رقص جنبش رهاییبخش کلمبیا در چشمان زحمتکشان امریکای لاتین

ابزار مبارزه در دوران سرکوب را دشمن تعیین می کند

پیمان صلح دولت کلمبیا و ارتش خلق کلمبیا (فارک) توجه بسیاری را به خود جلب کرد. کلمبیا یکی از کشورهایی است که طولانی ترین مبارزات رهاییبخش و برابری طلب را دارد و ارتش خلق کلمبیا با سابقه ترین ارتش رهاییبخش در صد سال گذشته است. مطالعه تاریخ مبارزات جنبشهای رهاییبخش معاصر امریکای لاتین، افریقا و آسیا، به خصوص مردم خاورمیانه در دهه 40 و 50 شمسی (و 70 میلادی) به خوبی مشابه بودن این مبارزات اجتماعی را عیان می سازد. به دنبال سیاستهای اقتصادی و سیاسی نیکسون و تغییراتی که در این کشورها رخ داد، در کنار منابع طبیعی ارزشمند این کشورها و مقاومتهای مردم آنها در مقابل استثمار شدید و چگونگی مقابله سرمایهداری با جنبشهای مترقی این کشورها، به رغم فاصله جغرافیایی و تفاوتهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، نشان از شباهت این کشورها دارد.

هدف این مقاله بررسی جنبش زحمتکشان کلمبیا و نقش آن در امریکای لاتین است و پرسشهایی را پیش رو می گذارد تا شاید از طریق پاسخ به این پرسشها بتوان روشن تر به سیر تحول مبارزه جنبش رهاییبخش کلمبیا پرداخت و جایگاه جنبش زحمتکشان را در توافق صلح میان ارتش خلق کلمبیا (فارک) و دولت کلمبیا مشخص و روشن کرد. سوالاتی نظیر:

مبارزات رهاییبخش کلمبیا چگونه آغاز شد؟ نیروهای تشکیل دهنده مبارزات رهاییبخش چه کسانی اند؟ پشتوانه آنها چیست؟ منابع نظری آنها چه بوده و امکانات مادی این جنبش از کجا و چگونه تامین می شده و می شود؟ بر خلاف تبلیغات سرمایه داری مبنبی با دست داشتن فارک در قاچاق موادمخدر، چگونه نیروهای رهاییبخش توانسته اند از دل مبارزات دهقانی زمینه سازماندهی دهقانان- تقسیم زمینها بین روستاییان و تغییر روش تولید محصول از کوکو (ماده اصلی کوکایین) به محصولات کشاورزی دیگر را مهیا کنند؟ چرا حزب کمونیست کلمبیا (احزاب برادر) مخالف مبارزه رهاییبخش بود و این که فارک چگونه با احزاب برادر مرزبندی کرد؟ رسانه های سرمایه داری چه نقشی دارند؟ نقش کشورهای سرمایه داری و به طور مشخص امریکا در این میان چیست؟ نیروهای شبه نظامی کیستند و نقش سازمان امنیت امریکا و کمکهای بیلیون دلاری چیست؟ چگونه زنان مبارز کلمبیایی به شناسایی و گروگانگیری نیروهای امنیتی حتی در درون امریکا می پردازند؟ نقش جنبش رهاییبخش در جنبش کارگری چه بوده است و سازماندهی جنبش کارگری را چگونه پیش برده اند؟ روابط نیروهای رهاییبخش با دیگر کشورهای مترقی امریکای لاتین چگونه بوده است؟ جنبش رهاییبحش کلمبیا چرا سر میز مذاکره نشست؟ آیا از شکست نقشه راه عمل شان بود یا شرایط تغییر کرده است؟

جواب این سوالات برای جوانانی که انقلاب 57 را ندیده اند و اطلاعات زیادی از تظاهرات صدها هزار نفری در تهران در اول ماه میسال 58 و دیگر شهرها ندارند، کسانی كه جمع شده بودند تا ببینند که جنبش رهاییبخش مردم ایران چگونه می تواند سازماندهی جدید کارگری و مبارزه طبقاتی را در سطح دیگری پیش ببرد، حتما می تواند مفید باشد.

