گفتگو با یوسف عزیزی بنی طرف، دبیر کانون مبارزه با نژاد پرستی در ایران

در باره تحولات اقلیم کردستان عراق و تاثیرات این تحولات بر صحنه سیاسی حال و آینده عراق و منطقه!

آقای یوسف بنی طرف گرامی!

اقلیم کردستان عراق، رفراندوم برای استقلال از عراق را پشت سر گذاشت و  در  آن، بالای 72 درصد از مردم در رفراندوم شرکت کردند و بیش از 90 درصد از شرکت کنندگان در همه‌ پرسی به خواست استقلال "آری" گفتند. اقلیم اکنون سخت در کشاکش سیاسی پیرامون چگونگی تحقق نتیجه رفراندومی است که برگزار کرد. هم از اینرو  واقعه رخ داده از جوانب مختلف مورد بحث و فحص قرار گرفته زیرا  که تاثیرات معینی هم در تحولات سیاسی کشور عراق دارد و هم در تحولات منطقه و بین المللی. این تحولات بویژه در کشورهای همسایه عراق مانند ایران، ترکیه و سوریه مشهود بوده، و آنان را بشدت تحت تاثیر خود گرفته است.

در همین رابطه گروه کار ملی-قومی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) تصمیم گرفت، تا با انجام مصاحبه با صاحبنظران و کنشگران در عرصه مسایل ملی-قومی بویژه  "مسئله کرد"، طیفی از دیدگاه‌ها در این زمینه را در معرض افکار عمومی قرار دهد. ما می کوشیم تا به سهم خود و از این طریق  به امر روشنگری  در این باره و چالشهای آتی و حال دولت اقلیم کردستان و کشورهای منطقه یاری رسانیم.

از شما تقاضا داریم که با پاسخ به این سوالات، در روشنی بخشی به تحولات اقلیم کردستان عراق و تاثیرات این تحولات بر صحنه سیاسی حال و آینده عراق و منطقه مشارکت کنید و پیشاپیش ما را سپاسگزار خود کنید.

 گروه کار ملی-قومی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

 12 اکتبر 2017

  ----------------

در ٢٥ سپتامبر رفراندوم همەپرسی استقلال در اقلیم کردستان برگزار شد کە در آن اکثریت قابل ملاحظەای رای آری بە استقلال کردستان دادند. بە نظر شما چە عواملی بخش مهمی از نیروهای سیاسی را بە برگزاری این رفراندم تشویق کرد؟

 تراکم تاریخی صد ساله پیکار ملت کرد و رویای این ملت برای دستیابی به یک کشور مستقل. این، به نظر من مهمترین انگیزه کردها در اقلیم کردستان عراق برای برگزاری رفراندم استقلال به شمار می رود. انگیزه بعدی، تجربه بیست وشش ساله ساختن نهادهای سیاسی حکومتی نظیر دولت، پارلمان، نیروهای نظامی و اعتماد به نفس سیاسی و نظامی در میان نیروهای سیاسی – به ویژه –در میان رهبران کردستان عراق. انگیزه سوم توهم مسعود بارزانی در باره موضع تایید آمیز آمریکا و تشویق و حمایت برخی ازدوستان و مشاوران غربیاو . چرا می گویم توهم؟ زیرا یکی از سیاستمداران برجسته عراقی به نقل از مسعود بارزانی به من گفت، پس از مخالفت واشنگتن با همه پرسی استقلال عراق، بارزانی همیشه  در محافل خصوصی می گفت، این مخالفت ظاهری است و آمریکا موافق استقلال کردستان است. شاید وجود مشاوران و دوستانی چون آلن ژوپه وزیر خارجه پیشین فرانسه، زلمای خلیل زاد سفیر پیشین آمریکا و برنارد لوی فیلسوف راستگرا و هواخواه اسراییل در آن روزها در اربیل این توهم را در او پدید آورده بود. ضمنا مسعود بارزانی مایل بود موضوع همه پرسی برای استقلال – وخود استقلال اگر اوضاع به خوبی پیش می رفت – در تاریخ به نام او ثبت شود.

