انقلاب، اصلاحات (بخش دوم)

برداشت از راههای گذار قبل از انقلاب و امروز

برداشت از دوگانه انقلاب، اصلاحات

انقلاب بهمن و نتایج آن صف بندی نیروها را در درون کشور دگرگون کرد. پس از سال‌های پر تلاطم بعد از انقلاب، سرکوب نیروهای اپوزیسیون و تثبیت جمهوری اسلامی، بررسی آنچه گذشت و راهجویی برای تحولات آینده در برابر بازمانده نیروهای اپوزیسیون که عمدتا در خارج از کشور ساکن بودند قرار گرفت. اگر در سال‌های قبل از انقلاب در پاسخ به دوگانه اصلاحات، انقلاب اکثریت قاطع نیروها ضرورت انقلاب را تایید کرده، تصور می‌کردند که نمی‌توان قهرآمیز بودن آنرا مانع شد، در این دوران بخش عمده نیروها به این نتیجه رسیدند که نتیجه یک انقلاب قهر آمیز همان نتایج انقلاب بهمن خواهد بود و نیرویی که با قهر قدرت را در دست می‌گیرد خواهد کوشید با قهر آنرا حفظ کند و از سرکوب سایر نیروها ابایی نخواهد داشت. بخش بزرگی از نیروها به این نتیجه رسیدند که مناسب ترین راه تحول در ایران پیشبرد اصلاحات است. دوگانه انقلاب و اصلاحات که در دو استراتژی سرنگونی و پیشبرد اصلاحات نمود پیدا می‌کرد کماکان پابرجا بود و تنها موضع نیروها نسبت به این دوگانه تغییر کرده بود.

بررسی نزدیک به چهل تحول سی سال اخیر خط بطلانی بر این دو گانه است. تنها تعداد انگشت شماری از تحولات در چارچوب انقلاب و سرنگونی یا اصلاحات (تدریجی) قابل تبیینند. در اکثریت قاطع تحولات (شقوق دوم و سوم) اصلاحات و انقلاب در هم تنیده شده اند. راههای اصلاح طلبانه در زمانی وکوتاه به تحولات بنیادین (انقلابی) انجامیده. حاکمیت های استبدادی نه از راه انقلاب و سرنگونی و نه از راه اصلاحات تدریجی، در زمانی کوتاه جای خود را به حاکمیت هایی برآمده از انتخابات داده اند.

در سال‌های اخیر بخشی از نیروها با بررسی تجربیات سی ساله گذشته کوشیدند بر دو گانه اصلاحات و انقلاب فائق آیند. بکارگیری واژه اصقلاب در ترجمه واژه رقولوسیون که بخشی از تحلیل گران بکار گرفته اند و یا تحول طلبی نمودهایی از این کوشش است. کوشش هایی در گام‌های آغازین  .

اشکال گذار

سیاست از پروسه هایی است که تصمیم و عملکرد شخصیت ها، نیروهای اجتماعی، موقعیت اقشار و طبقات و شرایط بین المللی بر نتایج آن تاثیر می‌گذارد. به همین دلیل "گیم" محسوب شده و از قوانین حاکم بر گیم تبعیت می‌نماید. نتیجه تصمیم گیری در گیم بدون محاسبه واکنش، عملکرد و موقعیت سایر نیروها، شکست است.

در پروژه های ساده، کوتاه مدت با فاکتورهای ثابت این امکان وجود دارد که همه عوامل از پیش محاسبه شده و برنامه کاملی برای تمام مراحل کار از پیش تعیین شود. در چنین پروژه هایی هدف، امکانات، نیروی انسانی، بودجه، روش و مراحل کار را می‌توان پیشاپیش معین نموده و بر اساس نقشه طرح‌ریزی شده در زمان تعیین شده به هدف دست یافت.

در پروژه های پیچیده دراز مدت با پارامترهای متغیر امکان محاسبه همه فاکتورها وجود ندارد. در چنین پروژه هایی هدف و سیاست پیشاپیش تعیین می‌شود. منظور از سیاست اینست که آیا در جریان کار از نیروهای مشاور و یاهمکاری با دیگر موسسات استفاده خواهد شد، آیا بخشی از کار در خارج از کشور پیش خواهد رفت آیا از سرمایه خارجی و یا وام استفاده خواهد شد و از این قبیل.در چنین پروژه هایی مراحل اولیه کار با همان دقت پروژه های ساده طرحریزی شده  و مراحل بعدی پس از پایان هر مرحله و جمعبندی از جلسات تحت عنوان درس اموزی از تجربیات، برنامه ریزی میشود.