این مجموعه به صورت مقالات جداگانه و در چند بخش منتشر خواهد شد.

***

پیش زمینه های صلح کلمبیا

ارتش خلق کلمبیا (فارک ) بعد از 52 سال فشار امریکا و مبارزه با دولت کلمبیا، برای سومین بار در هاوانا پشت میز مذاکره صلح با دولت نشست و به توافقی دست یافت. توافقی که جایزه صلح را برای رئیس جمهور این کشور به همراه آورد، هر چند مردم زیر فشار رسانه های دولتی مخالف توافق اند.

دور جدید مذاکرات و توافقات صلح برای فارک در شرایطی انجام می شد که بمباران هر روزه شهرها و روستاها و آواره شدن ده ها هزار نفر از مردم فقیر و بی پناه ادامه دارد. مردمي که ارتش به بهانه جستجوی چریکها خانه و مزارعشان را توسط بمبهای آتشین هر روز به آتش می کشد. وسعت و گسترش هر روزه اين جنگ را بايد دليل اصلي مذاكره دانست. به خاطر وجود جنبشهای رهایبخش در امریکای لاتین تاریخچه مذاکرات صلح تاریخچه طولانی دارد. درگیری چهل ساله گواتمالا 1343 تا 1383 ش (1964 تا 2003 م) دهه پنجاه و شصت شمسی در السالورد و پرو، در دهه چهل شمسی در ونزوئلا مشابه مذاکرات صلح کلمبیا بوده است.1

نمی توان جنگ داخلی در کلمبیا را همانند بسیاری از جنگهای داخلی دیگر دید، سه طرف درگیر این جنگ، دولت، جریانات رهاییبخش و گروه های شبه نظامی هیچ کدام به تنهایی قائم به ذات نیستند. در دل هر کدام از این سه طرف درگیر یک جنگ طبقاتی عظیمی در جریان است و در کل امریکای لاتین منافع بزرگتری از منافع ملی را نمایندگی می کنند و اقتصاد کلمبیا نمایندگی سیاسی آن را جلوه می دهد. هر سه طرف درگیر به نوعی نشان می دهند در این اقتصاد مافیایی چه برنامه و چه اهدافی دارند. صلح حرف اصلی زحمتکشان است و دولت آن را نمی خواهد و امریکا می خواهد تحمیل کند.

در دی ماه امسال برنامه شصت دقیقه امریکا گزارشی از ده سال فعالیت تبلیغاتی دولت کلمبیا برای دستیابی به صلح و روند متلاشی کردن مبارزات رهاییبخش را پخش کرد. این گزارش به گونه ای تهیه شده است تا نشان دهد که چگونه ده ها هزار اعضای جنبش چریکی سلاحهای خود را تحویل داده، امان نامه گرفته و به جامعه برگشته اند.2

گزارشی که برای یک بیننده ساده امریکایی می تواند نشاندهنده آن باشد که صلح از طریق رسانه های مجازی نیز قابل دسترس است و خلاقیت تبلیغاتی چه کارها که نمی کند! ولی برای کسانی که جنبشهای اجتماعی را بشناسند و می دانند که پیچیدگی روانشناسی جامعه، فقر و خواست برابری در کجا قرار دارد، این تبلیغات هم ذهن مردم عادی را شکل می دهد و مهندسی می کند و در همان زمان بر روي نخبگان امریکائی تاثیر دارد که انتخاب شدن ترامپ را در تویئتهایشان ارزیابی می کنند. در زمینه صلح چند نکته را باید یادآوری کرد:

