تایید کابینه، تداوم شرایط موجود، جای خالی اصلاح‌طلبی

ترکیب کابینه پیشنهادی آقای روحانی و تائید آن توسط مجلس، تصویر روشنی از سمت‌گیری‌های عمومی دولت و مسئولان اصلی رژیم را تصویر نمود. مجلس به‌جز یک نفر تمامی اعضا کابینه را تائید نمود. آقای پورمحمدی از این کابینه کنار گذاشته شد و دو وزیر موفق کابینه آقایان ظریف، زنگنه که بیش از همه از طرف افراطیون مورد نقد و تحت فشار بودند در کابینه باقی ماندند. از سوی دیگر هیچ‌یک از وزرایی که در عرصه‌های سیاسی اجتماعی تعیین گردیده‌اند، به اصلاح‌طلبی گرایش ندارند و برخی از آنان مثل وزیر کشور آشکارا در صف محافظه‌کاران قرار دارند. وزیر ارتباطات سابقه فعالیت در ارگان‌های امنیتی و گسترش سیستم شنود و کنترل ارتباطات اینترنتی را در کارنامه خود دارد و وزرای آموزش‌وپرورش و ارشاد به گرایش‌های محافظه‌کارانه تعلق دارند. عدم انتخاب وزیر زن و بی‌اعتنایی به سنی مذهبی‌ها نیز به‌درستی موردتوجه همه محافل سیاسی قرار گرفت.

آقای روحانی اعتدال‌گراست. ایشان معتقد به تعامل با رهبری و همراهی با نیروهای معتدل محافظه‌کار است. این کابینه یک شق محافظه‌کارانه از این استراتژی است. مجموعه کابینه در همان چارچوب کابینه پیشین باقی‌مانده و با انتظار بدنه اصلاح‌طلبان و نیروهای جنبش سبز و کسانی که خواهان تغییرند فاصله دارد.

آقای روحانی در دوره گذشته موفق شد برجام را به نتیجه برساند و کشور ما را از تهدیدی بزرگ نجات دهد. این بزرگ‌ترین موفقیت ایشان بود. ایشان موفق شد به هرج‌ومرج اقتصادی دوران احمدی‌نژاد پایان دهد. در عرصه مسائل فرهنگی اجتماعی ایشان در دو سال اول موفق شد به زیاده‌روی‌های دوران پس از جنبش سبز غلبه کند و ما شاهد گشایش‌هایی بودیم و پس‌ازآن این روند متوقف‌شده و ما شاهد تغییر بیشتری در این عرصه‌ها نبودیم و حداکثر خواسته نیروهای افراطی در مسدود کردن بیشتر منافذ فرهنگی مورد تائید قرار نگرفت. این کابینه نشان می‌دهند که آقای روحانی قصد دارد سیاست‌های خود در چهار سال گذشته را نه با گام‌های جدی‌تر بلکه با گام‌هایی محافظه‌کارانه‌تر تداوم دهد. اگر چهار سال پیش ترکیب کابینه به دلیل اکثریت داشتن نیروهای محافظه‌کار و افراطی در مجلس قابل‌درک بود امروز این کابینه به مجلسی ارائه‌شده و مورد تائید قرار گرفت که اکثریت آنان حامی دولت‌اند.

