عزراپاوند، شاعر شعر نو در امریکا

شاعرعصیان آمریکایی، میان زندان و تیمارستان

عزرا پاوند (1972-1885) شاعر،مترجم و منتقد آمریکایی، در زمان جنگ جهانی دوم، هوادار فاشیسم ایتالیا و مخالف یهودیان امریکا بود. امریکا بعد از پایان جنگ، او را در ایتالیا دستگیر و مدتی در قفس گوریل‌ها به سبک گوانتامانو نگه داشت و بعد به اتهام و جرم همکاری با دشمن، خیانت به وطن، و تبلیغات ضد صهیونیستی، به 13سال زندان محکوم کرد. ولی با وساطت و کمک نویسندگانی مانند همینگوی، الیوت، ویلیامز، و جویس که اکثراً از شاگردان پاوند بودند، جرم زندان وی را تبدیل به اقامت در تیمارستان نمودند. ازجمله اشعار پاوند در زندان، سرودهای "بیزان " است.

برای شناخت تاریخ شعر نو در کشورهای انگلیسی‌زبان باید با زندگی ادبی، فرهنگی و اجتماعی پاوند آشنا شد. او نظریه‌پرداز شعر نو، معروف به شعر تصوری یا تصویری است. وی ورود شعر نو کشورهای آنگلوساکسون به دوران مدرنیته در اروپا را هدایت نمود.

اجداد پاوند از اصلاح‌گرایان سیستم مالی پولی بانکی و اقتصادی امریکا در اوایل قرن بیست بودند. پاوند زیر تأثیر جنبش سیاسی اقتصادی زمان نوجوانی خود، به گروه‌های معترض ضد صهیونیستی و ضد رباخواری یهودی در امریکا پیوست.

پاوند می‌گفت: امریکا نیاز به یک رنسانس فرهنگی دارد و نویسنده و هنرمند مانند یک کارگر، تولیدکننده کالایی بنام ارزش فرهنگی است. او طرفدار فلسفه نوافلاطونی، اندیشه‌های کنفوسیوسی، و مکتب رواقی یونانی بود. پاوند یکی از مبلغان ادبیات و فلسفه کنفوسیوسی در اروپا است. او می‌گفت نظام سرمایه‌داری شاعر و هنرمند را مجبور می‌کند که خود را با مفاهیمی سرد و غیرانسانی مانند پول و سود و اقتصاد سرگرم کند.

ویلیامز،ادیب آمریکایی می‌گفت ، آشنایی با پاوند مانند آشنایی انسان با دو دوره ؛ پیش و پس از میلاد در ادبیات غرب است. رمانتیک‌های امروزی می‌گویند پاوند به دلیل روح ناآرامش، از معلمی به شاعری و از امریکا به اروپا پناه برد.

بعد از حدود یک قرن، فضای فرهنگی امریکا درباره پاوند و آثارش هنوز به توافق نرسیده است. هنوز سؤال می‌شود که عزرا پاوند یک نابغه ادبی، یا بیمار روانی، یا شارلاتان اجتماعی، یا خائن به قانون یا یک فاشیست ضد یهود  و یا شاعر و مونتاژکار بود؟ پاوند همیشه علاقه‌مند به مسائل اجتماعی بود و می‌گفت مردم نباید گوشت دم توپ ادعا و رؤیای دمکراسی و یا فشنگ سلاح صهیونیستی گردند.

پاوند توانست لهجه خاص و محلی اقشار و نقاط حاشیه‌ای امریکا را وارد ادبیات کند؛ازجمله لهجه شهرستانی‌ها، مزرعه‌داران، سیاهان، یهودیان، بازرگانان، و زنان بستانی را. او می‌گفت شعر ساختمانی است از واژه‌ها و ملودی، و نباید شبیه معما و جدول باشد و باید به زیبایی و سادگی نثر گردد و احتیاج به فرهنگ لغت نداشته باشد یعنی شبیه نثر موپاساد و به‌سختی جملات استاندال.

