ضرورت دولت مردم محور، عدالت اجتماعی و سوسیالیسم

بی تردید قریب به اتفاق مردم خواستار زندگی در جهانی هستند، که توسط مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و منابع طبیعی به چالش کشیده نشده باشد. در جهانی که رفرمهای ضد مردمی آموزش و درمان و اخلاقیات اجتماعی را مثله نکرده باشد. در جامعه ای که خواسته های انسانی بر زمین سخت دولت های مردمی و تضمینات حقوقی دولت زحمتکشان استوار باشد.

مردم میخواهند، (آنچه که در شرایط سرمایه داری ممکن نیست) به آزادی، برابری، برادری دستیابند. در این راستا همه زحمتکشان باید هرچه بیشتر متحد و هرچه مطمئن تر در راستای آینده ما، در راستای استقرار سوسیالیسم پیکار کنند.

جنبش های حقیقی کارگری بر عرصه فرایند فوق بتدریج بیدارتر می گردند، آگاهی اجتماعی جامعه اوج میگیرد. بر همین مبنا زحمتکشان در سرتاسر جهان در جستجوی راه های تازه ای در راستای اتحاد و پیکار میباشند. آری، هنوز دشمن طبقاتی قدرتمند است. آری، هنوز در بیشتر موارد باید شکست را مزه کرد. با اینهمه، هنوز کوبا بر مواضع خود ایستاده است، هنوز برزیل در برابر رفرمهای ضدمردمی مقاومت میکند، هنوز بولیوی با بحران دست و پنچه میزند. در نپال ائتلاف کمونیستها دو سوم کرسی پارلمان را بدست آورده اند. دامباس با فاشیسم می جنگد....  

سرمایه داری بار دیگر بسان دوران پیشا اکتبر، به بالاترین میزان هار شدن رسیده است. دیری نخواهد پایید که دوباره ساعات کار روزانه افزایش یابد، مرخصی های ماهانه حذف گردد، کل مزایایی که از بیم پیشرفت اردوگاه ارائه شده بود، باز پس گرفته شود.

اما جهان راکد نمانده است، تاریخ نیز با سرمایه داری تمام نمیشود. همزمان با رشد پس ستاندن مزایای اجتماعی در بسیاری از عرصه ها در جهان سرمایه، بهمراه عدم توانایی حل معضل بحران ها، رشد شدید تکنولوژی، افزایش روزافزون مطالبات متناسب با دوران، درک جدی تری از "تغییرات و دگرگونی" در اروپا در حال جان گرفتن است. در این اواخر اوضاع اجتماعی در امریکا و نه تنها امریکا با عدم ثبات روبرو گشته است، همه اینها و بسیاری موارد دیگر گویای رویکردهای متفاوتی خواهد بود، که بروزآنها در آینده نه چندان دور بسیار محتمل است.

پرواضع است، زمانی که سخن از سود میرود، دولت مردم محور، عدالت اجتماعی و سوسیالیسم جایی در این بازار ندارد. جایی که بقول مارکس، برای سود سیصد درصدی مرتکب جنایت خواهد شد (نقل به مضمون). واقعیتی که اینک در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه ... در جریان است. این سود است که دین مردم را مستمسک دست خود قرار می دهد، در قالب حکومت ولایی در"قطع دست" مردمی که قربانی غارت و ستم مضاعف همانها است، آشکار میشود. بقول لنین: "سرچشمه آمال و هدفهای متضاد افراد عبارت است از تفاوت بین موضع و شرایط زندگی طبقاتی که این افراد درآن جای دارند و جامعه را تشکیل میدهند".

پیکار طبقاتی اینک آشکار تر از هر دورانی در جریان است، تضاد میان کار و سرمایه با همه تبلیغات دروغین اربابان ثروت بشدت ادامه دارد، پایان یا فروکش آن دروغ محض است. زمانی که یک درصد ثروتمندان 99 درصد ثروت جهانیان را دراختیار دارد، نمی تواند از ماهیت جنایتکارانه نظام سرمایه داری – امپریالیسم سخن نگفت، فرایند شدید نبرد طبقاتی را ندید. تسلیم و یا "چشم بند" زدن در برابر جنایت سرمایه، تائید جنایت، متعاقبا شراکت در جنایت است!.

