انتخابات سترون

ضرورت شکستن چارچوبها و مسلط کردن گفتمانی جدید

اتحاد برای دموکراسی در ایران قبل از برگزاری انتخابات اخیر ریاست جمهوری با انتشار بیانیه‌ای از کنشگران سیاسی دعوت کرد که در انتخاباتی که جنبه نمایشی به خود گرفته و حاصلی جز تائید مشروعیت نظام ندارد، شرکت نکنند. این درخواست برپایه تجربه انتخاباتی در جمهوری اسلامی، به‌ویژه در دو دهه اخیر، که حضور مردم را فقط  برای استمرار این نظام مدنظر داشته، و نیز این واقعیت که در ساختار چنین نظام سترونی، انتخابات کارکرد خود را ازدست‌داده است، بیان‌شده بود - انتخاباتی که رقابت آزاد را محدود به پایوران نظام و مقربان درگاه ولی‌فقیه کرده، نتیجه‌اش مهندسی‌شده است، منصفانه نیست و مطالبات مردم در آن بازتابی نمی‌یابد.

آقای روحانی مردمی که انتخابش کردند را تنها گذاشت، به آنان پشت کرد و رأی آن‌ها را، رأی به‌نظام، رهبر و سپاه خواند و مشارکت آنان را نشان مشروعیت نظام دانست.  این اقدام آقای روحانی توهین به شعور مدنی همه آن‌هایی بود که یا حمایت از ایشان، در شرایط اسفباری که کشور ما با آن دست‌به‌گریبان است، به او برای دومین بار اعتماد کردند!  کابینه معرفی‌شده از طرف آقای روحانی نیز که از مجلس اسلامی رأی اعتماد گرفت با اعمال‌نظر شخص رهبر و در چهارچوب مصالح نظام تنظیم‌شده، و ربطی به مطالبات مدنی، سیاسی و اجتماعی مردمی که به ایشان رأی دادند، ندارد.

  در دو دهه گذشته آنانی که اصلاحات را فقط بر بستر حفظ نظام ممکن می‌دانسته‌اند، در عمل همواره رأی مردمی را که با امید به تغییر اصلاح طلبانه نظام به‌پای صندوق‌ها آمده بودند، برای استمرار آن خرج کرده و به‌حساب ولایت‌فقیه واریز کرده‌اند. حاصل اینکه مشارکت مردم و مطالبات آنان هیچ‌گاه در سیاست روزمره بازتاب نیافته و نمایندگان سیاسی شایسته خود را نیافته است

متأسفانه بخش‌هایی از اپوزیسیون ونیز کنشگران سیاسی در خلال این سال‌ها این سیاست نادرست را توجیه کرده و با تئوریزه کردن آن، در نقش خندق محافظ نظام ظاهر شده‌اند.

آنان همیشه مردم را به انتخاب کاندیدای بد در مقابل بدتر ترغیب کرده و عادت داده‌اند. فرهنگ انتخاباتی مردم را  به تلاش برای بدتر نشدن، و نه بهبود شرایط زندگی، تقلیل داده‌اند و جسارت مدنی آنان را نیز در حد رعایت خط  قرمزها و آستانه تحمل نظام مجاز می‌دانند.  این نگاه با عمده کردن امنیت ملی و ترساندن مردم از  «سوریه شدن»ایران، ازیک‌ طرف  دست نیروهای امنیتی را در سرکوب دگراندیشان، فعالین مدنی و کنشگران حقوق بشر، باز گذاشته و از طرف دیگر در مقابل سلب امنیت اجتماعی از شهروندان ایرانی و بر هم زدن امنیت کشورهای منطقه سکوت می‌کند.

وجه دیگر این گفتمان، دعوت مردم به صبر و انتظار و طی کردن  لنگان‌لنگان پروسه دمکراتیزاسیون در جامعه است،  تا زمان مناسب برای تغییرات فرابرسد و تعادل اجتماعی به نفع آنان دگرگون شود. این نگاه « آخر زمانی» به سیاست، پتانسیل تحول‌خواهی در میان مردم و تحولات جامعه مدنی را جدی نمی‌گیرد، انبار شدن چالش‌های اجتماعی را موردتوجه قرار نمی‌دهد و همچنان راه‌حل را به بالایی‌ها واگذار می‌کند، غافل از این‌که حوادث منتظر آن‌ها نخواهند ماند.

