پیکار زنان علیە تبعیض و نابرابری بە رغم همە موانع ادامە دارد

در آستانۀ سالگرد ٨ مارس، روز جهانی زن، ایستاده ایم. با وجود گذشت بیش از یک قرن کە از تصویب این روز بە عنوان روز جهانی زن در کنگرە انترناسیونال سوسیالیستی بە پیشنهاد "كلارا زتكین" می گذرد و در شرایطی کە زنان در بسیاری از کشورهای جهان موفق شدەاند در اثر مبارزات شان پیشرفت های زیاد و ارزشمندی بە دست آورند، مرتجعان حاکم بر ایران عرصە را از هر سو بر زنان کشورمان تنگ نمودە، بخشی از دستآوردهای مبارزاتی آنان را از بین بردە و مانع مبارزات شان برای رفع ستم جنسی و برابر حقوقی با مردان می شوند.

در طی سالهای پس از انقلاب بسیاری زنان مبارز بە دلیل مخالفت با سیاست های زن ستیزانە رژیم و مقاومت در برابر تهاجم بە حقوق و دستآوردهای جنبش زنان و اعتراض بە بیعدالتی و ستم و سرکوب یا دفاع از حقوق شهروندی متحمل زندان و رنج و شکنجە شدەاند.

مبارزات دمکراتیک زنان ایران برای برخوردای از حقوق سیاسی - اجتماعی و رفع ستم و تبعیض از اواخر نخستین دهۀ قرن حاضر، با تشکیل انجمن ها و سازمان های مختص زنان و با تشویق، حمایت و یاری احزاب و شخصیت های کارگری و دیگر سازمان های ترقیخواە وارد مرحلە نوینی شد. این انجمن ها توسط پیشروان جنبش زنان در نقاط مختلف ایران شکل گرفتند. قبل از آن زنان ایران از هیچ حق و حقوقی برخوردار نبودند. در ادامە فعالیت این جمعیت ها، در سال ١٣٠٠ یعنی ١٠ سال بعد از انتخاب روز جهانی زن در کپنهاک، شوکت روستا، جمیلە صدیقی، سکینە شبرنگ، روشنک نوعدوست و دیگر زنان آزادە جمعیت "پیک سعادت" را تشکیل دادند. در سال ١٣٢٨ "سازمان دمکراتیک زنان ایران" توسط زنان عضو حزب تودە ایران و همکاری پیشروان ترقیخواە جنبش زنان تشکیل شد و توانست با جذب زنان ترقیخواە فعالیت های چشمگیر و مفیدی را بە نفع حقوق زنان انجام دهد و ٨ مارس و اهداف اش را بە شکلی نسبتاً وسیع در جامعە و میان زنان از طرق گوناگون منجملە در نشریە "بیداری ما" ارگان "سازمان دمکرا تیک زنان ایران" اشاعە دهد و از میان زنان صدها مبارز پرورش دهد و کمک زیادی بە تداوم مبارزات زنان نماید.

رژیم شاە اگرچه بە خاطر رشد چشمگیر جنبش زنان و جنبش چپ و فشار این جنبش ها برای کسب حق رای و رفع تبعیض جنسی و الزامات توسعە در دهە ٤٠ با دادن حق رای بە زنان و انجام پارەای اصلاحات دیگر در حقوق زنان موافقت کرد، اما دشمنی اش با جنبش ٨ مارس و اهداف این جنبش را تا پایان سلطنتش حفظ کرد و حاضر بە رسمیت شناختن این روز جهانی نشد. ولی برای خالی نبودن عریضە روز تولد فرح دیبا را بە عنوان روز زن در ایران اعلام کرد.

در نخستین سال پس از سرنگونی رژیم پهلوی دوبارە ٨ مارس بە عنوان روز جهانی زن با شرکت وسیع زنان برگزار شد و زنان با استفادە از این روز علیە تدارک تعرض حکومت بە زنان و حقوقشان و سیاست های زن ستیزانە رژیم بە مخالفت برخواستند. رژیم جمهوری اسلامی نیز کە از ابتدا اصولاً حقوقی برای زنان قائل نبود از بە رسمیت شناختن ٨ مارس کە جزء خواست های زنان ایران بود، سر باز زد و بە جای آن روز تولد فاطمە را روز زن اعلام کرد. اما زنان در عمل زیر بار آن نرفتند و هرگاە کە فرصت یافتند روز ٨ مارس را بە عنوان روز زن برگزار و مطالبات خودشان را مطرح کردند. یکی از این مطالبات همانا بە رسمیت شناختن ٨ مارس به عنوان روز زن بودە است.