درک ماهیت پیکار طبقاتی دوران، و فرایند مبارزه، تنها با پرچم م.ل. ممکن است. همانطور که لنین مینویسد: "در پیچ و خم ها و اشفتگی های ظاهری جامعه، مارکسیسم راهنمای اصلی را به دست میدهد و قوانین عینی و ضروری جامعه را کشف میکند. این راهنما، تئوری مبارزه طبقاتی است".  

در ایران در اعتراضات سراسری دی ماه مردم ایران مواضع خود را با حکومت ولایی روشن کردند. شرایط برای یک دگرگونی بنیادی کاملا فراهم است. یعنی اگر بر معیار لنینی سخن گفته باشیم، بالایی ها به شیوه موجود توان ادامه حکومت را نداشته، پایینی ها حاضر به زندگی به شکل موجود نمیباشند. درواقع، "وضع انقلابی" یا شرایط عینی مهیا ست. البته بر پایه نظر آموزگار پرولتاریا شرایط عینی به تنهایی موجب دگرگونی بنیادی نمی گردد، باید عامل شرایط ذهنی نیز که همانا حزب پیشاهنگ است در جامعه وجود داشته باشد. اما در ایران رژیم ولایی در سالهای شصت همه حزب های مترقی – ملی میهنی را برای چنین روزی سرکوب کرد. پرواضع است، که سرکوب حزب ها و سازمانهای مترقی – ملی در یک جامعه موجب فروکش کردن مطالبات عدالت طلبانه، فرازمندها در  جامعه نمیشود. جامعه ها دائما در فرگشت و فرازمندی هستند، ایران از این قائده مستثنی نیست.

وضعیت فعلی کشور نشان میدهد، که ساختار مستبد حاکم با اختلافات عمیق درونی خود، عمیقا در بن بست قرار گرفته، هیچ برنامه مشخصی در راستای بیرون بردن کشور از اوضاع وخیم فعلی ندارد. با اینهمه رژیم به اجرای دستورات نهادهای جهانی مالی- پولی که در سرتاسر جهان عواقب جانبی داشته ادامه داده، متعاقبا مردم را هرچه بیشتر فقیرتر کرده، واکنش به آن، موجب چنان طغیانی خواهد شد، که توانایی مقاومت از سوی رژیم در هیچ عرصه ای نباشد.

اما با وخامت اوضاع رژیم ولایی، ما بمثابه کمونیست جای برای خود در روز پسا رژیم در نظر گرفته ایم؟. چه راه حلی برای برون بُرد جامعه از باتلاقی که حاکمان فعلی ساخته اند، داریم ؟. حزب ها و سازمانهای سیاسی کمونیستی چه برنامه های اقتصادی برای فردای ایران پیشنهاد میدهند؟. شکل و محتوای پیکار آتی در راستای تصرف دولت، استقرار ساختار های اقتصادی بر چه مبنا میباشد.     

از دید نگارنده، برای یافتن پاسخ به پرسش های فوق، باید بسوی لنین اموزگار پرولتاریا رفته، نقش آموزه های وی را هرچه بیشتر در شرایط رویکردهای امروزین ایران، در راستای یافتن رهکردهای منطقی نمایان سازیم.  

اگر چه برخی "کمونیست" های ایرانی پس از فروریزی اردوگاه لنین گریز شده اند. این بدین خاطر است، که ما امروزه به اشکال گوناگون به تاریخ و رویدادها مینگریم. از طرفی نیز میتوان گفت، که حافظه تاریخی هماکنون در نزد بسیاری از ما کم رنگ یا فراموش شده است. چراکه، کسانی که از حافظه تاریخی کمتری برخوردار هستند- اصولا تلاش دارند، آنارا سریعتر فراموش نمایند. آنهانی که تجربه بیشتری دارند، نمی دانند که کدام بخش را به فراموشی بسپارند.

یکی از این فراموشی های عمدی موضوع لنینیسم است. گفتمانهای شدیدی پیرامون لنین و میراث نظری وی در سراسر جهان جریان دارد. حتی اگر در سازمانی از سخن گفتن از لنین خودداری شود، باید گفت، بدین معنا نیست، که تاریخ لنین را فراموش کرده است. لنین در سده گذشته بشدت با تاریخ عجین شده است، به تاریخ نمیتوان دروغ گفت.

در "تشریح" دوران معاصر نیز، چه بخواهیم و چه نخواهیم با میراثی که لنین برجا گذاشته است، باید سروکار داشته باشیم. آیندگان نیز ما را در برخورد جاری به لنین، گذشته از اینکه چه راهی را آزاد از هرگونه تعصب برگزینیم، ارزیابی خواهند کرد. نگارنده در این تردیدی ندارد.

