عشق قلبی، عشق اجباری

سال نو را با دو پیام با دو مضمون متفاوت آغاز کردیم. در حالی کە حسن روحانی از دستاوردهای اقتصادی دولت خود تعریف و تمجید کرد، خامنەای رهبر نظام گفت کە اقدام های مسئولان در زمینە اقتصادی با انتظارات فاصلە زیادی داشتە اند.

سخنان خامنەای در شرایطی بر زبان آوردە می شوند کە از همان ابتدای شروع دولت روحانی کە دولتی اعتدال گرا (با پشتیبانی طیف اصلاح طلب است)، مورد هجمە مداوم بخش مهمی از اصولگرایان و عناصر راست افراطی در درون رژیم بودە است. جناح های مخالف دولت نە تنها علیە برجام اند و آن را پدیدە مثبتی برای کشور ارزیابی نمی کنند، بلکە دستاورهای نسبی دولت روحانی در زمینە اقتصادی را نیز بەکل نفی می کنند. اصولگرایان و تندروها نە بە واقعیت توقف روند رو بە تقابل کشور باغرب بعلت انعقاد برجام معتقدند و نە بە فروکش کردن روند فروپاشی کشور در آن زمان. البتە واقعیت این است کە با توجە بە مشکلات اجرائی شدن برجام و مسائل عدیدەای کە کماکان پیش روی اقتصاد ایران اند، هنوز قطار اقتصاد روی ریل خود قرار نگرفتە است. هنوز در کشور فقر و بیکاری بیداد می کند، فساد و اختلاس مالی موج می زند، عمدە درآمد کشور از فروش نفت تامین می شود، بانکهای معتبر جهانی از معاملات پولی و ارزی با ایران طفرە می روند و روند سرمایەگذاری در کشور بە کندی و در سطح مطلوب پیش می رود. بە تمامی این چالش ها باید دشواریهای ساختاری را نیز اضافە کرد کە ریشە در نظام سیاسی جمهوری اسلامی دارد. در حاکمیت ایران نە تنها شفافیت اقتصادی و بازار سالم وجود ندارد، بلکە بعلت نفوذ ریشەای نهادهای امنیتی، سپاه و انواع و اقسام ارگانهای موازی در اقتصاد کە بە کسی جوابگو نیستند، چنان مافیای اختاپوس واری بر فضای کسب و کار، تولید و توزیع چنگ انداختە است کە حتی بە فرض عادی شدن رابطە با غرب یا برگشت آن بە شرایط قبل از دولت احمدی نژاد، باز کشور بشدت هم چنان از این مسائل در رنج خواهد بود.

اما خامنەای کە خود بە حقیقت دستاورد نسبی دولت روحانی واقف است، چرا چنین شمشیر را از رو بستە و با اصولگرایان و راست افراطی در عمدەترین وجوە همگام شدە است؟ هدف او از تضعیف روحانی چیست؟ در شرایطی کە در کشور یک دولت و اقتصاد در سایە حضور دارد و بشدت بر تصامیم سیاسی و اقتصادی دیگر نهادها تاثیر می گذارد، چرا خامنەای اصرار دارد کە اساساً دولت روحانی را بە تنهائی مسئول شرایط موجود معرفی کند و بە خود و یاران نزدیکش کە سکان اصلی قدرت را در دست دارند نقش فرعی و غیر اساسی اعطا کند؟١

موضع خامنەای را باید در دو عرصە اصلی بە بحث نشست: عرصە اول عزم او برای بە عقب نشاندن جوی است کە در کشور بعد از روی کار آمدن روحانی و فعال شدن اصلاح طلبان، بە گسترش مناسبات با غرب، عادی کردن روابط و از این رهگذر، تغییرات در روش و منش کشور نگاە دارد، و عرصە دوم در درازای همین، نگرش و نیتی در شخص رهبر است کە می خواهد موقعیت تضعیف شدە اصولگرایان و راست افراطی را بە نحوی احیا کند.

واقعیت این است کە با نگاهی بە وضعیت دشوار، پراکندە و متزلزل اصولگرایان، دو ماە ماندە بە انتخابات امسال کە خود را در عدم اجماع آنان در معرفی یک کاندیدای واحد، نبود یک نگرش عملی و برنامەای بە اقتصاد (کە می تواند آلترناتیوی برای دولت روحانی باشد)، و سرانجام تضعیف پایگاە اجتماعی اشان کە از دوران احمدی نژاد بشدت دچار ریزش شدە است، آنان را در کل در موقعیت بسیار نامناسبی قراردادەاست. در مقابل، تحرک بیشتر جناح های اعتدال گرا و اصلاح طلب کە توانستەاند روی کاندیداتوری حسن روحانی بە اجماع برسند، و دارای نگاە روشن تری بە چگونگی پیشبرد برنامە اقتصادی خود اند، و نیز همگامی نسبی آنان با شرایط روز کە آنان را نسبت بە جناح مقابل در طیف های طرفدار خود مقبول تر ساختە است، خامنەای را بسیار نگران کردەاست.

