ظهور و جلوس ترامپ ایرانی دور از انتظار نیست!

آن طور کە خبرها و گزارشها نشان دادند و اکثر تحلیل گران هم توافق داشتند، یکی از دلایل ظهور و انتخاب دونالد ترامپ در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا، وخامت اوضاع اقتصادی و ترس و نگرانی بخش بزرگی از کارگران و زحمتکشان آمریکا از آیندە و سرنوشت آتی شان و بی توجهی دولت های گذشتە نسبت بە وضعیت کارگران در این کشور بود.

دادە های اقتصادی کە در دوران مبارزات انتخاباتی آمریکا و دلایل ظهور بە اصطلاح پدیدە ترامپیسم در تحلیل ها دادە می شدند و هنوز هم می شوند، عموماً در این مورد کە شکاف طبقاتی بە دلیل سیاست های نئولیبرالیستی طی ٤ دهە گذشتە، بطور پیوستە به خاطر عدم افزایش مکفی دستمزدها بیشتر و بیشتر شدە و دەها میلیون نفر بە این خاطر و بدلیل بیکاری در ثروتمندترین کشور دنیا، چنان در چنگال فقر گرفتار شدەاند کە حتی بدون کمک سازمان های خیریە امکان سیرکردن شکمشان را ندارند، اتفاق نظر وسیع داشتند.

همچنین بدرستی اکثراً معتقدند کە ترامپ با سوء استفادە از این نارضایتی عمیق و گستردە و با دادن وعدە های فریب کارانە توانست نظر و آرای بخش های وسیعی از این تودە عظیم و سرخوردە و درماندە را، کە در اصل قربانیان سیستمی هستند کە خود او و رفقای میلیاردش آن را می چرخانند، از آن خود کند.

`پیش از ترامپ نیز در دهە گذشتە هم مسلکان اروپایی اش با شگردها و شعارهای کم و بیش مشابەای توانستند آرای قابل توجهی از شهروندان کشورهای اروپایی را بە دست آوردند و با مهیا کردن زمینە تشکیل دولت های دست راستی و بعضاً شرکت در دولت های ائتلافی راستگرا، ضربات سنگینی بر حقوق کارگران و شهروندان عادی وارد آوردند و در پارەای از کشورها مانند سوئد و نروژ، بە درجات متفاوتی بخش هائی از قوانین رفاهی را، در جهت منافع سرمایە داران تعدیل یا مالیات ثروتمندان را کاهش دهند و بر ثروت ثروتمندترین ها بیافزایند و رفاە شهروندان عادی را تنزل دهند. حتی در یکی از کشورهایی کە این ها قدرت پیدا کردە و یا در دولت های ائتلافی سهم گرفتەاند، نە تنها هیچ بهبودی در وضعیت کارگران بوجود نیامدە، بلکە وضعیت کارگران از هر لحاظ بە مراتب بدتر از پیش شدە است. در آمریکای تحت ریاست ترامپ کە کنترل دولت تماماً در اختیار میلیاردرها و سوپرمیلیاردرها و صاحبان تراست ها قرار گرفتە، اگر وضعیت کارگران بدتر نشود مسلم است کە بهتر نخواهد شد، زیرا میلیاردرها محض رضای خدا رئیس جمهور و وزیر نشدەاند. تا آنجا کە مربوط بە مناسبات بین کارگر و سرمایە است، احمدی نژاد نیز با شیوەها و شعارهای مشابە ترامپ در دور نخست توانست بر بستر نارضایتی زحمتکشان از سیاستهای نئولیبرالی حاکم بە ریاست جمهوری برسد و در عمل نتیجەاش را دیدیم.