آیا اقلیم کردستان، تمهیدات لازم را تدارک دیدە بود؟

شاید رهبران اقلیم کردستان عراق فکر می کردند همه چیز را پیش بینی کرده اند و این را من بارها در مصاحبه هایشان با تلویزیون های عربی شنیده ام. به عنوان مثال مسعود بارزانی – رهبر اقلیم –یک بار در پاسخ به پرسش تلویزیون العربیه که پرسیده بود "در برابر دخالت احتمالی ترکیه چه کار خواهید کرد" گفت : "سی ملیون کرد در ترکیه زندگی می کنند و اگر آن کشور در اقلیم کردستان دخالت کند ما هم در ترکیه دخالت خواهیم کرد". لذا به نظر می رسد همه کارها و تمهیدات انجام شده رهبری اقلیم کافی نبوده است. مهمترین مساله ای که اغلب ناظران را غافلگیر کرد، شکاف در صفوف احزاب سیاسی کرد بود که پیامدهایش را در روزهای گذشته ( از 16 اکتبر به این سو) دیده ایم.

قوی‌ترین و ضعیف‌ترین جوانب این رفراندم کدام می‌باشند؟

پاسخ: قوی‌ترین جنبه این همه پرسی، طرح مساله "حق تعیین سرنوشت" به شکلی مدنی و مسالمت آمیز در منطقه خاورمیانه است. منظور این است که فضای شبه دموکراتیک در عراق باعث شد تا همه بازیگران عرصه سیاسی این کشور، قاعده بازی را رعایت کنند. دولت مرکزی بغداد بر خلاف رژیم های پیشین عراق از زبان زندان و توپخانه و بمب افکن استفاده نکرد، بلکه به سبب همان فضای پیش گفته و اوضاع بین المللی و توازن قوای درونی موجود در عراق، تنها نظاره گر مخالف برگزاری رفراندم بود. اقدام های بعدی نیروهای نظامی عراق در کرکوک و خانقین و دیگر مناطق مورد اختلاف نیز دلایل دیگری دارد، همانند همراهی برخی از نیروهای کرد با رژیم ایران و دولت مرکزی عراق. اما به طور کلی خشونت به کار رفته در سطح سرکوب های رژیم های پیشین عراق نیست. نیز حوادث اخیر بسا سبک تر و کمتر از خشونت های به کار رفته علیه جمهوری مهاباد یا ایالت خود مختار جعفر پیشه وری در ایران است.شما تصور کنید هم اکنون استقلال خواهی - یا تجزیه طلبی به قول حاکمیت - در ایران جرم سنگینی است و می تواند به مرگ یا حبس بلند مدت افرادی بیانجامد که آن را به طور علنی اعلام یا تبلیغ کنند.

از این رو، به گمان من، طرح نسبتا مسالمت آمیز گفتمان ویژه "حق تعیین سرنوشت" در جهان عرب و ایران و موج نیرومند بحث و گفتگو و تحرک رسانه ای و سیاسی در میان خلق های ایران، جنبه نیرومند این رفراندم بود که در گوشه ای از تاریخ ثبت خواهد شد. فراموش نکنیم که تظاهرات هزاران شهروند کرد در مناطق کرد نشین ایران هم نوعی همه پرسی برای ملت کرد در ایران بود، چون دیدیم مردم – اعم از زن و مرد و پیرو جوان – پرچم های کردستان مستقل را حمل کردند و شعارهایی به زبان کردی در حمایت از همه پرسی و استقلال کردستان عراق سر دادند. یورش نیروهای امنیتی و نظامی رژیم ایران و دستگیری ده ها تن از شهروندان کرد ایرانی بیانگر این امر بود.

ضعیف ترین جنبه، شکاف در میان نیروهای سیاسی اقلیم کردستان بود که پس از تهدیدها و محاصره های اقتصادی و سیاسی، در رخدادهای چند روز اخیر شاهدش بودیم. 

بە نظر شما وضعیت داخلی اقلیم، از لحاظ اقتصادی و سیاسی، بعد از برگزاری رفراندم بدتر شدە است یا بهتر؟

بدون شک، تنگناهای پدید آمده پس از برگزاری رفراندم بر زندگی مردم تاثیر منفی گذاشته است. منظورم تحریم حمل ونقل هوایی، بستن برخی از دروازه های مرزی و کاهش منابع درآمد اقلیم کردستان توسط حکومت مرکزی عراق و نظایر آن.

