ناکامی پوپولیسم راست در انتخابات پارلمانی هلند

دیروز، چهارشنبه 15 مارس، انتخابات پارلمانی ۲۰۱۷ هلند برگزار شد. این انتخابات را می توان از جمله پراهمیت ترین انتخابات کشور هلند تلقی کرد. نتیجه این رای گیری عمومی نه تنها برای هلند، بلکه برای اروپا حایز اهمت بوده و در عین حال، تاثیرگزار بر انتخابات پیش روی آلمان و فرانسه است.

مردم هلند با انتخاب خود، مانع پیروزی حزب راست افراطی و پوپولیست آقای ویلدرز شدند. در نظرسنجی ها حزب ویلدرز تا مدت کمی مانده به انتخابات در جایگاه اول قرار داشت. نتیجه انتخابات اما گواه پیروزی جبهه مخالف پوپولیسم و ترامپیسم در هلند و تقویت همبستگی اجتماعی است. انتخاب مردم هلند از جمله در ماندگاری هلند در اتحادیه اروپا و تقویت آن تجلی کرد .

حزب لیبرال آقای مارک روته، نخست وزیر فعلی، علیرغم افت بیست درصدی با احراز ۳۲ کرسی همچنان در جایگاه اول است. حزب کار (حزب سوسیال دمکرات هلند)، با معیار تعداد کرسی از دست داده، بازنده بزرگ این دور از انتخابات بود. دلیل عمده این شکست را می توان حضور در ائتلاف حکومتی با حزب لیبرال و مشارکت در انجام طرح ریاضت اقتصادی دانست که زندگی مردم و بویژه اقشار کم درآمد و میانه را در سالهای گذشته با مشکلات جدی روبرو کرد و موجب نارضایتی گسترده از این حزب شد.

پیروز بزرگ این انتخابات حزب چپ سبز است که رشد 250 درصدی را احراز کرد و جایگاه خود را در مجلس نمایندگان از ۴ کرسی به ۱۴ کرسی رساند.

یکی از ویژگی های این انتخابات، شرکت گسترده جوانان در این دوره از انتخابات هلند بود. ناظران سیاسی بدرستی این تحول مثبت را اساساً متاثر از حضور رهبر جوان، آگاه، مستدل و جسور حزب چپ سبز، آقای یسه کلافر ۳۱ ساله می دانند. ضمناً در انتخابات دیروز 81 درصد صاحبان حق رأی به پای صندوق رفتند، که این درصدی کم سابقه در انتخابات هلند است.

دیگر برندگان انتخابات، دو حزب دمکرات مسیحی و "دمکراتهای ۶۶" اند. حزب سوسیالیست با افتی اندک، یکی از کرسی های خود را از دست داد. 

این نتایج برای هلند و اروپا بسیار حایز اهمیت اند. اکنون می توان با امیدواری بیشتر به انتخابات پیش روی در فرانسه و آلمان نگریست.

بخش: 

افزودن نظر جدید

Plain text

  • برچسب‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.

دیدگاه‌ها

أين عنوان معجزه گر " پوپوليسم"، عملا حكم عجيبي پيدا كرده است. شباهت هاي بسيار زيادي بين اضمحلال امپراتوري عثماني و اضمحلال امپراتوري روم، وجود دارند. كه مهمترين انها چگونگي شكل دادن و شكل گرفتن سرزميني انهاست و حاكمانشان. در اروپا پسر عمو و دختر عمو هاي خانواده هاي إشرافيت رومي از يكسو، و تازه إشراف شده هاي امپراتوريهاي تجاري- استعماري ناميده شده از سوي ديگر، هركسي شعبه يي باز كردند و اسم افراد و قوم و قبيله خود را براي ان سرزمين نهادند. و اينها تاكنون در دو جنگ جهاني، بشريت را همراه با جنگهاي ناتمام مانده ان دورانها، به نابودي كشانده اند. الان مشابه اش را از قرون اخير، به اينطرف ديده و هنوز شاهد هستيم، در انجايي كه به گره كوره " سوريه" فعلا منجر شده است. منتها امروز يك پديده يي بسيار شناخته شده ولي اين دفعه بسيار پيچيده در حال وقوع است. كه يكسر ان ضروريات گذار نهايي به عصر صنعت هستند، و سر ديگر ان عصري كه قوم و قبيله و از اين قبيل تقسيمات خاك و خون و خانواده، ميباشند. از اين بابت اروپا با امپراتوري عثماني شكل گرفته از ايل و قبيله ها و جانشين هاي انها پس از جنگ اول جهاني، هيچ فرقي ندارند. مهاجرت هاي بزرگ إجبارا مضمحل كننده ي مقصد يا باصطلاح كشور ميزبان است، و كشور ميزبان هم با همان متر و معيارهاي مبداء اين مهاجرتها، شكل گرفته است. روم شرقي و روم غربي، در حال كباده كشيدن و رجز هستند، و همچون آبائي هم ندارند كه " براي يك دستمال قيصرية يي را به اتش بكشند". ايرانيان مهاجرت كرده به اين مناطق هم عمدتا از ايل و قبايل قروني و موجود و باستانگرا هستند. تمام اينها در پيش از ظهور اسلام و در قامت تمدن يوناني، و هنوز هم، در پي بازسازي اين امپراتوريهاي باستاني بوده و هستند. ايرانيان خواب امپراتوريي كه هيچوقت نداشته اند( چون وحدت هيچوقت ميسر نشد، حتا با دخالت و حضور مغ ها در حكومت، و حتا بعدا با اسلام نيز)، امپراتوري روم شرقي، با عناوين بعدي بيزانس و عثماني و ترك، و مشابه، و بالاخره امپراتوري روم غربي. تنها سه كشور و يا واحد سياسي هستند كه ساختار هم اجتماعي يشان و هم سياسي و سرزميني يشان، اين گذشته ها را ديگر با خود ندارند، امريكا، روسيه و چين. هرسه از انقلابات صنعتي ميايند، و در انها خاك و خون و خانواده منشاء ثروت نيستند، بلكه عيان يا نهفته، كار انساني منشأء ثروت است. اين تقابل است كه دارد برميخيزد، و ائتلاف تحولي تاريخي خاص خود را ميسازد. اما يكي روبه اينده دارد، و ديگري روبه گذشته. بيچيدگي ها نيز در همين مناطق، از جمله سوريه و ايران و خليج و بسفر و مديترانه، ناشي از اين تقابل هستند.
انچه دارد محو ميشود اروپاست، در هرگونه تعبير ان، و ايران قروني در هركونه تعبير خود.