شما را باده و جامه گوارا و مبارک باد!

فرصتی تاریخی برای چپ ایران

قرار کنگره فوق العاده سازمان فدائیان خلق ایران "اکثریت"، با حضور مهمانانی از کنشگران چپ و بخش هائی از سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران تشکیل شده بود، صادر شد. با وجود اینکه اطلاعیه های چندی در مورد این کنگره منتشر شده بود، من هم مثل خیلی ها منتظر بودم تا قرار های مصوبه این کنگره را بخوانم. قرار کمتر از نیم صفحه ای این کنگره یک گام بزرگ تاریخی در راستای آینده تاریخ ساز جنبش چپ و جبهه کار ایران می باشد.

مشخصه بارز سازمان پیشاهنگ جبهه "کار" ایران این می باشد که بصورتی استراتژیک و با باورمندی و اعتماد کامل به نفس در مورد نقش پیشاهنگی خویش، نقش پیشگامی خود را آنگونه که این مسئولیت تاریخی بر شانه های آن سنگینی می کند، به جا آورده و ایفا نماید. روح این قرار نشان می دهد که این مصوبه با چنین اعتماد به نفس شایسته و احساس مسئولیت درخور تنظیم و تصویب گردیده است. لذا جا دارد به تمامی رفقایی که در برداشتن این گام استوار، سنگین و تاریخی نقشی داشته اند، بگوئیم "شما را باده و جامه گوارا و مبارک باد!".

آنچه که در وحله اول و بصورت برجسته ای بر کلیت این کنگره روشنائی می بخشد، اراده در خیزشی برای باز آفرینی سازمان سیاسی شایسته و امروزین باورمند به ارزش های انسانی و سوسیالیستی جبهه "کار" ایران می باشد. اینجا لازم است در مقیاس جهانی به شکل گیره پدیده هائی مثل "برنی سندرز"  در آمریکا و "جرمی کوربن" در انگستان بصورت نمونه اشاره کرده و متذکر شد که دهها میلیون نفری که در آمریکا و انگلیس بر محور شعارهای سوسیالیستی و چپ گرد می آمدند، و از چنین ارزش های بصورتی جانانه دفاع می کردند و عمدتا از نسل های جوان می باشند، فقط منحصر به انگلستان و آمریکا نمی باشند. پولوریزه شدن و عمق یافتن شکاف طبقاتی در ابعاد سیاسی آن نه تنها به یک پدیده جهانی تبدیل گردیده است، بلکه هر روز بخش های بیشتری از نسل های نوین به سمت آرمان ها و شعار های سوسیالیستی و محیط زیستی نوین روی می آورند. ایران از این قاعد مستثنی نمی باشد.

نمایندگان سیاسی چپ دموکرات و جبهه سوسیالیسم بر پایه های ارزش های نوین انسانی عدالت اجتماعی، حفظ محیط زیست، پایبندی به صلح و سعادت بشریت می توانند و باید با وحدت، انسجام و اعتماد به نفس کامل با نسل های نوینی که به سمت این آرمان ها می آیند پیوند بر قرار کرده و آموخته های خویش را به آنها بیاموزد، و نسل های نوین را به کاروان چپ دموکراتیک و نوین امروزین خوش آمد بگویند. تنها در این صورت است که جبهه کار قادر خواهد بود تا نئولیبرالیسم  هار و جنگ طلبی که هیچگاه از بهره کشی استثمارگرانه کنار نمیکشد را مهار کرده و بشریت را در راستای ارزش های سعادت انسانی رهنمون گردند.

پذیرفتن امکان "دو عضویتی" اعضا یکی از مواردی می باشد که اندیشورزان چندی از سالها پیش آن را طرح می کردند و جای بسی خوشحالی می باشد که این مساله بعنوان یکی از پیش شرط های بالنده چنین روندی تعیین شده است. با قبول این شرط، چپ های دموکرات جبش های ملّی دموکراتیک کردستان، آذربایجان و جاهای دیگر می توانند در عین حال که عضو فعال حزب نوین جبهه "کار" ایران می باشند، عضو سازمان برادر منطقه ای آن نیز باشند. این مساله موجب می شود تا در ایران دموکراتیک و فدراتیو آینده انسجامی طبیعی، هماهنگ و ارگانیک بین نهادهای سیاسی مرکزی دولتی از یک طرف با نهادهای منطقه ای و ناحیه ای آن برقرار شده و این دو همدیگر را تکمیل نمایند.

