انتخابات و چند نقطه

پیشگامانی که پسگام شدند. چه طور امکان دارد که چپ دموکرات ایران تا این اندازه به قهقرای سیاسی سقوط کرده باشد.  آلترناتیو سیاسی چپ، نه تنها باید از بابت نظری سیاسی در اعلام مواضع سیاسی برنامه ای خود پیشگام باشد، بلکه باید دیالوگ و بحث و ترویج اندیشه را در این زمینه ها هدایت و رهبری نماید. چگونه چپ ایران از این عمق سقوط سیاسی،  خود را تکان داده و به جایگاه شایسته خود در عرصه سیاسی کشور باز خواهد کشاند. چپ دموکرات ایران  تا یک یا دو روز قبل از انتخابات آواره و سردرگم و بی تصمیم عرصه را برای ابراز نظرهای شخصی باشگاه بزرگ اعضای  فعال چپ باز گذاشته بود تا هر کس در هر راستایی شده نظر شخصی خود را ناچارا و برای پر کردن این خلا اعلام و تبلیغ نماید. آیا علت های این ناتوانی تسلط باورمندی قبول شکست سیاسی چپ و تسلیم در مقابل تقدیر سیاسی به صورتی که در آن دیگر نقشی برای چپ ایران نمانده است می باشند، یا عدم قابلیت و توانایی تصمیم گیری؟ آیا تکرار همان تصمیمی که چهار سال پیش در انتخابات ریاست جمهوری گرفته شده بود آنقدر سخت می باشد که باید تا یک روز مانده به انتخابات همه در بی تصمیمی و بلاتکلیفی بسر می بردند؟ حتی شهامت سیاسی حزب توده ایران در این زمینه از ما بیشتر بود که یک روز قبل از ما، یعنی دو روز مانده به انتخابات توانست  موضعی مشابه ما را گرفته و با شفافیت اعلام نماید.

در کشوری که من در آن زندگی می کنم؛ حزب کارگر آنقدر به راست کشیده شده که خیلی تفاوت چندانی در مواضع سیاسی برنامه ای با حزب لیبرال ما بین آنها مشاهده نمی گردد. در عین حال حزب لیبرال تحت فشارهای از پایین ناچارا آنقدر به چپ کشده شده است که خیلی نزدیک به مواضع سیاسی برنامه ای حزب کارگر می باشد. بنابراین مردم دیگر از این بابت که به دو حزب مشابه رای داده باشند خسته شده اند که برنامه های آنها در حد میانه قرار داشته و چندان تفاوت اساسی با همدیگر نداشته باشند. میانگین برنامه های آنها مانع از آن می گردد تا تحولات بنیادین در پیشبرد تغییرات اجتماعی اقتصادی صورت بگیرد، لذا مردم  جهت ایجاد تغییرات اساسی از یک طرف به سمت نیروهای چپ رادیکال، یا از طرف دیگر محافظه کار رادیکال کشیده می شوند.

الان بخشی از نیروهای چپ دموکرات آنقدر به راست لیبرالیسم سیاسی  نزدیک شده اند که ترمزی قدرتمند در راستای شکل گیری یک آلترناتیو چپ قدرتمند در کشور می باشند. چپ دموکرات ایران امروز در عرصه و میدان کارزار روزمره سیاسی آنقدر بی تاثیر و خنثی شده است که حتی قادر نیست تصمیم چهارسال پیش خود در انتخابات را تا یک روز  به انتخابات مانده تکرار و  اتخاذ کرده و اعلام رسمی نماید. سازمان سیاسی رهبر نیروهای چپ ایران تا یک روز مانده به انتخابات قادر نبود با این شعار ساده که "ما بدلیل غیر دموکرتیک بودن انتخابات، به هیچ کاندیدائی رای نمی دهیم. مردم به رئیسی رای ندهید"  به میدان بیاید. در صورتی که حد اقل انتظار می رفت تا چپ دموکرات  از دوهفته قبل از انتخابات نیروهای خود را حول همین شعار بسیج می نمود تا نشان بدهد که آلترناتیو سیاسی سومی هم در این انتخابات موجود می باشد. از این طریق هم در مبارزه در راه انتخاب نشدن رئیسی نقش فعال خویش را ایفا کرده بود، در عین حال بعنوان سازمان پیشرو و پیشگام چپ ایران حضور سیاسی مستقل خویش و راهکار استراتژیک انتخاباتی خویش را به میدان سیاسی می آورد.

