خواستار پایان دادن به اذیت و آزار سیستماتیک بستگان اعدام شدگان و مادران خاوران شوید!



این نامه در 15 سپتامبر 2013، در بیست و پنجمین سالگرد کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان 67، برای خانم شیرین عبادی و آقای عبدالکریم لاهیجی ارسال شده است. در آن زمان تصمیم داشتم که این نامه را به شکل سرگشاده منتشر نمایم، اما به توصیه اکید برخی از افراد مورد اعتماد م، نامه را به شکل خصوصی برای خانم عبادی و آقای لاهیجی ارسال کردم.
نامه به آقای لاهیجی هر چند بی جواب ماند، اما در گزارش مورخ 20 سپتامبر 2013 جامعه دفاع از حقوق بشر و فدراسیون جهانی جامعه های حقوق بشر به مسئله اذیت و آزار بستگان قربانیان و وضعیت گورستان خاوران اشاره کرده و خواستار پرداختن به آن در گزارش گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران (آقای احمد شهید) شدند.
مهم است که بدانیم چرا آقای احمد شهید، علیرغم دریافت گزارش جامعه دفاع از حقوق بشر و فدراسیون جهانی جامعه های حقوق بشر، در گزارش های بعدی خود به این موضوع اهمیت لازم را نداده بود؟  
هر چند این نامه خطاب به آقای عبدالکریم لاهیجی و خانم شیرین عبادی نوشته شده بود، اما به دلیل اینکه خانم عبادی هیچ واکنشی به این نامه نشان نداده اند، اگر می خواستم که این نامه را امروز بنویسم، احتمالا مخاطب اصلی آن تنها خانم شیرین عبادی میبود.
قابل ذکر است که در سالیان گذشته، علت بی جواب ماندن این نامه را از طرق دیگر نیز دنبال کرده و پاسخی دریافت نکرده ام.
با ورود به سال 2018 میلادی، سی امین سالگرد کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان 1988، این نامه را به عنوان گامی از جانب بستگان قربانیان جنایت های دولتی دهه شصت به منظور جلب توجه فعالین حقوق بشر و تاکید بر اهمیت دفاع از حقوق خانواده های قربانیان نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در دهه شصت، به ویژه "مادران و خانواده های خاوران"، جهت اطلاع فعالین سیاسی و مدنی و پژوهشگران در وبلاگ "من از یادت نمی کاهم" که عملا به آرشیو مطالب و اقدامات ام در سالیان دور و نزدیک اختصاص داده شده است، منتشر می کنم.
 
21 ژانویه 2018
 
 
موضوع:
خواستار پایان دادن به اذیت و آزار سیستماتیک بستگان اعدام شدگان و مادران خاوران شوید!
 
 
خانم شیرین عبادی و آقای عبدالکریم لاهیجی؛
با سلام و آرزوی سلامت برای شما.
 
سال قبل که آقای دکتر شهید گزارش خود را منتشر کردند و از موضوع اذیت و آزار سیستماتیک بر علیه بستگان قربانیان و به ویژه خانواده های اعدام شدگانی که در گورستان خاوران دفن شده اند، سخنی به میان نیاوردند، نامه سرگشاده ای را به همراه اقای محمد رضا معینی به ایشان نوشتیم، با این تصور که با جلب توجه عمومی، بتوانیم ایشان را متقاعد کنیم که حتی اگر ماموریت ایشان به مسائل بیست-سی سال گذشته مربوط نمی شود، اذیت وآزار بستگان اعدام شدگان دهه شصت، و به ویژه مسئله اذیت و آزار جمعی که (به درست یا نادرست) به مادران خاوران شناخته می شوند، موضوعی است که در همین لحظه در حال انجام است.
 
اما با گذشت زمان از خود پرسیده ام چرا گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران تمایلی به پرداختن به این مسئله ندارد؟ چگونه گزارشگر ویژه مسائل را طبقه بندی می کند؟ چگونه اهمیت هر یک از این مسائل را تعیین می کند؟ چگونه تصمیم می گیرد که یک مسئله را در گزارش خود ذکر کرده و مسئله ای دیگر را نادیده بگیرد؟  
 
البته می دانم، شما به خوبی از مکانیزم این انتخاب آگاه هستید، اما اجازه می خواهم که به سخنان خود دکتر شهید مراجعه کرده و این مکانیزم را استخراج کنم. دکتر شهید درسخنرانی خود در دانشگاه تورنتو در تاریخ 26 جولای 2013 به این موضوعات اشاره می کنند. ایشان پیش از هر چیز به این نکته اشاره می کنند که تنها می توانند دو گزارش در سال ارائه دهند. هر گزارش نباید از ده هزار و هفتصد کلمه تجاوز کند. ایشان در یک جلسه یک ساعته در ژنو و یک جلسه 45 دقیقه ای در سازمان ملل در نیویورک نیز به مسئله وضعیت حقوق بشر در ایران و بحث و تبادل نظر با نمایندگان دولتهای حاضر می پردازند.
 
همچنین در صورتی که از چند منبع موثق در مورد نقض حقوق بشر در مورد یک فرد یا جمع مطلع شوند، نامه ای در این مورد به دولت ایران ارسال می کنند و توضیح می خواهند. هر چند ایران معمولا این ادعاها را رد می کند، اما متوجه می شود که کسانی بر کار آنان نظارت دارند. علاوه بر آن ایشان گاه در موقعیتهای بحرانی، مانند اعدام افراد، درخواستهای فوری ای را برای ایران ارسال می کنند و توقف اعدام و یا رسیدگی فوری دولت را طلب می کنند.
 
