جنبش عدالت خواهی در ایران؛ هوشیار در مقابل مصادرە آن !

تظاهرا ت مردمی کە در ٧ دیماە از مشهد شروع شد و خیلی زود بە دە ها شهر بزرگ و کوچک سرایت کرد و بە جنبشی سراسری علیە بی عدالتی و استبداد فرا روئید، بە رغم تهدیدها، بگیر و ببندها مسئولان دولتی و حکومتی، این اعتراض ها، هم چنان ادامە دارد و می رود تا طرحی نو دراندازد.

 یکی از ویژگی های بارز این جنبش عدالت خواە بودنش است. به همین جهت بواسطە بی عدالتی های گستردەای کە حکومت و سرمایە داران در جامعە بوجود آوردەاند، از پایگاە بسیار وسیع در جامعە برخوردار است و بر پایە اعتصابات و اعتراضات کارگری و گروە های اجتماعی عدالت خواە و مخالف تبعیض، نابرابری و استبداد دهە های گذشتە و تجربەجنبش ٨٨  استوار است، هم از این رو سرکوب آن بە آسانی جنبش ٨٨ برای حکومت میسر نیست.

 البتە این خصوصیات مانع از تلاش حکومت و جریان های فرصت طلب و سود جو برای سرکوب و بە بیراهە کشاندن اهداف این جنبش نخواهد شد، و جنبش هم برای خنثی کردن کمین های کە بر سر راهش قرار دارد و رسیدن سهل تر بە مقصود، نیاز بە تقویت و پشتیبانی همە کسانی دارد کە بە راستی طرفدار آزادی و عدالت اجتماعی هستند و در این آزمون مردود نشدە و خودشان سابقە شرکت در سرکوب و رواج بی عدالتی را نداشتە باشند.

 به همین لحاظ مهمترین نیروی این جنبش در حال و آیندە، کارگران و مزدبگیران و سایر قشرهای پائین و میانی جامعە و بە عبارتی اکثریت بزرگ جامعە ایران هستند کە مانند کارگران و مزدبگیران قربانی بی عدالتی نظام فاسد حاکم گشتند و هر سال وضع زندگیشان بدتر و طی دوران گذشته فقیرتر از پیش شدەاند.

در واقع این جنبش ریشە در تظاهرات، اعتصابات و مطالبات چند دهە گذشتە کارگران، معلمان، بازنشستگان و سایر مزدبگیران یدی و فکری علیە سیاست های عدالت ستیزانە و تبعیض آمیز حکومت دارد. پاسخ نگرفتن مطالبات صنفی، سرکوب پیوستە اعتصاب ها و اعتراض های حق طلبانە کارگران، معلمان و تشکل ها یشان و محکومیت رهبران تشکل های مستقل بە شلاق، زندان و اخراج، بخاطر عدالت خواهی از سویی و گسترش فقر و شکاف عمیق طبقاتی و افزایش بیکاری و غارت سرمایە های صندوق های بازنشستگان و پوچ از کار درآمدن وعدەهای ایجاد اشتغال و حقوق شهروندی مقامات دولتی از سوی دیگر در فراروئیدن این اعتراض ها بە یک جنبش همگانی، کە خواستە هایش دیگر صرفا صنفی نیست و مطالبات سیاسی هم بە آن افزودە شدە، نتیجە این فرایند است. در این جنبش جوانانی نقش دارند کە بیکار و فقیرند و بخاطر نداشتن درآمد قادر بە ازدواج و تشکیل خانوادە نیستند و خیلی هایشان بە اجبار سربار پدر و مادر هایی هستند کە مستمری ناچیزشان را هم با چند ماە تاخیر با زور تظاهرات می گیرند. این ها در چهار چوب نظام ولایی آیندە روشنی برای خود نمی بینند. باز نشستگانی در آن حضور دارند کە نگران غارت تە ماندە ذخیرە صندوق ها بازنشستگی و قطع مستمری هایشان هستند، کارگرانی در آن حضور دارند کە در هپکو، آذرآب، هفت تپە، در عسلویە، خوزستان، تبریز، اصفهان، تهران، بافق، گیلان و مازندران، زمینە های این جنبش را فراهم کردند. مال باختگانی کە اندوختە های شان ملاخور شدە، کسانی کە عزیزانش بە جرم آزادیخواهی و اعتراض بە تبعیض و بی عدالتی لگام کسیختە و حق خواهی بە زندان افتادەاند و فریاد دادرسی در حکومت نمی بینند، این ها و بالا بردن بسیاری دیگر نیروی این جنبش هستند کە اکثرشان دیگر چیزی برای از دست دادن برایشان نماندە و امیدی بە حکومت ندارند.

از این جنبش باید مثل تخم چشم مراقبت کرد. در آن فعالانە شرکت جست، و با تهدیدات و سوء استفادە هایی کە از سوی حکومت و غیر؛ جنبش  را تهدید می کند، مقابلە و برای زدودن آن از شعارهای، تفرقە افکنانە، شونیستی، باستان گرایانە، گروە گرایانە و مذهبی تلاش کرد. در پرتو پایداری این جنبش می شود تشکلات سندیکایی و دیگر نهادهای دمکراتیک را باز سازی و توسعە داد، سطح دستمزد ها را بالا برد اشتغال ایجاد کرد، صندوق های بازنشستگی را نجات داد، کارگران و دیگر زندانیان سیاسی را آزاد کرد و بساط استبداد و بی عدالتی و سانسور را بر چید. این جنبش از آن ما عدالت خواهان است. مراقب باشیم، آن را دیگران مصادرە بە میل نکنند. 

بخش: 

افزودن نظر جدید