داشتن روحیه تحول، توان و  نیروی رزمندگی سیاسی برای تاثیر تحول انگیز اجتماعی، احتیاج به شور و انرژی نسل های جوان دارد. نیروهایی که بیش از چهل سال توان و زندگی خود را در این راه گذاشته اند، در مورد خیلی مسائل نه  شور و شوق رزمندگی سی چهل سال قبل را دارا می باشند، نه رزمندگی سیاسی لازم جهت ایجاد تحول، بلکه نقشی فیلسوف گرانه و نصیحت گویانه و غیر تحول گرانه ای را یافته اند که تاکتیک محوری سیاسی آنها از حد نصیحت به جناح های حکومتی فراتر نمی رود. آینده متعلق به نسل جوان می باشد و این آنها هستند که باید آینده خویش را بسازند. باید این میدان را فراهم کرد تا شور و روحیه تحول گرانه نسل جدید و جوان به میدان آمده و این زایش نوین نسل جدید را در درون ماها ایجاد نماید. یکی از مشکلات عمده بازسازی ساختاری از طریق آوردن نسل های جوان این می باشد.  نسل جوان فعلی تا حدود زیادی در شرایط گسست عمیق از جنبش چپ و اپوزیسیون سکولار دموکرات تربیت شده است. علت اصلی این امر هم سرکوب و متلاشی کردن این سازمان ها توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران و اعدام و کشتار بخش زیادی از آنها و فراری دادن بخش های دیگر عمده نیروهای چپ و سکولار دموکراتهای ایران می باشد. نسل هایی که حیات خود را در چهارچوبه نظام شرعی جمهوری اسلامی ایران تعریف  کرده و با آن شرایط تطبیق می دهند، حضور آلترناتیو دیگری را در صحنه سیاسی لمس نمیکنند. به همین دلیل نسل های جوان و جدید مبارزات خویش را بصورت مبارزه منفی و یا مبارزه از طریق کارهای فرهنگی، طنز، هنر، چالش های صنفی و غیره ادامه داده و استراتژی عقب راندن قدم به قدم حکومتی را تعقیب می کنند.

شاید بطور متوسط حدود بیست درصد ایرانیان واجد شرایط در خارج از ایران در انتخابات شرکت کرده و عمدتا به روحانی رای دادند. با ضریب بیشتری شاید بالای شصت، هفتاد درصد واجدین شرایط رای دادن در ایران در انتخابات شرکت کرده و اکثرا به روحانی رای دادند. انگیزه اصلی شرکت کنندگانی که  به روحانی رای دادند وحشت از احتمال انتخاب یا انتصاب شدن ابراهیم رئیسی بود. هجوم سیل آسای مردم به صندوق ها به مفهوم "نه" گفتن به ولایت فقیه و نظام شرعی حکومتی، نه گفتن به استبداد، جنگ طلبی و خفقان و خواستار آزادی و دموکراسی بودن بود. در شرایطی که خصوصا در عرصه سیاسی داخلی ایران اپوزیسیونی غیر از جناح های حکومتی بصورتی مستقل و آشکار حضور نداشته و فعالیت نمی کنند، نه فقط مردم امکان گزینه دیگری غیر از آقایانی که شورای نگهبان آنها را تعیین کرده بودند را نداشتند، بلکه احزاب سیاسی غیر حکومتی اجازه فعالیت در داخل ایران را ندارند. نسل هایی که با گزینه ای غیر از آن که حکومت جمهوری اسلامی ایران در نسخه پیچیده و به انها تحویل می دهد را نداشته اند و دهها سال با تبلیغات منفی علیه اپوزیسیون سکولار دموکرات و چپ دموکرات ایران بمباران مغزی شده اند، به این راحتی ها به سازمان های چپ و سکولار دموکراتیک اعتماد نکرده و با آنها پیوند نمی گیرند.