در گیم محاسبه واکنش و عملکرد نیروها در درازمدت ناممکن است. استراتژی و تصمیمات تاکتیکی در گیم بر اساس محاسبه موقعیت و عملکرد همه نیروها ممکن است. از آنجا که در اینجا نیروها هر یک برای تحقق اهداف خود می‌کوشند و تلاش می‌کنند مانع از پیشبرد برنامه های مخالفین شوند، تعیین برنامه کار از نوع پروژه های ساده و یا پیچیده ناممکن است. نیروها نقشه می‌ریزند، بر اساس واکنش دیگران تصمیم می‌گیرند و مانور می‌دهند. پیش بینی تصمیمات و واکنش نیروها در قبال شرایطی که هنوز شکل نگرفته ناممکن است.

متاسفانه در ایران تصور بر این است که تدوین استراتژی معادل است با تعیین راه گذار و نیروهای سیاسی هر یک می‌کوشند بر اساس منش سیاسی و یا ارزیابی خود به این سوال پاسخ داده، بر این اساس با دیگران مرزبندی کرده و در برابر آنان واکنش نشان دهند. دو استراتژی سرنگونی و اصلاح طلبی بعنوان دو استراتژی بدیل در تمامی سی سال اخیر کوشیده اند به چگونگی گذار در ایران پاسخ داده و بر این اساس سیاست و تاکتیک های عملی خود را تعیین نمایند.

برای انقلاب و سرنگونی مجموعه شرایطی لازم است که خارج از اراده نیروهای اپوزیسیون می‌تواند شکل گیرد. شرایط عینی انقلاب پدیده ایست نادر و در شرایط خاصی رخ می‌دهد. شرایطی که حاکمین بدلیل ناتوانی در اداره کشور، حدت اختلافات قادر به مقابله با اعتراضات و شرایط بحرانی نیستند، نارضایتی در سطح توده ای به اقدامات معین اعتراضی که کل سیستم را در برمی‌گیرد فرا روییده، مردم آماده مشارکت در اعتراض همگانی و پرداخت هزینه در این راه هستند و شرایط بین المللی هم برای تحول در آن کشور مساعد است. اگر بپذیریم که امروز و یا در چشم انداز نزدیک شکل گیری چنین شرایطی در ایران وجود ندارد، پیش بینی شکل گیری آن در زمان‌های دورتر ناممکن است. پیش بینی شکل گیری شرایط انقلابی و سرنگونی رژیم تنها با ثابت فرض کردن عمل همه نیروها ممکن است ولی نیروها بخصوص نیروهای حاکم واکنش نشان می‌دهند و منتظر بروز چنین شرایطی نمی مانند. واکنش هایی که از پیش نامعین است. مشخص نیست ایا این واکنش ها در راستای گشوده شدن افق های جدیدی برای تحولات است یا در راستای تسریع شرایط فروپاشی.

استراتژی اصلاحات (تدریجی) بر این فرض بنیان گذاشته شده که امکان مبارزه برای اصلاحات وجود دارد. مبارزه برای اصلاحات تنها در صورت وجود نیروهایی در هیات حاکمه برای همراهی با اصلاحات ممکن است. آیا ممکن نیست که در همین کشور ما در شرایط معینی جناحی از تندروهای نظامی امنیتی قدرت را در دست گیرند و هر گونه حرکت اصلاحی را مانع  شوند، همه نیروها منجمله نیروهای معتدل را سرکوب کرده و رژیم را بسمت فروپاشی هدایت کنند.

اگر در یک پروژه ساده تمام مراحل رامی توان برنامه ریزی کرد، تعیین دقیق راه پیروزی در یک گیم ناممکن است. مسیر پیروزی در هر مرحله با واکنش مساعد به شرایط جدید و عملکرد سایر نیروها عملی است. یک نیرو می‌تواند بر اساس اهداف، نیروهای اجتماعی که بر آن تکیه دارد و تاریخ خود منش معینی در برابر حوادث داشته باشد مثلا در ایران نهضت آزادی بعنوان نیرویی که تحولات آرام را به تغییرات انقلابی ترجیح می‌دهد شناخته شده و همواره آنرا تعقیب نموده ولی نمی‌تواند پیشاپیش راه گذار و برنامه خود را برای شرایطی که هنوز شکل نگرفته معین نماید.

