رو به میهن، پشت به دشمن!

   

سال نود هفت سالی سرنوشت ساز برای جمهوری اسلامی, برای مردم ایران خواهد بود. چرا که هیچ کدام از عواملی که باعث خیزش های دی ماه شد حل نگردیده بلکه بر حجم مشکلات  نیز افزوده شده است. برخورد رژیم نه در جهت عمیق دیدن وحل مسئله بلکه سرکوب خشن اعتراض ها بود. امری که بسیار کوتاه مدت جواب می دهد." اصولا در توان این رژیم نیست که عقب بنشیند! با وجودیکه هنوز اصلاح طلبان آویزان بر حاکمیت ودولت، امید به حداقل گشایش دارند به اندازه دریچه تنگی که اصلاح طلبی و یا اعتدال آن ها اجازه می دهد." حاکمیت هم تلاش بر قدر قدرتی می کند وهم  بیمناک است. چرا که هیچ عملکرد مثبتی ندارد که بتواند برآن تکیه کند. چهل سال ولایت مطلقه خمینی و خامنه ای هیچ دست آوردی جز تباهی. دشمن تراشی، چپاولگری, زورگوئی، اختلاس، قانون شکنی و نهایت زندان و کشتار مخالفان نداشته است. تمامی این سال های "وبائی" ملت گرفتار حکومتی بوده که متملغان و بی مایگان را به دور خود جمع کرده وگرم رو آزادگان و صاحبان اندیشه را سرکوب، تمامی این چهل سال هر روز با نگاه وعمل کرد بغایت عقب مانده خود "غمی را به مبارک باد" مردمان این سرزمین آورده است. سرزمینی که خمینی گفت "هیچ احساسی به آن ندارد" تنها حس این قوم  "بی یقه" حکومت به هر قیمت و چپاول به هر بها ست! ازاین رو ترس او واقعی است. واقعی است چرا که می داند چه حجم از خشم، کینه ونفرت در جامعه تلنبار شده وسرانجام به شدید ترین وجه فوران خواهد کرد. خیزش دی ماه تنها گدازه ای از دیک عظیم و جوشان دراعماق جامعه بود.درعرض این چهل سال دو نسل بر نسل سال های  نخست انقلاب افزوده شده. اگر هر نسل را بیست سال بگیریم! سرعت تغییر در نسل سال های پنجاه بسیار بطنی بود و به گونه ای با فاصله اندک تنیده با نسل قبل. اما با همان تفاوت اندک نیز  خواهان تغیر بود. خواهان جامه عمل پوشاندن به گرفته ها و خوانده های ضد نقیض خود. به داده های محدودی که آن روزها  در رسانه ها و نشریات جهان باز تاب می یافت وبا فاصله بسیار زیاد به کشورهای به اصطلاح عقب مانده یا در حال رشد می رسید. همان میزان آگاهی نیز میل به تعیر و اشتیاق به عمل را در دل نسل جوان آن روز شعله ور می ساخت وهزاران خواست وآرمان عدالت خواهانه را دامن می زد. نسل امروز اصلا قابل مقایسه با نسل قبل نیست. این نسل جهان فراخی دارد که ابعاد آن از طریق دنیای مجازی تا بیگران امتداد می یابد. به همان میزان که تلفن های هوشمند, داده های دنیای مجازی مرتب تغیر می کند وانفجاز تکنیک واطلاعات درآن صورت می گیر, دنیای جوانان نیز هماهنگ با آن تغیر می کند و فاصله آن ها با دنیای بسته ومحدود نسل ماضی, الخصوص با دیناسور های حاکم بر کشور بیشتر وبیشتر می گردد. نوع نگاه! نوع برخورد!نوع زندگی ونوع تفکر به آینده و نهایت  توجه به شخصیت مستقل خود! تفاوت کیفی بین نسل ما ونسل جدید ایجاد می کند. تفاوتی که درک آن ها را از ما وما را از آن ها مشگل می نماید و برمیزان فاصله می افزاید. امری که روشنفکر ترین فرد نسل ما نیز قادر به درک وهضم عمیق آن نیست." تا چه رسد به جنتی ها و مکارم ها " من در مقطع انتخابات خواهان دادن رای به روحانی بودم با دلایل کلاسیک نسل سالهای پنجاه تعدادی موافق و تعدادی مخالف من. همزمان تعدادی وسیع جوانان نیز درانتخابات فعال بودند. آن ها سرنوشت برنده شدن روحانی را رقم زدند. اما هنوزجریان ها وافراد سیاسی هم نسل من در گیر بحث  بر چرائی وعدم چرائی این رای دادن هستند و انتقاد که چرا رای دادی! حال آن که اکثریت قریب به اتفاق همان جوانان براحتی از روحانی عبورنمودند. آن ها از فرصت  انتخابات استفاده کردند به میدان آمدند شعار هائی که باب میلشان بود را دادند، رقصیدند! یای کوبیدند و نیروی خود را محک زدند. زمانی که از این امام زاده معجزه ای ندیدند و زور امام بر امام زاده چربید. به خیابان آمدند و کل نظام را نشانه گرفتند. چرا که آن ها جوانان عمل گرا ومعترض دهه هفتاد و حتی هشتاد اند. رندی جوانی دارند و با مصلحت بینی نسل ما بیگانه اند و خواهان تغیرند. خواهان زندگی بهتر! خواهان ظاهر شدن در سیمای انسان قرن بیست ویکم! همان طور که جوان اروپائی وامریکائی ظاهر می شود. او چیزی در خود برای زندگی در جامعه ای آزاد و دموکراتیک  کم نمی بیند. هزاران از آن ها که امکانی داشتند اکنون در دانشگاه های معتبر دنیا ادامه تحصیل می دهند. در موسسات معتبر کار می کنند. خانواده تشکیل می دهند. آن طور که می خواهند می پوشند, می نوشند وشادی می کنند. کسانی که دیروز هم نیمکتی او بودند. "تعداد زیاد آقا زاده ها, نور چشمی ها, وبسیجی های نا گزیر از نواله حکومت  نیزدر این میان اورا تاحد جنون عاصی به این رژیم می سازد".   