در چنین شرایطی می باشد که نظام ولایت فقیه نه تنها از یک طرف شرکت وسیع در انتخابات را به معنای مشروعیت بخشیدن به نظام ولایت فقیه و کلیت جمهوری اسلامی ایران تبلیغ میکند و انتخابات را بعنوان رفراندومی در مشروعیت کلیت نظام به جهانیان معرفی می کند، بلکه همزمان با انتخاب رئیس جمهور مورد تایید آقای خامنه ای، پروژه جایگزینی ولایت فقیه را هم هموار می کند. اگر در این پروژه ابراهیم رئیسی کاندیدای مورد نظر آقای خامنه ای و نظام برای جایگزینی ولایت فقیه باشند، جمهوری اسلامی ایران در این انتخابات با یک تیر سه نشان را بر هدف عمده زده و موفق بوده اند.هدف اول انتخاب رئیس جمهوری که در کلیت خود مورد تایید آقای خامنه ای می باشند، هدف دوم رفراندم دهها میلیونی مشروعیت بخشیدن به نظام ولایت فقیه می باشد. موفقیت سوم آنها مشروعیت میلیونی بخشیدن به ایراهیم رئیسی بعنوان جانشین ولی فقیه در صورتی که آقای خامنه ای به هر دلیلی صحنه را ترک نمایند. در چنین شرایطی چپ ایران فقط در شرایطی می تواند تاثیرگذار باشد که در صحنه چالش های داخلی حضوری مستقیم داشته باشد.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

سلام وخسته نباشید. به نظر من جمهوری اسلامی ایران در این انتخابات نه تنها بایک تیر سه نشان نزده است، بلکه تمام ابهت پوشالی خود را نیز از دست داده است. توجه داشته باشیم که به نظر اغلب مردم کاندبداهای شرکت کننده در مناظره ها و مخصوصا در مناظره سوم در نقش اپوزیسیون ظاهر شدند و همه آنچه را که مقدسات نظام تلقی می شد یکباره فروریخت. بسیاری از فسادهای حاکمان را که به صورت ضمنی اززبان مخالفان شنیده می شد، اکنون از زبان رسمی ترین مقامات جمهوری و در یک برنامه زنده بیان می شد. مردم به وجد آمده بودند، دریک جو احساسی کار نظام را تمام شده می پنداشتند. اما از رئیسی و دار و دسته ولایت فقیه نیز به شدت وحشت داشتند. از سوی دیگر هیچ آلترناتیو مشخصی پیش رویشان نبود. ناگزیر با این تصور که رای به روحانی می تواند به پایان کار نظام کمک کند به وی رای دادند که البته توهمی بیش نیست. مگر اینکه مطالبه گری سازمان یافته توسط پیشروان مبارزات زحمتکشان طراحی و هدایت شود. به نظر من فارغ از فضای احساسی کنونی وتبلیغات کر کننده جناح های حاکمیت، برنده واقعی این انتخابات مردم هستند که که به دنبال مطالبات پراکنده خود به میدان آمدند و مهر خودرا بر حرکات اجتماعی زدند. پایگاه رای رئیسی نیز توده های زحمتکشانی بودند که از سر نومیدی به هر کسی غیر از روحانی رای دادند و اکنون سرخورده و ناامید همه چیز را از دست رفته می دانند. خلاصه اینکه قضاوت ها بسیار عجولانه و از روی سر در گمی است. امیدوارم رفقای باتجربه سازمان برای مطالبه گری اقشار و طبقات اجتماعی زحمتکشان چاره ای بیندیشند و سازماندهی درون کشور را در دستور کار قرار دهند. آنچه مشخص و قطعی است اینکه روحانی در برآورده کردن مطالبات مردم ناتوان است و فقط منافع سرمایه داران و رانت خوران طیف ظاهرا اصلاح طلب و ظاهرا معتدل را وجهه همت خود قرار خواهد داد و جز این هم انتظاری از وی نمی رود. مردمی که امروز در خیابان ها به شادی و پایکوبی مشغولند، دیر زمانی نخواهد گذشت که به پاخیزند و روحانی را به چالش بکشند، اگر سازماندهی شوند یک مبارزه هدفمند را به مقصود می رسانند و درغیر این صورت یک شورش اجتماعی خواهد بود که به شدت سرکوب خواهد گردید. البته ناگفته نماند که در ایام تبلیغات نیز عنان اختیار از دست آقایان بیرون بود و تسلطی بر رفتار هواداران خود نداشتند. زیرا شهوت جمع آوری رای آنهارا کر و کور ساخته بود. شاید بارزترین نشانه این کری و کوری رفتن رئیسی به سوی خواننده زیرزمینی به نام امیر تتلو بود. اما این سوتر نیز نشانه های باور نکردنی دیده می شد. مثلا در خیابان راه می روی و یکباره با شنیدن سرود آفتابکاران جنگل سرجای خود میخکوب می شوی و زمان ومکان را فراموش می کنی و درحالی که اشک برچشمانت حلقه زده، صدای بلند گو را همراهی می کنی. باز هم یادآوری می گنم که این شرکت در انتخابات اگر برنده ای داشت همانا مردم بودند وحاکمیت هنوز از اتفاقی که افتاده در شوک فرورفته وبه این زودی ها قادر نیست پیامدهای آنرا مدیریت کند. پس بهتر است رفقای مازودتر از شوک انتخابات بیرون بیایند.
با آرزوی پیروزی زحمتکشان.

