حذف قطب بزرگ، و بازی با چند قطب کوچک!

تماسهای مکرر تلفنی روحانی با مکرون، رییس جمهور فرانسە، سفرهای دیپلماتیک محمد جواد ظریف بە کشورهای آلمان، فرانسە و ایتالیا و متعاقب آن تشریح دستاوردهای این سفرها از طرف سخنگوی وزارت خارجە ایران و اعلام آمادگی ایران برای گسترش نامحدود روابط با کشورهای اروپائی، از جملە اتفاقات مهم در صحنە سیاست خارجی کشوراند کە باید بدان توجە ویژەای مبذول داشت. و این توجە ویژە را باید عمدتا در آن نگاە استراتژیکی ایران بازیافت کە در مقالەای روزنامە آرمان فردا از آن بعنوان مواجەبودن جهان با 'روابط یک ـ چند قطبی' یاد کرد و نقش اروپا را در آن حائز اهمیت خواند. روابطی کە در آن بر نقش اول قدرت آمریکا در جهان تاکید می شود اما در همان حال معقتد بە صلابت آن بە مانند قبل نیست.

ایران کە در سطح جهانی با قدرتهای بزرگی مانند روسیە و چین در ارتباط خوبی بودەاست و هموارە سعی کردەاست از طریق آنان فشارهای طرف غربی را جبران کند، هم اکنون با توجە بە شکاف‌های میان طرف اروپائی و آمریکائی، و نقش بسیار مهم اروپا در روابط اقتصادی و سیاسی جهان، عنصر اروپائی را در استراتژی بازی چندجانبە خود فعال کردە و از این طریق درصدد است هم محدودیت‌های بوجود آمدە بر سر راە برجام، بویژە در عرصە بانکی، را برطرف کند و هم با توجە بە تاکید اروپا بر برجام و پیشبرد سیاست تعامل و نزدیکی بە ایران، تیزی های سیاست خارجی ترامپ علیە ایران را تا سرحد ممکن بگیرد. ورود شرکت عظیم نفتی توتال بە ایران و اعلام آمادگی آن برای سرمایە گذاری در حوزە فعالیت‌های نفتی در خلیخ فارس، ظاهرا این امید را در طرف ایرانی بوجود آوردە است کە با فعال کردن دیپلماسی خارجی بتواند اروپائی ها را بیشتر بە حوزە حضور در اقتصاد ایران جلب کند. نیاز شدید ایران بە سرمایە گذاری خارجی جهت بەگردش درآوردن چرخە اقتصاد و تولید و ایجاد اشتغال کە اقتصاددانان این نیاز را بالغ بر شصت میلیارد دلار در لحظە کنونی برآورد می کنند، نقش کلیدی در فعال شدن دیپلماسی ایران در اروپا و سیاست جذب هرچە سریعتر آنان دارد.

البتە گسترش روابط با جهان خارج همیشە امری خوب و مثبت بودەاست و باید از آن استقبال کرد، اما در این واقعیت نیز تردیدی نیست کە نوع نگاە ایران بە آمریکا هموارە مانعی جدی بر سر راە گسترش و تعمیق رابطە با اروپائیان در تمامی سال‌های بعد از انقلاب بهمن بودە است. امری کە اروپائی ها هم آن را کتمان نکردەاند، و هموارە نسبت بە آن ابراز گلایە و انتقاد داشتەاند.

