مختلف  "فدائیان" با آوردن پاشنه آشیل اتحادیه سوسیالیستهای ایران، به درون پروژه وحدت چپ که آشکارا خواهان هیچگونه وحدتی با سازمان اکثریت نبودند، نشان دادند چه فاصله و درّه عمیقی مابین گفته ها، ادّعاها و کردارهای  آنها در مورد پروژه وحدت چپ  وجود داشته است، تا برسد به اینکه الان در مورد  پروژه جدید فراگیرتر اپوزیسیون سکولار و دموکرات ترقیخواه و بالاخره چپ ایران چه خواهند کرد.
 
آنها با این استدلال که پروژه وحدت عوض یک منشور، با چهار منشور مختلف نه مسیر وحدت، بلکه مسیر انشقاق را طی می کرد، و در این مورد اشک تمساح ریخته و خود اعلام تاسف کرده و با بخشی از سازمان خویش را که خواهان تداوام دهندگان مسئولانه پروژه وحدت چپ می باشند به ظاهر همدردی می کنند. این در حالی است که کلیت چگونگی آغاز، حرکت، تغییر مسیر دادن آنها، آوردن اتحادیه سوسیالیستها به  درون پروژه و تداوم بازی دلقک وار همراهان پروژه وحدت، ولی  مخالفین پنهان آن در عمل  ، خود را  به ظاهر با موفقیت چنین پروژه ای همدرد و همراه نشان می دهند.
 
وقت آن است که رهروان آزاده کاروان وحدت چپ  چسب های کاغذی بر لبهای خویش و زنجیرهای کاغذی پیچیده شده بر پاهای خویش را پاره کرده و حول محور مرکزی شریان جنبش فدائی گرد آمده و با گام های استوار در راستای تناور کردن درخت ساختار چپ دموکرات ایران به حرکت در بیایند. این واقعیت تلخ را باید پذیرفت که عده ای بر انجمادهای دگماتیک و کیش شخصیت های استالینی خویش هیچگاه غالب نخواهند شد و ترجیح خواهند داد تا در دنیای کوچکی که در رویاهای خویش پرورش داده اند، به حیات سیاسی خویش ادامه بدهند. باید آنها را در منزل های  ذهنی خویش به حال خویش گذاشته و به رودخانه خروشان در حال حرکت چپ نوین دموکرات با شرکت نسل های نوین پیوست.  به قول صمد، راه که بیافتیم، نه فقط ترسمان می ریزد، بلکه در حین حرکت یکی یکی مشکلات را حل کرده و دوشادوش هم موجب انسجام و بلوغ چپ ایران و تبدیل آن به درختی تنومند خواهیم شد.
 
لازم است نکته ای هم در مورد اشخاص، طیف ها و سازمان هائی از چپ ایران که این قابلیت را در خود می بینند تا نقش محوری، رهبری و ساربان کاروان اتحاد فراگیر چپ ایران را بر عهده بگیرند، اشاره کرد، و آن این است که باید آستینها را بالا زد و نقش پیشگامی را آنطور که بایسته است  ایفا نمود. برای به ثمر رساندن چنین پروژه ای، محفل های  "نشستند و گفتند و برخاستند"های مکرر و تکرای با دگماتیستها، کار به جائی نخواهند برد.

افزودن نظر جدید