حملات تروریستی، خواسته مردم و کوتاهی حاکمیت

اگرچه یک روز از حوادث تروریستی تهران می‌گذرد، اما هنوز در مورد آن اطلاعات دقیقی در دست نیست و طبیعتاً تا اطلاع دقیقی در دست نباشد امکان تحلیل جامع موضوع ممکن نیست. اما این عدم  وجود اطلاعات کامل مانع از بررسی ابعاد آشکار آن نمی‌شود، و لازم است هر نیروی سیاسی جایگاه و ارزیابی خود را از این واقعه ارائه دهد، تا از طرفی جایگاه خود در این منازعه را روشن کند و از طرف دیگر با نقد دلسوزانه آنچه که گذشت، مخاطب خود را به اندیشیدن در مورد مطالبات موردنیاز در این مقطع ترغیب نماید.

1- حادثه تروریستی امروز ایران مانند همه اعمال تروریستی در وهله اول قربانیان خود را از بین شهروندان عادی گرفت؛ شهروندانی که در شرایط سخت امروز تأسف و تألمی مضاعف به همراه داشت. ازاین‌رو لازم است به بازماندگان همه قربانیان تسلیت گفت و اعلام کرد ما در این غم جان‌سوز خود را در کنار آنان می‌دانیم و قربانی شدن هریک از آنان را خسارتی سنگین برای کشور و جامعه ارزیابی می‌کنیم؛ برای آنان صبر و شکیبایی آرزو داریم؛ برای مجروحین جنایت نیز  سلامتی هرچه زودتر آرزو کرده و حاکمیت را مسئول و موظف به ارائه عالی‌ترین خدمات درمانی و یارانه‌ای تا بازگشت آنان به رول عادی زندگی می‌دانیم. در کنار یکی از نکاتی که در ابتدا لازم است به آن اعتراض شود ادبیاتی است که علی لاریجانی به‌عنوان رئیس مجلس ایران و آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی در برخورد به واقعه اتخاذ کردند. درحالی‌که در جهان امروز مهم‌ترین موضوعی که در هر حادثه تروریستی به آن اهمیت ویژه داده می‌شود، جان افراد و سرنوشت قربانیان است، در گفته‌های علی لاریجانی و علی خامنه‌ای، مردم، به مثابه پرداخت‌کنندگان اصلی هزینه هیچ جایگاهی نداشتند، و کوشش آنان برای بی‌اهمیت جلوه دادن حادثه از بار بیشتری برخوردار بود. لازم است رهبر و رئیس مجلس شورای جمهوری اسلامی بدانند که با توجه به قدرت رسانه‌ای امروز مردم و در شرایطی که گروه تروریستی داعش تصویر اقدامات جنایت‌کارانه خود را از اتاق نماینده مجلس به جهان مخابره می‌کند و عملیات تروریست ۵ ساعت به طول می‌انجامد، کوشش در عادی جلوه دادن اوضاع، آن‌هم در شرایطی که دوازده تن از مردم کشورمان جان خود را ازدست‌داده‌اند، با کلمات بی‌محتوایی چون "ترقه‌بازی"،  به طنز بی‌مزه‌ای شبیه است که قادر به خنداندن کودک هم نیست!

2 - اگرچه با انتشار خبر اقدام تروریستی در ایران جریانات افراطی کوشش داشته و دارند تا زمزمه‌های تشنج‌زدایی که در حاکمیت ایران وجود دارد را تخطئه و این‌گونه عنوان کنند که این حملات تروریستی نتیجه حل اختلاف‌ها با دول درگیر با ایران در پشت میز مذاکره است، اما واقعیت این است که مردم ایران در طی سال‌های گذشته بارها و بارها  و با استفاده از هر امکانی، نشان داده‌اند که صلح را انتخاب کرده، و در شرایط کنونی اگرچه خواستار امنیت و مقابله با تروریست‌ها هستند، اما معتقدند مبارزه با تروریسم نیاز به همبستگی بین‌المللی دارد و نیاز همه کشورهاست؛ ازاین‌رو لازم است که ایرانیان، همگام با دیگر نیروهای مخالف تروریسم در جهان، در راه ریشه‌کن کردن تروریسم از هر ابتکار راه گشا و واقعی استقبال نمایند.