او هیچ چیز کم ندارد! اما افسوس که بیکار, بی چشم انداز, بی آن که توان سر وسامان دادن به  زندگی مستقل را داشته باشد. هنوز  بر سر سفره پدر می نشیند و درد می کشد و تحقیر می شود. " نمی خواهم خانه برگردم و از مقابل چشمان متاثر و غمگین پدرم و مادرم عبور کنم! آن ها چیزی نمی گویند اما من خجالت می کشم که حتی توان خریدن یک جوراب برای مادرم ندارم. او هرروز از سهم خرج خانه کم میکند و چند تومانی در جیب من که لیسانس را بر گردنم انداخته و دنبال کارمی گردم میگذارد." او امکان کار, امکان یک زندگی مستقل و امکان رفتش نیست وچیزی برای از دست دادن ندارد! اما شهامت این را دارد که بیاید در خیابان و خواست خود را فریاد بکشد. او به شدت  خشمگین است و تا حدی سر در گم . سردر گمی  ناشی از فضائی  که جمهوری اسلامی در منطقه به وجود آورده. ابلهانی که بر دهانه آتشفشان نشسته و رجز می خوانند! سر در گم از شل کن صفت کن های اصلاح طلبان! سردر گم ازترس, دلهره و محافظه کاری خانواده واطرافیان.  روح جوانی آن ها ممکن است زیر فشار خانواده و سرکوب حکومت در خود فشرده شود برای زمانی سر در گم گردد، اما تحمل فشار هم حدی دارد و سر انجام بر سر در گمی نقطه پایان می گذارد و منفجر می گردد. هیچ راهی جز تغیر نیست تنها و تنها تغیر در حکومت این روح سرکش را آرام خواهد کرد و امکان زندگی شایسته و آزاد را فراهم خواهد ساخت. صبر اجتماعی و صبر توام با امید سرانجام زمانی که تمامی راه ها را بسته دید به سیلی خروشان بدل می گردد. سیلی که تاک وتاک نشان را از بن جای کن خواهد ساخت. اگر روستائی محافظه کار اصفهانی در اعتراض بر آن چه حکومت جهل بر سر او آورده حکومت را دشمن می خواند! توان نشان دادن و پشت کردن به نماز جمعه این ستون اصلی حکومت را دارد."من این شکل از اعتراض را برآمدی از تدواوم وتاثیر گذاری اعتراضات دی ماه می بینم.".  پس نسل جوان خشمگین و عاصی  را که مبدی اعتراض های دی ماه بود چه باک که پشت بر تمامیت این نظام نکند و خواهان رفراندام برای تغییر نظام نگردد. نظامی که از روز اول با خودی وغیر خودی کردن ساکنان این سر زمین ریشه بر پیکراین سرزمین و مردمان ساکن آن زد. رفراندوم  قدم نخستین است! قدم  صلح جویانه, مدنی و به دور از خشونت که  قابل پذیرش آحاد مردم است. نسل ما نیز با اندکی اما واگر,  با اندکی محافظه کاری ونهایت قبول آن واعتماد به نسل جوان  دراین رویاروئی و مبارزه برای تغیر در کنار جوانان خواهد ایستاد. "دمت گرم روستائی  جان به لب رسیده اصفهانی که اگر آبی بر بساط نبود! اما با اشگ چشم و آب دهان  آب در خوابگه مورچگان ریختی! تا نشان دهی که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. حرکتی که در تاریخ جنبش حق طلیانه برعلیه حکومت اسلامی خواهد ماند." سال نو سال چالش ها, سال دقیق تر شدن صف دوست و دشمن, سال پشت نمودن هرچە بیشتر وبیشتر به این نظام وحرکت در جهت  تغییرنظام است. راهی جزاین وجود ندارد! ما با شعار رفراندوم آغاز کرده ایم  بگذار حکومت با شعار سرکوب پیش بیاید! این نگاه, این راه, این اراده برای رفراندوم, برای تغییر نظام مبارک باد.      

 

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

این نسل جدید که حضرتعالی می فرمائید ، چشم وُ چراغشان voa, bbc , CNN و شبکه فارسی زبان من وُ تو و بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و نیز شبکه های لس آنجلسی وهزاران درد بی درمان نظام سلطه جهانی ست و از سیاست و عدالت اجتماعی بوئی نبرده است ، فقط و فقط به دنبال ثروت اندوزری( خود نمائی و خودشیفتگی ) و زندگی لوکس و مصرفی نظام سرمایه است و درآن اغتشاشات دی ماه هم با شیپور امپریالیسم وفقط برای آزادی های فردی نه اجتماعی وبرای گمراهی خلق های زیر فشار در نظام اقتصادی ج.ا. ایران به میدان آمد...