این نگاه و رویکرد در عمل بر مبارزات مدنی مردم سایه افکنده، آن را به خط قرمزهای اصلی نظام یعنی:«استمرار جمهوری اسلامی و قدر قدرتی رهبر» محدود کرده  که درنهایت و متأسفانه به بخشی از روانشناسی عمومی مردم تبدیل‌شده است.

مردم آزاده، کنشگران سیاسی، و دمکراسی خواهان ایران

در طول چند دهه گذشته، نیروهای باورمند به اصلاح نظام از درون، فرصت‌های زیادی را به هدر داده‌اند. دست‌اندرکاران این نظام ثروت ملی ایران را خرج گسترش شیعی گری و بنیادگرایی اسلامی در منطقه کرده‌اند، سفره مردم خالی‌تر شده و فقر عمومی‌تر. زندان‌ها مملو از معترضین شده است و جامعه مدنی هرروز با شمشیر دستگاه قضایی اسلامی در هر گوشه ایران گردن زده می‌شود و هستی اجتماعی ایران در معرض نابودی قرارگرفته است.

گذر زمان نشان داده است که عقلانیت از درون این نظام نمی‌روید.  بایستی در گفتمان تا کنونی تجدیدنظر کرد و میدان جدیدی برای سیاست ورزی گشود که بر اساس «خط قرمزهای نظام» تعیین نشده باشد.  درخواست‌های مدنی را نباید باسیاست صبر و انتظار به آینده نامعلوم محول کرد.  رشد سطح جامعه مدنی امروز فراتر از سطح سیاست در حکومت اسلامی است. نباید با آن به‌مانند یک «فرد صغیر و مهجور» برخورد کرد،  بلکه شایسته است که مقاومت آن را حول مطالبات مدنی و مستقل سازمان‌دهی کرد و از حالت «نیروی ذخیره» کاندیداهای نظام درآورد. این وظیفه بر دوش کنشگران سیاسی قرار دارد که گفتمانی درخور توسعه جامعه مدنی عرضه کنند و از همنوایی با نظام دست بکشند و در شاهراه گذار به دموکراسی در ایران شایستگی سیاسی خود را نشان دهند.

اتحاد برای دموکراسی در ایران به تحریم ایدئولوژیک و یا ابدی انتخابات باور ندارد، ولی امتناع را یک مطالبه دموکراتیک می‌داند که در شرایط موجود می‌تواند به‌عنوان اهرم جامعه مدنی برای به عقب نشاندن  قدرت و گذر از آن مورداستفاده قرار گیرد و سیاست را خارج از «محدوده نظام» موردتوجه قرار دهد.  در انتخابات دور اخیر این جوانه فکری و عملی به‌طور مشهود آغازگر نوع دیگری از سیاست ورزی بود که بایستی با تلاش هدفمند کنشگران سیاسی در آینده به بار بنشیند.

اتخاذ برای دموکراسی در ایران انتخابات آزاد را جزئی از مبارزات مدنی می‌داند و نه حاصل و نتیجه آن.  این دو را نمی‌شود از هم تفکیک کرد و به همین خاطر آن را به‌عنوان استراتژی گذار به دموکراسی در ایران انتخاب کرده است.  ما از همه کنشگران سیاسی می‌خواهیم برای توسعه مبارزات مدنی، برگزاری یک انتخابات آزاد، منصفانه و واقعی در ایران و برای آزاد کردن انتخابات از قیدوبندهای نظام انتخاباتی اسلامی، همگام بشوند  و در راه ایجاد تفاهم و توافق برسر راه رسیدن به دموکراسی در ایران تلاش‌های خود را یگانه کنند.

هدف مشترک همه ما ساختن آینده ایران است و به همین خاطر باید از گذشته عبور کرد.

