نوروز بماند کە ایام شمایید

شادباش نوروزی شورای سردبیران

نوروز بماند کە ایام شمایید

آغاز شمایید و سرانجام شمایید

آن صبح نخستین بهاری کە بە شادی،

می آورد از چلچلە پیغام شمایید

آن دست طراوت زدە آن جنگل هوشیار

آن گنبد گردندە ی آرام شمایید

خورشید گر از بام فلک عشق فشاند

خورشید شما، عشق شما، بام شمایید

نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟

اسطورە ی جمشید و جم و جام شمایید

عشق از نفس گرم شما تازە کند جان

افسانە بهرام و گل اندام شمایید

هم آینە مهر و هم آتشکدە عشق،هم صاعقە ی خشم، بهنگام شمایید

امروز اگر می چمد ابلیس غمی نیست

در فن کمین حوصلە ی دام شمایید

گیرم کە سحر رفتە و شب دور و دراز است

در کوچە خاموش زمان گام شمایید

ایام بە دیدار شمایند مبارک

نوروز بماند کە ایام شمایید

شعر از : پیرایه یغمایی 

شورای سردبیران کارآنلاین فرا رسیدن نوروز خجستە و طلوع سال نو را بە همە خوانندگان و هم میهنان عزیز شادباش می گوید و برای همگی در سال نو آرزوی سالی بە از پار و پیرسال ها آرزو می کند. درود ویژە نوروزی ما بر زندانیان سیاسی دلیر و مبارز و خانوادە های شان باد کە بخاطر دفاع از آزادی، عدالت و برابری و مبارزە با کهنە و کهنە اندیشی در زندانهای قرون وسطایی رژیم جمهوری اسلامی اسیرند.

شورای سردبیران کار آنلاین

نوروز ١٣٩٧

 

بخش: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

با توجه به توضیحی که پیرایه یغمایی در مورد غزل « ایام شمایید!» داده، منطقا باید «شعر از مولوی» را حذف کنید. برای جلب توجه شما عین توضیح را در زیر نقل می کنم.
با سپاس
احمد فرهادی

پیرایه یغمایی در مورد غزلش « ایام شمایید!» در فیس بوک خود چنین نوشته است:

با درودها و شادباش های فروردینی:
به مناسبت نوروز ،غزلی به نام «ایآم شمایید» پیشکش شما عزیزان کردم که بعد از چند ساعتی، هم خودم دریافتم و هم دوستان خبر دادند که بعضی ها آن را به مولانا جلال الدین منسوب کرده اند. این موضوع هم باعث خنده بود و هم حیرت / چرا که دیدم آنها مولانای بزرگ را همانقدر می شناسند و همانفدر با او مهربان هستند که پیرایه یغمایی کوچک را !/ و دریافتم که آنها حتا یک غزل که نه - بلکه یک بیت هم از این شاعر بزرگ نخوانده اند و اگر خوانده بودند هرگز این اشتباه آشکار را نمی کردند/ و راستی ... بر ما مردم سرزمین حافظ و سعدی و مولانا و خیام و شعر و ادب و گل و بلبل ،چه رفته است که اینهمه بدون تفکر و تأمل شده ایم؟/ اینک دوباره غزل را می گذارم تا عزیزانی که به این موضوع برخورد می کنند ماجرا را دانسته باشند:

نوروز بمانید که ایّام شمایید
آغاز شمایید و سرانجام شمایید
آن صبح نخستین بهاری که به شادی،
می آورد از چلچله پیغام، شمایید
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
خورشید شما ، عشق شما ، بام شمایید
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود ؟
اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید
هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید
امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است ،
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید
ایّام به دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید

پیرایه یغمایی

سلام رفیق فرهادی عزیز، رفیقی کە این شعر را فرستادە بود نوشتە بود از مولوی است و ما هم اعتماد کردیم و بی دقتی کردیم. در هر صورت از اطلاع شما ممنون هستیم و بخاطر این قصور از شاعر عزیز عذر می خواهیم و در موارد بعدی بیشتر دقت می کنیم کە کمتر اشتباە کنیم. 

با احترام از طرف شورای سردبیران

صادق کار