تهدیدات ترامپ و بلندپروازیهای روسیه در ایران

تاریخ پرماجرای جمهوری اسلامی در چهارمین دهه عمر خود حاکی از آن است که دیگر قادر به انتخاب استراتژی مستقلی نیست و برای حیات خود نیاز به دیگر کشورها، همچون روسیه و چین، دارد. حکومت فقها در ایران با اختصاص دادن میلیارد ها دلار از پول نفت به تجهیز بنیه نظامی کشور و حضور نظامی در کشورهای منطقه (سوریه و عراق) تاکنون خسارات فراوانی به توسعه اقتصادی و منافع کشور وارد آورده است.

به گزارش رادیو فردا روز چهارشنبه ۲۰ بهمن لوان جاگاریان، سفیر روسیه در ایران، در گفت‌وگو با خبرگزاری روسی تاس گفت: "اگر رهبران دو کشور لازم بدانند، روسیه از زیرساخت‌های نظامی ایران برای «سرکوب تروریسم در سوریه»، یا هر جای دیگر که ضروری باشد، استفاده خواهد کرد".

این اولین باری است که یک دیپلمات روسی در مقام سفیر این چنین با صراحت از حضور نظامی در ایران در پوشش استفاده از "زیرساخت های نظامی" سخن به زبان می آورد. در ضمن چراغ سبز ایران در بیان موضع سفیر روسیه را نباید نادیده گرفت. اما آنچه که بیشتر از هرچیز دیگر مورد نگرانی است، در اختیار قرار دادن احتمالی منطقه یا مناطقی در کنار سواحل خلیج فارس یا دریای عمان از سوی جمهوری اسلامی ایران به روسیه برای احداث پایگاه نظامی برای عملیات در "هر جای دیگر که ضروری باشد".

بلندپروازی های حکومت فقها بدون پشتوانه درونی (مردم ایران) به معنای سوق دادن هر چه بیشتر کشور به دامن روسیه خواهد بود. حکومت فقها بخوبی می داند که به تنهائی قادر به مقابله با تهدیدات نظامی آمریکا و متحدان منطقه ای آن نخواهد بود. بنابراین نیاز به پشتوانه ی یک کشور قوی بیشتر از هر زمان دیگر احساس می شود.

بنا به گفته آقای محمود سریع القلم "روابط بین المللی در سه واژه خلاصه می شود: نیاز، ترس و بنابراین احترام".

دو ویژگی "نیاز و ترس" بیشتر از هر چیز دیگری از رفتار حکومت فقها در روابط بین الملل متصور اند تا "احترام" متقابل.

بخش: 

افزودن نظر جدید

Plain text

  • برچسب‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.

