چپ ایران و نئولیبرالیسم

در جهانی کە ما زندگی می کنیم، نئولیبرالیسم بە شکل مسلط در اقتصاد تبدیل شدە و تقریبا اقصا نقاط جهان را در برگرفتە است. مشخصە نئولیبرالیسم، عبارت است از اعتقاد بە نقش حداکثری بازار آزاد، کم کردن شدید نقش دولت در اقتصاد، و بە حداقل رسانیدن حقوق کار و کارگر در همە زمینەها است. نئولیبرالیسم با پدیدە جهانی شدن بە اوج خود می رسد، و درست از طریق ارگانهای بین المللی، از جملە صندوق بین المللی پول، بە اقتصادهای دنیا تجویز و تحمیل می شود.

گمانی در این نیست کە نئولیبرالیسم نە فقط علیە منافع کارگران است، بلکە حتی در مقایسە با لیبرالیسم اجتماعی در زمینە دادن امتیازات اقتصادی و اجتماعی بە تودە کار، عقب گرد محسوب می شود. انباشت شدید سرمایە در یک طرف و بە موازات آن تشدید فقر و فاصلە طبقاتی از نتایج محرز آن است. اما در همان حال باید گفت کە نئولیبرالیسم توانستە بە انقلاب تکنولوژی در سرمایەداری توان ببخشد و جامعە بشری بویژە در زمینە صنعت دیجیتالی، دوران نوینی را تجربە کند. پس از یک طرف سرمایەداری در شکل نئولیبرالیستی توانستە کماکان بە تولید ثروت و ارزش اضافی ادامە دهد، اما از طرفی دیگر بە تضاد طبقاتی بیشتر دامن بزند.

تا جائی کە بە برخورد نیروهای چپ بە نئولیبرالیسم برمی گردد، چپ بطور عموم خود را در جبهە مخالف آن می یابد. مقاومت در مقابل تعرض سرمایە بە منافع کار و کارگران از جملە خصوصیت چپ در برابر نئولیبرالیسم است.

اما آیا چپ ایران می تواند با توجە بە وضعیت ویژە ایران با همان نگاە و خصوصیات بە تعارض با نئولیبرالیسم برود؟ آیا بە همان صورتیکە چپ در کشورهای دمکراتیک و سکولار (چە پیشرفتە و چە عقب ماندە)، در برابر نئولیبرالیسم موضع می گیرد، چپ ایران نیز می تواند بە همان موازات برخورد کند، و اگر آری این موضع تا چە حد اصولی و منطقی می نماید؟

برای جواب بە این سئوال باید همان اصطلاح 'وضعیت ویژە ایران' را شکافت و از این منظر جواب سئوال را یافت.

چنانکە می دانیم در ایران از لحاظ فرم سیاسی یک حکومت مذهبی و غیرسکولار بر سر کار است کە در بعد اقتصادی یک اقتصاد دولتی را تجربە می کند با حضور وسیع نهادهای ایدولوژیک در اقتصاد (سپاە، آستان قدس رضوی،...) کە از آنان بعلت حضور وسیعشان در اقتصاد بعنوان اقتصاد موازی نام بردە می شود. بخشی کە حدس زدە می شود سهم آنان از اقتصاد کشور تا سی درصد است (البتە متاسفانە هیچ آمار دقیقی از میزان حضور آنان در اقتصاد کشور وجود ندارد). در اقتصاد ایران، بخش دولتی و بخش موازی زیر کنترل ارگانهای حکومتی و ایدولوژیک است و بنابراین بخش خصوصی اساسا بسیار ضعیف و حاشیەای. در واقع جمهوری اسلامی با حضور این دو شکل عمدە در اقتصاد کشور، و راندن بخش خصوصی از آن، بخش اقتصاد را تا حدود زیادی بە کنترل خود درآوردە است و بنابراین از حضور نیروی مدرن در اقتصاد خیالش کاملا راحت است. این باعث می شود کە در بخش اقتصادی با نیروئی مواجە نشود کە بعلت مدرن بودنش با خود خواستەهای مدرن در بعد سیاسی مطرح کند و بدین وسیلە موجودیت نظام را بە چالش بکشد. می توان گفت جمهوری اسلامی از این بابت دغدغە جدی ندارد.

اما این مانع از آن می شود کە چرخ اقتصادی در کشور بر وفق مراد بگردد. زیرا کە بعلت جهانی شدن و پدیدە نئولیبرالیسم، اقتصاد ایران باید بنوعی بە اقتصاد جهان گرە بخورد، وگرنە با مشکلات عدیدەای مواجە می شود کە شدە است. و درست بعلت همین منطق اقتصادی است کە جریاناتی در درون خود نظام بە این ضرورت پی بردەاند و در صدداند کە با پیروی از نئولیبرالیسم بە اقتصاد جهانی نزدیک شدە و اقتصاد ایران را عرفی کنند. اصلاح طلبان و اعتدالیون از جملە این نیروهایند.

از طرفی دیگر جریان مسلط بر سیاست کلان کشور تمام تلاش خود را می کند کە چنین امری صورت نپذیرد و قدرت آنان در بعد اقتصادی تضعیف نشود. آنان با طرح ایدەهای ضد سرمایە داری و ضد نئولیبرالیستی و البتە از موضع ارتجاعی کاملا در مقابل این طرح ایستادەاند زیرا می دانند با تقویت نئولیبرالیسم در ایران، نە تنها موقعیت اقتصادی آنان تضعیف می شود بلکە در درازمدت  بنیان ارزشهای سیاسی، معنوی و فرهنگی آنان کە بە زور سرنیزە بر مردم تحمیل کردەاند، فرو خواهد ریخت و بدین ترتیب کل نظام ایدولوژیکی جمهوری اسلامی بە زیر سئوال خواهد رفت.