با توجه به سابقه نه چندان درخشان بدبینی و عدم پشتیبانی نحله های مختلف چپ ایران از همدیگر و تجربه های نه چندان خوشایندی که در این زمینه ها شاهدش بوده ایم، انتظار می رود که بخش های مختلف و پراکنده طیف های  انزواگرای چپ نه تنها از این مساله استقبال چندانی نکنند، بلکه این دستاورد را ناچیز جلوه داده و در راستای تضعیف آن حتی به کارهای تخریبی دست بزنند. آنچه که ضرورت تاریخی از ما می طلبد استوار بر گام های خود بودن از یک طرف و سکّان کشتی را در میان طوفان های دریای پر طلاطم استوار و محکم تا منزل مقصود نگه داشتن می باشد.

شاید اصرار بر داشتن شکلی از نام فدائی در نام حزب سیاسی نوین، به میزان مشخصی به استنباط شخصی من تاثیر از تقدیس شخصیت تاریخی "فدائی خلق" باشد. برای کسی مثل من که به هر گونه تقدیس و مقدس گرائی مخالف هستم، بهتر می بود به جای استفاده از "شکلی از نام فدائی"، "شکلی از سمبل ارزشی فدائی" را انتخاب می کردیم. در زمینه های کار ارزشی شاید نام "کار" و نشریه کار بیشتر نشانگر باورمندی های ارزشی جنبش و نسل های فدائی بوده باشد. البته این نظری پالایش نشده و شخصی می باشد که به نظر من ارزش طرح کردنش را دارا می باشد.

مطمئنا نهاد ها و ارگان های ویژه ای چنین پروژه حساس و مسئولانه ای را از نظر تدارکات و سازمان دهی هدایت خواهند کرد. با توجه به زمان بندی شدن این پروژه و تعیین موعد مشخص برای قرار برگزاری آن می توان این نتیجه را گرفت که اگر سکان کشتی این پروژه را با اراده ای که شایسته فدائیان خلق می باشد استوار نگه داشته و در راستای منزل مقصود هدایت نموده شود، بزرگ ترین گام تاریخی جنبش چپ ایران در نزدیک به چهل سال پیش برداشته می شود. گوارا باد آن باده که اندر بزم نوشندش، مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش، شما را باده و جامه گوارا و مبارک باد!