تعرض ارتجاع حاکم علیە زنان و حقوق شان از همان ماه های نخست پس از انقلاب، با اجباری کردن حجاب، لغو قانون حمایت از خانوادە، برقرای حکم سنگسار، سلب حق حضانت، محروم کردن از قضاوت، پائین آوردن سن ازدواج و غیرە شروع شد و در سالهای اخیر دامنە آن تا تلاش برای جداسازی جنسیتی در دانشگاە و جامعە و سهمیە بندی تحصیل در مؤسسات آموزش عالی توسعە پیدا کردە است. بواسطە این سیاست های تبعیض آمیز، نابرابری و تبعیض میان زن و مرد در تمام عرصە ها افزایش یافتە، سهم زنان از اشتغال بە زیر ٢٠ درصد رسیدە، نرخ بیکاری در میان آنان بە رغم پیشی گرفتن شمار و درصد زنان فارغ التحصیل، حداقل دوبرابر مردان شدە است. رسما بە این بهانە که مرد سرپرست خانوادە است، بە زنان در کارهای مشابە دستمزد کمتری دادە می شود، کارفرمایان از استخدام زنان متأهل طفرە می روند، زنان بە دلیل ازدواج و بچە دار شدن از کار اخراج می شوند، از حق طلاق و سرپرستی فرزندانشان محروم اند و بە بهانە ها و اشکال گوناگون از بازار کار راندە می شوند. با این همە مسئولین بە جای آن کە بە فکر رفع و کم کردن شکاف جنسیتی در بازار کار باشند، با ارایە لوایحی مانند بازنشستگی زودرس زنان با حقوق پائین بە این شکاف دامن می زنند تا استقلال اقتصادی زنان را هرچە محدودتر کنند. این در حالی است کە همە می دانند رسیدن بە توسعە و پیشرفت پایدار بدون مشارکت زنان ناممکن است. عدە زیادی از زنان نیز بخاطر بیکاری همسرانشان و معضلات دیگر طلاق می گیرند و چون تحت حمایت کافی قرار نمی گیرند در فقر و تنگدستی زندگی شان را می گذرانند و بعضاً نیز مجبور بە تن فروشی و روی آوردن بە کارهای خلاف شدەاند. وجود این تبعیضات و قوانین منجر بە فقیرتر شدن زنان هم شدە است.

با این همە زنان همچنان در این نبرد نابرابر بە اشکال مختلف مقاومت می کنند و از هر فرصت و امکانی برای از میان برداشتن این تبعیضات و بیعدالتی ها مبارزە می کنند. اگر این پایداری وجود نداشت بطور یقین وضعیت زنان می توانست بدتر از این نیز کە هست، بشود. اما واقعیت این است کە زنان در این نبرد نابرابرچیزهای زیادی را از دست دادەاند. تجربە نشان دادە زنان بدون این کە هم خودشان را سازمان دهند و هم بە احزاب و اتحادیە های کارگری کە متعهد بە حقوق آنان اند، تکیه کنند، بە تنهایی نمی توانند با قوانین ارتجاعی و تهاجم لجام گسیختە رژیم مقابلە کنند و خودشان را از این وضعیت نشان دهند. فراموش نباید کرد که روز جهانی زن با تلاش این نیروها بوجود آمدە و اتحادیە ها و احزاب کارگری و تشکلات خود زنان در پیشرفت زنان در همە کشورها و از جملە در ایران بیشترین سهم و نقش را داشتە و دارند. "كلارا زتكین" کە پیشنهاد اعلام ٨ مارس بە عنوان روز جهانی زن را داد، خودش یک سوسیالیست و عضو فعال حزب سوسیال دمکرات آلمان بود.