جمهوری اسلامی از بدو پیدایش خود و با پیش کشیدن شعار 'نە شرقی نە غربی' بنیان‌های یک سیاست بی طرفانە و مستقلانە خارجی را پی ریخت و از همان اوائل هموارە در تلاش بودەاست کە یک رویە چند جانبە را در سیاست خارجی خود بە پیش ببرد. رویەای کە در آن همیشە در یک بازی پلورال با قدرت‌ها و کشورهای ذی نفوذ خارجی بودەاست و موقعیت خود را در ایجاد بالانس و تعادل در میان آنها دیدەاست. اما جمهوری اسلامی در پیشبرد این استراتژی خود هیچ‌گاە موفق نشدە کە با نگاە بی طرفانە با آمریکا (اگرچە با پیگیری سیاست مستقل) برخورد کند و هموارە از طریق پیشبرد سیاست دشمنی، بنیان‌های سیاست خارجی خود را نقض کردەاست. در واقع ایران امر استقلال خود در رابطە با آمریکا را در پیشبرد بازی تقابل و دشمنی دیدە است و این بوضوح با بنیان‌های خود اعلام کردە، در تقابل واضح قرار گرفتە است، زیرا کە دشمنی فراتر از استقلال است و اصل را بر دوری و قطع ارتباط قرار می دهد. در صورتی کە استقلال بمنزلە داشتن ارتباط اما بشرط حفظ منافع و چارچوب‌های عمومی قدرت حق انتخاب و پیشبرد آن است. معلوم نیست چرا اعتماد بە نفس جمهوری اسلامی در آن حدی نیست کە در عین داشتن رابطە با آمریکا بتواند استقلال خود را حفظ کند و هموارە از برقراری این ارتباط دوری گزیدەاست! گوئی داشتن روابط با آمریکا، به خودی‌خود بە معنای تحت انقیاد قرارگرفتن است! این در حالیست کە آمریکا با توجە بە نقشی یگانە در جهان، کشوری قابل حذف نیست و ایران هموارە بە آن نیاز داشتە است. از ایجاد دفتر پیگیری منافع ایران در آمریکا در کشور سوئیس گرفتە تا لزوم سطحی از معاملات اقتصادی، و اخیرا قرارداد برجام کە بدون آمریکا اساسا انعقاد آن امکان ناپذیر می بود.

اگر ایران مایل بە پیشبرد یک استراتژی در زمین بازی 'روابط یک ـ چند قطبی' در صحنە جهانی است و بر آن تاکید ویژە دارد، باید توجە داشتە باشد کە داشتن روابط با آمریکا بخشی از این بازی است. نمی توان با آمریکا بعنوان قدرتمندترین کشور جهان دشمن و دور بود، اما تصور کرد کە می توان با یک بازی چند جانبە با قطب‌های کوچک و بزرگ دیگر جهان آن را آچمز کرد و بە عقب راند. ایران برای بهبود وضعیت اقتصادی خود بە آمریکا نیاز دارد و در زمین بازی 'یک ـ چند قطبی' باید هم با 'یک' کە همان آمریکاست روابط داشت و هم با 'چند قطبی‌ها' ی دیگر کە کشورها و قدرت‌های دیگر جهانی اند. بە عبارتی دیگر، در یک جهان چند قطبی نمی توان تنها با چند قطب بازی کرد و قطب اصلی را نادیدە گرفت. حذف قدرتمندترین کشور جهان ناممکن است.

 

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

اقای نعمت پور قربان کمالاتت رفیق عزیز جمهور اسلامی در مواجه با فرهنگ نئو لیبرال به مانند قالب صابون در طشت رخت اب می شود...عمر برف است و افتاب تموز ...اندکی مانده خواجه غره هنوز...بدرود

اقای نعمت پور از تحلیل تان استفاده کردم . تلاش تان برای فهم سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خور تقدیر است ؛ در مقاله تان من چیزی ندیدم که با واقعیت عینی رفتار نظام اسلامی ایران در تناقض باشد . تناقض موجود در سیاست جمهوری اسلامی را هم عالی برملا کردید ؛ ان جا که گفتید : " معلوم نیست چرا اعتماد بە نفس جمهوری اسلامی در آن حدی نیست کە در عین داشتن رابطە با آمریکا بتواند استقلال خود را حفظ کند . " این سیاست سر درگم و تناقض الود جمهوری اسلامی در باره رابطه با امریکا به منافع ملی ضزبات سختی وارد کرده است . از نظر اقای محسن هم متاسفم که درک همه مسایل پیچیده سیاست را با تنها یک واژه نئو لیبرال تببین می نماید . این روزها این شیوه نگاه به مسایل اجتماعی تا ان اندازه تکرار شده است که می توان گفت تحلیل های شان را به ابتذال کشانده است .