سپاس از بابت توجه تان به نوشته من و نظری که مطرح کرده اید. با نظر شما با توجه به زاویه نگرش و پرسپکتیوی که گرفته اید موافقم. اگر از زاویه حرکت مردمی و جنبش توده ای با هدف حضور اجتماعی و تاثیرگذاری بر انتخابات بخواهیم حرکت آنها را ارزیابی کرده باشیم، با نظرتان موافقم. زاویه دیگر این است که آیا سازمان های چپ نقش خود را آنطوری که شایسته است توانستند ایفا بکنند یا نه. یک زاویه دیگر این است که حاکمیت جمهوری اسلامی ایران دز این انتخابات چه موفقیت هایی بالفعل و بالقوه توانسته است بدست بیاورد. این پدیده را از زوایای دیگری هم میشود نگاه کرده و مورد بررسی قرار داد. جوهر مساله را شما در این جمله خلاصه میکنید که من هم باهاش موافقم و از سال هشتاد و هشت داریم تکرارش میکنیم این است که مینویسید؛ "امیدوارم رفقای باتجربه سازمان برای مطالبه گری اقشار و طبقات اجتماعی زحمتکشان چاره ای بیندیشند و سازماندهی درون کشور را در دستور کار قرار دهند". این امید ما از سال هشتاد و هشت تا به حال متاسفانه همیشه به سنگ خورده است. جادارد که تاحدودی به انتقاد از خود هم بپردازیم.

اقای علی شما فکر می کنی مردم در خواب بودند و با دیدن و شنیدن فقط چند فقره کلاه برادری رژیم به وجد امدن ؟؟ این توحین به شعور مردم است. الان در ایران از یک نفر که حتی قادر نیست اسم خودش را بنویسد سوال کنی می داند این رژیم در 38 سال گذشته چه کرده است.
رژیم از این انتخابات سرخورده و گیج است؟ اغا اگر رژیم روحانی را نمی خواست نمی توانست مثل هاشمی رفسنجانی ، احمدی نژاد رد صلاحیت کند؟ ایا حصر کردن روحانی سختر از میر حسین و خاتمی بود؟ رژیمی که 38 سال است مردم را مثل فرفره چرخانده نمی داند مردم به رئیسی رای می دهد یا روحانی ؟ اگر رژیم اینقدر نفهم باشد 2 سال هم دوام نمی اورد. می توانی چند نمونه از برکات این انتخابات به مردم را شرح بدهی؟
اگر مردم از نظر اگاهی یک قدم جلو می ایند رژیم دو قدم جلو می اید و کار هایش را نسبت به زمان و شرایط ایران و جهان هما هنگ می کند
اگر رژیم چهار سال دیگر با کمک انگلیس دوام بیاورد در انتخابات بعدی ممکن است جهانگیری را با پور محمدی جلو مردم بگذارد.یا همچین چیزی.
بیشتر رای دهندگان و طرفداران رای فارس زبانها بودند و اصلی ترین و مهمترین علت ان هم خواستهای ملتهای غیر فارس را تحدیدی برای فارسها می دانند و راضی به ضعیف شدن حکومت در طهران نیستند هر چند با حکومت مخالف هستند.خیلی خلاصه گفتم .اینکه رئیسی بیاید جنگ خواهد شد شعر است. شعار های جنگی و موشک پرانی رژیم فقط و فقط برای مصرف داخلی است. جمهوری اسلامی برای بقای خودش حتی لازم باشد به دستبوسی اسرائیلی ها هم می رود. انها نمی دانند پایان جنگ با امریکا چیست؟ در ضمن امکان ندارد 42 میلیون نفر در عرض یک روز انهم در کشوری ریخت و پاشی مثل ایران فرصت رای دادن داشته باشند
جمهوری اسلامی تعداد رای دهندگان را دو برابر اعلا کرده هم رئیسی راضی هم روحانی راضی.
این جشنهای خیابانی که کل انها یک استادیوم ورزشی فوتبال را پر نمی کند بیشتر برای تنّعوعّ است تا روحانی. اگر رئیسی هم در خیابان یک اهنگ شاد زنده بگذارد هزاران نفر جمع خواهند شد.
من با این نوشته اقای دنیز ایشچی موافقم و به واقعیت بیشتر نزدیک است

