سردار سلیمانی و دغدغە آتش زدن پرچم ایران

قاسم سلیمانی فرماندە نیروی قدس سپاە پاسداران در مراسم هجدهمین نشست عمومی "بصیرت و ..." کە در ٢٨ دی ماە برگزار شد، سخنرانی نمود. سلیمانی در سخنرانی اش بە صحرای کربلا زد و حرفهایی زد کە عمدتاً بسیار سطحی و نازل و تکراری بود. در این مجلس سخنرانی کە ظاهراً توسط مسئولان قضایی و با نیات معینی سازماندهی شدە بود، فرماندە سپاە قدس، از دستگاە قضایی و رئیس آن هم تجلیل کرد و تحریم صادق لاریجانی توسط دولت امریکا و "هجمە های" مخالفان داخلی و خارجی بە لاریجانی را یک افتخار برای وی و نظام خواند. فرماندە سپاە قدس در بخشی از این سخنرانی، با اشارە بە آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی گفت: "من وقتی صحنه نابخردانه آن نادان در آتش‌زدن پرچم ایران را دیدم خیلی دلم سوخت؛ گفتم‌ ای کاش به‌جای پرچم من را (نه تصویر من را) بلکه من را ده بار آتش می‌زدند؛ چرا که ما برای سرافرازی این پرچم در هر قله‌ای ده شهید داده‌ایم."

گذشتە از این کە جنبە مذهبی جنگ ایران و عراق از نگاە سپاهیان و حکومت بر جنبە ایرانیت آن برتری داشت و در غالب گزارش های تصویری مربوط بە جنگ هشت سالە و جنگ سوریە آنچە مشاهدە می شد پرچم های یاحسین و نصرومن ال..." بود، اشارە سلیمانی بە پرچم ایران هدفی جز تحریک روحیە میهندوستی و جلب همدلی ایرانیان و سوءاستفادە ابزاری از آن برای توجیە یک سیاست ضد ملی کە در منطقە دنبال می کنند نیست. با این کە خود سردار سلیمانی بخوبی می داند کە سنت پرچم سوزانی در ایران را، کە امروزە اکثریت قریب بە اتفاق مردم از آن بریدەاند، جمهوری اسلامی باب نمودە و کمتر کشوری را می شود سراغ گرفت کە بە اندازە طرفداران جمهوری اسلامی پرچم  کشورهای دیگر را بە آتش کشیدە باشد. دست بر قضا آن اقلیت کوچکی از جامعە کە همچنان مشغول پرچم سوزانی است اعضای بسیج، سپاە و گروە هایی هستند کە بە نحوی از انحا با سپاهیان پیوند خوردەاند و یکی از نهادهای عمدە حامی جماعت پرچم سوزان همین دستگاە قضایی مورد التفات فرماندە سپاە قدس است.

 واقعیت این است کە پرچم ایران بعد از انقلاب ٥٧ بر اساس دیدگاە های رژیم  بە شکل یک طرفە تغییر دادە شد و این تغییر چون بدون اجماع عمومی صورت گرفت، اکثریت ایرانیان پرچم کنونی را نە نماد ایران،  بلکە نماد رژیم حاکم می دانند و برای آن احترامی قائل نیستند. با این همە اصولا آتش زدن پرچم یک کشور بە هر دلیل و انگیزەای انجام شود کاری توهین آمیز است و موجب تحریک غرور ملی مردم و واکنش شان می شود. این موضوع در مورد شهروندان کشورهایی کە دوستان قاسم سلیمانی پرچم شان را بە آتش می کشند، هم صدق می کند. از سوزاندن پرچم اما تحریک آمیزتر و تجاوزکارانە تر و آزاردهندتر دخالت نظامی در جنگهای داخلی و امور کشورهای دیگر بە بهانە های واهی است کە مردم کشورها را علیە کشور مداخلە گر می شوراند. آیا آقای سلیمانی کە آرزو می کند کاشکی بە جای سوزاندن پرچم جمهوری اسلامی، او را می سوزاندند، نمی فهمد کە دیگران نیز وقتی پرچم شان سوزانده می شود، احساس مشابهی پیدا می کنند؟ اگر این واقعیت بدیهی را سلیمانی درک می کند، چرا از دوستان سپاهی اش نمی خواهد کە بە سوزندان پرچم دیگران خاتمە دهند و چرا بە دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر پایان نمی دهد؟