دیدگاه‌ها

بدلائل خاص و نه توطئه يي، عقب ماندگي تحولي تاريخي حداقل دو دوره از روم و يونان زمانه، و تا كنون، و موقعيت راهباني تجاري تمدنهاي با ريشه دريائي فنيقي و سپس كارتاژي، تا رومي يوناني از يكسو، و تمدنهاي زميني شرق تا چين از سوي ديگر- بطريقي از أطلس در غرب، مديترانه در ميان، و تا أرام در شرق-، هيچوقت واحدي سياسي بعنوان ايران شكل نگرفته است. كوروش ظاهرا چنين قصدي داشته است و يا تصور ميشود كه چنين بوده باشد. اسكندر همين وسعت عظيم را مورد تهاجمي تمدن گسترانه قرار داد، و به نتيجه نرسيد، و در بازگشت از هند، در همين حوالي سيستان و بلوچستان امروز بمعني وسيع ان، سپاهيان اش از گرسنگي و تشنگي از هم پاشيده و نابود شدند. و كوشش هخامنشيان نيز از ميان رفت. بهمين دلايل، ايران باصطلاح تاريخي، هيچوقت به وحدت دست نيافت، (تا سالهاي سي ميلادي، ايران هنوز اساسا ايل و قبيله يي بود)، چه مستقلا و چه از طريق ائتلافات پايدار با دو سمت غرب رومي يوناني و شرق هندي چيني. تمام كوششها با هدف ايراني در چنين وضعيت استقلالي، از شاه عباس تا مصدق، شعار نه شرقي نه غربي، و حتا اگر كوروش را هم چنين ببينيم، هيچوقت نه تنها موفقيت اميز نبوده اند، بلكه درست نتيجه عكس داده و هميشه ايران بعنوان "مورد مشكوك" ديده شده و ارزيابي شده است. نويسنده در حقيقت دركي اينچنيني را دارد، و يا بهرحال در حوزه زبان مفهومي و نه زبان صوتي بكار برده شده، چنين مينمايد. علت بنيادي اين وضعيت كلا اين بوده است، كه هيچوقت خود ايران قروني بعنوان توليد كننده در عرضه تحول تاريخي بروز نداشته است. ايل و قبيله، بدوي ترين شكل ميانجي بين طبيعت و تاريخ، بوده اند و اصولا هنوز توليد را نميشناسند. بهمين دليل، ايران قروني از دو بخش عمده تشكيل شده بوده است، إيلات و قبايل كوچ نشين، از يكسو، و دستگاه راهباني و تامين امنيت تجارتي بين غرب و شرق از سوي ديگر( علت دلخوريها و آه و ناله هاي ادبيات و شعراي معروف ما حافظ، مولوي، و خيام و غيره) . ايران قروني بنابراين، در اين روند بزرگ تاريخي بهيچوجه حضور نداشته است، در دو نقش بسيار مهم تحولي تاريخ ان، نه توليد كننده و نه تاجر. حتا امپراتوري بيسابقه جهاني انروز بنام خلافت نيز نتوانست اين وضعيت را تغيير دهد ( تمام انچه بعنوان مبارزات استقلال طلبانه از أعراب و خلافت يا دهقاني مورد اشاره نويسندگان مختلف و بخصوص اقاي احسان طبري، همگي در جهت حفظ همين شرايط اشاره شده بوده اند و بهمين دليل مانع تحول به برده داري توليدي، سپس فئوداليسم، تا كودتاي ١٢٩٩، و سپس انقلاب ١٣٥٧، بوده اند)،
حال ايران دو راه بيشتر ندارد، خواه اسلام در سياست و يا غير ان، يا از هم پاشيدگي و خشونت دائمي با هولناكترين قحطي و گرسنگي كشيدنها (شبيه ليبي، عراق، أفغانستان، و مشابه)، و يا پيوستن به توليد و گذار به عصر صنعت. در تجربه صنعتي شدن هم، حتا اتحاد شوروي با تمام توانايي كه ساخت، به تنهايي نميتوان اين گذار را انجام داد، تمام كشورهايي كه بعد مرحله نخست انچه انقلاب صنعتي در انگليس ناميده شده است، به اين گذار وارد شده اند، اولا از زمينه دفاعي شروع شده اند ( فرانسه و إنكليس، و بعدا المان، و غيره) و بعد هم حتما بصورت گروهي و ائتلافهاي پايدار تحولي تاريخي، اتفاق افتاده اند.
از كله يتان بيرون كنيد كه بدون چين، بدون روسيه، روند استقلال يابي و كه بمعني تحولي تاريخي در دنياي امروز، ورود و استقرار در عصر صنعت است، براي ايران و تمام كشورهاي در حال گذار جاري و در اينده راهي ديگر وجود داشته باشد. حال اينكه دنياي مرحله پيشين صنعتي متكي بر ائتلاف زمين و تجارت و عقيده بيرون امده از رنسانس، كه دولت- ملت مدرنيته ناميده شده اند، چه خواهند كرد، هيچ راهي ندارند جز بازگشت و شروع با همين مرحله امروزي گذار به عصر صنعت ( اينها همه زير ضربات مهاجرتها از هم خواهند پاشيد، و مهاجرين با توده هاي اين كشورها، واحد هاي سياسي ديگري را جاي انها خواهند ساخت و نشاند).