بهمین منظور چکیده ای ازآنچه که لنین نوشت و یا گفت، در راستای بازخوانی در ذیل ارائه می کنم:

"برای مدیریت، نخست باید به موضوع آشنا بود". مجموع آثار جلد 40 دسامبر 1919 به روسی

***

پیشاهنگ زمانی وظیفه پیش اهنگی خود را انجام خواهد داد که، ازهدایت توده ها، و پیش بردن حقیقی آنها، بدون وقفه تلاش کند. مجموع آثار جلد 45 ص 23 به روسی

***

در میان توده ما همچون قطره ای در دریا هستیم، و ما تنها زمانی میتوانیم آنها را هدایت کنیم که آنچه را که توده می تواند درک میکند، دقیق بیان کینم. مجموع آثار جلد 45 ص 112 به روسی

***

همه هنر این استکه، پیش اهنگ از خودسازی نهرسد، از ناکافی بودن آمادگی و دانش خود آشکارا بگوید. جهت حرکت به پیش در میان توده های گسترده... ، با اثبات کار و عملکرد و تجربه خودبهره برداری کند، نشان دهد که می آموزد و می اموزاند و حامی توده ها هست، توده را به پیش هدایت میکند. مجموع آثار جلد 45 ص 137 به روسی

***

همکاری و همیاری برای حل امور دولت کارگران و دهقانان ضرورت دارد. اما هرگونه بادکردن همکاری و همیاری، هرگونه به انحراف کشاندن آن، بوروکراسی، عدم پاسخگویی، تبدیل همکاری و همیاری به موسسه ای برای حرافی، شر بزرگ بحساب میاید. مجموع آثار جلد 39 ص 45 به روسی

***

وظیفه سازمان و رهبران حزبی یعنی: تلاش پایدار، گونه گون، کار مدام همه اندیشمندان نماینده طبقه مورد نظر در افزایش آگاهی و تجربه لازمه، همچنین شمع سیاسی جهت اتخاذ تصمیمات سریع و درست در مساله پیچیده سیاسی میباشد. مجموع آثار جلد 41 ص 52 به روسی

***

ما باید بورکراتیسم را به دادگاه علنیت بکشانیم: تنها بدین شکل ما این بیماری را درمان خواهیم کرد. پیشنهاد میکنم، بوروکراسی را با کار، با بهرمندی هنر نظامی از بین ببریم. مجموع آثار جلد 54 ص 23 به روسی

***

ما را گرفتار باتلاق بورکراسی، نوشتن ها، حرافی در باره فرمانها، نوشتن فرمانها میکنند، در این دنیای کاغذ، کار سازنده و زنده غرق خواهد شد. مجموع آثار جلد 44 در نامه به رفیق تسیروپ به روسی

***

کوچک ترین بی قانونی، کوچکترین تخلف در نظم شوروی یعنی چاله ای، که دشمن زحمتکشان بلافاصله ازآن بهرمند خواهد شد. (نامه به کارگران و دهقانان به بهانه پیروزی بر کالچاک) به روسی

***

بالاترین شرم و شرمساری زمانی استکه، حزب حاکم از مزدوران "خودی" دفاع کند. مجموع آثار جلد 45 در نامه به هیات سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه (بلشویک) به روسی  

***

... سخت است که پارلمان کمونیستی با عروسکهای پارلمان بورژوازی بازی نکرده، بلکه به کار روزانه تبلیغ و آژیتاسیون، سازماندهی توده ها بپردازد. (بیماری کودکی در کمونیسم) به روسی

***

انتقاد – به شدیدترین، خشنترین، آشتی ناپذیرترین شکل را لازم نیست متوجه پارلمانتاریسم یا فعالیتهای پارلمانی کینم، بل باید متوجه کسانی کرد که نمی دانند، یا کسانی که نمی خواهند از انتخابات پارلمانی و تریبون پارلمانی جهت امر انقلاب و کمونیسم استفاده کنند. (بیماری کودکی در کمونیسم) به روسی

***

درمسئلە  جدی، گفتن ناموفقانه حقیقت بهتر از سکوت در برابر آن است.  