سیاست ساختن یک پل یا سقوط به قله کوه نیست که بتوان نقشه موفقیت در آن را برای سال‌های دور طرحریزی کرد. اگر در صعود به یک قله می‌توان مسیر کلی را از همان ابتدا معین نمود و حداکثر برای تغییرات آب و هوا راه آلترناتیو داشت، موقعیت سیاسی در هر مرحله تغییر می‌کند و نیاز به واکنش های جدید را الزامی می‌سازد. مثلا این ادعا در بازی شطرنج که استراتژی کسی مات کردن حریف در گوشه قلعه وی است، از نظر هر شطرنج بازی مضحک است. چرا که طرف مقابل هم نقشه می‌ریزد و مطابق دلخواه حریف بازی نمی‌کند. در یک شروع بازی شطرنج مثلا استراتژی می‌تواند این باشد که با ساختن یک مرکز قوی امکانات حمله به قلعه حریف را ممکن ساخت اما بقیه مسیر تنها با توجه به واکنش حریف در برابر این تهدید می‌تواند طرحریزی شود. شطرنج باز می‌تواند یک منش داشته باشد مثلا خواهان بازی‌های طوفانی پیچیده باشد یا در پی بازی های آرام پوزیسیونی و برای گذار با موقعیت بهتر به آخر بازی بکوشد. بازی شطرنج که تنها دو عامل و سی و دو مهره در ان نقش دارند بمراتب ساده تر از عرصه مبارزه اجتماعی است که دهها عامل برای موفقیت و بزانو در آوردن مخالفین می‌کوشند و اقشار و طبقات اجتماعی و ده‌ها سازمان و نهاد و تشکل حکومتی و مدنی در آن نقش آفرینی می‌کنند. تعیین راه گذار و مطلق کردن آن یعنی بکارگیری قوانین پروژه های ساده در مبارزه پیچیده اجتماعی.

برای مثال می‌توان واکنش نیروها در جریان انقلاب ایران در برابر شرایط جدید را مورد بررسی قرار داد. رژیم شاه که دو سال قبل از آن با تشکیل حزب رستاخیر راه بسته تر کردن استبداد فردی را در پیش گرفته بود و به نظر میرسید که آماده هیج گونه نرمش و منطبق کردن ساختار سیاسی با تغییراتی که در سطح جامعه صورت گرفته نیست، گام به گام در برابر اوج گیری جنبش عقب نشینی نمود. روحانیت که همواره نیروی اعمال فشار به رژیم بود، نمایندگان آن با ساواک مذاکره کرده و از رژیم برای مقابله باکمونیست ها بودجه می‌گرفتند، در راس مبارزه برای سرنگونی رژیم قرار گرفت. نهضت آزادی و جبهه ملی که استراتزی اصلاح طلبانه داشتند ضمن حفظ منش سیاسی خود مبنی بر تحولات آرام از بختیار جدا شده و به اردوی انقلاب و سرنگونی پیوستند و نحست وزیر و وزرای  کابینه انقلاب گردیدند. فداییان و مجاهدین که استراتژیشان توده ای کردن مبارزه مسلحانه بود تغییر شرایط را تشخیص داده و به انقلابی که از جای دیگری آغاز شده بود پیوستند. فداییانی بودند که بر استراتژی خود ایستادگی کرده و تا چندماه قبل از انقلاب شرایط جدید و قیام را باور نمی‌کردند. تنها دو نیرو بر استراتژی خود پابرجا ماندند. بختیار مسیر اصلاح طلبانه پیشین را پیگیری کرده و شکست خورد و بخشی از نیروهای موسوم به خط سه در تعقیب مشی توده ای کارگری خود به کارخانه‌ها رفته و در شرایطی که کارگران در خیابانها بودند، کوشیدند مبارزه سندیکایی کارگران را گسترش دهند که طبیعتا ناموفق بودند.

مبارزه سیاسی خود در هر چرخشی نیروها را با شرایط جدید مواجه می‌سازد. شکل گیری جنبش سبز بخش بزرگی از نیروهایی را که در چهارسال قبل از آن از شکست اصلاح طلبان و ناممکن بودن شکل گیری نیروهای اصلاح طلب در درون حکومت سخن می‌گفتند به پذیرش این جنبش و دفاع از ان وادار کرد. تعیین و مطلق کردن راه برای شرایطی که شکل نگرفته می‌تواند به تصمیماتی مهلک منجر شود. نمونه برجسته آن خطای سازمان مجاهدین در مهندسی کردن سرنگونی رژیم و تعیین مراحل در این مسیر با متد تعیین مراحل در پروژه های ثابت بود که هر بار با واکنش نیروهای رژیم با تلفات سنگین خنثی شد. اوج خطا مطلق کردن این تحلیل بود که رژیم نمی‌تواند با عراق صلح کند و اگر صلح با عراق عملی شود، رژیم فروخواهد پاشید. عملیات نظامی بر اساس این تحلیل به کشته شدن صدهاتن از برجسته ترین کادرهای این سازمان انجامید.