نوشته کوتاه اقای محمود میر مالکی سوالات زیادی را در ذهن یک فعال سیاسی که از سال 1355 خورشیدی اوضاع سیاسی ایران را با سازمان فداییان دنبال کرده و هم اکنون به خاطر بعضی مسایل موجود سکوت اختیار کرده است گاها انسان مجبور می شود این سکوت سی ساله را بشکند امروز می خواهم با چند سوال به نوشته بالا درباره نظر اقای میر مالکی چند جمله ای اظهار نظر کنم.
سوال اول از اقای میر مالکی در سطر و جمله اول : نوشته اند : ( تاریخ پرماجرای جمهوری اسلامی در چهارمین دهه عمر خود حاکی از آن است که دیگر قادر به انتخاب استراتژی مستقلی نیست و برای حیات خود نیاز به دیگر کشورها، همچون روسیه و چین، دارد. ) سوال اول : جمهوری اسلامی مگر از بدو قدرت گیری مطلق یک مگریک نظام مستقل بوده است؟
دوم: کمک به سوریه و عراق مگر به بحث کسترده تر نیاز ندارد که اگر همین حکموت داعشی به عراق و سوریه کمک نمی کرد و با کمک روسیه در بربر داعش و دیگر گروه های تروریستی مبارزه و همکاری نمی کرد مگر این روزهز داعش در دمشق کل کشور سوریه قدرت را به دست نمی گرفت؟.....
سوم:
همکاری نظامی با روسیه وچین مکر به نظر جنابعالی که گویا مستقل بودن جمهوری اسلامی به یک حکومت غیر مستقل تبدیل می کند به ضرر ملت ایران تمام می شود؟
مگر خود روسیه و چین که دارای سلاح های هسته ای نیز می باشند هر کدام از این دو کشور قدرتمند در جهان امروز قادر به دفاع از خود میباشند که جمهوری ولایی نیزبدون همکاری نزدیک و حتی قرار دادن پایگاه نظامی به یک کشور قدرتمند را جنابعالی از دست رفتن استقلال کشور می پندارید؟
چهارم:به نظر من واگذاری پایکاه نظامی به کشور چین و روسیه خیلی همکاری بسیار کمی در برابر محاصره نظامی ناتو به رهبری امریکا به نظر من باید سالها پیش این پیمان اتفاق می گرفت چندین دهه است ایران را مگر محاصره نظامی نکرده اند ؟
بعد از فرجام نیز شاهد عهد شکنی مگر نیستیم ایران به وعده های خود عمل کرد ولی امریکا به جای لغو کلی تحریم ها تحریم های جدیدتری را برملت ایران نه سپاه پاسداران وحکومت حاکم...تحمیل کرده و می کنند .فاکت اوردن از یک رادیوی متعلق به سازمان جاسوسی یک کشور ماهیت یک فرد را کاملا مشخص می سازد،،،،
و قراربود تحریم های ستمکرانه و قلدر منشانه برداشته شوند که این برداشتن تحریمها به سراب تبدیل شد.
به نضر من هر کشوریکه در این زمان مشخص بخواهدبطور مستقل به حیات خود ادامه دهد امریکا باچنگالهای خود که بانک جهانی وگروه های ترورستی را بطور مسقیم یاغیر مسقیم به جان ان کشور می اندازد در چنین شرایطی هر کشوری مجبور می شود یا تسلیم شرکتهای غربی امریکایی شوند یا با چند کشور قویتر پیمان نظامی ببندند چاره راه حل سومی وجود ندارد. احد الف امریکای شمالی