با توجە بە موفقیت رفراندوم در جلب رای آری، چرا اعلام استقلال نشد؟

رهبران و احزاب سیاسی کردستان از همان ابتدای طرح موضوع همه پرسی در ژوئن 2017 گفتند که قصد ندارند بلافاصله پس از اعلام نتیجه مثبت، اعلام استقلال کنند. آنان نمی خواستند محدوده کشور دلخواه خود را فقط به سه استان سلیمانیه و اربیل و دهوک محدود کنند بلکه با طرح مناطق مورد اختلاف در برگه های رفراندم قصد داشتند مقدمات پذیرش کشور کردستان مورد نظر خودرا فراهم کنند. آنان توقع داشتند با وجود نیروهای پیشمرگ در این مناطق، کارت های قوی تری در گفتگو با حکومت مرکزی بغداد داشته باشند. موضوع گفتگو – البته – اکنون منتفی نیست و گزینه بسا محتملی است اما با توجه به رویدادهای چند روز گذشته و چیرگی نیروهای حکومت مرکزی بر کرکوک و خانقین وسنجار، کردها در آینده از موضع ضعیف تری گفتگو خواهند کرد.

شما پیامدهای تداوم مخالفت جامعە جهانی با امر رفراندم را چگونە می‌بینید؟

می دانیم که "حق تعیین سرنوشت ملل"  مبتنی بر دیدگاه های لنین و یادگار بیانیه وودرو ویلسون رییس جمهور آمریکا و مورد قبول  جامعه ملل و سپس سازمان ملل است و براساس آن، ده‌ها کشور طی قرن بیستم و بیست و یکم مستقل شدند. واپسین آن ها، ملت سودان جنوبی و ملت‌های یوگسلاوی سابق‌اند که هم اکنون هر یک کشور مستقل خود را دارند.

اکنون، اما ، اروپا همراهی چندانی با اجرای این اصل ندارد بلکه هم در مورد کردستان عراق و هم کاتالونیای اسپانیا با آن مخالفت می کند زیرا از موج جدایی خواهی در اسپانیا، بریتانیا، ایتالیا، فرانسه، بلژیک و دیگر کشورهای این قاره هراس دارد. انگیزه های مخالفت آمریکا – با تفاوت های اندک– همان انگیزه های اروپاست.

اگر آمریکا در روزهای آینده به اظهارات گاه و بی‌گاه دونالد ترامپ در باره ایستادگی درباره نفوذ ایران و نیروهای تابعش در کشورهای عربی همسایه توجه نشان دهد ممکن است اوضاع به گونه دیگری در آید. من بعید می دانم، واشنگتن ناظر بی طرف گشایش راه تهران – بیروت از طریق بغداد، موصل، سنجار و سوریه بماند. هم اکنون خبر می رسد که آمریکا به ارتش عراق در مورد عملیاتش در کرکوک هشدار داده است. لذا با توجه به اعلام دشمنی آشکار رییس جمهور و همه ارکان اساسی دولت کنونی آمریکا با رژیم ج. ا. ا.، پیش بینی می شود، آمریکاییان پس از فراغت از داعش برمهار نیروهای ایرانی و شبه نظامیان تابع ولی فقیه در عراق تمرکز کنند.

تا چە اندازە همگرائی میان ایران، ترکیە و عراق میتواند در توقف روند اعلام استقلال کردها موثر باشد؟

حوادث پس از شانزدهم اکتبر - که پیامد اقدام های اقتصادی، سیاسی ونظامی ایران، ترکیه، و حکومت مرکزی عراق است - نشان داد این مثلث همگرا نقش مهمی درتوقف روند اعلام استقلال کردستان داشته است و حتی برخی از شکست همه پرسی سخن می گویند. مخالفت آمریکا، اروپا  و  روسیه با این امر، مساله را برای مثلث یاد شده آسان کرده است. شاید اگر غربی ها موافق این رفراندم بودند وضع به گونه دیگری می‌شد.

آیا بە نظر شما امکان درگیری نظامی وجود دارد؟

با توجه به دوگانگی فرماندهی نیروهای پیشمرگ اقلیم و تشتت آنها میان اتحادیه میهنی کردستان و حزب دموکرات کردستان عراق، امکان رویارویی گسترده با نیروهای نظامی و شبه نظامی بغداد اندک است، اما منتفی نیست. احتمال گسترش اعتراض های خیابانی در مناطق مورد اختلاف را نیز نباید نادیده گرفت.

آیا با توجە بە موضع تند دولت مرکزی عراق، امکان مذاکرە میان دولت مرکزی و اقلیم وجود دارد؟

در این جا هم دودستگی واختلاف میان احزاب کردستانی باعث افزایش امکان مذاکره میان بغداد و اربیل شده است و به تدریج شمار شخصیت ها و گروه های کرد خواهان مذاکره در چهارچوب قانون اساسی بیشتر می شود. پس از رویدادهای هفته گذشته از حدت و شدت مواضع هر دو طرف کاسته شده والبته نوعی اذعان به شروطی است که نخست وزیر عراق گذاشته بود؛ گفتگو در چهارچوب قانون اساسی عراق که به نوعی تاکید بر قبول نظام فدرال و نفی یا توقف نتایج رفراندم است. آمریکا نیز خواستار گفتگوی دو طرف بر مبنای قانون اساسی کنونی است.