اولا مذاکره برای صلح بین نیروهای مبارز و دولت کلمبیا از ابتدای شکل گیری مبارزات رهاییبخش در آن کشور وجود داشته است و تاریخ اولین مذاکره سال 1953 (1332 ش) است. این مذاکرات با دهقانان صورت گرفت و در آن "دیکتاتوری نظامی توافق کرد در صورت تسلیم، چریکها می توانند عفو شوند. در این زمان که جنگ سرد در اوج خود بود، ایالات متحده آمریکا دخالت کرد و گفت این عفو شامل کمونیستها نیست، کمونیستها نابخشودنی در نظر گرفته شدند و خلع سلاح صورت نگرفت. برخی از دهقانان لیبرال كه تصمیم گرفتند مسلح بمانند، توسط دولت طرد یا کشته شدند. سپس، در سال 1958، لیبرالها و محافظه کاران یک فرمول تقسیم ثابت قدرت درست کردند اما طرد و ممنوعیت کمونیستها در جای خود باقی ماند."3

دومین دور مذاکرات دولت کلمبیا در سالهای1982 (1361 ش) شروع شد که تا سال 2002 (1381) ادامه داشت. در این دور از مذاکرات که بیست سال طول کشید طرفهای مذاکره کننده از چند بخش اجتماعی بودند مانند جریانات دهقانی- کارگری، دانشجویی و زنان. البته بخشهای کوچک دیگری را مانند گروه های مذهبی، قومی و جریاناتی که در سطح ملی هم فعالیت می کردند، نیز شامل می شد. یکی از بخشهای اصلی این مذاکره در این روند، اتحادیه هماهنگ کننده مرکزی تشکلات کارگری کلمبیا (کوت) بود (ما در بخش جنبش کارگری بیشتر به آن خواهیم پرداخت).4

بخش پایانی مذاکرات صلح از سال 1387ش / 2008 آغاز شد. مذاکراتی که بیشترین هدف اش شناسایی رهبران جنبش و شکار آنها بود. شکاری که گاه با ریختن 7000 بمب در مناطق آزاد تحت كنترل فارک همراه بود. در یکی از این حمله های نظامی آلفرد کانو رهبر جنبش فارک كشته شد. پس از برداشت آوارهاي به جاي مانده از بمبارانها مشخص شد كه مبارزان در هر شرایطي دست از مطالعه بر نمی دارند. در دست او در زیر آوار بمبها کتاب چامسکی را یافتند.5

 بعد از این همه تلاش، این صلح نه تنها برای دولت که برای ایالت متحده بیش از همه دارای منفعت است. می توان به 5 دلیل واضح اشاره کرد:

  1. تحکیم دستاوردهای امنیتی مورد نیاز سرمایه گذاری پایدار
  2. یکپارچه کردن بیشتر تلاش بلندمدت مورد نیاز برای دستیابی به قاچاق موادمخدر
  3. صلح می تواند از تکثیر گروه های مسلح غیرقانونی جلوگیری کند
  4. حمایت از صلح در کلمبیا یک سیاست دو حزبی است. بسته طرح کمک کلمبیا، با وجود کاستیهای آن، در واشنگتن به عنوان یک ابتکار سیاست خارجی موفق شده است كه پشتیبانی دو حزب را با خود داشته باشد. در واقع، جمهوریخواهان و دموکراتها به طور یکسان از اين ابتکار عمل در دوره هاي ریاست جمهوری ایالات متحده حمایت می كنند. در فضای سیاسی قطبی امروز، حمایت از بودجه ایالات متحده برای آینده پس از جنگ کلمبیا، فرصتی است تا به مردم نشان دهند که قانونگذاران هر دو حزب برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی ایالات متحده همچنان متعهد به همکاری با یکدیگر اند).
  5. پشتیبانی ایالات متحده برای جمعیتهای آسیب پذیر کلیدی برای تعمیق "دموکراسی" کلمبیا است.6

با وجود این از سوی دیگر می بینیم که امریکا در کلمبیا جنگ را حفظ می کند. امریکا در معاملات موادمخدر شریک دولت کلمبیا با کارتلهای موادمخدر است و هیچ چیز دیگری جز سود نمی تواند دلیل این سیاست به ظاهر متناقض باشد.7

امریکا با وجود کشتارهای وسیعی که در کلمبیا به کمک نیروهای به اصطلاح دفاع شخصی و گاه با حمایت ارتش انجام می دهد، با ریختن هفت هزار بمب در مناطق زیر پوشش نیروهای مردمی به قتل عام مردم بسیاری و کشتن تمامی رهبران ارتش ازادیبخش خلق (فارک) دست می زند که یک نمونه کوچک آن در سالهای 1387 تا 1391 ش / 2008 تا 2011 میلادی رخ داد که در بالا به آن اشاره شد.

