فاتحان نهایی تاریخ

چون دور جهان یک سره بر منهج عدل است
خوش بــــاش که ظالم نبرد راه به منزل

با این همه جنایات و دسیسه های مرتجعان برای ابدی ساختن ایستایی و بازداشتن چرخ حرکت روند تکاملی جامعه، نهایتاً موفقیت با چه کسانی است؟ آن هایی که در طول تاریخ به عبث در کجراهه هایی بر ضد منافع مردمان عمرشان را حیوان وار تباه و تلف کرده اند، یا افرادی که با عشق به بشر دوستی، عدالت و پیشرفت، راهیان راه پر افتخار انسانیت بوده اند؟

ابومسلم خراسانی، مازیار و بابک با شمشیرشان برای عظمت میهن خویش دلاورانه پیکار کردند. خواجه نصیرالدین طوسی، ابوریحان بیرونی و زکریای رازی با دانش و قلمشان در آن دوران سیاهی که خلفای سیطه گر برای توده های زحمتکش رقم زده بودند، با روشنگری دمی از خدمت به کشورشان غافل نشدند. در تداوم تاریخ نام چه کسانی به نیکی ماندگار است؟ خلفای خدعه گر فاسد عباسی قاتل میهن پرستان بزرگی چون مازیار ها یا جاهلان نادان آدمکشی همچو هلاکوخان ها. در درازنای تاریخ با کشتن کدامین میهن پرست جنبش ترقیخواهانه و عدالتخواهی متوقف مانده است؟ سرکوب و وحشیگری های شنیع و بی حد و حصر حاکمان ولو به طور موقت آرامش گورستانی نیز پدید آورد، باز هم پیکار شورانگیز توده ها متوقف نگشته در اولین فرصت برای دستیابی به حق و عدالت خواهند شورید. تاریخ خود گواه این امر است. سهروردی ها را خفه کردند و بسیار دانشمندان و پیکارگران راه توده ها را... ولی حافظ با اشعار شورانگیز و جاودانه ی خود ندای حقانیت زحمتکشان را با دل انگیز ترین ابیات سرود. پس از حافظ چه بسیار دانشمندان به مقتضای وضعیت اجتماعی در این راه کوشیدند. نیک بنگریم و گوش فرا دهیم: این شیخ محمد خیابانی است که، از سویی ندای مبارزه را سر می دهد و جان بر سر سودای انسانی اش می نهد. ولی ارانی بر خلاف پنداشت حاکمان از مرگ خیابانی نمی هراسد که باشهامت هم، وارد میدان رزم می شود. روزبه به خاطر میهن پرستی تیرباران می شود، گلسرخی سرفرازانه به پیشواز همان راه پر افتخار گام می نهد. جزنی ناجوانمردانه آماج رگبار گلوله های دژخیمان محمدرضاشاه می شود، ولی خوفی بر دل تیزابی انقلابی نمی نشیند. سر این قصه بس دراز است و هیچ رمز و معمایی هم در آن نیست. تا ظلم هست پیکار برای رفع آن نیز خواهد بود؛ و پیکارگران را افتخاری جاودانی...

اینک که امپریالیسم جهانی در هر گوشه ای از جهان برای تأمین منافع ضد بشری خود از هیچ وحشیگری ابایی ندارد، آخرالامر سرنوشت سیاه اسلافان ضد بشر خود را خواهد داشت.

بگذار انسان های بیگناه را برای ارضای نفسانیات حیوانیشان بکشند. مبارزان را تحقیر و قتل عامشان نمایند. به خود و تاریخ وقیحانه دروغ گویند، با اجیر مزدوران با هزاران ترفند برای طولانی ساختن حاکمیتشان توطئه ها چینند. اگر چنگیزخان مغول ها، ناپلئون ها، هیتلر ها و بسیار جانوران خون ریز ددمنش طرفی از جنایات خود بستند و سرانجام نیکی یافتند، امپریالیست ها و نوکرانشان به خطا نمی روند.

در این میان منطق خلل ناپذیر و پولادین تاریخ چه می گوید؟ زباله دان تاریخ بی صبرانه منتظر دفن ابدی امپریالیسم و حاکمان مزدورشان در تمامی کشور های وابسته است. تا عدالت، صلح، عشق و انسانیت جهانگستر شود.

باش تا آن روز!

افزودن نظر جدید