سلام دوست من، ابتدا از اینکه یادداشت من شمارا آزرده و تاحدی عصبانی کرده پوزش می طلبم و نکاتی را بابت توضیح بیشتر یادداشت قبلی به عرض می رسانم و البته قصد پاسخ گویی ندارم.
من هیچگاه نگفتم مردم با یک افشاگری مناظره ای آگاه شدند و قصد توهین به شعور مردم نیز در کلام من دیده نمی شود. آنچه من گفتم این است که این بار همه آنچه درباره فساد حاکمان به طور ضمنی توسط منابع غیر رسمی بیان می شد، حالا از زبان رسمی ترین و دیرپاترین مقامات جمهوری بیان می شد، آن هم با ادله و برهان که اثر گذاری بیشتری داشت و دارد. حداقل این است که پس از پایان انتخابات نمی توانند آنها را انکار کنند، زیرا دریک برنامه زنده و درمقابل 80میلیون نفر بیان شده است.
دوست گرامی همان طور که گفته ای همه از فساد خبر دارند، اما ازعوام فریبی حاکمان نیز نباید غافل بود. مثلا سخنرانی خامنه ای در باره سند2030را درنظر بگیریدکه چگونه بخش هایی ازآن(البته گزینشی و ناقص) توسط مداحان و جلسه گردانان مذهبی دست به دست می شد و ذهن توده ها را نسبت به آموزش مسائل جنسی در مهد کودک ها و یا قانونی شدن ازدواج همجنس گرایان در محضرها و نظایر آن مغشوش می نمودند و جدل های مربوط به آن به درون خانواده ها کشیده شده بود و گاهی به مشاجره و دلخوری نیز منجر می گردید.(اینها که می گویم حدس و گمان نیست بلکه حاصل مشاهدات عینی است)
البته اگر شما به قدر قدرتی رهبر اعتقاد داری، من ندارم. من معتقدم درست است که رهبر دست بالا را در تمام امور دارد، اما به این معنی نیست که همه تصمیمات را به تنهایی و بدون توجه به منافع حلقه های قدرت که وی را احاطه کرده اند، می گیرد. البته فراموش هم نمی کنم که همه مغضوبین و ردصلاحیت شدگان امروزی، روزگاری بهترین گزینه برای حفظ نظام و ارزش های موردادعای رهبری بوده اند. پس اگر روحانی رد صلاحیت نمی شود به این معنی است که هنوز جزو گزینه هایی است که برای حفظ و حراست نظام مهره مناسبی است. شاید از نظر خامنه ای، رئیسی مناسب تر باشد،همین. در ضمن من متوجه نشدم درکدام جملات من به برکات این انتخابات اشاره شده بود. آنچه مد نظر من بوده و هست، این است که مردم با آمال و آرزوهای خودشان در انتخابات شرکت کردند و اقشار مختلف بدون توجه به برنامه های کاندیداها(البته برنامه ای هم درکارنبود) مطالبات خود را مطرح می کردند(چون آلترناتیو دیگری که از آن طریق بتوانند خواسته های خودرا مطرح نمایند وجودنداشت). پس امکان یبان آزادانه مطالبات حتی برای چند روز محدود سبب شد که مردم به هم نزدیک تر شده و به قدرت واقعی خود آگاه شوند. این نزدیکی مردم به یکدیگر و آگاهی از اینکه با هم بودن چه قدرتی دارد، همان عاملی است که حاکمان رابه شوک فروبرده و حیرت زده کرده است. من اعتقاد دارم مطالبه گری مردم ادامه خواهد داشت و حاکمان از برآورده کردن آن عاجز خواهند بود و روحانی نیز از حاکمان با سابقه ای است که باتمام وجود برای حفظ نظام در مقابل مطالبات مردم خواهد ایستاد. وظیفه انقلابیون است که درراستای مطالبه گری مردم حرکت کنند و اگر توانایی دارند درسازماندهی آنان یاریگر باشند.
دوست عزیز، این درست است که اقوام غیر فارس ایران تحت ستم بیشری قرار دارند، اما این به معنی آن نیست که فارس زبانان در بهشت جمهوری اسلامی زندگی می کنند، بلکه زحمتکشان به هر قوم و زبانی که تعلق داشته باشند تحت شدید ترین ظلم و ستم قرار دارند. جهت اطلاع شما عرض می کنم که من خودم یک ترک زبان(غیر آذری )هستم.
البته اینکه درباره تعدادشرکت کنندگان گفته ای، من هم از تعداد دقیق آنان اطلاع ندارم، اما من گرچه خودم رای ندادم، اما چندین شعبه را از نزدیک رصد کردم. واقعا مشارکت گسترده بود. شرکت کنندگان در جشن ها نیز بسیار زیاد بودند، اما آنان کسانی بودند که مجالی یافته بودند شادی کنند و مطالبات خودرا طرح نمایند. برای بسیاری ازآنان پیروزی در انتخابات در درجه دوم اهمیت قرار داشت.

