پارادوکس اعتراضات ایران

تظاهرات و اعتراضات خیابانی برای روز چهارم هم ادامە یافت. آنچە از اخبار بر می آید چنین است:

ـ ابتدا این اعتراضات توسط جناحهای ضد دولت روحانی بویژە در خراسان کە مرکز قدرت آنان تلقی می شود سازماندهی و شروع شد. این جناحها در نظر داشتند با سازماندهی بخشی از مردم بتوانند شرایط را بر دولت روحانی تنگ کردە و نهایتا قوە مجریە را از دست آن دربیاورند،

ـ اما بواسطە شرایط بد زندگی مردم و ناراضیتی شدید آنان از وضعیت معیشتی، بلافاصلە این اعتراضات شکل و هویتی دیگر بخود گرفت و شعارها نە تنها علیە دولت روحانی، بلکە علیە کل سیستم نظام ولائی تسری پیدا کرد،

ـ چنین بە نظر می آید با توجە بە نوع شعارهای مطرح شدە، ما شاهد فراروی از جنبش سبز و وارد شدن بە فاز دیگری باشیم. عدم نام بردن از موسوی و کروبی، حتی طرح شعارهائی در مورد تمام شدن دوران اصولگرائی و اصلاح طلبی موید این مسئلەاند،

ـ در تظاهرات نیروهائی خواهان بازگشت دوران سلطنت اند،

ـ تظاهرات عمدتا در شهرستانها بوقوع پیوستەاند،

ـ تظاهرات خودجوشند و فاقد نیروی پیشرو و سازمانگر،

ـ روحانی کە با سیاستهای انقباضی خود در صدد مهار تورم و نیز طی روندی از طریق برجام در صدد جذب سرمایە گذاری خارجی بود، عمدتا فشار را بر طبقات و اقشار پایین جامعە متمرکز کرد، تا بتوانند بعدها میوە و ثمرە سیاستهای خود را در مورد اقتصاد بچیند، اما در همین دوران نتوانست قدرت مافیاهای قدرت در کل نظام را مهار کند، بنابراین عملا دامنە سیاستهای آن نتوانست عمومی شود،

ـ روحانی بە شعارهای سیاسی خود پشت کرد و نتوانست در بازکردن فضای سیاسی کوشا و موفق باشد، این در حالیست کە جذب سرمایە خارجی و تحرک در اقتصاد بە وضعیت سیاسی گرە خوردە است،

ـ در شرایطی کە اصلاح طلبان فشار خیابان را برای فشار بر باندهای قدرت فراموش کردند، اما اصولگرایان و زیرمجموعەهای متنوع آن بە این فاکتور توجە نشان دادند!

ـ اصلاح طلبان بە جای ادامە صندوقهای رای در فرم فشارهای تودەای، صرفا بە دالانهای دیالوگ و ساخت و پاخت با قدرت روی آوردند،

ـ اصولگرایان درصدداند از این اعتراضات برای سرنگونی دولت روحانی استفادە کنند.

نهایتا اینکە این تجربە هم بمانند تجربە جنبش سبز نشان می دهد کە اعتراضات مردمی در ایران تا این لحظە تاریخی، در شکل گستردە، تنها بە یمن شکافهای درون حکومتی امکان پذیر است. بنابراین می توان گفت کە بە همین علت امکان ادامە آن و تبدیل آن بە یک جنبش عمیق و کوبندە ضعیف. زیرا بە محض عقب نشینی هر کدام از جناحهای حکومتی، وضعیت بشدت تفاوت می کند و شکاف برای حضور از میان می رود.

اما این مانع از تاثیرات معین چنین اعتراضاتی بر فضای سیاسی ایران نمی شود. همانگونە کە جنبش سبز نهایتا بە بازگشت اصلاح طلبان بە حکومت منجر شد و رژیم ناچار شد امتیاز بدهد، اعتراضات کنونی هم بە بازنگری در بعضی سیاستهای اقتصادی منجر خواهد شد.

باید گفت کە با حرکات اعتراضی اخیر جنبش سبز عملا بە تاریخ پیوستە و فضای روانشناسی مردم را شرایط دیگری در بر گرفتە است. و این همان موردیست کە بخش چپ اصلاح طلبان معترض بە روحانی در بارەاش نگران بودند و در این اواخر در روزنامەها بسیار در مورد آن سخن گفتند.

چنین بە نظر می آید کە اصلاح طلبی در فضای سیاسی ایران نمی میرد، اما با توجە بە تجربە اخیر باید گفت کە محوریت خود را در سمت و سو دادن بە حوادث سیاست در ایران از دست دادند.

 

 

افزودن نظر جدید