کلمبیا مرکز حمل ونقل دریایی امریکای لاتین به اروپا است، در کمتر از یک روز می توان از بنادر کلمبیا به بنادر فرانسه رسید و از این نظر کشور برای امریکا اهمیت سوق الجیشی بسیاری نیز دارد. کلمبیا پس از اسرائیل و مصر، سومین دریافت کننده کمک نظامی از آمریکا است. مقدار بودجه رسمی و اعلام شده در واقع تنها نوک کوه یخ است، در کنار آن بودجه های سیاه و سفید وجود دارد و اندازه کمکهای نظامی شفاف نیست. اولین کمک مالی 173 میلیون دلاری امریکا در سال 1954 (1333ش) برای سرکوب جنبش دهقانی و نهادش انجام شد.8

به رغم پرداخت بیلیونها دلار کمک مالی دولت امریکا همراه با تجهیزات پیشرفته نظامی برای مبارزه با "شورشیان چپگرای فارک" تا کنون نتوانسته است این جنبش را خاموش کند. نیروی چپگرایی که نه می توان به او نسبت فروشنده موادمخدر داد و نه می توان آن را رویاپرداز شناخت، زیرا مبارزه ی این نیروی چپ امروز در جنبش کارگری نمود پیدا کرده است. زمانی که در سال 2011 رهبر فارک الفرد کانو به دست ارتش کشته شد، کاخ سفید در یک مصاحبه مطبوعاتی کشته شدن ایشان را بزرگترین دستاورد علیه مبارزه چریکی دانستند.9 در بیست سال گذشته جنبش کارگری کلمبیا پرچمدار مبارزات طبقاتی بوده است. رهبران جنبش کارگری گاه همان رهبران جنبش فارک نیز هستند. سالانه 3500 نفر در مبارزات اجتماعی کشته می شوند و در پنج سال گذشته 534 فعال سیاسی در کلمبیا به قتل رسیده اند.10 در دو دهه گذشته سالانه بین 100 تا 200 فعال اتحادیه های کارگری به قتل رسیده اند و هر ساله تا 3000 فعال کارگری به زندان می افتند، گاه تا سی هزار فعال کارگری از کار اخراج می شوند و هر ساله حدود بیست هزار فعال کارگری مورد اذیت و آزار کارفرما قرار می گیرند.11 علاوه بر بمباران اردوگاه ها و پناهگاه های فارک، روستاهایی که براساس سیستم مردمی و شورایی اداره می شوند نیز به دفعات متعددی آماج بمبارانهای متعدد تجهیزات جنگی هوایی امریکا توسط دولت دیکتاتور کلمبیا قرار گرفته اند.