چهار سال قبل حل مسئله هسته‌ای و پایان دادن به خطراتی که از این راه کشور ما را تهدید می‌کرد به مسئله عمده کشور تبدیل گشته بود. نه‌تنها آقای روحانی بلکه آقای خامنه‌ای و مهم‌ترین مسئولین کشور نیز به این خطرات واقف بوده و حتی قبل از انتخابات در جستجوی راه‌حل بودند. اختلاف مرکزی آقای روحانی و خامنه‌ای نه بر سر برجام بلکه بر ادامه آن و نوع رابطه با آمریکا بود. آقای خامنه‌ای با عادی کردن روابط با آمریکا که در دوره اوباما امکان عملی برای تحقق آن وجود داشت مخالفت کرده و مانع از این امر شد. با روی کار آمدن آقای ترامپ در آمریکا این موضوع در شکل گذشته از دستور خارج شد و نوع رابطه با آمریکا چالش جدی درون حاکمیت نیست. آقای خامنه‌ای با گسترش روابط به‌خصوص اقتصادی با اروپا مخالف نیست و برای مثال ایشان در تمام مراحل مذاکرات در زمینه قرارداد توتال در جریان بوده و تائید نموده است. امروز چگونگی غلبه بر تنش‌های منطقه و مناسبات ایران با کشورهای همسایه و به‌طور مشخص عربستان موضوع مرکزی در سیاست خارجی است. قرائن نشان می‌دهد که مسئولین رژیم متوجه شرایط خطرناکی که ایران را تهدید می‌کند گردیده‌اند. شعارها و سخنان مراسم تنفیذ و تحلیف نشانه‌هایی از این امر بود. هرچند هم در این عرصه و هم در مسائل اقتصادی و نقش سپاه تمایزاتی در رأس حاکمیت وجود دارد ولی ابعاد آن در حد چهارسال گذشته نیست. تجربه نشان داده است که افراطیونی که در این عرصه‌ها به سمت‌گیری‌های دیگری اعتقاد دارند می‌توانند سروصدا و جنجال راه بیاندازند، می‌توانند اقداماتی انجام دهند که در راه پیشبرد سیاست‌ها مشکل ایجاد کند، ولی آنجا که از حمایت مستقیم یا ضمنی آقای خامنه‌ای برخوردار نباشند، قادر نیستند مسیر عمومی سیاست‌ها را تحت تأثیر قرار داده و تغییر دهند. اگر در عرصه سیاست خارجی و اقتصادی تمایزات در مقایسه با گذشته کمرنگ‌تر است، در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی تمایزات با همان شدت گذشته وجود دارد و در این عرصه‌ها این کابینه بیش از آنکه سیمای یک جمع خواهان گشایش و تحول را انعکاس دهد سیمای یک مجموعه محافظه‌کار و ادامه‌دهنده انسدادهای کنونی را نمایندگی می‌کند.

در سال ۱۳۷۶ جریان موسوم به دوم خرداد با برنامه اصلاحات و باز شدن فضای سیاسی فرهنگی و در رقابت با محافظه‌کاران ریاست جمهوری و دو سال بعد مجلس را تسخیر کرد. آقای روحانی به جریان اصلاح‌طلب (دوم خرداد و جنبش سبز) تعلق نداشت. اعتدال‌گرایان با برنامه باز شدن فضای سیاسی و گسترش آزادی‌ها شکل نگرفتند و از لحاظ روش نیز تعامل با رهبری و همراهی با جریانات معتدل محافظه‌کار را به‌عنوان راهکار سیاسی مورد تأکید قراردادند. اولویت اعتدال‌گرایان تغییرات در سیاست خارجی و برنامه‌های اقتصادی بود. هرچند ترکیب کابینه با استراتژی اعتدال‌گرایان قابل توضیح است ولی آقای روحانی به‌خصوص در زمان انتخابات بر مشکلات سیاسی اجتماعی کشور انگشت گذاشته و حل مسائل و مشکلات کشور را با انسدادهای فرهنگی اجتماعی در تضاد معرفی کردند. این کابینه عزم گسترش فضاهای فرهنگی اجتماعی را انعکاس نمی‌دهد.

صدوبیست تن از نمایندگان مجلس خود را متعلق به فراکسیون امید یا اصلاح‌طلبی می‌دانند و با رأی اصلاح‌طلبان و با حمایت آقای خاتمی و رهبران جنبش سبز به مجلس راه‌یافته‌اند. در یک سال گذشته آنان به‌عنوان حامیان دولت عمل کرده‌اند ولی باوجودآنکه آنان از طرف کسانی که جنبش اصلاحات و اهداف آن را تائید می‌کردند به مجلس راه یافتند در سخنان و عملشان کمتر نشانه‌ای از پیگیری اهداف مشخص اصلاح‌طلبانه را منعکس کردند. در اعتراض به اقدامات افراطیون در اعمال فشارهای فرهنگی و سیاسی محافظه‌کارانی مانند آقای مطهری کارنامه روشن‌تری از نمایندگان اصلاح‌طلب و چهره‌های برجسته آنان همچون آقای عارف از خود بروز داده‌اند. پس از معرفی کابینه شخصیت‌های اصلاح‌طلب، ترکیب کابینه و چهره‌های محافظه‌کار معرفی‌شده را مورد نقد قراردادند ولی در صحن مجلس و در مقام عمل این نقدها رنگ باخت.