واقعیت این است کە مشارکت چپ در طرح ضد نئولیبرالیستی، بە تقویت و ماندگاری چنین نگاهها و چنین بخشهائی در همین نظم جمهوری اسلامی منجر می شود و باعث تضیف گرایش مدرن و حضورش در بخش اقتصاد می شود. چپ ایران همراە با بخش ایدولوژیکی مسلط بر اقتصاد، عملا بە ماندگاری این بخش بر اقتصاد ایران یاری می رساند. زیرا کە عملا جایگزینی برای آن در صحنە اقتصادی کشور وجود ندارد. عدم حضور سرمایە خارجی در کشور منجر بە تقویت همان نیروهای موجود مسلط در اقتصاد می شود. و این یعنی بیکاری و فقر بیشتر. گرە زدن اقتصاد ایران بە اقتصاد دنیا منجر بە تقویت نیروهای غیر ایدولوژیک مذهبی می شود، امری کە از ضروریات روند تضعیف بنیانهای اقتصادی نظام مذهبی است.

البتە مشکل است کە بتوان چپی را تصور کرد کە بشیوە مرحلەای و تاکتیکی هم شدە با نئولیبرالیسم موافق باشد. اما اگر بحث اساسا بر سر تغییر و تحول در نظام سیاسی کشور است و نە تنها منافع اقتصادی، باید گفت کە بازشدن اقتصاد ایران بە روی اقتصاد دنیا، و در مرحلە فعلی در ایران با فرم نئولیبرالیستی، باید از واقع بینی های چپ باشد.

البتە بجز تاثیرات نئولیبرالیسم در بعد سیاسی قضیە، حتی از بعد اقتصادی هم نئولیبرالیسم بعلت آوردن سرمایە بە داخل کشور باعث تولید ثروت و تولید کار می شود و در مقایسە با وضعیت کنونی کە اقتصاد ایران مشکل تولید ثروت و تولید اشتغال دارد، قدمی بە جلو محسوب می شود. و بدین ترتیب کارگران در موقعیت بهتری نسبت بە حال قرار می گیرند. با شکل گیری اقتصاد نئولیبرالیستی، البتە بشیوە مرحلەای، سرمایە بە داخل کشور سرازیر می شود، این سرمایە با خود کار می آورد، و با اشتغال زائی، وضعیت معیشتی کارگران ایران در مقایسە با دوران کنونی کە اساسا کار وجود ندارد، وارد مرحلە بهتری می شود.

بنابراین نئولیبرالیسم در شرایط خاص ایران نە تنها منفی نیست بلکە مثبت هم هست، هم در زمینە تاثیرات سیاسی آن و هم در بعد اقتصادی. نئولیبرالیسم آن المنتی است کە می تواند در کنار مولفەهای دیگر بە تضیف نقش دولت مذهبی در ایران یاری رساند.

اگر چپ بە آزادی و از جملە آزادی بورژوازی احتیاج دارد تا در آن نفس بکشد و وظایف طبقاتی و سیاسی خود را بهتر بە پیش ببرد، بە همان اندازە در شرایط مشخص ایران هم همین چپ بە حضور نئولیبرالیسم اقتصادی در جامعە نیاز دارد تا بتواند با حضور نیروهای مدرن در تولید، بنیانهای تحول از نظام مذهبی بە نظام سکولار را پی بریزد. بدون این حضور مدرن در اقتصاد، در ایران شاید فروپاشی رخ بدهد، اما هیچگاە انقلاب نخواهد شد.

ازجاکندن بنیانهای مذهبی اساسا یک وظیفە مدرن است، و حضور نیروهای مدرن در اقتصاد ایران، بخشی از کل پروژە. چپ ایران بشیوە تاکتیکی هم کە شدە باید با این ایدە آشتی کند.



افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

سرمایه داری از آغاز تا امروز در تمام جنبه هایش به نقد کشیده شده است و ادامه خواهد داشت .مگر شعار «آزادی عدالت اجتماعی دموکارسی سویسیایسم» در پای این صفحه نبینیم یا قبول نداشته باشیم.
درست آنست که هر زمان چه در ایران چه در پیشرفته ترین سرمایه داری های جهان که سیاستمداران با ایده های نئولیبرالیستی در حال «پاکسازی» دستاورد های سوسیال دموکراسی می باشند. نیروهای چپ ، سوسیال دموکرات ، فعالان محیط زیست ، فمینسیت ها ، تمام کنشگران مدنی برای سازماندهی جبهه مقاومت علیه یورش بربر منشانه ی نئولیبراستها بایستند . طنز تاریخ است که چند سال پیش ژرژ دبلیو بوش با بلیر و سرکوزی برای دموکراتیزه کردن عراق ، لیبی و افغانستان لشگر کشی کرد. امروز دونالد ترامپ ، مای و مکرون در حال زمینه چینی برای بمباران سوریه می باشند. سناریو مثل عراق است . در آنجا به بهانه ی سلاح های کشتار جمعی و در سوریه بخاطر استعمال سلاح شیمیائی . در عراق هرگز ثابت نشد که چنان سلاح هائی وجود دارد در سوریه نیز مهم نیست . هدف وسیله را توجیه می کند.
بهر صورت برای نجات مناسبات سرمایه داری در ایران از شر حکومت ولایت فقیه . اجازه دهید که نمایندگان سرمایه داران و اقشار ممتاز جامعه هزینه دهند و حزب خود را تشکیل دهند . دلیل ندارد که ما برای آنها بطور رایگان تبلیغ کنیم.
ایران نیاز به فعالیت آزاد تمام احزاب راست ، میانی و چپ و جدائی دین از حکومت دارد.
پیروز باشیم