معرفی رمان تاریخی "اشک سبلان"، نوشته ی ابراهیم دارابی

در این دوران و شرایط حساس، خطیر و سرنوشت ساز میهنمان که با چندین دهه بمباران تبلیغات آریامهری و نیروهای واپسگرا برای وارونه جلوه دادن روند تاریخ معاصر ایران، دگرگون نمایاندن واقعیتها و رویدادهای تاریخی بسیاری حقایق از دید مردم میهنمان پنهان نگه داشته شده، رمان تاریخی "اشک سبلان" از کتابهایی است که ضرورت خواندن و دقت و تأمل بر مطالب مطروحه ی آن نیازی است انکارناپذیر. در این کتاب که آن را نشر دنیای نو، در 1269 صفحه منتشر کرده است، رویدادهای تاریخی کشورمان از سال1324 تا 1357 به روشی هنری - تخیلی، برگرفته از واقعیت های اجتماعی آن دوران بازگو می شود. در کتاب، آموختنی های فراوان تاریخی- هنری می توان یافت که با قلمی جذاب و گیرا ساخته و پرداخته گشته اند.

مردم آذربایجان در سال 1324 در یک جوشش تاریخی با قیامی پرشکوه علیه مظالم اجتماعی و اقتصادی وحشتناکی که تحت سیطره حکومت ارتجاعی شاه در حق شان اعمال می شد، دولت مترقی خودمختاری را پایه نهادند، که دفاع از منافع تاریخی آنان در چارچوب ایرانی دمکراتیک را خواستار بود. قوام السلطنه، این پیر کهنه کار فعال در عرصه سیاست آن روز ایران که از مزدوران دیرین استعمار بود، در مقام نخست وزیری شاه با هدایت امپریالیستها نقشه سرکوب مردم آذربایجان و نابودی دولت خودمختارشان را کشید، و آن را با همدستی ارتجاع حاکم و همکاری امپریالیسم به وحشیانه ترین شکلی به مرحله اجرا گذاردند. ارتجاع با کشتار وسیع و بیرحمانه ی مردم آذربایجان به انتقام گیری از مردم زحمتکش این خطه از کشورمان برآمد. ارتجاع پس از سرکوب قیام، وقیحانه در تبلیغاتی بیشرمانه عمل ننگین خود را با توسل به این حربه که هدف واقعی قیام تجزیه طلبی بوده است و نه دستیابی به منافع حقه خود، توجیه کرد. رسوبات این تبلیغات شاهی هنوز هم تأثیرات منفی خود را در اقشاری از افراد جامعه نه تنها از دست نداده، بلکه در اشکال گوناگونی به بازتولید خود می پردازد.

این وقایع در رمان زیبا و خواندنی آقای دارابی، آن چنان مستند، واقعی و هنرمندانه به تصویر کشیده شده اند، که اغراق نیست اگر این کتاب سندی تاریخی بر حقانیت مردم مظلوم و ستمکش نامیده شود، که به شیوه هنری شگرفی همراه با نثری ساده، عمیق و با بیان ادبی زیبایی در خور ظرفیتهای فرهنگی جامعه ی امروزین ما به رشته تحریر در آمده است.

در رمان آقای دارابی، کلارا دختری است که بر خلاف میل پدر و مادرش می خواهد همسر مرد جوانی گردد که به مبارزه اجتماعی ایمان دارد و با تمامی وجود خود درگیر مبارزه است. درست به همین علت این وصلت مورد مخالفت شدید والدین اش واقع می شود. پدر و مادر کلارا خرده بورژواهای مرفه تمام عیاری اند که در زندگی جز به منافع تنگ نظرانه ی کوتاه مدت خانوادگی خود نمی اندیشند. آنان به مردمان فرودست جامعه با دیدی خودبرتربینانه و کینه توزانه می نگرند. این خانواده فارغ از هر نوع حس همدردی با دیگران در تجملات دنیای مبتذل خود غرقه است. ولی کلارا دختر خانواده علیرغم میل آنها به همسری آیدین درآمده و در راه مبارزه اجتماعی پای می گذارد. در این راه هر مشقت و مرارتی را به جان خریده هیچ گاه در سراسر عمرش با وجود همه فشارهای زندگی دست نیاز و یاری به سوی پدر و مادرش دراز نمی کند. سرگذشت کلارا در رمان به عیان بیانگر روحیه استقلال طلب، ترقیخواه، عدالتجو همراه با عزت نفس زن نواندیش ایرانی است که به شیوه هنری بسیار درخشان و پراحساسی پرداخت شده است. بیانگر شناخت عمیق نویسنده از افکار ارتجاعی و فرهنگ منحط پدرسالار و خودمحوری است که در تداوم و رشد خود سجایای انسانی افراد را زایل و فرد را عاری از احساس و عاطفه می نماید. این فرهنگ حس همدردی و مسئولیت خانوادگی را که از احساسات و عواطف برجسته انسانی و عامل عمده پیوندهای آدمیان است از محتوی تهی، و در نهایت نابود می سازد. رمان با درخششی کم نظیر همۀ این موارد را با زبانی هنری در شکلی عالی ترسیم می نماید و با جانبداری از ارزش های اصیل انسانی آن را مورد نقد و نکوهش قرار می دهد.

