آغازی نو: تشکیل حزب چپ ایران(فدائیان خلق)

سال ها تلاش برای همگرایی و وحدت نیروی چپ، بالاخره در روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۹۷ مصادف با اول آوریل ۲۰۱۸ به ثمر نشست و سال نو را به بهار و آغازی نو برای بخشی از نیروی چپ جامعه ما بدل کرد!


در همان سه روز کنگره، ما از سویی شاهد شور و شوق شرکت کنندگان و برگزارکنندگان کنگره و از سوی دیگر نظاره گر دل نگرانی هایشان بودیم. سه روز پر تب و تاب، همراه با لحظاتی که زبان ها قادر به بیان شور و امید یا نگرانی که در آن موج می زد نبودند.

علیرغم کارهای زیادی که توسط گروه های کاری برای تدارک کنگره مشترک انجام شده بود، اما به هنگام آغاز این کنگره متوجه برخی از کمبودها شدیم و برخی از آنها را تازه پس از اتمام کنگره و در سایه گزارشات مکتوب یا تصویری (ضمن سپاس از همه گزارشگران و رسانه ها) دریافتیم. این اما اولین کنگره مشترک ما و همراه با ابتکاراتی جدید بود. ما از یک سو با تجربه و شرایط جدید و از سوی دیگر با کاستی های غیرقابل پیش بینی مواجه بودیم. اگرچه هر کدام از نیروها به تنهایی یک روند معینی را طی سال ها کار مشترک نهادینه کرده بودند، اما وقتی سه جریان در کنگره مشترک کنار هم قرار گرفتند، مشخص شد که پیشبرد همه وظائفی که سه جریان به عنوان دستور جلسه کنگره برای خود در نظر داشتند، به سادگی امکان پذیر نیست و در پایان کنگره نیز، به اجبار تکمیل و تصویب بخشی از آن به کنگره آتی (منشور) و یا به شورای مرکزی (سند سیاسی) سپرده شد. 

خستگی سال ها تلاش و بخصوص کارهای زیادی که در چند ماه آخر بسیاری از شرکت کنندگان در کنگره با آن درگیر بودند، انرژی کافی برای لذت بردن از این پیروزی در آخرین لحظات کنگره و پس از انتخاب شورای مرکزی را، برای بسیاری از آنان نگذاشت. طولانی بودن این پروسه، باور به پیروزی را مشکل تر می کرد. اما وقتی که پس از پایان کنگره مشترک، پیام های تبریک چه خصوصی و چه علنی آغاز گشت، به مرور تاثیرات و بازتاب این کنگره در خارج از آن آشکارتر گشت.

کنگره مشترک در شرایطی برگزار شد که ما با تشدید هر چه بیشتر مبارزات کارگران، زنان، جوانان و نیروهای ملی – قومی بر سر مطالبات خود از سوئی و گسترش بازداشت ها و سرکوب خیزش های مردمی، کارگران اعتصابی و کنشگران زن از سوی دیگر مواجه بودیم. همین امر احساس مسئولیت در شرکت کنندگان و برگزار کنندگان کنگره را بعنوان نیروی چپ و مهمترین حامی این مبارزات بالا برد. این احساس مسئولیت نیز بود که باعث شد علیرغم اختلافات نظری و سیاسی، در نهایت با هم بر سر مهمترین مسائل اصولی به تفاهم و مخرج مشترک برسیم و بتوانیم سرانجام با توافق روی نام و با تصویب اساسنامه و انتخاب شورای مرکزی، اولین گام های لازم برای ادامه کاری را برداریم.

نباید فراموش کنیم که ما در آغاز راهی طولانی قرار داریم. ما پس از پایان دادن به بخشی از جدایی ها، ضمن تلاش در همراه کردن هر چه بیشتر نیروهای چپ در چارچوب حزب تازه تاسیس، به زمان مشخصی برای همگرایی نیازمندیم. طول خواهد کشید تا بتوانیم به یکدیگر اعتماد بیشتری پیدا کنیم و از حرف و حرکت یکدیگر آنچه را برداشت کنیم که منظور و مقصود دیگری است. ما با سه یا چند زبان و فرهنگ تشکیلاتی، سال ها در چارچوب چند تشکل فعالیت کرده ایم و امروز باید تلاش کنیم تا به همگرایی هرچه بیشتری دست یابیم. طبیعی است که تنها با حوصله و تلاش و حسن نیت قادر خواهیم بود تا گام اولیه را ارتقا بخشیده و این نیرو را قوام داده، پایش را روی زمین سفت کنیم. 

کنگره مشترک و پروسه آن نشان داد که ما تیم بزرگی هستیم که به دانش و تجربه در زمینه های متفاوت مجهز است و از اراده ای آهنین در رسیدن به هدفش برخوردار است. باید مدبرانه و بردبارانه به ابزار استفاده بهینه از این نیرو نیز دست یابیم. سعی کنیم همدیگر را بفهمیم، تصحیح کنیم، تکمیل کنیم و بدانیم که تنها دست در دست یکدیگر می توانیم این کشتی را که در میان طوفان های زیادی سفر خود را آغاز کرده است، به سرمنزل مقصود برسانیم. 
منبع: 
عصر نو

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

سرکار بانو عظیمی! کنگره مشترک که په پایان رسید و اعلام حزب چپ ایران – فدائیان خلق - اعلام موجودیت کرد مقاله شما نشر می یابد که نوشته ای " ما در آغاز راهی طولانی قرار داریم" این گزاره ژنریکی است که قبلا نیز در تب و تاب اتحادهای چپ و جمهوریخواه شنیده شد اما بلافاصله فروکش می کند و در هیاهوی انشعاب و فترت اتحاد چندماهه گم می شود. از شما سئوال می کنم، تشکل تازه تاسیس حزب چپ ایران – فدائیان خلق – بی وجود اساسنامه و مرامنامه چه سرنوشتی خواهد داشت آیا کپی برداری از الگوی حزب چپ آلمان و اروپا مثمر ثمر خواهد بود. اما همین که در صحن کنگره می شنوی که امروز سیاستی مصوب می شود فردا هر کس می تواند آن را گردن نهد یا ننهد. حال و وضع حزب نوبنیاد معلوم است.آیا فراکسیون یا گرایشی در حزب تازه تاسیس می تواند در تقابل با مشی مبارزه رفورمیستی حرکت کند یا بالعکس می تواند همزمان شعار های "تغییر رژیم" و "براندازی " سر دهد؟ بسر بردن گرایشات و فراکسیون ها در تضاد مابین رفرم"اصلاح" و براندازی موجب نخواهد گردید؟ آیا حزب تازه تاسیس همواره در موضع گیری های روزمره، دچار تناقض و سردرگمی نخواهدشد. و پایان سخن عنوان می کنم این امر که بعد از "ده سال" کار تدارکاتی در طی سه روز، کنگره نمی تواند مشی سیاسی و اساسنامه حزب جدید را که خلاصه شده بودند، تصویب کندرا چگونه توجیه می کنید که این عدم توانائی در تصویب، از پراکندگی ذهنی و فکری و ایدئولوژیک شرکت کنندگان خبر می دهد.