پاوند زیر تأثیر اشعار دانته بود و یکی از مبلغان شعر شرقی ازجمله شعر چینی بود. او در سال 1913 نقش مهمی در اعطای جایزه نوبل به رابیندرانات تاگور از هند داشت. پاوند را می‌توان معلم ادبی الیوت، جویس، همینگوی، ویلیامز،و گینزبرگ دانست. او در تمام عمر به شاعران جوان و ادیبان نیازمند کمک مالی و معنوی نمود.

الیوت او را به شاعران جوان و تازه‌کار اروپایی توصیه می‌کرد. پاوند همچون جویس در آثارش به مونتاژ واژه‌ها و جملات دیگران می‌پرداخت. او می‌گفت برای دیدن آفتاب و طلوعی نو، حاضر است خود غروب کند.

-----------------

  Ezra Pound 1885-1972

 

                           

 

.

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

نوشته را برداريد، و تنها عكس كافيست. ايشان تنها انچه گفته ايد نيست، بلكه انچه نگفته ايد نيز هست. اصولا اين چهره و سرگذشت بشر است به تنهايي، نبايد سعي كرد كه او و مشابهان امروزي اش را شناخت. انها در اين روزها، خود امده اند كه يا تغيير كنند و بمانند، و يا بميرند و بروند. اينست ابهام امروز و در حال فراگيري جهاني. خصوصيت بارز اين زمانها اينستكه همه همزمان هم حق دارند، و هم حق ندارند، همه هم موافقند و هم مخالف، اگر از انها عكس بگيريم، تك تك شبيه ايشان هستند، و تنها درلحظه عكس گرفتن.

هدف از درج. اين مقاله در كار انلين چيست؟. ويكيپيديا فارسى مى نويسيد:

" در دهه سی و چهل میلادی، او نظریه‌های فاشیستی بنیتو موسولینی را پذیرفت و حمایت خود را از آدولف هیتلر بیان داشت. طی جنگ جهانی دوم، دولت ایتالیا به وی پول پرداخت تا برنامه‌هایی رادیویی در انتقاد از ایالات متحده آمریکا، فرانکلین د. روزولت و یهودیان بسازد. در نتیجه، پس از اتمام جنگ، به دست آمریکایی‌ها دستگیر شد و ماه‌ها در زندان ماند. او مدت سه هفته نیز در یک سلول کوچک نگهداری شد و همین باعث شد تا از نظر روانی آسیب ببیند. به همین دلیل چون نمی‌توانست در دادگاه حاضر شود به مدت دوازده سال در یک بیمارستان روانی واقع در واشینگتن محبوس شد.

سرانجام با تلاش‌های نویسندگان دیگر، او از بیمارستان روانی آزاد شد، به ایتالیا بازگشت و تا پایان عمر در این کشور زندگی کرد."

وجه مميزه پاوند به نظر من فاشيست و انتى سمتيك بودن اوست. مقاله عليشاه سلطانى اين را كمرنگ مى كند. ما هنوز چپ هستيم. كار انلاين بايد حساسيت بيشتر در دفاع از سنت سياسى و اجتماعى و ادبى و هنرى از خود نشان دهد. ازرا پاوند پر از نفرت و ارتجاع بود.

همه این حرفهای ویکیپدیا در مقاله هست . انتظار بیشتر باید سراغ آثار ادبی بروی . این نوشته در مورد شاعر شعر نو در امریکا است و نه تبلیغات صهیونیستی رسانه های امپریالیستی. بعد از جنگ جهانی دوم صهیونیستها کوشیدند منتقدین سرمایه داری و جوامع طبفاتی و ارتجاع قرون وسطایی را بدنام کنند . اکنون سالهاست که از نیچه نیز اعاده حیثیت شده . این یک مقاله ادبی است و نه یک کوشش صهیونیستی برای فرهنگ آفرینان . اینها در امریکا فروید را مهمترین نویسنده ادبی و اینشتین را مهمترین فیلسوف معرفی میکنند . شما بلندگوی رسانه های امپریالیتی صهیونیستی نشوید ! تمام غرب ازرا پاوند را بعنوان یک شاعر مهم قرن 20 میشناسد . حالا شما از یک کشور جهان سومی آمده اید و کاسه داغتر از آش شده ایذ و بجای نقد و نوشتن مقاله ای در مورد وی ، خواهان سانسور میشوید ؟ چپ روی ، روی دیگر راست روی است .

