خویشاوندی فلسفه با منطق و ریاضی

ریاضی نمودن فلسفه و بورژوا لیبرالها

یوهان گاتلب فرگه (Frege, gottlob 1848-1925) میان سالهای 1925-1848 میلادی در شمال شرقی آلمان زندگی کرد. او پایه گذار منطق و فلسفه مدرن ریاضی بود. زمینه کار وی علم منطق و فلسفه زبان است. او گرچه متفکری سنتگرا بود، ولی موجب علاقه فلسفی جوانان زمان خود به علم منطق شد. فرگه تئوریسین ارقام و لغت شناسی زبان نیز بود. او در جوانی فیلسوف و در کهنسالی فیلسوف گردید.

راسل در سال 1903 اهمیت فرگه برای رشته های منطق و فلسفه را مطرح نمود و همزمان تضادهای نظراتش را نیز نشان داد. راسل موجب معرفی او در قرن 20 در علم منطق شد. رونق علم ریاضی در قرن 19 موجب وجود دو شاخه فرمالیسم و پوزیویتیسم درعلم منطق گردید. فرگه نشان داد که منطق پایه ریاضیات است و خواهان تعریف مفاهیم ریاضی با کمک علم منطق گردید.

از زمان فرگه رشته های منطق و ریاضیات تشکیل وحدتی جدید در رشته فلسفه در غرب شدند. او به منطق ارسطویی زمان خود پایان داد و موجب رونق رشته "منطق کمی" گردید. بعد از کانت در غرب فکر می کردند که علم منطق به اوج تکامل خود رسیده است. فرگه خواهان جدایی رشته منطق از فلسفه شد. او باعث شد که گروهی علم منطق را تنها فلسفه حقیقی زمان وی بدانند.

چپ ها مدعی شدند که لیبرالها و بورژوازی در دانشگاه ها علم منطق را که مجموعه ای از سفسطه گرایی قرون وسطایی یا ریاضی زدگی امریکایی است سالها در کشورهای جهان سوم بعنوان رشته فلسفه تبلیغ نمودند تا از آشنایی جوانان با فلسفه روشنگر و مبارز اجتماعی جلوگیری کنند. مارکسیست ها بجای منطق سفسطه گری به معرفی دیالکتیک فلسفی خود پرداختند.

با انتشاربعضی از آثار فرگه و نقدهای برتراند راسل بر آنها دوره ای جدید در تاریخ علم منطق در غرب آغاز شد. نظریه ارقام فرگه وسیله ای برای شناخت و بازگشت به نظرات کانت بود. دو اثر سالهای جوانی فرگه پیرامون علوم ریاضی بودند. او می گفت که معنی یک جمله معیار ارزش حقیقتی آن است و اهمیت یک جمله در ارزش حقیقت داشتن آن است. او دو مقوله هویت و وجود را مفاهیم اصولی و پایه ای فلسفه می دانست.

فرگه یکی از پایه گذاران کلاسیک فلسفه زبان نیز است که روی نمایندگان مهم فلسفه زبان مانند کارناپ و راسل و ویتگنشتاین اثر گذاشت. او بعد از شکست منطق گرایی ریاضی سراغ اصول فلسفه زبان و اصول منطق رفت و به نقد تئوریهای تحلیلی ارسطویی پرداخت. وی پیش از هوسرل گفته بود که علم منطق را باید از روانشناسی گرایی جدا نمود. فرگه تاثیر مهمی روی تحول علم منطق و فلسفه زبان تحلیلی از خود بجا گذاشت.

از جمله آثار گاتلب فرگه "اصول حساب"، "کاربرد معنی و مفهوم"، "تحقیقات منطقی"، "نوشته های بجامانده"، "مقالاتی در باره منطق و فلسفه زبان"، "نامه ها و مکاتبات علمی" و "در باره مفهوم و اشیاء" هستند. کتاب "کاربرد معنی و مفهوم" وی موجب آغاز یک دوره جدید در تاریخ علم منطق شد.

افزودن نظر جدید