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

مباد که شمول این بیت " خودگوئی، خودنویسی، عجب سیاستمندی" شویم، پیشگفته من صرفا جنبه واکنشی ندارد که خلاقیت گونه ی به ظاهر خُردی است که در برابر احساس کلان رفیق" دنیز ایشچی" آورده شد. چونکه عنوان مقاله اش " شما را باده و جامه گوارا و مبارک باد!" باعث شد این پیشگفته گردید. موضع رفیق" ایشچی " در حد طرح نظرش قابل احترام بوده، ولی چون از باب ارائه طریق رخ نموده طریقی که بسیار ایده آلیستی ، ولونتاریستی و دلخواهانه است و البته متناسب با واقعیت نیست. شما نوشته اید " خودنمایندگان سیاسی چپ دموکرات و جبهه سوسیالیسم بر پایه های ...می توانند و باید با وحدت، انسجام و اعتماد به نفس کامل با نسل های نوینی که به سمت این آرمان ها می آیند پیوند بر قرار کرده و آموخته های خویش را به آنها بیاموزد، و نسل های نوین را به کاروان چپ دموکراتیک و نوین امروزین خوش آمد بگویند." وجه ایده آلیستی بودن رفیق در این تکه نوشته نسبت به پروژه وحدت چپ، نشانه همان خصلت ایده آلیستی وی و دیگر طرفداران ادامه وحدت چپ است. رفیق ایشچی" مرسوم است ک" پرسیدن عیب نیست ندانستن عیب است" من می خواهم بدانم که کی؟ کجا، چه میزان از نسل های نوین که به کاروان چپ دموکراتیک ونوین روی آورده اند؟ ضمنا این جمع از نسل نوین روی آورده به چپ دمکراتیک در کدامین منزل و کدام ایستگاه به اردوی چپ دموکراتیک پیوسته است؟ اگر عنوان کنی نسل نوین در ایستگاه خارج کشور به قطار چپ دموکراتیک سوار شدند که بدون تردید این ادعا گزاف خواهد بود. شواهد در حوزه زایش و ریزش نشان می دهد که ریزش نیرو در مقیاس با زایش قابل مقایسه نیستند. شما بهتر و بیشترمی دانید سازمان های چپ گرائیده به چپ دمکراتیک ازجمله سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت – و سازمان اتحاد فدائیان در خارج کشور، از نوزائی چنانی برخوردادر نبودند، حتی فرزندان و اعضا سببی آنان نظیر اعضا نسبی خانواده شان اگر روی از چپ نگرفته باشند ولی تمایلی به پیوستن و فعالیت در سازمان های پدر و مادر برای ادامه راه شان را ندارند. احتمال می دهم رفیق "ایشچی" عنوان کند که منظورش نسل نوین داوطلب پیوستن به چپ دموکراتیک در داخل کشور است. البته در این زمینه اگر نیروئی باشد؛ نشان دهند این نیرو را نشان دهند. مدتهاست شاهد حداقل حرکاتی از داخل کشور هستیم که تحت عناوینی نظیر "هواداران"، " جمعی "و" گروهی " از نام سازمان فدائی خلق ایران – اکثریت – در برابر حرکات چپ های خارج کشور موضع گیری می کنند. آیا این تجمع داخل کشور را دال بر پیوستن نسل نوین ندانید اینان پرندگانِ جَلدِ بام فدائیان هستند که به خاطر سازمان های فدائیان اعم از "فدائیان اکثریت "یا" اتحاد فدائیان" گِردُ و پَر بام فدائیان می چرخند. اگر فرض محال را بر صحت ادعای آقای " ایشچی" قرار دهیم و آنان را جلوه ای از نسل نوین داخل کشور به چپ دموکراتیک بدانید؛ چرا می نویسی که" شاید اصرار بر داشتن شکلی از نام فدائی در نام حزب سیاسی نوین، تاثیر از تقدیس شخصیت تاریخی "فدائی خلق" باشد؟ برای کسی مثل من که به هر گونه تقدیس زدایی و مقدس گرائی مخالف هستم، بهتر می بود به جای استفاده از "شکلی از نام فدائی"،"شکلی از سمبل ارزشی فدائی" را انتخاب می کردیم و..." شوربختانه شما با چنین حکمی باعث پراندن این پرندگان از بام فدائیان می شوید. فکر نمی کنید تغییر نام دلخواه شماست و جلوه ای از اراده گرائی چپ ارتدکس است چرا شما که ادعا می کنید چپ دموکراتیک هستید و از مشی و خصائل آن مدل چپ طبقاتی فاصله گرفته اید، چرا از متد و منش چپ ردکرده استفاده می نمائید، این هم نمودی از پارادوکسیکال بودن نگاهتان است. البته آرزوی محال محال نیست شما می توانی خواهان تغییرنام سازمان فدائیان تحت هر اسم شوی. نظر است و پلورالیسم حکم می کند بدان احترام گذاشت. اما ما نیز می توانیم در مقام دفاع - نه فقط براس حفظ تقدس فدائی بلکه برای برافراشته تر شدن پرچم تاریخ فدائیان - نظر شما را صرفا میل سیاسی شما تلقی کنیم که باید پشت نظریه شما را به بررسی بنشینیم. مطمئن باش که تغییر نام سازمان فدائیان نیز همچون پروژه وحدت چپ حاصلی نخواهد داشت و در صورت تغییر نام سازمان، ناچار به متوقف کردن حرکت سازمان شکنانه ذیل وحدت طلب خواهید شد. البته اراده قوی در سازمان و هواداران دااخل کشور اجازه نخواهند داد که تحت هر نیت خیرخواهانه شما، سازمان سترگ و با سابقه تاریخی و مطرح چون فدائیان در سطح جامعه را از عرصه فعالیت چپ بازداشته و آن را به گوشه نمور تاریک بایگانی تاریخی چپ روانه کنند. آقای " ایشچی" در پستوی تغییرنام فدائی گویا توافق شده نام فدائی که الماس گرانبهائی است را به قیمت نازل حراج شود. در فرازی دیگر از نوشته ات خوانده می شود" با توجه به سابقه نه چندان درخشان بدبینی و عدم پشتیبانی نحله های مختلف چپ ایران از همدیگر و تجربه های نه چندان خوشایندی که در این زمینه ها شاهدش بوده ایم، انتظار می رود که بخش های مختلف و پراکنده طیف های انزواگرای چپ نه تنها از این مساله استقبال چندانی نکنند، بلکه این دستاورد را ناچیز جلوه داده و در راستای تضعیف آن حتی به کارهای تخریبی دست بزنند. " آقای " ایشچی" گویا چپ دموکراتیک نمی خواهد از ذهنیگری و خودمحوربینی کوتاه بیاید؛ اگر چنین نیست باید تمثیل و نماد نحله های چپبا این صفات منفی که دستاورد پروژه وحدت چپ راناچیز جلوه می دهند نام ببیرید و نقد بر موضع آنان روا داری، نه صرفا صفات سلبی آن ها را برجسته کنی؛ بی آنکه مواضع آنها را نسبت به پروژه وحدت چپ بفرمائید اگر قبلا چنین می کردید شاید سرنوشت پروژه وحدت چپ به اینجا ختم نمی شد.