خواننده در رمان پس از سرکوب نهضت مردم آذربایجان و در ادامه ی روند رویدادها تا مقطع کودتای 28 مرداد سال 1332 با دلشوره ها، اضطرابها و دلتنگی های مردمان و شوروشوق مبارزان برای ملی کردن صنعت نفت عمیقاً سهیم می گردد. نویسنده با چیره دستی نه تنها خواننده را با عمق حوادث آن سالها آشنا می سازد، بلکه با توصیفی عالی از حوادث، خواننده را همراه با توصیفات خود به فضای آن سالیان پرامید می برد.

در رمان سیر حوادث چنان ترسیم می گردد که خواننده با پیشرفت مطالعه رمان نمی تواند به خود بقبولاند همه این تحولات نفسگیر سرشار از بیم وامید به روز تاریک و خونینی در 28مرداد ختم خواهد شد. در این کتاب حکایت روز کودتای امپریالیستها و دربار علیه دولت ملی شادروان مصدق با تبحر شگفتی در بازآفرینی حوادث آن روز و تصویر شفاف شور مبارزان پیگیر برای مقاومت در برابرعوامل مزدور و نوچه های دربار، و نمایش تردید برخی نیروها در انتخاب راه و روش خود چنان با شور و شعور هنرمندانه ای نقش بسته است که تصویرگر گویاتری از هر کتاب تاریخی از رویدادهای آن روز شوم است، که منجر به استقرار 25سال حکومت پلیسی و مخوف دیکتاتوری شاه گردید.

دارابی در این رمان با عروج به اوج مرزهای آفرینش هنری ارزش روش شناخت هنری از یک جامعه را به نمایش می گذارد و نشان می دهد که در راه شناخت جامعه در ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روحی روانی افراد، هنر چه جایگاه والا و ارجی در خور دارد.

نویسنده در این کتاب در نمایش چهره زن ایرانی در یک اثر هنری سخنان گفتنی بسیاری برای خواننده دارد. دارابی از غنچه، پیرزن زحمتکش و دردمند رمان، چنان تصویر پراحساسی ارائه می کند ، یا از فخری و گلزار با چنان شیوایی سخن می راند که خواننده به هیچ عنوان نمی تواند، شانای را که در عمق معنای واژگان مبارز مقاوم و دردآشنایی است و شخصیت پرجذبه ای دارد، بر آنها ترجیح دهد. دارابی نشان می دهد که در یک جامعه انسانها در وجوه گوناگون فکری و روحی و عقیدتی همه دوست داشتنی، دلپذیر و پذیرفتنی اند.

 نویسنده آگاهانه با توصیف زندگی پررنج قهرمانان مبارز از قهرمان پروری کاذب به روشی هنرمندانه و ادبی دوری جسته است. نویسنده در آفرینش و خلق تمامی فضاهای رمان، از درازگوئی پرهیز و در روایت رویدادهای تاریخی از پیچیده ترین حوادث کشور در آن سالها با سادگی زیبا و دلنشین سخن می گوید.

دارابی در خلق فضایی که خواننده دریابد این رویدادها در کدامین موقعیت اجتماعی، تاریخی و جغرافیایی رخ می دهند، به همان سبک ساده گوئی وفادار است که بر جذابیت کتاب بسی می افزاید.