 3- در امر حفاظت و امنیت، واقعیت این است که عملیات تروریستی علی‌رغم قابل‌کنترل بودنش به‌طور کامل قابل‌مهار نیست و هرلحظه می‌تواند به وقوع بپیوندد؛ و هر کشوری با هر میزان ضریب امنیتی می‌تواند مورد ضربه و آسیب قرار گیرد؛ اما ضربه‌پذیر بودن به معنی این نیست که اگر ضربه‌ای وارد شد چگونگی آن ضربه موردبررسی قرار نگیرد. در عملیات روز چهارشنبه نیروهای تروریست، مجلس شورای اسلامی و آرامگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی موردحمله قرار گرفتند. دو منطقه‌ای که اولاً حفاظت‌شده‌اند و ثانیاً این حفاظت به عهده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. حال که علی‌رغم این‌همه تبلیغات این نهاد نظامی – امنیتی، این دو مکان و به‌ویژه مجلس شورا به راحتی از سوی تروریست‌ها مورد تعرض قرارگرفته، جا دارد که ضمن اعتراض و درخواست بازخواست مسئولین آن به‌طور شفاف، این نهاد که میلیون‌ها دلار بودجه کشور را به خود اختصاص داده است به این سؤال پاسخ دهد که: چگونه به این راحتی تروریست‌ها توانسته‌اند در منطقه تحت حفاظتش نفوذ کنند؟

 واقعیت این است که سپاه پاسداران اگرچه در امر سرکوب مردم ایران پرونده مثبتی در نزد اربابان قدرت دارد، اما در امر حفاظت از منافع ملی پرونده‌ا مخدوشی دارد. کمتر ذهن پرسشگری است که از خود سؤال نکند: مگر سپاه مسئولیت حفاظت از جان دانشمندان هسته‌ای را بر عهده نداشت؟ چه بر سر آنان آمد؟ نتایج بررسی آن عملیات تروریستی چه شد؟ جامعه پرسشگر ایران در این روزها نمی‌پذیرد که مسئولین سپاه، همچون گذشته بر این تصور باشند که می‌توانند بدون پاسخگویی به مدیریت ناتوان خود، ادامه دهند.

4 - یکی از موضوعات دردآور دیگری که در طی عملیات تروریستی روز چهارشنبه به جامعه و شهروندان ایرانی خسارت غیرقابل جبرانی وارد کرد، عدم بهره‌مندی از یک رسانه فراگیر بود. در جهان امروز در پی  وقوع وقایع تروریستی در سرتاسر جهان  رسانه‌های معتبر با پوشش خبری مستقیم از یک‌سو از بروز شایعه جلوگیری می‌کنند و از سوی دیگر با آگاهی‌بخشی به جامعه، به هر چه بیشتر امن زیستن شهروندان یاری می‌رسانند. قدرت ارتباطی جهان امروز در حدی است که عدم پوشش دادن رسانه‌های به‌اصطلاح ملی، قادر به جلوگیری از انتشار خبر نخواهد بود؛ بلکه فقط به بازار شایعه دامن می‌زند. در جمهوری اسلامی، صداوسیمای جمهوری اسلامی همواره به‌مثابه ارگانی در خدمت استبداد عمل کرده امروز نیز نه‌تنها در امر آگاه‌سازی جامعه هیچ گامی برنداشت، بلکه عدم آگاهی دادن به شهروندان تماشاگر در منطقه درگیری، لکه تیره‌ای بر پوشه سیاهش افزود.

 

افزودن نظر جدید