اقای علی حتی شنیدن دزدی های گرداننده گان جمهوری اسلامی از زبان خودشان مردم را به وجد نمی اورد.
شما اینقدر نزدیک شعبه های رای بودید چرا به وجد نیامدید بروید رای بدهید؟ چونکه خودتان می گوئید رای نداده اید.
اینکه بگویی من خودم تورک هستم و یا استفاده از اصطلاح های کارگر، بورژاوا، زحمتکشان ووو بتنهایی اثری ندارد و نخ نما شده است.
با اینکه من معتقدم شما تورک نیستید.
این انتخابات سران و طرفداران جمهوری اسلامی را سرخورده نکرده است بلکه انها معتقدند باعث سربلندی نظام اسلامی شده است
و واقعیت هم همین است تاثیر مثبت به ملاَ ها داشت. و خوشحالی شما را از راه دور هم می شود احساس کرد.
بنظر من بیشتر از 20 میلیون نفر به ریاست جمهوری در کل رای نداده اند حتی از نظر زمان یعنی در یک روز 42 میلیون نفر را نمی شود هماهنگ به رای دادن همزمان ریاست جمهوری و شور ها کرد انهم در کشور دزد بازاری مثل ایران.
ان شعبه های شلوغ که شما روایت می کنید بیشتر بخاطر بی برنامگی بود نه بیشر بودن جمعیت.
نکنه شما جزو همان گروه خرداد هستید :)

آقای علی خوی: به نظر مرسد شما براساس ذهنیات خود پاسخ داده ای و نه بر اساس آنچه من گفتم.مثلا من کجا از سرخوردگی سران صحبت کرده ام؟ اگر بهت و حیرت ازنظر شما همان سرخوردگی است، پس دیگر حرفی نمی ماند.
وقتی شما واقعیت وجودی مرا(ترک بودنم را) بدون اینکه مرابشناسی انکار می کنی، اتهامات دیگر شما مانند <<جزو گروه خرداد بودن>> و یا <<خوشحالی شمارا از راه دورهم می شود احساس کرد>> و...نیز حتما از نظر خودتان قابل قبول است. چون من اصراری برای اثبات خودم برای شماراندارم درنتیجه سر دیگران را هم درد نمی آورم. بدرود

حداقل قبل از رفتن جواب این سوال را می دادی که شما چرا به وجد نیامدی تا در کنار شعبه رای گیری یک رای به صندوق بیاندازی هان ؟؟
یک دادستان رومانتیک درست کردی و ول کردی داخل این سایت محترم . اگر فکر می کنی فارسی نوشتن من ضعیف است می توانیم انگلیسی مکاتبه کنیم. و اینکه برای گرفتن حقَم دنبال یک ملاّ راه بیافتم را برای خود شرم می دانم. یک کمونیست واقعی هیچ وقت این کار را نخواهد کرد