بدرود رفیق فرمانده

انقلاب کوبا نقطه عطفی در تاریخ انقلابات، فیدل کاسترو شخصیتی نادر در تحولات اجتماعی

در دفاع از سوسیالیسم (۵۶)

رفیق فرمانده از میان ما رفت. مرگ فیدل نیز بسان زندگی و انقلابی که رهبری اش کرد، متفاوت بود. او با مرگ خویش بار دیگر سوسیالیسم را فریاد کشید. دستگاه های تبلیغاتی امپریالیستی و هارترین جناح های سرمایه داری خوشحال از مرگ این انقلابی کبیر تلاش کردند تا شخصیت بی بدیل وی و دستاوردهای انکارناپذیر انقلاب کوبا را با ادبیاتی سخیف و استدلالی سبک تخطئه کنند. تأسف بار آن که عده ای از اولتراچپ ها و چپ های دمکرات با ارکستر سمفونی دشمنان طبقاتی کارگران و زحمتکشان هم آوا شدند. کسانی که در این شصت سال بزرگترین آرزویشان گرفتن عکسی در کنار کاسترو بود.

علیرعم هتاکی های مشمئز کننده بعضی از رهبران نظام سرمایه داری و تئوریسین های نئولیبرالیستی و مزدوران حقیرشان، که در مرگ وی رقص و پایکوبی نمودند، اکثر رهبران و شخصیت های جهانی به تمجید وی پرداختند. هرچند از منظری متفاوت و با اهدافی مشخص. اوباما او را "فردی تاثیر گذار" دانست، جاکوب زوما گفت: "اویک انترناسیونالیست و ضدامپریالیست بود." و ... گفتند: "فیدل کاسترو به تمام جهان تعلق دارد."، "رهبری فوق العاده "، "نمادی از یک دوران کامل"، "مظهر غرور و نپذیرفتن نفوذ و تسلط خارجی"، "یکی از شخصیت‌های برجسته قرن بیستم"، "بزرگمرد تاریخ بشریت"، "کاسترو تا ابد زنده است" و نهایت آن که "فیدل مُرد، بدون آن ‌که شکست بخورد".

انقلاب کوبا با خودویژگی هایش در تلفیق سوسیالیزم با شرایط بومی کوبا علاوه بر خصلت طبقاتی و ضد دیکتاتوری، تلاشی توده ای برای کسب استقلال بود، که با تأثیرپذیری از واقعیت های داخلی و جهانی پیش رفت. انقلاب کوبا نقطه عطفی در تاریخ انقلابات جهان بود و الهام‌بخش بسیاری از مبارزان عدالت‌خواه و سمبلی برجسته برای مقاومت در برابر استعمار و دخالت نیروهای بیگانه و مبارزان راه استقلال شد. انقلاب کوبا یکی از بزرگترین و برجسته ترین تجارب انقلابی جهان با درسهایی ارزشمند برای طبقه کارگر، پرچمدار مبارزات ضدامپریالیستی و پیشرو همبستگی انترناسیونالیستی بود. انقلاب کوبا با خصلتی عمیقاً طبقاتی و با گرایشی انترناسیونالیستی، از همان آغاز به مقابله قاطعانه با نابرابری های طبقاتی، جنسیتی و نژادی برخواست. انترناسیونالیسم از وجوه بارز انقلاب کوبا بوده و هست. رفیق فرمانده بارها تکرار کرد: "کسی که قادر نباشد برای دیگران بجنگد هرگز نمی تواند برای خودش بجنگد."

فیدل نمادی از یک دوران انقلابی با نوآوری در روش های انقلابی بود. وی شخصاً فردی جسور، شجاع و وفادار به آرمان هایش بود و تا آخرین لحظه حیات به سنن انقلابی خویش وفادار ماند و مقاومت را انتخاب کرد. در برابر نظام طبقاتی ایستاد، علیه امپریالیسم جنگید، و در افشای ماهیت آن لحظه ای از پای نایستاد. فیدل با زندگی و مبارزه اش امپریالیسم را به گونه ای شفاف تعریف نمود. "او از میان ما رفت بی آنکه شکست بخورد." فیدل و پیش تر از او رفیق اش "چه گورا" به شخصیت های آرمانی و تاثیرگذار برای بسیاری از چپ های جوان دهه های پایانی قرن گذشته تبدیل شدند. او با تمکن مالی خانواده اش می توانست ملاک متولی باشد، ولی انقلاب و زحمتکشان را برگزید و تا آخر عمر به عهد خویش وفادار ماند. او پاک ترین رهبر جهان به لحاظ مالی بود.

