شکست ابراهيم رئيسی در انتخابات، شکست جريان حاکم است!

انتخابات غيردمکراتيک و مهندسی شده رياست جمهوری پايان يافت. خوشبختانه ابراهيم رئيسی جنايتکار در انتخابات شکست خورد. او کانديدای بلوک قدرت بود. بلوک قدرت از چند ماه قبل برای تک دوره ای کردن حسن روحانی برنامه ريزی کرده بود. از چند ماه قبل نيروهای راست افراطی، فرماندهان سپاه و رسانه های وابسته به آن ها، صدا و سيما و ديگر نهادهای وابسته به دستگاه ولايت برای تخريب حسن روحانی و بسيج نيرو و امکانات حکومتی به نفع رئيسی برنامه ريزی کرده بودند. اما راس قدرت با توجه به وضعيت منطقه، ضديت ترامپ با حکومت ايران و تجربه کودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸، نمی خواست به هر قيمتی ابراهيم رئيسی را از صندوق های رای بيرون بيآورد و با رد صلاحيت روحانی و يا توسل به تقلب کلان تنش بيافريند و موجب برآمد جنبش اعتراضی گردد. راس قدرت به نتيجه صندوق های رای تن داد و با رای مردم، برنامه تک دوره ای کردن حسن روحانی ناکام ماند.

شکست رئيسی در انتخابات، شکست آشکار جريان حاکم بود. رشد آگاهی سياسی در جامعه اجازه نداد که جريان حاکم کانديدای خود را بر کشور تحميل کند. اکثريت مردم ايران به رئيسی جنايتکار "نه" گفتند. کانديداتوری ابراهيم رئيسی موجبی شد که کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷ با انتخابات پيوند بخورد و گروه های وسيعی از مردم براين واقعيت واقف شوند که رئيسی جنايتکار که دستانش به خون هزاران زندانی سياسی آغشته است و می خواهد در مقام رئيس جمهوری کشور بنشنيد. افشاگری عليه رئيسی، زمينه ساز بسيج نيرو عليه او و به نفع روحانی گرديد.

انتخابات محل چالش گفتمان ها و برنامه ها است. انتخابات رياست جمهوری برخلاف انتخابات سال ۷۶ فاقد گفتمان ، برنامه انتخاباتی، مفاهيم و ايده های نو بود. سطح چالش ها به افشا گری و وعده های پوپوليستی از جانب کانديدای اصول گرايان تقليل يافت. خوشبختانه اکثريت رای دهندگان با توجه به تجربه دوره احمدی نژاد به پوپوليسم پاسخ منفی دادند. در اين انتخابات اصول گرايان ميانه رو حساب خود را از راست افراطی جدا کردند. ولی راست افراطی به عنوان يک جريان سياسی برآمد کرد و رای رئيسی را رندانه به حساب خود گذاشت. اصلاح طلبان که مدت هاست که از مطرح کردن توسعه سياسی اجتناب می کنند، در اين انتخابات نيز بدون طرح مطالبه ای از حسن روحانی، يک جانبه از او حمايت کردند و در رنگ بنفش عمل نمودند. با اين وجود بخش بزرگی از فعالين سياسی و مدنی، زنان و جوانان در پای بندی به توسعه سياسی، در سالن های سخنرانی شعارهای جنبش سبز را فرياد زدند و خواستار رفع حصر و آزادی زندانيان سياسی شدند. شعارها و نوارهای سبز نشان داد که خامنه ای و دستگاه سرکوب او قادر نشده است که جنبش سبز را خاموش سازد. جنبش سبز زنده است و در فرصت های مناسب برآمد می کند.

 در ميان نيروهای مخالف حکومت ايران، ما شاهد دو رويکرد نسبت به انتخابات بوديم. شرکت و عدم شرکت در انتخابات رياست جمهوری. اين دو رويکرد گاه به تقابل با هم برخاستند. بخش اعظم اين نيروها در مورد آزادی، دمکراسی، جدائی دين و دولت، مبارزه عليه استبداد مذهبی و نفی حکومت فقها اشتراک نظر دارند. شرکت و يا عدم شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی نه امر استراتژيک، بلکه امر تاکتيکی است و نبايد موجبی برای شکاف در ميان صفوف نیروهای آزادیخواه و دمکرات باشد.