حملات وسیع رسانه های اصلی جامعه سرمایه داری علیه جنبش رهاییبخش کلمبیا بر اساس مدارکی رخ می دهد که سازمان اطلاعات و امنیت امریکا (سیا) به آنها ارائه می دهد و با توجه به رشد مبارزات کارگری کلمبیا در دو دهه گذشته هر روز در حال افزایش است و اشکال متفاوتی دارد؛ همانند ایران که رسانه ها و نشریاتی مانند مهرنامه و اندیشه پویا و... هر روز با حمله های متعدد به جنبش چریکی ایران در دهه 40 و 50 سعی در بی ارزش جلوه دادن این مبارزات دارند. اما باید پرسید به راستی چرا؟ دولت امریکا تلاش می کند تا جنبشهای رهاییبخش را به زانو در بیاورد، اگر بتواند در دیگر کشورهای امریکای لاتین همگام با نیروهای نظامی دست به کودتا بزند یا با کمکهای نهادهایی همانند جامعه باز برای دولتهای مردمی همانند برزیل مشکل ایجاد کند و اگر در این عرصه موفق شود، آنها را از کار اندازد. امریکا در پي بی اعتبار کردن جنبش رهاییبخش کلمیبا، می خواهد دست دولت کلمبیا را باز بگذارد تا نیروهای کارگری را راحت تر سرکوب کند. هدف اصلی این تبلیغات وسیع رسانه های غربی بی اعتبار کردن ارتش خلق کلمبیا (فارک) و در ادامه از بین بردن جنبش کارگری کلمبیا است. تمامی اسناد دروغین فروش موادمخدر توسط نیروهای رهاییبخش که بخش وسیعی از آن در محافل دانشگاهی تنظیم می شود و به صورت منظم و مرتب گزارشها و اخبارش در رسانه های عمومی انعکاس می یابد، براي آن است تا این تفکر را به افکار عمومی بقبولاند که فارک و "ای ال ار" دو جریان تروریستی و فروشنده موادمخدر در قاره امریکایند.

نوک تیز حمله "افشاگری" رسانه های غربی به نیروهای مترقی امریکای لاتین است و بخش دیگری از آن، مبارزه با جنبشهای رهاییبخش در دیگر نقاط جهان است. چرا که از بین بردن جریانات رهاییبخش اساس فعالیت سازمان امنیت امریکا است. نشریه گاردین انگلیس در سال 2001 گزارشهایی را چاپ کرد که نشان می داد فارک و ارتش آزادیبخش ایرلند در فروش موادمخدر همدست اند و همکاری می کنند.12 

ارتش آزادیبخش ایرلند دلیل این دروغ پراکنیها را افشاگرهایش در رابطه با مدارکی می داند که نشان می دادند دولت بوش یک بیلیون دلار به شبه نظامیان کلمبیا برای مبارزه با نیروهای مردمی (و به طور مشخص فارک) کمک کرده است. نشریه گاردین انگلیس در گزارش دیگری در رابطه با همکاری جریان انقلابی باسک در اسپانیا و فارک نیز مطالبي را منتشر كرد.13

در رابطه اطلاع رسانی این رسانه ها در مورد مذاکرات صلح نیز این سوال مطرح می شود که چرا با این گزارشها می خواهند نشان دهند که ضعف نیروهای مبارز و خواست خانواده های گروه و اعضای ارتش خلق کلمبیا (فارک)، این جریان را به پای میز مذاکره کشانده است؟ درحالی که در حقیقت بن بست سرکوب دولت کلمبیا با حمایت دولت امریکا، مذاکره را به دولت تحمیل کرده است. اتفاقاً این مذاکره نشان می دهد که برخلاف تمامی تبلیغاتی که با استفاده ابزاری از رسانه های اجتماعی، صورت گرفته است، از سنن مذهبی (کریسمس) و علاقه به فوتبال (امضای هشت هزار توپ فوتبال توسط فوتبالیستهای تیم ملی و پرتاب آن از طریق هواپیما در مناطق تحت پوشش فارک) گرفته تا گذاشتن یادداشتهای خانواده های اعضای فارک در شیشه و پخش آن از طریق رودخانه در مناطق تحت پوشش فارک برای زمین گذاشتن اسلحه و بازگشت به جامعه، یک فریب تبلیغاتی بیش نیست.14

دقیقاً امریکا به این صلح نیاز دارد، زيرا كه دیگر نمی تواند از دل دروغهای موادمخدر این جنبش را به عقب براند.

دستهای پنهان مافیای موادمخدر می دانند که کوكا در خود امریکا تبدیل به کوکائین می شود. بیایید منطقه کوکا در جنوب کلمبیا را که یک منطقه بزرگ تولیدکننده کوکائین است مثال در نظر بگیریم. ارزش پایه یک کیلوگرم کوکا 2000 دلار است. هنگامی که آن را به کوکائین پردازش می کنند، ارزش آن در حدود 3500 دلار می شود. در سواحل جنوبی مکزیک حدود 15000 دلار و در شمال مکزیک 25000 دلار و در نیویورک قیمت آن به 98 یا صدهزار دلار می رسد. در همه جا در طول راه واسطه ها قطع می شوند. بزرگترین سهم از سود به واسطه هاي ایالات متحده می رسد."