در بزرگی کار فیدل و یارانش همین بس؛ انقلابی که فیدل و یارانش در کوبا، کشوری کوچک و فقیر با اقتصاد کشاورزی و تک محصولی و درست در بیخ گوش بزرگ ترین کشور امپریالیستی جهان براه انداخته و به پیروزی رهنمونش کردند، قبل از انقلاب بهشت ثروتمندان و روسپی خانه و قمارخانه بزرگی بود در خدمت عیاشی های اقشار مرفه امریکایی. کشوری که عملا توسط باندهای تبهکار و قاچاقچیان مواد مخدر اداره می‌شد. از این رو آمریکایی ها هیچ گاه نتوانستند انقلاب کوبا را تحمل کنند. دشمنی امپریالیسم امریکا علیه حق حاکمیت مردم کوبا با فشارهای سنگین و سهمگین از فردای انقلاب شروع گردید. انقلابی که در "حیات خلوت آمریکا" توانسته بود "شکافی در دیوار محال" بیاندازد، چنان بیرحمانه مورد تجاوز و تعدی آمریکا و مزدوران رژیم سرنگون شده باتیستا و باندهای تبهکار مورد حمایتش قرار گرفت که تاریخ کمتر چنین فشاری را شاهد بوده است. بخاطر بیاوریم ۶٣۴ نقشه و اقدام به ترور علیه رهبر انقلاب، ده ها توطئه و تجاوز مستقیم علیه کوبای انقلابی و کثیف ترین و شدیدترین تحریم اقتصادی به مدت شصت سال برای شکستن اراده خلقی که تصمیم گرفته بود به گونه ای دیگر زندگی کند. پایداری انقلاب کوبا و ایستادگی اش در برابر این فشارها از باورنکردنی ترین رویدادهای قرن و بیانگر قدرت اعجاز توده های کار و زحمت است. بازخوانی انقلاب کوبا احترامی وصف ناپذیر در نزد نسل های آینده برای مردم کوبا بر خواهد انگیخت، ولی یقیناً افتخاری برای آمریکا در پی نخواهد داشت.

بزررگترین نقطه قوت کوبا سیستم تأمین اجتماعی آن است که حتی در بدترین دوران حیاتش و در بحرانی ترین شرایط اقتصادی آنی تعطیل نشد. اصلاحات ارضی رادیکال و توزیع رایگان زمین بین دهقانان فاقد زمین، ایجاد برابری میان زنان و مردان، مبارزه با نابرابری های نژادی، اصلاحات اقتصادی اجتماعی مترقی، اجتماعی کردن مواضع کلیدی اقتصاد، امنیت شغلی بی مانند کارگران، نظام آموزشی رایگان، نظام بهداشت و درمان عمومی همگانی رایگان با تاکيد بر روش های پيشگيری از بيماری، افزایش امید به زندگی، کسب کمترین نرخ مرگ و میر کودکان در جهان، رتبه سوم از لحاظ تعداد پزشک برای هر شهروند، نهادینه کردن ورزش و گسترش فعالیت های ورزشی در سطح توده ای، گسترش بی سابقه فرهنگ و هنر. انقلاب کوبا با تمرکز بر تأمین نیازهای اولیه و با ارجح شمردن منافع اجتماعی بر منافع فردی توانست به این مهم دست یابد. بطوری که سرانه خدمات آموزش و بهداشت بالاتر از یک چهارم کل بودجه و سرانه خدمات رفاه اجتماعی بالای ۵۰ درصد از بودجه را به خود اختصاص می داد. فراموش نکنیم که  این موفقیت ها با درآمدهای بسیار کم به دست آمده اند.

همبستگی انترناسیونالیستی ستایش برانگیز، همکاری تنگاتنگ با جنبش های انقلابی، حمایت سیاسی و مادی از اکثر جنبش های ضدامپریالیستی در کشورهای جهان سوم. فیدل و انقلاب کوبا بزرگترین حامی خلق فلسطین، انقلاب ضدسلطنتی ایران و جنبش ضدآپارتاید در افریقای جنوبی، از افشاگران نقش امپریالیسم امریکا در شکل گیری جریانات ارتجاعی القاعده و داعش در خاورمیانه بودند. کوبای انقلابی بیشتر از اکثر کشورهای ثروتمند به کشورهای فقیر جهان به‌ویژه در آفریقا کمک کرد. بخاطر بیآورید سال‌های سیاه دیکتاتوری نظامی در قاره آمریکا را، در آن سالهای سیاه تنها فیدل و مردم کوبا بودند که به آزادیخواهان تحت تعقیب پناه می‌دادند. "آن‌ها لقمه از دهان بچه‌هایشان گرفتند و به مبارزان تبعیدی از اقصی نقاط آمریکای لاتین دادند".