آقای شهید می گویند که جمهوری اسلامی به گزارشگر ویژه اجازه سفر به ایران را نمی دهد و از همین ابزار استفاده می کند تا اعتبار گزارش ایشان را مخدوش و غیر قابل قبول اعلام کند. اما ایشان تا کنون با پانصد نفر مصاحبه کرده اند که یک سوم آنان در ایران زندگی می کنند. ایشان متذکر می شوند، اگر دو گزارش موثق در یک مورد وجود داشته باشد، آنرا در گزارش های رسمی خود متذکر می شوند. البته قابل فهم است که علاوه بر وجود گزارشها موثق، لازم است آقای شهید متقاعد شده باشند که ذکر مسئله حائز اهمیت است. 
 
تا آنجا که اطلاع دارم، بیش از دو نفر (از جمله نگارنده این نامه) شهادت خود در مورد اذیت و آزار سیستماتیک مادران خاوران را ارائه داده اند. اما عدم ذکر این مسئله در گزارشهای دکتر احمد شهید، موید این نکته است که ایشان به اهمیت این موضوع اعتقادی ندارند. از خود می پرسم، اگر خانم عبادی، از شناخته شده ترین فعالین حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل و آقای عبدالکریم لاهیجی، رئیس فدراسیون جامعه های حقوق بشر، کسی که تقریبا تمام عمر حرفه ای خود را صرف دفاع از حقوق بشر در ایران کرده است، بر وجود چنین فشارهای سازمان یافته ای تاکید می کردند و اهمیت آنرا در توسعه حقوق بشر در ایران تذکر می دادند، سبب می شد که آقای شهید، متقاعد شوند، که این موضوع حائز اهمیت است و به بیست-سی سال قبل تعلق ندارد. و شاید به سکوت طولانی مدت نهادهای بین المللی در اینمورد پایان داده می شد؟
 
خانم عبادی و آقای لاهیجی،
من به قطعنامه های فدراسیون جامعه های حقوق بشر و اعلامیه های کانون دفاع از حقوق بشر که نگاه می کنم، اثری از طرح این مسئله مشاهده نمی کنم و گمان می کنم که مجاز باشم که نتیجه گیری کنم که در ملاقاتهای شما با دکتر شهید هم از این مسئله سخنی گفته نشده باشد.
 
به همین دلیل به خود حق می دهم که از شما بپرسم، که چرا چنین است؟ برای من قابل فهم است (نه اینکه قابل قبول) که فعالین سیاسی اصلاح طلب (دولتی و غیر دولتی) از این مسئله سخنی نگویند. منظورم این نیست که نسبت به رنج مادران خاوران بی تفاوت هستند. نه! لااقل در مورد برخی از این افراد مطمئن هستم که چنین نیست، بلکه مصلحت نمی دانند که در مجامع رسمی در اینمورد سخنی بر زبان بیاورند. اما فعالین حقوق بشر، که نباید چنین مصلحتی را در نظر بگیرند.
  
از خود می پرسم، شاید ما هم در طرح این مسئله کوتاهی کرده ایم. شاید ما هم نتوانسته ایم، با دقت و به روشنی، این فشار سیستماتیک را به شما نشان دهیم. شاید ما بیش از اندازه بر اعدام شدگان تکیه کرده ایم و از این نکته غافل بوده ایم که لازم است نقص سیستماتیک حقوق بستگان اعدام شدگان را برای فعالین حقوق بشر توضیح دهیم. چرا که بر خلاف کشورهای دیگر، اکثریت فعالین حقوق بشر، به دلایلی که بر من معلوم نیست، دستهای خود را به سوی ما دراز نکرده اند. شاید این وظیفه ما بود، که با اصرار از فعالین حقوق بشر در خواست کنیم که از مادران خاوران نیز حمایت کنند.
 
خانم عبادی و آقای لاهیجی؛
امسال بیست و پنجمین سالگرد کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان شصت و هفت است و سی و دوسال از زمانی که اولین قربانیان را در گورستان خاوران به خاک داده اند گذشته است. در این سالیان طولانی، صدای مادران و بستگان ما در خاوران، در سکوتی که به جامعه تحمیل شده بود، نجوائی بوده است، که سیاست سکوت و انکار را با چالش روبرو کرده است. و به همین دلیل، بسیاری از آنان بازداشت، احضار، تهدید و مورد توهین قرار گرفته اند و می گیرند. اگر مقاومت در برابر نقض گسترده حقوق بشر و تلاش برای حقیقت و عدالت، بخشی از جنبش حقوق بشر در ایران است، پس انتظار حمایت فعالین حقوق بشر از تلاشهای مادران خاوران، انتظاری بیجا نخواهد بود.
 
خانم عبادی و آقای لاهیجی،
در بیست و پنجمین سالگرد کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان شصت و هفت و با استفاده از تمام امکانات خود؛
خواستار پایان دادن به اذیت وآزار سیستماتیک بستگان اعدام شدگان و مادران خاوران شوید!
 
این صدا میتواند در زیر فشارهای مداوم سی و دو ساله خاموش شود.
 
با احترام
جعفر بهکیش
15 سپتامبر 2013
 
بخش: 

افزودن نظر جدید