***

ما بخود اجازه استفاده از جملاتی که در نگاه نخست شبیه پارادوکس است را میدهیم: که سوسیالیسم را باید از سازماندهنگان بزرگ سرمایه داری آموخت. این البته پارادوکس نیست، آنکس که در این مورد فکر کند، به آسانی به اطمینان میرسد، فابریک های بزرگ، صنایع ماشین سازی،- همین فابریکهای بزرگ که به بالاترین حد استثمار زحمتکشان رسیده اند، مرکز تمرکز طبقه کارگر میباشند، که بتنهایی توانایی ازبین بردن تسلط سرمایه داری را داراست و میتواند گذار به سوسیالیسم را آغاز نماید. مجموع آثار جلد 36 ص 137 به روسی

***

البته، من همیشه گفته ام، می گویم و خواهم گفت، که ما باید کمتر به سیاست بپردازیم، بیشتر به اقتصاد. اما برای اجرای این امر، باید خطر سیاسی و اشتباه سیاسی وجود نداشته باشد. مجموع آثار جلد 42 ص 281 به روسی

***

کمونیستها باید در آموزش از متخصصین بورژوازی، از بازرگانان و تعاونی های سرمایه داری و سرمایه داران ترس نداشته باشند. آموزش از انها باید در شکل و ماهیت مختلف باشد، همانطور که در ارتش آموختیم. نتایج "آموخته ها" تنها در تجربه عملی بم حک گذاشته میشود: بهتر از متخصصان بورژوازی بساز، به نتایج بالاتری در امر کشاورزی، صنایع، توسعه ترکیب کشاورزی با صنایع برسید. در امر "آموزش" خساست نکنید: در هزینه کردن از این بابت دریغ نکنید، مهم این است، که موثر باشد. (لنین در باره سیاست نوین اقتصادی 1921) به روسی

***

در راستای تاب آوردن در پیکار با سرمایه داری، قاطعانه باید سیاست جدیدمان را اجرا کرد. باید سازمان خود را طوری بسازیم، که رهبری حزب کمونیست جای کسانی نشود که از تجربه کافی برخوردار نباشند. اغلب اوقات در صدر موسسات یک کمونیست، آدمی که زندان کشیده باشد را می گذارند، اما کسی که تجارت نداند، تصادفی در مدیریت یک تراست دولتی گذاشته شده است. با فرض، اینکه از شایستگی بالایی برخوردار است، کمونیست است، اما بازرگان ممکن است چپ و راست بزند، کمونیست ها بهتر کارخواهند کرد، چراکه شایسته تر هستند، جای هیج شک و شبهه ای نیست، بر همین مبنا کسی را در جایی می گذارند که باید بجای آن کسی می نشست که صادقانه و بهتر از یک کمونیست کار را انجام میداد.  مجموع آثار جلد 45 ص 23 به روسی

***

با توجه به اینکه انقلاب ما بثمر نشسته است، اگردر شرایط مشخصی، جریان مبارزه ما را به عقب برگرداند، در چنین مرحله ای از تاریخ، حزب ما استفاده از پارلمانتاریسم بورژوازی را نباید رد کند. هرشرایطی و در هر وضعیتی حزب باید برای جمهوری شوروی بمثابه بالاترین دمکراسی نوع دولتی و بمثابه شکل دیکتاتوری پرولتاریا، نابودکننده استثمار استثمارگران و سرکوب مقاومت آنها مبارزه کند.

***

نتیجه روش است: نفی "اصولیین" سازش، نفی هرگونه امکان سازش در کل، به هرشکلی که باشد، کودکانه است، حتی نباید جدی گرفت. "لنین بیماری کودکی در کمونیسم" مجموع آثار جلد 41 ص 20 به روسی

***

شک نیست سیاست را ما آموختیم، در این قسمت فریب ما ممکن نیست، در اینجا ما از دانش کافی برخورداریم. اما در مورد اقتصاد، اوضاع خوب نیست. بهترین سیاست منبعد سیاست کمتر است. مجموع آثار جلد 42 ص 156 به روسی

چکیده آنچه که به انتخاب و سلیقه نگارنده ذکر شده است، در راستای گستردگی اندیشه های انقلابی لنین بر موارد مشخص است. طبیعتا، گفتمان پیرامون لنین امریست عادی. لنین نیز اشتباهات وکاستی هایی داشت که ما کمونیستها از بیان آنها ابایی نداریم. با اینهمه باید بارها و بارها آثار لنین که همانا مارکسیسم است، را خواند، آموخت و بکار گرفت. این تنها رمز پیروزی خواهد بود.

اردشیر قلندری

 

افزودن نظر جدید