سلیمانی در این سخنرانی همچنین مدعی می شود کە دخالت های سپاە قدس سبب تضعیف موقعیت اسرائیل و خنثی شدن نقشەهای امریکا گردیدە است. اما سلیمانی بر این واقعیت مکث نمی کند که موقعیت فلسطین، درست برعکس ادعای او و از جمله به دلیل دخالتهای جمهوری اسلامی در منطقه، به مراتب ضعیفتر از گذشته شده است. حضور مداخلە جویانە سپاە قدس در سوریە، بە غیر از این کە تا کنون هزینە های گزافی را روی دست مردم گذاشتە، امنیت کشور ما را نیز بە مخاطرە انداختە و خطر حملە نظامی اسرائیل و آمریکا بە ایران را تشدید کرده است. اگر بقول سلیمانی دخالت سپاە قدس و اقتدار برآمدە از آن در منطقە موجب امنیت مردم ایران شدە بود، قاعدتاً اعتراض بە دخالتهای جمهوری اسلامی کە این روزها از هر سو شنیدە می شود شنیدە نمی شد و  شعار "سوریە را رها کن، فکری بە حال ما کن" بە یکی از پر طرفدارترین مطالبات خیزش مردمی اخیر تبدیل نمی شد. سخنرانی فرماندە قدس سپاە بە دعوت دست اندرکاران قوە قضایی و دفاع توجیە گرانە و بی بنیاد وی در این جلسە، آنهم در شرایطی کە هر روز خبر فرستادە شدن جنازە شکنجە شدە یکی از تظاهرکنندگان منتشر می شود، نمی تواند متأثر از بالا گرفتن اعتراضات اخیر و هول و ولائی کە در میان مسئولان ارشد حکومتی ایجاد کردە، نباشد.

درست به همین دلیل است، کە سلیمانی در پایان سخنرانی اش از قضات و رئیس شان جانانە دفاع می کند و بطور سربستە آنها را بە خفە کردن صدای اعتراض کنندگان فرا می خواند. طبیعتاً مردم کشورهای منطقە وقتی بە اوضاع و احوال امروز ایران نظر می کنند، می دانند کە رەآورد سپاە قدس برای آنها هرچە باشد، آزادی و عدالت نیست. چگونە ممکن است کسانی کە رەآوردی غیر از دیکتاتوری، فقر و فساد و بیعدالتی و جنایت برای ملت خودشان نداشتەاند، سوغاتی غیر از اینها برای مردم ستم دیدە سوریە، فلسطین، لبنان و... داشتە باشند؟ در عوض بیشترین نفع از دخالت های سپاە قدس را رژیم های دیکتاتوری و مرتجع، دولت ناتانیاهو، ترامپ، پوتین و فراملیتی های فروشندە اسلحە یا بە عبارتی کسانی می برند کە سردار سلیمانی مدعی است آنها را تضعیف نمودە است. بلند کردن پرچم ناسیونالیسم ایرانی خود بخوبی حکایت از شکست اسلام گرایی سیاسی و نزول قدرت بسیج شعارهای مذهبی، امثال "مدافعان حرم"، دارد. با این حال حتی طرح شعارهای ملی گرایانە دیگر نمی تواند مانع فروپاشی سیاست مداخلە گرانە و تجاوز کارانەای گردد کە ارتجاعی و ضد ملی بودنش بر همگان آشکار گردیدە و از هر جهت زیر ضرب قرار گرفتە است.

 

افزودن نظر جدید