 در انتخابات شوراهای شهر و روستا، اصلاح‌طلبان در تهران تمام کرسی ها را به دست گرفتند و در بسياری از شهرها از جمله در شهر اصفهان و مشهد توانستند اكثريت كرسی‌ها را به دست آورند. اصولگرايان نه فقط در انتخابات رياست‌جمهوری، بلكه در انتخابات شوراهاي شهر هم شكست سنگينی را متحمل شدند. شوراها پيروزی پررنگی را برای اصلاح‌طلبان به ارمغان آورد. اين پيروزی نشان داد که تلاش جريان حاکم برای حذف اصلاح طلبان از صحنه سياسی کشور بی ثمر بوده است. در عين حال اين پيروزی فرصتی است برای اصلاح طلبان که دنباله روی از اعتدال گرايان را کنار بگذارند، پرچم توسعه سياسی را برافراشته نگهدارند و شوراها را از فساد و رانت خواری پاک کنند.

 تغيير وضع موجود و پاسخ به مطالبات

گروه وسيعی از رای دهندگان به حسن روحانی و گروه هائی از جامعه که به دلايل مختلف به او رای ندادند، خواهان تغيير وضع موجودند و مطالبات فراوانی دارند. حسن روحانی وعدههای زيادی داده و اميدهائی را  برانگيخته است. اين گروه ها خواهان شفاف عمل کردن حسن روحانی، تحقق وعدهها و پاسخ به مطالبات انباشته شده هستند. ازجمله مطالبات زير:

 ـ شکستن فضای امنيتی، باز کردن فضای سياسی، تامين آزادی مطبوعات، اطلاع رسانی، اجتماعات و احزاب سياسی

ـ دفاع از حقوق شهروندان و انجام اقدامات عملی برای تحقق حقوق اساسی مردم که بخشأ در قانون اساسی هم آمده است، تلاش برای رفع حصر از سران جنبش سبز و آزادی زندانيان سياسی و عقيدتی

ـ پذيرش حق تشکيل سنديکاهای کارگری، تشکل های دمکراتيک و سازمان های مردم نهاد و به رسميت شناختن روزنامه نگاران

ـ لغو سانسور در حوزه کتاب، تئاتر، موسيقی و سينما، حمايت از توليدات ادبی و هنری و به رسميت شناختن تشکل های نويسندگان، هنرمندان و سينماگران  

ـ تغيير سياست های اقتصادی دولت در جهت تقويت بخش توليدی و برطرف کردن مشکلات آن، برنامه ريزی برای ايجاد اشتغال، کاستن از ابعاد فقر و بيکاری و تامين معيشت مردم، سوق دادن سرمايه های سرگردان به فعاليت های توليدی، اصلاح کارکرد بانک ها، اخذ ماليات از آستانه قدس رضوی و بنگاه های مشابه و بنيادها، جلوگيری از واگذاری واحدهای توليدی و بنگاه های دولتی به سپاه، بنيادها و نهادهای اقتصادی وابسته به بيت خامنه ای، مبارزه با فساد، رانت خواری و قاچاق کالا، برداشتن موانع گسترش صنعت گردش گری و تمهیدات ضرور برای جلب گردش گران.

ـ پرداخت به موقع دستمزد کارگران، شموليت يافتن قانون کار به همه کارگران، ممنوعیت کار کودکان و لغو قرادادهای موقت در مشاغلی کە ماهیت مستمر دارند و قرار گرفتن همه کارگران تحت پوشش تامین اجتماعی

ـ اعمال فشار به سپاه به بازگشت به پادگان ها و عدم دخالت در سياست، اقتصاد، فرهنگ، امور اطلاعاتی ـ امنيتی، ورزش و سياست های کلان کشور

ـ افزایش حضور زنان در کابینه و پست های مدیریتی و برنامه ريزی برای افزايش اشتغال زنان

ـ برقراری فضای آزاد در دانشگاه ها و به رسميت شناختن تشکل های مستقل دانشجوئی

ـ پاسخگویی به مطالبات برحق ملی ـ قومی و اقليت های مذهبی

- اقدامات همه جانبه و اختصاص بودجه ضرور برای غلبه بربحران خشکسالی و حفظ محيط زيست و حمايت از سازمان های مردم نهاد محیط زیست

ـ اتخاذ تدابير لازم برای احتراز از رودروئی با دولت ترامپ، اجتناب از اقدامات ماجراجويانه و نابخردانه، اعمال فشار به خامنه ای برای سپردن سياست های منطقه به دستگاه ديپلماسی کشور و کنار گذاشتن سياست توسعه طلبی برپايه شيعی گری، رويکرد به سياست صلح طلبانه و تنش زا در منطقه، اجتناب از وارد شدن به جنگ های نيابتی، تلاش برای برقراری صلح در سوريه و برنامه ريزی برای بیرون آمدن از جنگ در سوریه. 

 هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

۵ خرداد ۱۳۹۶ (۲۶ ماه مه ۲۰۱۷)

افزودن نظر جدید