خامنەای کە بە جناح اعتدال گرا و اصلاح طلب همیشە بە عنوان جناحی کە باید همیشە دنبالەرو و تحت انقیاد باشد، نگریستەاست، از عروج آنان و سقوط اصولگرایان بشدت نگران است. زیرا در صورت پیشرفت این روند، موقعیت کشور بویژە در رابطە با روابط خارجی در خطوطی قابل پیش بینی، تغییر خواهد کرد و آنچە را کە امثال حسن عباسی و امام جمعە مشهد نگرانش اند، بەوقوع خواهد پیوست. یعنی تختە شدن دروازە آن نگرشی کە اصرار دارد همیشە ایدئولوژیکی و تهاجمی عمل کند و بە ایران بە عنوان سرباز جنگ نهائی میان غرب و جهان اسلام می نگرد.

البتە خامنەای عملا بەنظر نمی رسد جایگزینی برای حسن روحانی داشتە باشد. آن هم بە چند دلیل سادە: دلیل اول این کە چنان کە خود او در این اواخر بارها تاکید کردە است، اقتصاد دغدغە اصلی اوست، دلیل دوم این کە چە کسی بهتر از حسن روحانی و کلا اعتدالیون و اصلاح طلبان می تواند نظر مساعد غرب را در گسترش روابط اقتصادی جلب کنند، و سوم این کە اصولگرایان چنان کە گفتە شد از اجماع نظری و برنامەای حتی در زمینە اقتصادی هم برخوردار نیستند و در این عرصە بیشتر نفی گرایانە و تقابلی عمل می کنند. امری کە نە تنها هیچ کمکی بە اقتصاد ایران نمی کند بلکە وضعیت آن را از آنچە کە هست وخیم تر هم خواهد کرد. بنابراین انتخاب خامنەای در مورد ماندگاری حسن روحانی یک انتخاب اجباری و از روی ناچاری است. واقعیت این است کە روحانی انتخاب اصلح او نیست.

***

نهایتاً این کە می توان گفت کە بە احتمال زیاد حسن روحانی در دور دوم نیز بە ریاست جمهوری خود ادامە خواهد داد، اما چنان کە گفتە شد خامنەای از صعود بیشتر اعتدالیون و اصلاح طلبان خشنود نیست و بنابراین دولت آیندە را دولتی بمراتب ضعیف تر و رام تر می خواهد. هجمە کنونی وی در همگامی با اصولگرایان و تندروها درست در این مسیر است، در مسیر ارتقا موقعیت آنان با استفادە از نفوذ موقعیت خود بمثابە رهبر نظام.

در واقع، گرایش خامنەای بە طیفهائی همانند اعتدالیون و اصلاح طبان از روی ناچاری، تحمیل و تاکتیک بودە است. او بیشتر دل در گرو اصولگرایان دارد.

 

زیرنویس:

١ـ بە بگومگوی صادق لاریجانی و روحانی سر مسئلە سرمایەگذاری در کردستان توجە شود کە اخیرا توجە رسانەها را بخود جلب کرد. جائی کە روحانی از حکم جلب سرمایەگذاران توسط قوە قضائیە گفتە و از آن گلایە می کند، و صادق لاریجانی هم بە دفاع از عمل خود در جلب این افراد می گوید.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

اقای نعمت پور با سلام ؛ در ایران زندگی می کنم . خواستم از تحلیل عالی تان در باره انتخابات پیش رو و رفتار اقای خامنه ای با روحانی تشکر کنم و بگویم همه رویدادهایی که ما شاهدش هستیم تحلیل تان را تایید می نمایند . فقط حس می کنم جای دو موضوع در تحلیل تان خالی بود و اگر در نوشته ای دیگر به ان ها بپردازید ممنون می شوم . اول تاثیر جریان پوپولیستی و یا شبه فاشیستی احمدی نژاد در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ؛ به نظرم وی و جریانش سعی دارند با استفاده از تجارب ترامپ ارا مردم را بربایند ؛ با فرض عدم رد صلاحیت بقایی . دوم تاثیرات احتمالی عدم حضور بخشی از مردم تحت تاثیر نارضایتی از اوضاع اقتصادی در نتیجه انتخابات . فکر می کنم قهر مردم و جریانات سیاسی از شرکت در انتخابات جای نگرانی دارد . شخصا امیدوارم روحانی پیروز شود . متشکرم

سلام دوست عزیز تجلی، ممنون برای اظهارنظر، امیدوارم بتوانم در فرصتهای بعد بە موضوعات پیشنهادی شما هم بپردازم. زندە و پایدار باشید.