تنها یک وزیر آقای بی‌طرف رأی اعتماد کسب نکرد. هرچند مخالفین در صحبت‌های خود بر مشکلات مدیریتی انگشت گذاشتند ولی آشکار است که گذشته ایشان در نزدیکی با اصلاح‌طلبان عامل رأی ندادن نه‌تنها افراطیون بلکه محافظه‌کاران حامی دولت بوده و در عدم تائید ایشان نقش جدی داشت. رأی پایین آقای حجتی که ایشان نیز سابقه نزدیکی با اصلاح‌طلبان دارد هم نشانه دیگری از این رویکرد بود. ولی در سوی دیگر چهره آشکار محافظه‌کار کابینه آقای رحمانی فضلی با عملکرد منفی در وزارت کشور با ۲۵۰ رأی مثبت و یا به‌عبارت‌دیگر با رأی قاطع اعضا لیست امید و مستقلین انتخاب شد و آقای جهرمی باسابقه فعالیت در وزارت اطلاعات و سازمان‌دهی شنود ارتباطات اینترنتی به‌عنوان وزیر ارتباطات انتخاب می‌شود و ازآنجاکه فراکسیون مستقلین هم اعلام کرده بودند که از ایشان حمایت نمی‌کنند، صدوبیست رأی مخالف به ایشان نشان می‌دهد که بخشی از اعضا لیست امید از دادن رأی منفی حتی به ایشان نیز خودداری کرده‌اند.

در بررسی صلاحیت نمایندگان به‌جز معدود سخنانی که به نقد نارسایی‌ها پرداخته شد من‌جمله سخنان آقای میرزایی در رابطه با وزیر ارشاد آقای پور مختار در رابطه با وزیر ارتباطات و آقای مطهری (محافظه‌کار) در رابطه با وزیر اطلاعت نشانه‌ای از مواضع اصلاح‌طلبانه توسط اعضا لیست امید دیده نشد و در رأی‌گیری در رابطه با وزیران متأسفانه این افراطیون و محافظه‌کاران بودند که خواسته‌های خود را منعکس کرده و برای تحقق آن اعمال نیرو کردند.

بخشی از اصلاح‌طلبان و حتی نیروهای سکولار در چند هفته گذشته از کابینه پیشنهادی دفاع کرده و انتخاب این کابینه را با توجه به تعادل نیروی حاکم در جامعه و یا خطراتی که کشور را تهدید می‌کند، انتخابی مدبرانه معرفی نمودند. تائید وزرای معرفی‌شده در مسائل فرهنگی اجتماعی با خواست‌های اصلاح یا تحول‌طلبانه منافات دارد. مشکلات کشور یک مجموعه به‌هم‌پیوسته است و مقابله با فساد حاکم بر تار و‌ پود روابط کشور بدون درگیری با عاملین اصلی آن‌که با چنگ و دندان از حفظ شرایط موجود دفاع می‌کنند امکان ندارد. دفاع از شرایط موجود با اصلاح‌طلبی و تحول‌خواهی منافات دارد. وظیفه اصلاح‌طلبان تلاش برای تأثیرگذاری بر تعادل نیروست و نه تسلیم شدن و یا از آن هم بدتر، دفاع از آن. مدافعان شرایط موجود وجود دارند و اهرم‌های قدرت را در اختیاردارند. علت وجودی نیروهای اصلاح‌طلب و تحول‌خواه تلاش برای فراتر رفتن از شرایط موجود و شکل‌دهی چشم‌اندازهای نوین است و بدون این تلاش علت وجودی خود را از دست خواهند داد.

 