چرا دولت کلمبیا کمکهای نظامی را خرج بهبود دهقانان نمی کند؟ چون شرکتهای بزرگ، شامل پلیس، سیاستمداران، مقامات دولتی، وکلا، فرماندهان زیردریایی، خلبانان هواپیما، مشاوران مالی، شاغلان در بخش املاک و مستغلات، پولشویان، داروخانه ها و حرفه ایها، مجریان، هزينه هايشان بيشتر است.16

پایان بخش نخست

گروه تحقيقات بين الملل كانون مدافعان حقوق كارگر

 

منابع و زیرنویسها :

1- PROTRACTED CONFLICT, MULTIPLE PROTAGONISTS, AND STAGGERED NEGOTIATIONS:COLOMBIA, 1982-2002

Author(s): ANA MARÍA BEJARANO

Source: Canadian Journal of Latin American and Caribbean Studies / Revue canadienne desétudes latino-américaines et caraïbes, Vol. 28, No. 55/56 (2003), pp. 223-247

Published by: Taylor & Francis, Ltd. on behalf of Canadian Association of Latin Americanand

2-http://www.cbsnews.com/news/60-minutes-colombia-after-civil-war-lara-logan/

برنامه شصت دقیقه امریکا یکی از برنامههای با سابقه تحقیقی و تجسسی ژورنالیستی در نیم قرن گذشته امریکا است که در سه سکانس 15 تا 20 دقیقه ای تهیه میشود. خبرنگاران تحقیقی این برنامه از لحاظ امکانات و مصاحبه مشکلات زیادی روبروی خود ندارند و در موارد مناقشه برانگیز فعالیت میکنند. این خبرنگاران تحقیقی تیم بسیار قوی تحقیقاتی را دارا هستند و با هر شخص، سیاست مدار و گاه رئیس جمهور بدون هیچ مشکلی مصاحبه میکنند.

3-https://roarmag.org/essays/insurgency-conflict-and-communal-forms-of-association-in-colombia

4- PROTRACTED CONFLICT, MULTIPLE PROTAGONISTS, AND STAGGERED NEGOTIATIONS:COLOMBIA, 1982-2002

Author(s): ANA MARÍA BEJARANO

Source: Canadian Journal of Latin American and Caribbean Studies / Revue canadienne desétudes latino-américaines et caraïbes, Vol. 28, No. 55/56 (2003), pp. 223-247

Published by: Taylor & Francis, Ltd. on behalf of Canadian Association of Latin Americanand

5-https://roarmag.org/essays/insurgency-conflict-and-communal-forms-of-association-in-colombia

6- http://colombiapeace.org/

7-https://roarmag.org/essays/insurgency-conflict-and-communal-forms-of-association-in-colombia/

8- The Evolution Of The Farc: A Guerrilla Group’s Long History

http://dx.doi.org/10.1080/10714839.2000.11722627

9-http://www.cnn.com/2011/11/04/world/americas/colombia-farc-leader-killed...

10-http://www.justiceforcolombia.org/news/article/2133/534-political-activists-murdered-in-five-years-in-Colombia

11-http://www.ilo.org/wcmsp5/groups/public/---ed_dialogue/---

actrav/documents/pressrelease/wcms_112352.pdf

12-https://www.theguardian.com/uk/2001/dec/09/northernireland.colombia

13-https://www.theguardian.com/uk/2001/aug/25/spain.northernireland

14-http://www.cbsnews.com/news/60-minutes-colombia-after-civil-war-lara-logan

15- https://roarmag.org/essays/insurgency-conflict-and-communal-forms-of-association-in-colombia

16- https://roarmag.org/essays/insurgency-conflict-and-communal-forms-of-association-in-colombia/

افزودن نظر جدید