پ ک ک و مبارزە مسلحانە علیە ایران

مراد قریلان مسئول اولیە نظامی 'پ ک ک' اخیرا در طی سخنانی اظهارداشتە کە آنان علیە ایران مبارزە مسلحانە نمی کنند چونکە این مبارزە بە نفع ترکیە و عربستان تمام می شود.

فارغ از هرگونە موضع گیری سیاسی، اینکە مبارزە علیە ایران در منطقە بە نفع ترکیە و عربستان تمام می شود خود یک فاکت است (البتە مبارزە مسلحانە، و منظور قریلان هم همان مبارزە مسلحانە است) ، درست همانگونە کە مبارزە علیە ترکیە و عربستان بە نفع ایران است، اما اینکە چگونە می توان با این فاکت برخورد کرد بی گمان بنابر ماهیت و هویت هر جریان سیاسی فرق می کند. جریاناتی کە هدفشان صرفا تضعیف ایران است و بە مناسبات قدرت در خاورمیانە توجە ندارند، بی گمان تاثیرات جانبی تضعیف ایران برایشان مهم نیست. و حتی این تضعیف را بخشی از روند فروپاشی ارزیابی می کنند.

اما فارغ از مورد ذکر شدە، سخنان مراد قریلان ما را متوجە دو مسئلە اساسی می کند: یکی جنبە مناسبات این جریان با دولت ایران است و دیگری مورد یک بازنگری دوبارە بە تاریخ مبارزە مسلحانە در میان کردها.

در مورد اولی باید گفت کە سخنان قریلان بخوبی موید این امر است کە 'پ ک ک' با ایران روابط استراتژیک دارد و پشت جبهە این جریان را اساسا ایران تشکیل می دهد. و طبیعتا هیچ جریان سیاسی کە بە بد و خوب موقعیت خود می اندیشد، پل اصلی پشت سر خود را خراب نمی کند. تجربە نشان دادە است کە برای پ ک ک ترکیە هدف اصلی است و حتی اعلام حضور این جریان در مناطق کردنشین دیگر کشورها، فرعی تابع این اصل مهم است. ترکیە در معادلات 'پ ک ک' هدف اصلی است. حتی روند رویدادهای سیاسی در کردستان سوریە، بار دیگر، این واقعیت را بخوبی نمایش می دهد. سازماندهی نیروی سیاسی رۆژآوا بر اساس مدل 'پ ک ک' ئی و نمایش حضور معنوی عبداللە اوجالان در شکل شعارها و عکسهای بزرگ خود نشانگر این امر است. 'پ ک ک' جنبش ملی کردهای سوریە را بە تابعی از مبارزە علیە دولت ترکیە تبدیل ساختە است. امری کە بشدت بە تحریک دولت ضد کرد ترکیە انجامیدە و وضعیت را از آنچە کە بودە بدتر ساختە است. در واقع پ ک ک، ساقط کردن دولت ترک را بدون همیاری دیگر کردستانها امکان پذیر نمی داند، و بە همین جهت بە سازماندهی خود و جذب نیرو در دیگر بخش ها، تحت عناوین دیگر هم می پردازد.

اما در مورد بخش دوم مسئلە باید گفت کە اگر بە تاریخ مبارزە مسلحانە در بخش های مختلف کردستان نگاهی بیاندازیم، می بینیم کە بعنوان نمونە بە همان نسبت کە احزاب کرد ایرانی از دولت عراق برای ادامە مبارزە مسلحانە کمک دریافت کردەاند، احزاب کرد عراقی هم از دولت ایران دریافت کردەاند. در واقع مبارزە مسلحانە این احزاب بدون کمک این کشورها اساسا غیرممکن بود. در واقع ادامە آن در میان مدت و دراز مدت بشدت وابستە بە حضور یک پشت جبهە ثابت و قوی است. و آنچە مشخصە این نوع شکل مناسبات با دولتهای منطقە است این است کە نە احزاب کرد عراقی دارای نیروهای وابستە بە خود در کردستان ایران هستند و نە احزاب کرد ایرانی در کردستان عراق. بنابراین هیچگاە این نیروها وارد حوزە نفوذ و فعالیت همدیگر نشدند و از این لحاظ بە رقیب همدیگر تبدیل نشدند. آنان بە حوزە نفوذ و فعالیت یکدیگر احترام گذاشتند.