بخش: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

اینکه چرا آقای فتاپور نوشته حاضر را به سایت زیتون داده است جای تامل دارد و اینکه چرا کارآنلاین اقدام به اشتراک گذاردن نوشته در سایت ما نیز خود جای سئوال دارد. این روش ارسال اثر عنصری که پیشینه فدائی دارد و به سایت اصلاح طلبان می رسد و مدل انتشار همین نوشته به نقل از سایت زیتون شبهه ایجاد نمی کند که مبادا برخی از عناصر مشهور به چپ تمایل کافی برای تقویت سایت خود را ندارند و زیر سایه سایت غیرچپ قرار می گیرند. بهتر نبود آقای فتاپور نخست به سایت کارآنلاین فرصت نشر را می داد تا متوجه شود که آیا سایت زیتون مطلب ایشان را بازنشر می کرد.
آقای فتاپور 90 درصد نوشته حاضر شما تفسیر رویدادهاست. اما نوشته تحلیلی پر و پیمانی نیز نیست. تنها تحلیل شما در این سطرها خلاصه می شود : " دفاع از شرایط موجود با اصلاح‌طلبی و تحول‌خواهی منافات دارد. وظیفه اصلاح‌طلبان تلاش برای تأثیرگذاری بر تعادل نیروست و نه تسلیم شدن و یا از آن هم بدتر، دفاع از آن. مدافعان شرایط موجود وجود دارند و اهرم‌های قدرت را در اختیاردارند. علت وجودی نیروهای اصلاح‌طلب و تحول‌خواه تلاش برای فراتر رفتن از شرایط موجود و شکل‌دهی چشم‌اندازهای نوین است و بدون این تلاش علت وجودی خود را از دست خواهند داد." اینکه دفاع از شرائط با اصلاح طلبی و تحول خواهی منافات دارد. مقداری کلی گوئی است. شما به رابطه اعتدال و تناسب آن با اصلاح طلبان و اصولگرایان را نگاه کنید. تناسب تمایل به سوی اصلاح طلبی چنان بارز است که خشم برخی اصولگرایان را برانگیخته است. پس اعتدالگرایی را با اصلاح طلبی خط ممتدی بدانید که فعلا حالت نقطه چین دارد تا در در دور بعدی " دو امدادی" چوب را بدست نفر بعدی که قطعا اصلاح طلب است می سپارد. پس دفاع از اعتدالگرایی نافی اصلاح طلبی نیست و نباید تلقی شود. اگر اعتدالگرایی در خدمت اصولگرایی بود قطعا از حمایت اصلاح طلبی در عقبه اجتماعی برخوردار نمی شد. دفاع از شرائط موجود یعنی ایجاد فرصت برای مستحکم تر شدن اعتدالگرایی است که مستقیما در خدمت ریشه دارتر شدن نهال جوان اصلاحات است. ضمنا حتما علت وجودی اصلاح طلب و تحول خواه را به این خلاصه نکنید که تلاش برای فراروی از شرائط موجود است برای شکل دهی چشم اندازهای نوین می باشد. اما ترجمان اصلاح طلبی با فراروی از وضع موجود به معنای فراروی از استراتژی مرحله بندی شده نیست و با مرحله چشم انداز آنهم نوین فاصله بسیار دارد. دقت کنیم مرز اصلاح طلبان و تحول خواهان در نوار باریکی است جایی که اصلاح طلبی در چارچوب وضع موجود استراتژی مرحله بندی شده را پیش می برد ولی تحول خواهی با اصلاح طلبی جمع نمی شود زیر فراتر رفتن از وضع موجود را خواستار است که دقیقا با شرائط موجود رو در رو می شود و مالا با مردم روبرو خواهد شد.

آقای امیری عزیز
شما در نوشته خود به پاراگراف آخر نوشته من پرداخته اید و این حکم من را که گفته ام دفاع از شرایط موجود با اصلاح‌طلبی و تحول‌خواهی منافات دارد. وظیفه اصلاح‌طلبان تلاش برای تأثیرگذاری بر تعادل نیرو و ... شکل‌دهی چشم‌اندازهای نوین است" را رد کرده و نوشته اید که "اعتدالگرایی را با اصلاح طلبی خط ممتدی میدانید که فعلا حالت نقطه چین دارد تا در در دور بعدی " دو امدادی" چوب را بدست نفر بعدی که قطعا اصلاح طلب است می سپارد"
متاسفانه من نمیتوانم با این قطعیت در این خوش بینی شما شریک باشم. برای اینکه در دور بعد چوب بدست نفر بعدی سپرده شود باید نفر بعدی وجود داشته باشد و خود را در این مدت معرفی کرده باشد. مراحل بعدی همین امروز و در دل شرایط کنونی شکل میگیرد. اگر کسانی نباشند که همین امروز از بازشدن فضای سیاسی فرهنگی دفاع کنند اگر کسانی نباشند که همین امروز جمهوریت و آینده های دورتر را ترویج کنند آنچه شما با قطعیت از آن یاد میکنید هیچ گاه رخ نخواهد داد و اعتدالگرایی در شرایط عدم حضور اصلاح طلبان و تحول خواهان مجبور است نه به سمت نفر بعد بلکه به سمت نفر قبلی متمایل شود.
محافظه کاران با تمام نیروی خود برای تاثیر گذاری بر حوادث کشور و تاثیر کذاری بر سیاست موئلفان اعتدال گرای خود کوشش میکنند. آرا آنان در مجلس نشانه این تلاش آنانست. اعضا لیست امید با رای نیروهای خواهان اصلاحات و تغییر به مجلس راه یافته اند و وظیفه دارند که چهره یک نیروی اصلاح طلب و خواهان گشایش فضای سیاسی فرهنگی را از خود ارائه دهند و اگر در این عرصه بی عمل باشند چنین نیرویی در مجلس غایب خواهد بود و اگر چنین روشی به کل جریان خواهان اصلاحات و تحول گسترش یابد روندها نه در راستای بازشدن فضا بلکه بسمت محافظه کاری بیشتر سمت خواهد گرفت و آن قطعیتی که شما بدان امید دارید رخ نخواهد داد. برای تحقق چنین روندی وجود نیروهایی که در جهت نقد ضعف های امروز و تلاش برای پیشروی بکوشند ضرور است