دولت روحانی نیز کە با قول و وعدەهای فریبندە بە کارگران ناراضی از سیاست های احمدی نژاد و کسب آرای عدە زیادی از کارگران و معلمان و دیگر زحمتکشان توانست صاحب کلید کاخ ریاست جمهوری شود، در واقع دارد همان سیاست اقتصادی نئولیبرالی و بە تبع آن سیاست ضد کارگری را کە تا کنون در آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر رایج بودە و هست پیش می برد و لاجرم نمی تواند نتیجە بهتری از آنچە امروز در آمریکا این مدل اقتصادی و تبعاتش موجب شدە داشتە باشد. در انتخابات گذشتە مطابق آمار رسمی، کمتر از ٥١ درصد از شرکت کنندگان بە آقای روحانی رای دادند. این آمار نشان می دهد کە اگر همان تعداد از کارگران و معلمان بە روحانی رای نمی دادند، ایشان نمی توانست رئیس جمهور شود. بە احتمال زیاد نظر بە کارنامە دولت روحانی در زمینە حقوق سندیکایی، در انتخابات پیش رو همان بخش از کارگران کە در انتخابات گذشتە بە وی رای دادند، این بار از این کار امتناع خواهند کرد. با درنظرداشت این کە انتخابات این دورە ریاست جمهوری نیز کماکان بە صورت غیر دمکراتیک و مهندسی شدە برگزار خواهد شد، بە تبع آن کارگران در این انتخابات کاندیدایی کە بتوانند بە آن رای بدهند، نخواهند داشت. از همین روی دور از انتظار نیست کە محافظە کاران کوشش کنند مانند ترامپ با سوء استفادە از ظرفیت نارضایتی عمیق کارگران از سیاست های اقتصادی و کارگری حکومت، بە منظور پیروزی کاندیدای شان، از همان روش و منش ترامپ استفادە کنند.

لیبرال های ایرانی اعم از حکومتی و غیر حکومتی در حالی کە از پیروزی ترامپ و شکست کلینتون اظهار نارضایتی می کنند، اما در همان حال از همان سیاستی کە زمینە ساز شکست کلینتون و پیروزی ترامپ شد و توسط دولت روحانی در حال اجرا است حمایت می کنند. برای نمونە، در ارتباط با طرح از میان برداشتن حقوق سندیکایی کارگران کە تحت عنوان "اصلاح قانون کار" توسط دولت روحانی صورت می گیرد، یا آشکار و پنهان حمایت می کنند و یا سیاست سکوت را کە به نوعی معنی اش همراهی محتاطانە با این سیاست ضد کارگری است، اختیار کردەاند. حتی آن بخش از مدافعان قانون کار فعلی که در زمان تصویب آن با حزب مؤتلفە در افتادند و تا پای مراجعە بە خمینی برای گرفتن فتوا و گرفتن فرمان تشکیل شورای تشخیص مصلحت پیش رفتند، در کشا کش اخیر میان دولت و کارفرمایان به رغم ادعای عدالتخواهانه شان، مهر سکوت بر لب زدند. از میان صد و اندی نمایندە باقی ماندە فراکسیون "امید" تنها دو نمایندە علیە لایحە دولت موضع گرفتند. از همە اینها بدتر سکوت جریانات جمهوریخواە اوپوزیسیون در خارج از کشور است کە آنها نیز بە رغم ادعاهای حقوق بشری و دمکراسی خواهی شان، در مقابل این بیداد فاحش علیە اکثریت جامعە حاضر بە اظهار نظر خشک و خالی هم نشدند. اکنون همان دولت و مجلسی کە این ها همە مردم را تشویق بە رای دادن بە آنها کردند، برنامەهایی را تصویب و بە پیش می برند کە سلف ترامپ  و احمدی نژاد در آمریکا و ایران پیش می بردند. تا زمانی کە در بر همین پاشنە می چرخد پوپولیسم راست نیز میداندار خواهد ماند. بیهودە نیست کە احمدی نژاد با آن سوابق مشعشع دوبارە هوس رئیس جمهور شدن بە سرش می زند.

در پس این همە تجربە تلخ، تنها یک راە در مقابل کارگران و زحمتکشان باقی می ماند و آن این است کە برای دفاع از حق و حقوق شان در سازمانهای سندیکایی و سیاسی خودشان متحد شوند و تا زمانی کە فرصت حضور در انتخابات بە کاندیداهای شان دادە نشدە درهیچ انتخاباتی شرکت نکنند و بە دشمنان خودشان رای ندهند. حداقل فایدە این کار در این است کە ما بە دشمنان خودمان کمک نکردەایم تا با رای ما رئیس جمهور و نمایندە شوند و مانند روحانی و احمدی نژاد و امثالهم این نهادها را در اختیار بگیرند و قوانین را علیە ما تغییر دهند.

بخش: 

افزودن نظر جدید