مسئولیت‌های ما در تحولات پیش رو

مردم ما امروز در شرایطی زندگی می‌كنند كه نه فقط تحولات جاری در كشور امیدبخش نیست، بلكه ارزیابی تحولات آتی و چشم‌انداز آن هم نگرانی‌های بسیار و جدی به همراه دارد. این دغدغه‌های مردم از آینده سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی كشور تنها با اصلاح روابط با مردم و با كشورهای منطقه و جهان، كه یقیناً متقابل و دوسویه است برطرف می شود. از این رو ضرورت دارد تا در عرصه داخلی با توجه به شرایط حاكم بر منطقه و جهان گفتمان همكاری و تعامل و مشاركت مردم در اداره امور كشور به جای اعمال سیاست ارعاب و سركوب و بی‌توجهی به حقوق شهروندان پذیرفته شود. امروز مبارزه با تبعیض، عامل اصلی بهره‌مندی از رانت و گسترش فساد و ارتشاء در كشور، عاجل‌ترین وظیفه مردم و نظام است. تبعیض و رانت‌ خواری كانونی‌ترین مشكل مردم و موجد نابرابری در همه عرصه‌های زندگی شهروندان به حساب می‌آید. این سیل بنیان‌كن هر آنچه را كه نشانی از عدالت و برابری دارد و همه آنانی را كه مدافع درستی و پاكدامنی‌اند بی‌محابا از سر راه خود كنار می زند تا غارت دسترنج میلیون‌ها انسان زحمت‌كش و بی‌پناه آسان‌تر انجام گیرد. تبعیض و رانت‌ خواری بلایی است كه همه عرصه‌های فعالیت را در كشور تحت تاثیر قرار داده است.