اما با حضور و پیدایش 'پ ک ک' بتدریج وضعیت دیگری شکل گرفت کە آن را از گذشتە متمایز می کند. پ ک ک با ایجاد جریانات نزدیک و وابستە بخود در دیگر کردستانها، وارد حوزە نفود و قدرت دیگر احزاب کردستانی شد و بنابراین از همان ابتدا واکنش تند و صریح این احزاب و جریانات را علیە خود برانگیخت. نگرش پ ک ک کە نگرشی پان کردی بود و تمام مناطق کردستان را در بر می گرفت، با ابداع واژگان 'شرق کردستان، شمال کردستان، غرب کردستان و جنوب کردستان' بنیانهای این دخالت را تئوریک کرد و بە این ترتیب جریانات سنتی و کلاسیک موجود در دیگر کردستانها را بە چالش کشید. بنابر این نگرش، کردستان با همە بخشهای آن یکی است و بنابراین چرا او هم نباید در آنجا حضور داشتە باشد! در واقع احزاب دیگر کردستانها متوجە این امر نیستند کە عدم خشنودی آنان از حضور 'پ ک ک' در قالبهای دیگر، آنان را در مقابل ایدە پان کردی ای قرار می دهد کە پ ک ک توانستە آن را بنوعی همگانی کند. ایدەای کە همین احزاب هم ناخودآگاە بنوعی آنرا بە علت تکرار واژگان پ ک ک (شرق کردستان، غرب کردستان،...) در ادبیات سیاسی خود پذیرفتەاند.

ولی یکی از پیامدهای چنین نگرشی این است کە بر خلاف مدل فعالیت احزاب غیر 'پ ک ک' ئی، پ ک ک می تواند بنابر شرایط خود انتخاب کند کە با کی بجنگد یا نجنگد. چە کشوری را فعلا معاف کند یا نکند. و این در حالیست کە قبلا بە این شکل نبود. بە این ترتیب، چنین جریانی نە صرفا از موقعیت ویژە خود در یک کشور، بلکە از یک موقعیت فراتر کە چندین کشور را در بر می گیرد، برخورد می کند. در واقع یک نگرش منطقەای و فرا کشوری شکل می گیرد کە آن را از نگرش محلی و کشوری سابق متمایز می کند.

البتە دشوار هست کە بتوان پ ک ک را بە عنوان دوست همیشگی ایران معرفی کرد. سیاست عرصەگاە حضور و جدائی منافع است. اما موقعیت فرامحلی پ ک ک این امکان را می دهد کە این جریان بدون ترس از منتقدان خود روشهای مبارزاتی خود را پیش ببرد و حتی بهتر از دیگر جریانها مردم کرد را در مسیر آن بسیج کند. اما این نیز یک واقعیت است کە خارج کردن ایران از دایرە مبارزە مسلحانە، بە نفع دولت ایران است.

اگرچە نگارندە معتقد است کە ای کاش مبارزە مسلحانە، بویژە در کردستان ترکیە و کردستان ایران، بە کنار نهادە می شد و از ظرفیت های تودەای و مدنی بیشتر کمک گرفتە می شد. راە ستاندن حقوق کردها از مبارزات مردمی می گذرد، نە از مبارزات مسلحانە عدەای مسلح و مصمم.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

1- "پ ک ک" بطور درازمدت می تواند دوست ایران باشد یا خیر، در نوشتار نگارنده گنگ است. منظور دوست مردم و تمدن ایرانی است یا رژیم سیاسیِ حاکم بر ایران؟ به نظر می آید نگارنده به عمد نخواسته است این تفکیک را روشن سازد.

2- "پ ک ک" پان کرد نیست. برای فهم این موضوع پیشنهاد می شود نگارنده به کُتب متعدد "عبدالله اوجالان" در باب اندیشه یا مانیفست "تمدن دموکراتیک" مراجع کند. لازم به توضیح است که در اندیشه اوجالان یکی از شاخص هایِ اصلی قابلِ انتقاد به مبارزات رهایی بخش گذشته، ابتلایِ این مبارزات به ناسیونالیسم کردی بوده است و نه اندیشه رهاییِ فرا کردی.

در این نگاه، مانیفست "پ ک ک" درست است که از میان مردم کرد سر بر آورده ولی به هیچ عنوان مانیفستی کرد محور یا "پان کردی" نبوده و نیست. جدا از اینکه این مانیفست مقبول افتد یا خیر شرط انصاف اشراف بر موضوع است که به نظر می آید نگارنده دارای اشراف بر ایده اوجالان نیست جدا از اینکه آن ایده صحیح باشد یا نباشد. بطور مثال کسی که موضوع ناسیونالیسم در ایران را بررسی می کند(یک محقق خارجی)باید بتواند تفاوت های نگاه جبهه ملی ایران با حزب پان ایرانیست و مثلا حزب توده ایران و چریک های فدایی خلق در موضوع ملی گرایی را تشخیص دهد.

3- "پ ک ک" گروهی ایدئولوژیک است و به همین دلیل به راحتی از معذورات وابستگی فرهنگی یا سیاسی به دولت های منطقه، خود و هوادارانِ اندیشه حزب را جدا ساخته و ورایِ دعوای کرد ایرانی با کرد عراقی یا ترکیه، توانسته اشتراک ایدئولوژیک بین کرد زبانان بوجود آورد و حتا از خراسان ایران یا تهران و پاره ای مناطق دیگر غیر کردی(ترک زبان- فارس زبان- ارمنی زبان- ترکمن زبان و عرب زبان...) عضو گیری نماید، بدین جهت تحلیل رفتار این حزب یا پیش بینیِ رفتار سیاسیِ آن بدون بررسیِ ایدئولوژی حزب معیوب می ماند.