ارسطو، نبوغ در ایده آلیسم "رئالیستی"

شاگرد افلاتون و معلم اسکندر
falsaf@web.de

در فلسفه ارسطو (Aristoteles 384-322 پ.م)، اصول ماتریالیستی و ایده آلیستی با هم مخلوط و آمیخته شده اند. او در تاکتیک، ماتریالیست و در استراتژی، ایده آلیست بود. شاید به این دلیل لیبرالها او را یک ایده آلیست رئالیست نامیدند. انگلس وی را مهمترین فیلسوف جهانی عصر باستان نامید. امروزه اشاره می شود که او در کنارسقراط و افلاتون از جمله مهمترین متفکران دوران باستان بشمار می آید.

ارسطو نخستین فیلسوفی است که فلسفه را سیستماتیک نمود و قرنهاست که آثار او اساس فلسفه غرب گردیده است. در نظر وی اشتغال به رشته فلسفه موجب شادمانی، رضایت، انسانیت، شجاعت و سلامت روان می گردد. او می گفت بهترین نوع زندگی کوشش برای شناخت بیشتر در زندگی کوتاه انسان است. وی مدعی بود که حقیقت یعنی تطابق تفکر با واقعیت. او از طریق شناخت تجربی ماتریالیستی به انتقاد از ایده آلیسم افلاتون پرداخت.

مارکسیست ها اشاره می کنند که او با ایده آلیسم افلاتون مرزبندی نمود، بدون این که کاملاً به ماتریالیسم رسیده باشد. ارسطو انسان را موجودی اجتماعی و دولت ساز می دانست که فقط در اجتماع امکان شکوفایی و سعادت دارد. در نظر او بالاترین فرم جامعه، دولت است که در طبیعت و ذات انسان قرار دارد. مهمترین هدف اعمال انسان، زندگی نیک در جامعه یعنی در پولیس یا شهر-دولت های جمهوریخواه است و مهمترین کار نیک انسان کوشش برای سعادت خود و همنوعان است.

ارسطو میان اشکال مختلف دولت فرق می گذاشت. او از نظام های الیگارشی، دمکراسی، جمهموری، سلطنتی، اشرافی، شهروندی و دیکتاتوری نام می برد، گرچه خود او طرفدار حکومت اریستوکراتی بود که اعضایش از میان بهترین ها، متخصص ترین ها و برگزیدگان باید انتخاب می شدند. وی می گفت یک قانون اساسی التقاطی هم از اشکال مختلف دولتی می توان طرح نمود. او از پایه گذاران تقسیم قوا قبل از منتسکیو یا روسو بود.

آثار ارسطو در سده های میانه اساس نظری مکتب مدرسان اسکولاستیک شدند. او روی جریانات فلسفی ایده آلیستی و ماتریالیستی قرون وسطا تاثیر مهمی گذاشت. سیستم فکری وی از قرن پنجم میلادی تا کنون در اروپا با مسیحیت در هم آمیخته و با کمک مکتب اسکولاستیک پایه فلسفه رسمی مسیحیت گردیده است. فیلسوفان مسلمان و رومی اندیشه های او را در سده های میانه به اروپا رساندند.

ارسطو علم و فلسفه کشورهای مسلمان و عرب را قرنها تحت تاثیر خود قرار داده است. میمندی و ابن رشد زیر تأثیر افکار او بودند. گروه دیگری ارسطو را جاده صاف کن الهیات و ایده آلیسم مسیحی در میدان تاریخ می دانند. اسکولاستیک های مسیحی عناصر الهیات دینی خود را از او گرفتند. ولی مارتین لوتر، اصلاحگرای پروتستان آلمانی، او را به تحقیر شاعر قصه گو و فیلسوف افکار زنگ زده نامید.

ارسطو می گفت فقط خالق کل بعنوان فرم مطلق و بشکل غیرمادی وجود دارد و واقعیت مطلق است، یعنی بدون امکان و ظرفیت تبدیل به جسم و ماده شدن . او نیرویی بالقوه است و نیازی ندارد که بالفعل گردد. در کتاب متافیزیک، او به رابطه میان ماده و فرم در اشیاء می پردازد. ارسطو در 2400 سال پیش، تنها هدف فلسفه را شناخت معرفی نمود. سیستم فلسفه ارسطو شامل دو بخش تئوری و عملی است. فلسفه نظری او شامل بحثهای طبیعت، منطق و شاخت، و فلسفه عملی او شامل بخش های خلاق، سیاست و زیباشناسی است.

ارسطو می گفت هرکس آزاد است تا جویای خوشبختی و سعادت خاص خود گردد. او را می توان پدر هومانیسم نیز بشمار آورد. وی پایه گذار علم منطق است، چون او خالق تئوری قضاوت و ارزشیابی است و با تکیه بر روشهای عملی و تجربی تحقیق می نمود.

ارسطو سالها معلم اسکندر مقدونی و شاگرد افلاتون بود. او در سال 384 پیش از میلاد در تراکیه مقدونیه بدنیا آمد و در سال 322 پیش از میلاد در شهر آتن درگذشت. وی در نوجوانی شغل نسخه پیچی در دکان عطاری گیاهی را از پدر آموخت و در سال 335 پیش از میلاد مدرسه "فیلسوفان سرپایی" را در آتن بنا نهاد. بعد از مرگ اسکندر او به سواحل غربی آسیای صغیر گریخت، چون متهم به کفر و الحاد شده بود. قبل از فرار گفته بود که نمی خواهد بار دیگر دست فلسفه مانند مورد سقراط به یک قتل آلوده گردد.

ارسطو خالق آثاری در زمینه های منطق، طبیعت، متافیزیک، هنر، سیاست، سخنوری، اخلاق و جانورشناسی است. در کتاب "سیاست" او انسان را موجودی اجتماعی معرفی نمود. مجموعه آثار 20جلدی وی سالهاست که در بعضی از کشورهای اروپایی منتشر شده است.