در نقد کوبا و رهبر فقیدش از جانب دشمنان و بعضی از دوستان روی دو موضوع به کرات انگشت گذاشته می شود؛ فقر عمومی و نبود دمکراسی. نخست آن که ما ادعا نمی کنیم کوبای امروز بهشت موعود و جامعه ایده آل ماست، بلکه می خواهیم نشان دهیم کوبا آن دوزخی که امپریالیست ها از آن تصویر سازی می کنند، نیست. کوبا تنها تصویر کوچکی از سوسیالیسم و اعجاز تصورناپذیر قدرت مردمی است. فقر نسبی حاکم بر کوبا که عمدتاً ناشی از توسعه نیافتگی همه جانبه از جمله عدم توسعۀ صنعتی است، بیش از همه به تحریم ها و تحمیل فشارهای اقتصادی امپریالیسم آمریکا و متحدانش برمی گردد که در طول شصت سال گذشته بر این کشور وارد شده، بی آن که بخواهیم اشتباهات رهبران کوبا در اجرای برنامه های اقتصادی و اجتماعی برای توسعۀ کوبا را نادیده انگاریم. ولی بهتر است بجای مقایسۀ کوبا با کشورهای اسکاندیناوی، به کشورهای همجوارش مراجعه شود. البته سیستم تأمین اجتماعی مترقی و پیشرفته این کشور – متناسب با ثروت عمومی- در مقایسه با همان کشورها نه تنها چیزی کمتر ندارد بلکه عموماً شاخص های بالایی را داراست. با شکست سوسیالیم شوروی و قطع کمک های اقتصادی آن کشور خیلی ها به انتظار شکست انقلاب کوبا و سقوط رژیم سوسیالیستی حاکم بر آن کشور نشسته بودند. ولی مردم کوبا با رهبری فیدل کاسترو در دفاع از انقلاب خویش و دستآوردهایش تا پای جان ایستادند و کوبای انقلابی را بەدژی تسلیم ناپذیر تبدیل نمودند. چند سال بعد با موج عظیم پیروزی های چپ در آمریکای لاتین پیروزمندانه از زیر آن فشارسنگین بیرون آمدند.

اگر دمکراسی را محدود به آزادی های سیاسی و انتخابات آزاد چند حزبی کنیم، بدون شک ادعای دشمنان انقلاب کوبا صحیح است. ولی اگر مؤلفه های جامعه دمکراتیک را به حقوق شهروندان در دستیابی به بهداشت و آموزش رایگان، کاهش شکاف های طبقاتی، حق اشتغال، سرانه برخورداری عمومی از بودجه، عدم فساد در ساختار حکومتی و ... برای شهروندان گسترش دهیم، و شهروندی را به طبقه متوسطی که صدایش رساتر است محدود نسازیم، یقین که بخش عمده ای از آن نقیصه جبران خواهد شد. بی آنکه بخواهیم ارزش و اهمیت آزادی های سیاسی و انتخابات آزاد چند حزبی را منکر شویم یا مطالبه چنین حقی را تخطئه کنیم. بی شک وجود زندانیان سیاسی، فقدان احزاب سیاسی، داشتن رابطه صمیمانه با دیکتاتوریهایی همچون جمهوری اسلامی که ادعای ضد امپریالیستی دارند، برازنده کوبای سوسیالیستی که انسان را محور فعالیت هایش قرار داده نیست. ولی فارغ از زمان و مکان و بدون در نظر گرفتن شرایط عینی و محدویت های ناشی از توطئه های پایان ناپذیر امپریالیستی، نمی توان انقلاب کوبا و شخص فیدل کاسترو را نقد نمود. با همه انتقاداتی که به همه ممکن است وارد شود، کاسترو هم از این قاعده مستثنی نیست. ولی صدور کیفرخواست بدون در نظر گرفتن شرایط جهانی حاکم، بحثی انتزاعی و روشنفکرمآبانه است که تنها به درد محافل روشنفکری می خورد. فیدل کاسترو و انقلاب کوبا ایرادات فراوانی داشته اند اما نه آن چنان که آمریکا القاء می‌کند. مضافاً آن که نقض حقوق بشر در آن سطحی که آمریکا و مخالفان ساکن میامی ادعا می کنند، همواره جای شک و شبه داشته است. بقول خانم سگولن رویال، وزیر محیط زیست فرانسه و از رهبران حزب سوسیالیست این کشور، "در باره نقض حقوق بشر در کوبا در زمان کاسترو که از سوی سازمان ملل متحد و همچنین نیروهای اپوزیسیون مطرح می‌شد، «اطلاعات نادرست بسیاری» وجود دارد."

فیدل کاسترو نماد مبارزه و مقاومت بود، او ثابت کرد که با اتکاء به نیروی توده ها "می توان همه دشمنان را به زانو درآورد." در پیشگاه رفیق فقید، مبارز خستگی ناپذیر و دوست وفادار زحمتکشان به پا می خیزیم و یاد و خاطره اش را گرامی می داریم.

 

جمعی از هواداران سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت (داخل کشور)

۱۹آذر ۱٣۹۶

افزودن نظر جدید