با توجە بە منافع اقتصادی میان اقلیم و ترکیە، ترکیە تا چە حد میتواند در اعلام مجازاتهای یکطرفە علیە اقلیم جدی باشد و از توانائی عملی کردن آن بهرەمند باشد؟

پاسخ: من فکر می کنم پس از حوادث اخیر، دیگر کار به اعلام مجازات نکشد. ترکیه نیز با توجه به منافع عظیم اقتصادی اش در اقلیم از کاربرد این مجازات ابا دارد و فقط با کارت آنها بازی می کند. اما ممکن است ترکیه و ایران و دولت مرکزی عراق برای ابطال نهایی نتایج رفراندم و عقب نشاندن مسعود بارزانی از مواضع خود، کفه فشار را قدری بیشتر کنند. این بستگی به کنش وواکنش های آینده درون اقلیم کردستان دارد. هم اکنون صداهایی را از میان شخصیت ها و احزاب کردستان می شنویم که خواستار استعفای مسعود بارزانی و حتی لغو نتایج همه پرسی هستند. اعلام مجازات از سوی ترکیه در گرو نتایج کشمکش درون نیروهای سیاسی موافق و مخالف مسعود بارزانی است. اگر ایشان استعفا دهد یا مجبور به عقب نشینی از نتایج رفراندم شود، مساله تحمیل مجازات و تحریم علیه اقلیم کردستان منتفی خواهد شد.

حدود توانایی‌های ایران در مواجە با اقلیم تا کجاست؟

ایران تا زمانی می تواند در مواجه با حکومت اقلیم موثر باشد که اولا همراهی ترکیه را داشته باشد و ثانیا زیر فشار غرب – به ویژه آمریکا -  واروپا قرار نگیرد. اما اگر ترامپ که همواره از سیاست های دخالت جویانه ایران انتقاد کرده، سیاست دیگری در پیش گیرد و برای مهار ایران بکوشد، شاید بتواند از توانی های تهران در این عرصه بکاهد و این، عرصه را برای توافق های بهتر میان بغداد واربیل آماده می کند.

اعلام  رهبری سیاسی کردستان عراق توسط کردها را چگونە ارزیابی می‌کنید؟

این نهاد پس از همه پرسی شکل گرفت تا فرآیند استقلال را پیگیری کند؛ اما رویدادهای پس از 16 اکتبر، موضوع را بلا اثر کرد، زیرا دولت مرکزی توانست کرکوک، خانقین، سنجار و دیگر مناطق مورد اختلاف میان بغداد و اربیل را از نیروهای پیشمرگ پس بگیرد و موازنه قوا را تغییر دهد. به این مساله، اختلاف میان اربیل وسلیمانیه را نیز اضافه کنید که نهاد رهبری سیاسی کردستان را تضعیف کرده است.

تا چە اندازە امکان تفاهم ملی از طریق جلب جنبش تغییر بعنوان دومین حزب بزرگ اقلیم کە مخالف برگزاری رفراندم بود، در اقلیم وجود دارد؟

می دانیم که حزب دموکرات کردستان عراق اتهام هایی به اتحادیه میهنی کردستان وارد کرد و آن را مسبب ورود نیروهای عراقی و حشد شعبی به کرکوک دانست. و حتی برخی از کادرهای حزب دموکرات کردستان عراق رهبران اتحادیه میهنی را به خیانت متهم کردند. اکنون افزون بر جنبش تغییر (گوران)، اتحادیه میهنی نیز روابط خوبی با حزب دموکرات کردستان عراق ندارد. از این رو مساله تفاهم ملی در اقلیم کردستان نسبت به قبل از رفراندم، قدری دشوار تر شده است.