امروزە در طی بیش از یک قرن زنان در کشورهای پیشرفتە توانستەاند تا حد زیادی بە حق و حقوق شان دست یابند و بسیاری از تبعیضات و نابرابری ها را کاهش دهند یا از بین ببرند. این واقعیت به میزان بسیاری بخاطر فعالیت سازمانی و با برنامە در اتحادیە ها و سازمانهای کارگری بوده است. طلب درخواست حق رای کە در برخی دمکراسی های غربی تا دهە ٦٠ میلادی بە زنان دادە نمی شد، برای نخستین بار در ٨ مارس ١٩٠٧توسط زنان کارگر نساج آمریکا در حالی کە پلیس مشغول ضرب و شتم آنان بود، خواستە شد. حمایت از حقوق واقعی زنان هموارە در برنامە ها و قطعنامە های سازمان های کارگری در همە جای جهان حائز اهمیت بسیاری بودە است.

از آغاز پیدایش احزاب و اتحادیە های کارگری در ایران تلاش زیادی برای شناساندن وضعیت زنان صورت گرفتە است. زندە یاد "سلطان زادە"، یکی از پیشگامان جنبش کارگری، در شرایطی کە مخالفت با حقوق زنان حتی در مجلس شورا حاکم بود و دفاع از حقوق زنان می توانست عواقب سختی داشتە باشد، در آن دورە جزء اولین کسانی بود کە بە خاطر توجەاش بە مسئلە زنان، مقالەای تحقیقی با عنوان "موقعیت زن ایرانی در آغاز عصر پهلوی" نوشتە است. بە جرأت می توان گفت کە هیچ قطعنامە کارگری در روز جهانی کارگر را نمی توان سراغ داشت کە حداقل یک بند آن مربوط بە دفاع از حقوق زنان نباشد. در بند چهارم قطعنامە روز کارگر شورای متحدە مرکزی در سال ١٣٢٥ این اتحادیە خواستار تساوی دستمزد زنان با مردان شد. زنان ایران خود بخشی از نیروی کار اند و در عرصە کار مطالبات و منافع یکسانی با عموم کارگران دارند. وجود این فصل مشترک بیش از هر عامل دیگری جنبش کارگری و زنان را بە هم پیوند می زند. مبارزە علیە بیکاری، برای دستمزد مناسب، حق تشکل، ایمنی محیط های کار، ممنوعیت کار کودکان و بطور کلی داشتن قانون کار مناسب، دستمزد برابر و غیرە مبارزه برای مطالباتی است کە وضعیت دشوار اکثریت زنان نیز معلول نبود آنهاست. بە عبارتی یکی از میدان های اصلی کارزار فمینیستی حقوق کار و جنبش کارگری است، مبارزە در این میدان زنان و کارگران را بە هدف های مشترکشان نزدیک می کند و کمک موثری بە استقرار دمکراسی خواهد کرد کە برای پیشبرد مبارزات دمکراتیک کل جامعه الزامی است. عدم کامیابی برخی از کمپین ها و سازمان های زنان در رسیدن بە اهدافشان در سالهای اخیر نمی تواند بی ربط با فقدان پیوند این مبارزات با هم باشد.

قوانین ارتجاعی و تبعیضات جمهوری اسلامی علیە زنان در تضاد با روح زمانە، مورد مخالفت و بیزاری زنان و نیروهای ترقیخواە، و مخل توسعە و پیشرفت اند. از همین روی ناکارآ و ناماندگار اند، اما از بین بردنشان مستلزم همبستگی میان جنبش زنان با جنبش کارگری و سایر جنبش های ترقیخواهانە است کە از حقوق زنان نیز بطور پیگیر حمایت کردە و می کنند. ىە طور کلی مبارزات زنان هرگز نمی تواند از مبارزات سیاسی - اجتماعی مردم برای استقرار یک حکومت دموکراتیک جدا باشد و دسترسی زنان بە حقوق شان در یک حکومت غیر دمکراتیک و استبدادی امری نامتصور است، اما این نافی مبارزە سازمان های مختص زنان و اهمیت آنها نیست. مسائل خاص زنان کە در اثر تسلط طولانی روابط پدرسالارانە در جامعە بە وجود آمدە اند، ضرورت تشکیل چنین سازمان هایی را در هر حال ایجاب می کند.

افزودن نظر جدید