ما در این رمان شاهد انسانی ترین و عاطفی ترین روابط همبستگی زنان و مردان در کار و پیکارشان ایم. رمان نشان می دهد که زنان و مردان در کار و تلاش، زندگی و رزم اجتماعی دوشادوش هم اند. همبستگی انسان ها جزء جدایی ناپذیر زندگی مشترک در تمامی ابعاد و در تمام حوزه های مختلف اجتماعی است. این امر در بازکاوی روابط خانم راد با آیاز، کلارا و الیاس با شانای، کلارا و گلزار با سعید، فخری با رامین با برجستگی خاصی برای خواننده آشکار می شود.

پیروزی کودتا و یورش بربرمنشانه رژیم شاه علیه مردم و مبارزان در راه تثبیت حکومت ننگین خود، منجر به دستگیری ها، شکنجه ها و اعدام های گسترده و وسیعی می گردد. حبیب پیرمردی است که پسر و دامادش در پی اعدام ناجوانمردانه عده ای از افسران آزادیخواه توسط رژیم کودتا اعدام شده اند. در صحنه ای که واگویه ی دردمندانه و جانگداز وضع این پیرمرد رنج کشیده است او بر سر قبر فرزند برومند و داماد شجاعش تصویر می شود. پیر مرد از جریان لو رفتن عزیزان دلبندش انتقادی را بیان می نماید. دارابی با طرح عمیقا منطقی فرهنگ انتقاد و ترسیم خط جداکننده ی شرافتمندانه میان انتقاد با تخطئه و مغلطه، با شیوه ای هنرمندانه خواننده را به مرزهای داوری فرامی خواند.

هر گاه نویسنده ای تعهد را در هنر، و هنر را در تعهد، صداقت و امانت را در بازگوئی روایتهای تاریخی توأمان کند، نکات بسیاری می توان از نوشته ی او آموخت. کتاب "اشک سبلان " از مطالب گوناگونی از این دست آموختنی سرشار است.

در رمان "اشک سبلان" سرنوشت کودکانی چون یاشار، بابک، پژمان، نسترن و تامارا در بستری از درد و رنج، همراه با عواطف و دنیای کودکانه با احساس عمیقی ترسیم شده است. چنان که دنیای پرشوق و آرزوهای پرسوز و گداز کودکان به صورتی کاملا زنده و روشن در پیش چشمان خواننده رژه می روند.

نویسنده در پرداخت شخصیت کیوان، کودکی که بنا بر شرایط خاص تربیتی و محیط خانوادگی، فاقد هرگونه صداقت و احساس دوستی صادقانه با سایر کودکان است و بنا بر اقتضای سنی خود روح جاسوسی و تزویر و ریا در وجودش دمیده شده، دانش ژرف و شناخت عمیق خود از کودکان و روحیات آنها را و این که بسترهای زندگی در محیط اجتماعی و خانوادگی چه نقشی در تربیت و شکل گیری و تکوین شخصیت آتی آنان دارد، به نمایش می گذارد.

رمان صحنه های پرشکوهی از رویدادهای دهه چهل و پنجاه کشورمان را که در بستر شرایط اجتماعی و خفقان پلیسی و امنیتی حاکم آن دوران عده ای از جوانان عدالتخواه مبارزه ی مسلحانه را علیه رژیم شاه آغاز می کنند و به انتقاد تند و نفی اشکال دیگر مبارزه بر می خیزند، به نمایش می گذارد. قلم نویستده در تحلیل موقعیت خاص تاریخی آن دوران کشورمان در پیوند با مسائل جهانی چنان فضای ملموس و زنده ای خلق و بازآفرینی می نماید، که به راستی تحسین برانگیز است. کتاب دارابی در این زمینه از هر کتاب تئوریک و تاریخی گویاتر است.

روح رئالیستی حاکم بر کتاب که در ابعاد مختلف هنری و در فضاهای گوناگون و متنوع دلپذیری ارائه می شود، ستودنی و درخور ارزش و احترام است. با تعمقی بر سبک و محتوای بس غنی این اثر دریافته می شود که در عرصه ادب و فرهنگ سرزمینمان رمان نویسی در این زمینه می رود تا به مرزهای پر شکوه و نوین و آموزنده ای دست یابد. درست به همین دلیل این کتاب جایگاه خاصی در ادبیات داستانی کشورمان داشته و خواهد داشت.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

مگر رئالیسم روح دارد ؟ با زبان آخوندی نمیشود نقد اجتماعی نوشت.