کلا شما آیندە سیاسی اقلیم کردستان را در سایە امر رفراندم چگونە ارزیابی می‌کنید؟

وضع سیاسی اقلیم کردستان را نباید فقط در سایه موضوع رفراندم بررسی کرد، بلکه رویدادهای پس از آن را هم باید در نظر گرفت. این وضع در آینده طبق فرآیند کنش وواکنش نیروهای سیاسی درون اقلیم و کشاکش میان واشنگتن و تهران شکل خواهد گرفت. اکنون وزن نیروهای کرد طرفدار گفتگو و حل مشکلات میان اربیل و بغداد بر اساس قانون اساسی عراق سنگین تر شده و موضوع رفراندم و استقلال در سایه قرار گرفته است. این وضع احتمالا تا میان مدت ادامه خواهد یافت. اگر مسعود بارزانی یا جانشین همفکرش، بخواهد نقش موثر خودرا ادامه دهد باید با نیروهای سنی مخالف، ائتلاف "العراقیه" ایاد علاوی و گروه های موسوم به نیروهای مدنی – دموکراتیک (متشکل از چپ ها و شخصیت ها و گروه های دموکراتیک) ائتلاف کند. این ائتلاف گسترده می تواند بر نتایج انتخابات پارلمانی سال آینده عراق تاثیر بگذارد. در این حالت صف بندی های و ائتلاف های پیشین سیاسی تغییر خواهد یافت. یعنی اتحادیه میهنی همچنان در کنار گروه های شیعه طرفدار ایران می ماند اما حزب دموکرات می تواند در کنار دیگر گروه های کرد همفکر و نیروهای سنی مخالف گروه های شیعی طرفداران ایران صف بندی کند. کوشش برای حفظ دستاوردهای نظام فدرال برای اقلیم کردستان و تعمیق دموکراسی و عقب راندن نیروهای مذهبی واپسگرا و طرفدار ایران می تواند در میان مدت و بلند مدت به سود اقلیم باشد. شاید به این وسیله بتوانند در ده بیست سال آینده  رفراندم استقلال را در عراقی دمکراتیک‌تر و ترکیه و ایرانی تحول یافته‌تر، برگزار کنند. فراموش نکنیم که نشانه های تحول در نظام سیاسی سوریه به سود کردهای آن کشور به چشم می خورد و اساسا منطقه در کوران تحول و دگرگونی است که اغلب با سیل خون و اشک همراه است، متاسفانه. 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

آقای بنی طرف شاه بیت گفتگو شما این است که خواستار مبارزه برای استقلال در چارچوب عراق فدرال هستید. اما برخلاف حزب دمکرات بارزانی ها دچار احساسات خشک نشده اید. یعنی رفراندوم استقلال را تلویحا به چالش کشانیده و برگزاری آن را در برهه کنونی مثمر ثمر ندانسته اید چون بنابه دلائل مشخص برگزاری رفراندوم بدون هماهنگی با دولت فدرال عراق یعنی عبور از میثاق ملی مورد توافق با دولت فدرال. طبعا بارزانی نباید به انتظار شفقت از دولت مرکزی فدرال در قبال حرکت جدائی طلبانه اقلیم برآید. اولین واکنش منطقی دولت فدرال مخالفت با برگزاری رفراندوم بود. بارزانی در محاسبات غلط خود از رفراندو طرفی نبست حتی به موقعیت ژئوپلیتیک 2003 بازگشت و بنوعی بازگشت به نقطه صفر بود. اینک بارزانی راهی برابر خود نمی دید چون حمایت جهانی و منطقه ای از استقلال اقلیم را برانیانگیخت و توان مبارزه نظامی را نیز نداشت می ماند خارج شدن از میدان سیاست اقلیم که آن را نیز انجام داد آری باید طائفه بارزانی حزب دمکرات به سمت مدیریت مدرن سیاسی برده و از ملاحظاتی ایلیاتی فاصله گرفته و در این رابطه باید تجربه اتحادیه میهنی جلال طالانی را دنبال کند که چگونه در معادلات سیاسی منطقه بازیگری خوش نقش شده است. البته امکان دگردیسی حزب دموکرات و رهاشدن حزب از سلطه بارزانی ها مانع بازدارنده رسیدن حزب مذکور به موقعیت همتای خود یعنی اتحادیه میهنی است .
که اگر حزب دمکرات از زیر سلطه ایل بازی خارج شود و راه حزبی مدرن را پیشه کند می تواند در عراق وزن نیروهای کرد طرفدار گفتگو و حل مشکلات میان اربیل و بغداد بر اساس قانون اساسی عراق سنگین تر کند تا تجربه تلخ و بی نتیجه برگزاری رفراندوم استقلال به سایه برود. حزب دمکرات و رهبری بعد بارزانی ها بستری خواهد شد تا برای حفظ دستاوردهای نظام فدرال برای اقلیم کردستان و تعمیق دموکراسی کوشش بسیار کند و شاید به این وسیله بتوانند در ده بیست سال آینده رفراندم استقلال را در عراقی دمکراتیک‌تر و ترکیه و ایرانی تحول یافته‌تر، برگزار کنند.