جدول سی و نه ساله حجم نقدینگی در ایران

دو و شش دهم برابر شدن حجم نقدینگی تا پایان 95 در دولت یازدهم

بر اساس اعلام بانک مرکزی نقدینگی در پایان آبان ماه 1395 به حدود 1162 هزار میلیارد تومان افزایش یافت. حجم نقدینگی نسبت به آبان ماه 1394 یک افزایش 28 درصدی را نشان می دهد و اگر با همین شتاب پیش برود، پیش بینی می شود که تا پایان اسفند 1395 حجم نقدینگی به 1300 هزار میلیارد تومان برسد. رقم افزایش حجم نقدینگی طی این مدت بالغ بر ۲۵۴ هزار میلیارد تومان می باشد که نه تنها بزرگترین افزایش حجم نقدینگی سالانه در تاریخ ۳۸ ساله جمهوری اسلامی است، بلکه بزرگترین افزایش حجم نقدینگی یکساله تاریخ ایران است که در دولت روحانی اتفاق افتاده است.

اگر آمار حجم نقدینگی در مردادماه سال 1392 را به عنوان ابتدای شروع به کار کابینه دولت مورد محاسبه قرار دهیم (492 هزار میلیارد تومان)، رقم افزایش نقدینگی تا پایان 95 در دولت یازدهم حدود 808  میلیار تومان خواهد بود. به عبارت دیگر حجم نقدینگی تا پایان 95 در زمان دولت یازدهم دو و شش دهم برابر خواهد شد.

با توجه به افزایش 28 درصدی حجم نقدینگی در یک سال، آمارهای تورمی که دولت یازدهم ارائه می دهد صحیح نیستند، زیرا میزان تورم سالانه متناسب با افزایش حجم نقدینگی است (همچنین آمارهای رشد اقصادی و بیکاری).

حجم نقدینگی  در آبان ماه 95 به میزان 4500  برابر حجم نقدینگی در سال 1357 است.

 

حجم نقدینگی

هزار میلیارد ریال

سال

2578.6

1357

3550

1358

4508.1

1359

5236.1

1360

6430.7

1361

7514.4

1362

7966.9

1363

9002.1

1364

10722.6

1365

12668.2

1366

15687.6

1367

18753.3

1368

22969.5

1369

28628.4

1370

35866

1371

48135

1372

61843.9

1373

85072.2

1374

116552.5

1375

134286.3

1376

160401.5

1377

192689.2

1378

249110.7

1379

320957.2

1380

417524

1381

526596.4

1382

685867.2

1383

921019.4

1384

1284199.4

1385

1640293

1386

1901366

1387

2355890

1388

2948870

1389

3522200

1390

4607000

1391

5947550

1392

7823800

1393

10170000

1394

11618200

آبان ماه 1395

13000000*

1395

* پیشبینی

(منبع: بانک مرکزی)

چنان که ا نمودار زیر پیداست، حجم نقدینگی در ایران از پس از انقلاب اسلامی در سال 1357، به معنای دقیق از یک رشد نمائی برخوردار بوده است. 

منبع: 
سایت ملیون ایران

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

يك مشگل بسيار بزرگ ايران و مشابه ايران اينستكه از دستگاههاي تحليلي نظامهاي بيرون امده از قرون ميانه كه تحصيل كرده ها هزاران هزار انها را در موسسات اموزشي ياد كرفته اند. در حاليكه در ايران و مشابه، ما شهر نشيني بمعني مورد فوق نداريم، يعني شهر از روستا رها نشده است. بلكه روستا به شهر امده و و بر شهر نيز غلبه يافته است. زمين و ساختمان، بهيچوجه مفهوم توليد صنعتي ندارند، ( فاجعه اين را در امريكا ديده ايم و حتا چيني ها با ان مسله دارند)، بلكه تنها ابزار انباشت پولي و نه حتا مالي، ميباشند. در ايران آيل و قبيله قروني از يكسو، و فئوداليسم تازه كار دوران پهلوي ( پس از كودتاي ١٢٩٩)، از سوي ديگر، در شهر بوده اند و پس از انقلاب ١٣٥٧ ( يا دقيقتر قبلا با دادن سهام كارخانه ها در عِوَض زمين در إصلاحات ارضي)، شهري شدن را عملا با روستايي شدن و غلبه روستا، و در ائتلاف با تجارت ويژه خود ( انباشت و زراندوزي)، را در كنترل و حاكميت خود در أورده است. ( در ايران زمين و تجارت و عقيده هميشه يكي بوده اند)، در چنين وضعيتي، كه اقتصاد بازار بدوي پيش صنعتي است، نقدينگي نسبتي از ارزش كل اموال روستا در شهر است كه در عِوَض زمين كشاورزي، زمين ساختمان كاري را در تصاحب دارد. بيجا نيست كه بگوييم، عشائري قبيله يي از يكسو، و فىودالي خانوادگي از سوي ديگر، تمام ثروت را در اختيار دارند. اصولا در اقتصاد بازار انباشي( فعال در حوزه ارزش مبادله)، نقدينگي معادل اموال قبيله و ارباب شهر نشين است در تناسب قواي بين بخشهاي مختلف ان. اگر من يك خانه داشته باشم كه در بازار معادل نقدينگي ان وجود نداشته باشد، ثروت من مجازي است يا باصطلاح بالقوه ميباشد. اين معادل كوچ نشيني است از يكسو، منتها بر پشت قاطرها صندوقهاي اسكناس هستند، و روستا در شهر كه به حاكميت خود اعتماد ندارد و در " خانه" دشمن بالقوه زندگي ميكند، بزور به شهر امده. است ( از پس حادثه إصلاحات ارضي و ١٣٥٧ به اينجا امده است)، از سوي ديكر.
افزايش نقدينگي يعني معادل افزايش قيمّت صوري زمين و ساختمان. كه در چنين شرايطي زنداني قيمّت دلار نيز هست، بعلاوه دستور اقاي ترامپ، كه فرار مرسوم بعد از جنگ دوم به امريكا را فعلا براي سه ماه و باحتمال زياد براي هميشه از طريق تغيير ساختار اقتصادي امريكا از تجارت پيش صنعتي به توليد و صنعت. در خود امريكا از ٢٠٠٨ اين وضعيت شروع شده است، كه ثروت در زمين و ساختمان اعتباري ندارد، و حال نوبت تجارت است، و اين تجارت اساسا در بيرون از خود اين كشورها بعنوان واسط بين صنعتي و پيشرفته و غير صنعتي قروني، حضور و حاكميت داشته است ( در نوعي تحليل، امپرياليسم ناميده شده است). اقاي ترامپ ظاهرا بايد اين تحول را به اجرا در اورد. و اين عملا يعني هر پولي بايد ارزش چگونه در أوردن اش را داشته باشد ( توجه كنيد به مسله پولشويي)، و اين ارزش از حالا ببعد، فقط كاربرد توان كار انساني در روند توليد است. مرحله پاياني گذار به صنعت.