برآوردها حاكی از آن اند كه نزدیك به هشتاد درصد اقتصاد كشور در اختیار نهادهای زیر نظر ولایت فقیه، نظامیان و شبه نظامیان و دولت قرار دارد. آنان در كلیه فعالیت‌هایشان با بهره‌مند شدن از روابط تبعیض‌آمیز و رانتی و كاستن از نقش مردم و بخش خصوصی در اقتصاد كشور، دامنه فعالیت آنان را هر روز محدود و محدودتر می کنند. تبعیض و فساد در همه اركان نظام جاری و ساری است و هیچ یك از ارکان نظام و نهادهایی كه در كنترل ولی فقیه قرار دارند، نمی‌تواند زیرمجموعه‌های خود را از این آلودگی ها مبرا بداند. واضح است كه ایجاد اطمینان در میان مردم و فراهم كردن زمینه پیشرفت و توسعه پایدار كشور و حاكم كردن قانون بر سرنوشت مردم، بدون مبارزه با تبعیض و رانت‌خواری، که به عنوان اصلی‌ترین مشكل كنونی جامعه شناخته می شود، امكان‌پذیر نیست. امروز علاوه بر مردم و احزاب و سازمانها و نهاد های مدنی كه پشتیبان مبارزه با فساد اند، جناح‌ها و گرایشهای سیاسی درون حكومت نیز كه خود هر کدام در اندازه‌های مختلف به آن آلوده‌اند، برغم بیمیلی نسبت به افشای جزئیات پرونده های فساد مالی، زیر فشار افکار عمومی، در مواردی خاص به این کار تن داده اند. قوه قضاییه كه نهاد مسئول پیگیری پرونده‌های فساد مالی است فاقد صلاحیت و عزم جدی برای تعقیب غارتگران ثروت‌های ملی است، زیرا هم خود و هم عناصر قدرتمند درون نظام با پرونده‌های فساد مالی مرتبط ‌اند. مخصوصاً این بخش از نظام اعتقادی به شفافیت‌های مالی ندارد و آن را در تعارض با اقدامات و منافع خود می‌بیند. از همین رو با هر فرد، نهاد، یا رسانه ای که بر تاریکخانه پرونده های فساد مالی پرتو افکند، یا در دفاع از حقوق شهروندی حرفی گفته شود، دشمنی می ورزد. مخالفت و دشمنی با آزادی بیان و آزادی عمل مطبوعات و رسانه‌ها و جلوگیری از برگزاری اجتماعات اعتراضی كه در مبارزه با فساد و ایجاد شفافیت و تنویر افكار عمومی نقش غیر قابل انکاری ایفا می كنند، برای پنهانکاری و ایجاد مصونیت و باز گذاشتن دست غارتگران برای تعدی بیشتر به ثروت‌های ملی است. آنان اجرای برجام را برچیدن سفره رنگین خود می‌دانند، طرفداران این رویکرد برای حفظ منافع خود آماده‌اند تا برای عقیم كردن توافق اتمی ایران با 6 كشور جهان، با راست‌‌ترین گرایش‌های سیاسی در امریكا، اسراییل و كشورهای عربی چون عربستان، هم عهد و همزبان شوند. در شرایطی كه "برجام" می‌خواهد تاثیر خود را بر زندگی مردم اشکار سازد این مخالفت ها می‌توانند در روند عادی اجرای آن اختلال ایجاد کرده، و از سرعت اجرای آن بكاهند و حتی اجرای آن را با دست‌اندازهای جدی مواجه سازند. وانگهی نتایج حاصل از اجرای قطره‌چكانی مفاد آن تحت تاثیر این سازهای ناساز با عنایت به اولویت‌های جمهوری اسلامی ایران صرف عاجل‌ترین نیازهای نظام می‌شود و انعکاسی در زندگی مردم پیدا نمی کند و شرایط زندگی آنان را بهبود نمی‌بخشد. تعهدات نظام جمهوری اسلامی در برابر جهان خارج بویژه کشورهای منطقه خاورمیانه سبب می‌شود تا منابع مالی آزاد شده، عمدتاً متوجه اهداف دیگری در خارج از ایران شوند. طنز نهفته در این میان این است كه مدافعان برجام بدلیل جایگاه ولی فقیه در نظام جمهوری اسلامی ایران و نقش تعیین کننده وی در نحوه هزینه کردن منابع مالی از جمله در رابطه با برجام، به خاطر نقش و موقعیت نظامیان و شبه‌نظامیان در اقتصاد کشور و اثر روانی این حضور بر همکاری شرکت‌های خارجی، برغم این که مدافع اجرای آن اند از مخالفان برجام بهره کمتری می برند. حضور پرقدرت این مجموعه در اداره امور كشور و نحوه هزینه كردن منابع مالی در منطقه پرآشوب خاور میانه، با توجه به تغییر دولت امریكا و احتمال نزدیكی آن با دولت روسیه و همكاری برای سركوب داعش و تأثیر این نزدیکی بر روابط سوریه و ایران، به ضرر ایران خواهد انجامید. بطوری که می توان پیش بینی کرد، با كمترین خطای محاسباتی از طرفین، احتمال افزایش تنش و درگیری میان آنان دور از انتظار نیست. از این رو پیامد حضور پرقدرت نیروهای نظامی و شبه نظامی در زمینه های اقتصادی سیاسی امنیتی اجتماعی فقط به مشکلاتی که تا کنون برای کشور ایجاد کرده اند محدود نمی شود. چنانچه این نیرو مهار یا وادار به عقب‌نشینی نشود و بر انجام وظایف ذاتی‌اش تمرکز نیابد، در موقعیت فعلی جهان می‌تواند کشور را با مخاطرات جدی مواجه سازد که پادزهر آن حمایت و تقویت از آن گرایشی سیاسی است که به مهار و عقب راندن و مدیریت آن برای انجام وظایف قانونی اش اهتمام دارد.

از این رو ارزیابی تحولات داخل كشور و نقش منطقه‌ای و جهانی جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای مرتبط با آن، نمی‌تواند از نگاه میهن‌پرستان دور بماند. نمی‌توان نسبت به اقداماتی كه كشور را به ورطه‌های خطرناك می‌برد بی‌تفاوت بود. نباید نسبت به عملكرد این نیروها در ابعاد ملی بی‌تفاوت بود. آنان نه فقط با حضور مردم در اداره امور كشور بطور جدی مخالفت می‌كنند و مشاركت مردم را در فرایند آبادانی این سرزمین بر نمی‌تابند و همچنان به سیاست تبعیض كه عامل اصلی فساد و بیعدالتی و نابرابریهای اجتماعی است، ادامه می‌دهند، بلكه اساساً خود را مسئول و پاسخگوی این همه نابسامانی و درد و رنج مردم نمی‌دانند.