در تئوری بازی تنها یک نوع بازی است که به بررسی واکنش در برابر شرایطی میپردازد که پارامترهای آن ناروشن است. به این نوع بازی شرط بندی یا بازی رولت می‌گویند. در این نوع گیم فرد در شرایطی قرار گرفته است که امکان تحلیل پارامترها و شقوق را ندارد ولی مجبور به اقدام است. تحلیل چگونگی اقدام در چنین شرایطی و انتخاب یکی از شقوق و تلاش برای تقویت آن در چارچوب بازی رولت یا بازی متکی به احتمالات و شانس قرار می‌گیرد. تدوین استراتژی بر اساس راه گذار در آینده نامعلوم، آینده ای که پارامترهای آن ناروشنند،  تنها میتواند در چارچوب این بازی تحلیل شود. هر چند متکی شدن به بازی رولت و یا شرط بندی در تمامی پروسه یک تحول اجتماعی خطاست ولی حتی اگر بر این اساس تحلیل کنیم در آن‌ صورت اولا درست است که نیروها بدانند ادعاهایشان تنها یک فرضیه و یا احتمال است و ثانیا قوانین حاکم بر این نوع بازی را شناخته و رعایت کنند.

دربازی شرط بندی دو پارامتر نقش مهمی دارد اول احتمال پیروزی است. اگر امکان بررسی پارامترها در شرایط معین وجود ندارد کوشش می‌شود با بررسی پدیده های مشابه امکانات موفقیت را محاسبه کرد. مثلا فردی پول در ایران در اختیار دارد و به این نتیجه رسیده که باید آنرا سرمایه گذاری کند ولی هیچ اطلاعی از شرایط اقتصاد ایران در شرایط کنونی ندارد، در چینن حالتی می‌تواند با بررسی روندهای گذشته به این نتیجه برسد که مسکن و مستغلات در بیست سال اخیر بیشترین سود را داشته و بر این اساس پولش را در این راه سرمایه گذاری کند. این سرمایه گذاری ممکن است با شکست مواجه شود ولی امکان موفقیتش بیشتر است. دومین پارامتر مقدار سود است. مثلا خرید بلیط بخت آزمایی از نظر احتمالات امکان موفقیت کمی دارد ولی در صورت موفقیت سود زیادی برای برنده دارد

انتخاب دوگانه اصلاحات و سرنگونی بر اساس مقدار سود مردود است. سرنگونی پرهزینه ترین و نامشخص ترین راه تحول است و طبیعتا انواعی از تحول که تحت عنوان شق دوم و سوم در بخش پیشین توضیح داده شد هم از راه خطرناک سرنگونی و هم از راه طولانی مدت و پر فراز و نشیب اصلاحات تدریجی کم هزینه تر است. 

در چند ده تحول سی سال اخیر تنها چند کشور نظیر کره و ترکیه از طریق اصلاحات تدریجی و دراز مدت به دمکراسی دست یافتند و  تعداد کشورهایی که از طریق سرنگونی تحول یافتند از این هم کمتر است. بجز افغانستان دوره نجیب تنها می‌توان از عراق و لیبی و افغانستان در این رابطه نام برد که هر سه از طریق دخالت خارجی سرنگون شدند. در رومانی و مصر و تونس ارتش نقش اصلی را در تحول داشت و با آنچه تحت عنوان سرنگونی در ایران مطرح میشود که بزیر کشیدن کل حاکمیت توسط نیروهای بیرون حاکمیت و مردم است متفاوت است. تفاوت رومانی و آلمان شرقی در این بود که نیروهای خواهان اصلاحات در آلمان موفق شدند در مبارزه درون حزبی هونکر را کنار گذاشته و مقاومت نیروهای سرسخت را خنثی کنند و در رومانی چائوشسکو مقاومت کرد و ارتش با حمایت مردم موفق شد مقاومت نیروهای مدافع چائوشسکو را درهم شکند. حتی اکر این سه کشور را بعنوان سرنگونی در نظر گیریم کماکان تعداد مواردی که در جهان امروز تحول از راه سرنگونی یعنی از طریق متشکل شدن مردم حول نیروهای اپوزیسیون و پایین کشیدن کل نیروی حاکم و جانشین شدن نیروی اپوزیسیون صورت گرفته محدود است. دو گزاره سرنگونی و اصلاحات در چارچوب بازی رولت شرط بندی روی خانه ایست که احتمال بردش ناچیز است