اتحاد برای دموکراسی در ایران

 ۲٣ شهريور ۱٣۹۶ -  ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۷

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

در شرائطی که نئولیبرالیسم جهانی و دولت های ارتجاعی منطقه ای یکه تازی می کنند. مشخص نیست که چرا اتحاد برای دمکراسی در ایران گوشه نشینی اختیار کرده و به چه دلیل کنج عزلت نشسته است. اینکه بعد از 4ماه که از انتخابات می گذرد، یکباره مهر سکوت از لب برداشته و اعلامیه می دهد " در دو دهه گذشته آنانی که اصلاحات را فقط بر بستر حفظ نظام ممکن می‌دانسته‌اند،" اتحاد برای دمکراسی با نقل عبارت مذکور تمامی آموزه های اصلاحات یا رفرمیسم را به چالش فرامی خواند. اتحاد برای دمکراسی اختراع جدیدی از اصلاحات می کند و آن را در معرض افکار عمومی قرار می دهد که چه نشسته اید که اصلاحات فقط بر بستر حفظ نظام می گردد. در این عبارت نیز اتحاد برای دمکراسی زیرپوستی الغا می کند که اصلاحات نباید در خدمت حفظ نظام باشد. در اینجا نیز اصلاحات را از نقطه دیگری مورد تردید قرار می دهد. این تردید تلویحا رویکردی ارائه می کند که اتحاد برای دمکراسی، اصلاحات را معطوف به براندازی حاکمیت می خواهد تا بعد از آن حاکمیتی ایجاد کند و نباید در خدمت حفظ نظام باشد که در چنین صورت اصلاحات معنی خود را از دست می دهد. اگر منظور اتحاد برای دمکراسی از فهم اصلاحات مخالفت از اصول رفرمیسم باشد. باید گفت که اتحاد برای دمکراسی اصلاحات را از مشی انقلابی پی می گیرد. پس باید موکدا بنویسد که اصلاحات یعنی تغییر نظام و در نتیجه باید براندازی را اتخاذ کند. آیا اتحاد برای دمکراسی که فهم رادیکالی را از یک سیستم رفرمیستی در قالب شعار درآورده دارای پتانسیل در اجتماع هستند که در کنار اتحاد حاکمیت را به نبرد فرابخواند. معتقدم شعار اتحاد برای دمکراسی در توان تشکیلاتی اتحاد مذکور نمی باشد و طرح آشکار مشی براندازی در متن جامعه مورد حمایت قرار نمی گیرد و چنبش مدنی و نیروهای سیاسی داخل کشور را دستخوش برانگیختگی بدنبال نخواهد کرد. پس باید توجه داشت که سیاستی که نتواند عقبه اجتماعی یا ساخت اجتماعی را باخود همراه نکند کاری نکرده و سیاست را صرفا برای خودارضایی سیاسی تشکل خود تنظیم کرده است. در ادامه اعلامیه اتحاد همچنین وجه گفتمانی، شاخص اصلاحات را به چالش کشانده می شود که چرا اصلاحات مردم را به صبر و انتظار دعوت می کند و لنگان‌لنگان پروسه دمکراتیزاسیون طی کند. جای شگفتی دارد که اتحاد برای دمکراسی با چنان هیمنه ای چنین گاف فاحشی می دهد. از مدیر یا مدیران اتحاد برای دمکراسی سئوال می کنم که گفتمان اصلاحات اگر قرار است دعوت به بردباری نکند و بخواهد سیاست لنگ لنگان را در دستور قرار ندهد باید عجله و شتاب خرده بورژوائی را سرلوحه کار قرار دهد و به جای لنگ لنگان حرکت شورشی و انقلابی را تبلیغ کند. آیا امروز اصلاحات فراتر از اصلاح بطئی و تدریجی و گام به گام می تواند حرکت کند. آموزه های علوم اجتماعی در این زمینه صراحت دارد که اصلاحات همواره از بالاست و باید در جهت تغییر تدریجی حاکمیت سیاسی مستقر است و عرصه انتخابات که البته انتخابات هیچگاه سترون نمی تواند باشد و برگزاری آن یکی از عرصه های تمرین دمکراسی است. جایی که عرصه تمرین دمکراسی باشد می تواند سترون باشد؟ قطعا پاسخ نه می باشد و با دگماتیسم اتحادی ها برای دمکراسی مطابقت نمی کند.