پرسش اصلی این است كه در چنین شرایطی وظیفه آحاد مردم چیست؟ آیا باید شاهدی بی‌تفاوت در برابر این اتفاقات بود، یا باید رسالتی برای خود و اثرگذاری بر حوادث و اتفاقات قائل شد؟ یقینا اغلب مردم آماده و پذیرای چنین مسئولیت‌هایی اند. اما آن نكته مهم، چگونگی رویارویی با تحولات جاری و اثرگذاری بر آن است. تحقق شعارها و راهكارهایی كه با ظرفیت ها و توانایی های مردم مقدور است، می‌تواند نتایج مطلوب به بار آورد، چه در غیر این صورت نتیجه ای عاید نخواهد شد. بیان صریح‌تر این كه اگر حرف‌ها و فریادها شنیده نمی شوند، صاحبان آن صداها و راهكارها مقصر اند و نباید مردم ملامت شوند. باید از عالم خیال و پندارها فاصله گرفت و به واقعیت‌ها روی آورد و از درخواست های فراتر از توانایی‌های مردم، حذر كرد. در زیر پوست این سرزمین مبارزه‌ی واقعی جریان دارد، كه دو نیروی اصلی را در مقابل هم قرار داده است. خرده نیروهایی كه تحقق مطالبات و خواسته‌های مردم را بی‌توجه به ظرفیت ها و توانایی های آنان فریاد می‌زنند، بدیهی است که فریادهایشان بی‌پاسخ می‌ماند و به آنها اعتنا نمی‌شود. چنین واکنشی باید مورد تأمل قرار گیرد و راهی دیگر برای نزدیك شدن به مردم جستجو شود. در تاریخ یكصد و پنجاه ساله اخیر كشور سابقه ندارد که این خرده نیروها بدون ارتباط و هماهنگی با جریان‌های عمده سیاسی و تاثیرگذار جامعه منشاء اثر بوده باشند. لذا افكار و اندیشه‌هایی كه از حمایت و پشتیبانی مادی قابل اعتنا و تاثیرگذار در تحولات جاری برخوردار نیستند، تحقق برنامه‌هایشان را در اتحاد و همبستگی با حزب یا احزاب و سازمانهای نزدیك به خود - بدون پیش شرط برای همكاری- جستجو می‌كنند، و تحقق این مطالبات را در میان پیروزی نیروی عمده نزدیك به خود می‌بینند. این تعریف از پیروزی احزاب و گروه‌ها، با مختصاتی که بیان شد، همراه با هر یك از دو نیروی عمده در جامعه تا جایی اعتبار دارد كه آنان در فرایند مبارزات جاری، خود را تا جایگاه یكی از دو نیروی عمده یا به عنوان متحدی دارای رأی و نظر در فرایند مبارزه، ارتقاء دهند. با این منطق همه نیروهای سیاسی بویژه در شرایط پیچیده و خطرناك كنونی ناگزیر به اتحاد و همكاری با نیروهایی اند که نقش اصلی را در مبارزه بر عهده دارند.

ما این بار نیز مردم کشورمان را، با توجه به شرایط حساس حاکم بر کشور، هم چون دفعات پیشین به شرکت گسترده در مبارزات انتخابات ریاست‌جمهوری و انتخابات شوراهای شهر و روستا در سال ١٣٩٦، با شعارهای محوری مبارزه با تبعیض و فساد، برگزاری انتخابات آزاد و حذف نظارت استصوابی فرامی خوانیم تا با حمایت از نامزدهای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا مانع از پیروزی افراطیون راست‌گرا و تکرار مدیریت ویرانگر آنان همچون دوران ٨ ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد در اداره کشور شوند.

گروه خرداد

گروه هوادار داخل کشور سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

افزودن نظر جدید