با درود آقای احد الف
خوشحالم از اینکه نوشته کوتاه من منجر به شکست سکوت شما گردید و نیز شما را ترغیب نمود که از خود واکنش نشان دهید.
با قاطعیت میگویم که جمهوری اسلامی ایران نظام مستقلی بود که از دل انقلاب 22 بهمن 1357 بیرون آمد. اما طی دو دهه اخیر در عدم مناسبات دمکراتیک در بافت حکومت ایدئولوژیک و توتالیتر جمهوری اسلامی و دور شدن از پایگاه اجتماعی خودش حکومت را وادار نمود تا ابزار لازم برای حیات خود را مهیا سازد، یکی از راه ها، دست یابی به سلاح اتمی و راه دوم آویختن به یک ابر قدرت نظامی (بخوان روس) بود. راه حل اول نتوانست به موفقیت دست پیدا کند و از اینرو نشستن در کنار روسیه تنها آلترناتیو موجود برای حکومت فقها در ایران شد. شما و همگی ما ایرانیان بایستی به خوبی بدانیم که روسیه عاشق وشیفته نه جمهوری اسلامی و نه مردم ایران هست که سرویس مجانی در اختیار ما قرار دهد. تاریخ سیصد ساله اخیر ایران ثابت میکند که هر گاه حکومت مرکزی در موقعیت ضعف ناشی از خودکامگی و استبدا قرار گرفته، چگونه توسط همسایه شمالی اش مورد تجاوز و غارت قرار گرفته و میگیرد. دو قرارداد ترکمنچای و گلستان زمانی به وقوع پیوست که حکومت ایل قاجار بدلیل فساد حکومتی حتی قادر به حفظ مرزهای کشور نبود.
مذاکرات تعیین رژیم حقوقی دریای خزر و مواضع دولت روسیه در مقابل ایران را بعنوان یک نمونه برایتان می آورم.
در سال 2003 سه کشور روسیه، قزاقستان و جمهوری آذربایجان با استفاده از ضعف سیاسی ایران در جامعه بین المللی و مسائل ناشی از آغاز بحران هسته ای، موافقتنامه ای سه جانبه را دائر بر تقسیم دریای خزر را امضا کردند که عملا ۶۴ درصد از محیط خزر را در حاکمیت آنها قرار داد. بر اساس این توافق، قزاقستان ۲۷ درصد، روسیه ۱۹ درصد و جمهوری آذربایجان ۱۸ درصد از خزر را متعلق به خود نمودند و برای ترکمنستان، حدود ۲۳ درصد نیز درنظر گرفته شد و تنها حدود ۱۳ درصد برای ایران باقی ماند. در صورتی که روسیه از ابتدای فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تا سال 2000 طرفدار رژیم حاکمیت مشاع دولت ها بود ولی از سال 2000 به بعد دیدگاه این کشور به سمت مواضع آذربایجان و قزاقستان متمایل شد.
آقای احد الف گمان می کنم که بایستی اشراف کامل به این موضوع داشته باشید که پیمان های نظامی هیچ مصونیت از تعرض خارجی برای کشوری بوجود نیاورده و نخواهد آورد. آنچه که یک کشور را از تعرض و جنگ (نسبی) محفوظ میدارد دمکراسی و احترام به حقوق مردم کشور و اجرای دیپلماسی بر پایه منافع ملی کشور و نه فردی یا گروهی.
اگر چه به نظر می رسد شما موافق با چنین مناسباتی (نظامی) هستید و آن را برای کشور (بخوان حکومت فقها) لازم میدانید و توجیح شما نیز محاصره و تحریم های تازه از سوی آمریکا برای این کار می باشد. ولیکن با صراحت بگویم که من این نوع نگاه را نه تنها پاس نمیدارم بلکه شدیدا با این نوع تفکر که کشور را در معرض جنگ نیابتی قرار میدهد به مقابله برخواهم خواست.
در پایان و با اظهار تاسف از اینکه شما این حق را به خودتان می دهید که نقل قول کردن خبری از یک رادیو (فردا) که به زعم شما که " متعلق به سازمان جاسوسی یک کشور ماهیت یک فرد را کاملا مشخص می سازد،،،،" می باشد را وسیله ای برای زیر سئوال بردن افراد بکارمی برید.
با احترام
محمود میرمالک ثانی