هر چند بازی رولت تنها در موارد خاصی بکار گرفته می شود و بکارگیری آن بعنوان مبنای سیاستگزاری و تدوین استراتژی خطاست ولی حتی در چارچوب این بازی نیز دوگانه اصلاحات و سرنگونی مردود است. در دوران قبل از انقلاب بخش بزرگی از نیروها تنها راه تحول را سرنگونی رژیم و قهر آمیز می‌دانستند. هر چند آنزمان هم این استراتژی بر خلاف ادعاهای آن روز تنها یک احتمال بود و نه یک قطعیت ناشی از تحلیل شرایط ایران ولی این تصمیم در شرایط آنزمان جهان صورت گرفته بود. شرایطی که تعداد  کشورهای غیر اروپایی که  از راه‌هایی بحز انقلاب و اعمال قهر تحول یافته باشندانگشت شمار است. در چارچوب بازی رولت شرط بندی فداییان و مجاهدین و سازمان انقلابی و دیگران در قهر آمیز بودن گذار قابل تبیین است. خطای فداییان و مجاهدین در تعمیم این قهر به تمامی پروسه مبحث دیگریست خارج از چارچوب این نوشته.

اگر در آن زمان خطای تحلیل گران در مطلق کردن یک نوع گذار در شرایط آنروز جهان قابل فهم و توضیح است تداوم همان مطلق گرایی بمدت سی سال پس از انقلاب در شرایطی که تمامی تحولات جهان خلاف این مطلق گرایی حکم می کنند خطایی است غیر قابل تبیین. متاسفانه سی سال پس از انقلاب متدها و ابزار تحلیلی آنزمان با وجود نقدهای گاها تند و کوبنده نسبت به پیشینیان تداوم یافته و بازسازی شده با این تفاوت که عدم تطابق آن با تجربیات سی سال اخیر و شرایط جهانی به آن خطا ابعاد گسترده تری بخشیده

طبیعی است که وجود سیاست ها و استراتژی های متفاوت در برخورد با شرایط ایران واقعی است. مبارزه برای گسترش اصلاحات و یا بی فایده و یا حتی منفی دانستن ان و بر این اساس برخورد های متفاوت با نیروهای اصلاح طلب درون و حاشیه حکومت، تمایز موضع در قبال نقش عوامل خارجی در تحولات ایران واقعی است ولی بررسی و توضیح این مواضع موضوع بحث این نوشته نیست بلکه تبیین این  تمایزات با عنوان استراتژی معتقد به این یا آن نوع گذار و مطلق کردن راه انتخاب شده موضوع نقد این نوشته است

در سالهای گذشته تلاشهایی بعمل آمده که استراتژی هایی بجز دو گانه سرنگونی، اصلاحات نیز طرح کردد. استراتژی انتخابات آزاد، استراتژی رفراندوم و استراتژی تحول طلبی و اصقلاب نمونه هایی از این تلاشها هستند. دو استراتژی انتخابات آزاد و رفراندوم عینا همانند دو استراتژی غالب سرنگونی و اصلاحات تلاش نمودند که سناریوی معینی برای گذار را بعنوان استراتژی معرفی نمایند و صرف نظر از نکات مثبتی که در توضیح و ترویج ضرورت انتخابات آزاد در استراتژی اول وجود دارد ولی از نظر متدیک از چارچوب رایج فراتر نرفته اند. طرح استراتژی بوجود آوردن تعادل نیرویی که نیروی حاکم انتخابات ازاد یا رفراندوم را بپذیرند، بر این اساس بنا شده که طرف مقابل در تمام پروسه مطابق دلخواه اپوزیسیون عمل کند و قبل از بوجود امدن چنان شرایطی خود پیشقدم گامهایی که نوع دیگری از تحول را رقم زند نخواهد شد یا در برابر خواست توده ای در چنان شرایطی مقاومت نکرده و راه درگیری و سرکوب و یا فروپاشی و سرنگونی را انتخاب نکند. 

طرح تحول خواهی تلاشی است مثب برای توضیح امکانات متعدد برای گذار. طبیعتا چنین تلاش‌هایی در فاصله گرفتن از مطلق گرایی پیشین مثبت و قابل تایید است ولی اگر تحول خواهی خود بعنوان یک راه گذار بعنوان استراتژی سیاسی معرفی گردد از چارچوب متدیک پیشین فراتر نخواهد رفت. بررسی تحول خواهی و برداشت های متفاوت از آن نیازمند کاریست مستقل که در چارچوب این نوشته نمی گنجد.

افزودن نظر جدید