پاوند ضد صيهونيست نبود. مشخصا و بى پروا انتى سميتيك بود. مخالف نظام طبقاتى و امپرياليسم نبود ولى كاملا ضد سوسياليست بود. مدرنيسم پاوند، جيمز جويس و تى اس اليوت نيز به غايت عقبگرايى سياسى و اجتماعى داشت. سنت ما چپ هاى ايران هميشه ضد فاشيست بوده. به اذين و شاملو و كسرايى و سايه ... فداييان نيز از اغاز نظر به ادبيات ترقيخواه جهان داشتند. بهروز دهقانى دست به ترجمه اثار لنگستون هيوز زد.

گرد و خاک بس است !
به اندازه کافی در یک نوشته کوتاه ادبی اشاره شده که پاوند از فاشیسم ایتالیا هواداری کرد.
این مقاله در باره ادبیات است . اینقدر شعار نده !
شاملو را هم به اتهام طرفداری از فاشیسم ،نزدیک بود روسها ، همراه پدرش اعدام کنند.
این تندروی ها و تنگ نظریها و سکتاریسم و معرکه گیریها بود ،که در ایران ، داعش شیعه با برچسب زدن ها ، 38 سال است که همه را خفه نموده.

يك كمى تامل كنيد كه مخاطبانتان كى هستند. اگر انتقاد من به انتى سميتيسم شما كه خيلى هم ملايم بيان كردم يك گرد و خاك پاشى جهان سومى تلقى مى شود، متاسفم كه شايد منظور شما را نفهميده ام. ادبيات شما در پاسخ هايتان به نظر من تند و بيانگر عصبيتى توجيه ناشدنى است. ما ايرانى ها نسبت به نژاد پرستى و انتى سميتيسم (هم يهود ستيزى و هم عرب ستيزى) اسيب پذير هستيم (براى مثال ضد عرب بودن هدايت و اخوان ثالث). تنها خواهش من تامل بيشتر دو مضمون سياسى بينشى نوشته هاى مندرج در سايتهاى روشنفكرى ماست. از وبسايت كار انلاين انتظار دارم كه قبل درج مقاله اى كه مرز بين فاشيسم و ترقيخواهى را مخدوش مى كند تامل كند.

اگر شما قربانی راسیسم هستید ،یا موضوعی ،چیز دیگری را برایتان تداعی میکند، مایه تاسف است .
با همین معیارهای آخوندی و استالینیستی است که اکنون ادبیات و هنر را سرکوب میکنند.
تجزیه طلبان آذری مدام فردوسی را راسیست و سکسیست می نامند چون انگار آنزمان در زمان چنگیزخان سازمانهای فمنیستی وجود داشته.
عرب زبانهای تحزیه طلب ایران مانند آخوندها خواهان ترد صادق هدایت هستند.
حرب الللهی ها خواهان اعدام یپرم خان ارمنی و ستارخان مجاهد شده اند و فکر میکنند اینها از هواداران رجوی هستند.
ارسطو و افلاتون مدافع برده داری بودند .
طبق معیار شما از معرفی همه اینها باید امروزه خود داری کرد.
شما گویا چیزهایی را شنیده اید ولی کاربرد آنها را عمومیت میدهی و مبلغ سانسور و فضای یک بعدی شده ای.
گنه کرد در بلخ آهنگری . به ششتر زدند گردن مسکری.
راه جهنم را یا کاشی های زیبا سنگ فرش کرده اند.منظور گویا حسن نیت است ولی نتایج منفی دیگری امروزه دارد.