به مناسبت ۴۳ مین سالگرد کشتار ۹ زندانی سياسی توسط رژيم شاه به یاد بیژن جزنی، چهره شاخص چپ مستقل ایران

چهل و سه سال پیش، سی ام فرودین ماه روزنامه های عصر تهران خبر کشتار ۹ تن از زندانیان سیاسی را اعلام کردند. فدائیان خلق، بیژن جزنی، حسن ضیا ظریفی، مشعوف (سعید) کلانتری، عزیز سرمدی، محمد چوپان زاده، عباس سورکی و احمد جلیل افشار و مجاهدین خلق، مصطفی جوان خوشدل و کاظم ذوالانوار، روز قبل در تپه های اوین تیرباران شده بودند. رژیم شاه مدعی شد که آن ها در حین فرار کشته شدند. برای جامعۀ سیاسی ایران اما، واقعیت جنایتی که رخ داده بود، پوشیده نبود. بعد از سقوط رژیم پهلوی یکی از جلادان شریک در این کشتار، پرده از دروغ بزرگ دستگاه امنیتی شاه برداشت و چگونگی آن را برملا ساخت. رژیم شاه با این کشتار، ضربۀ سنگینی بر فدائیان خلق و چپ ایران زد.

بیژن جزنی از برجسته ترین معماران چپ نوین ایران و از رهروان خستگی ناپذیر آن بود و میراث او برای ما که امروز در تلاش متحد کردن نیروی چپ، زیر پرچم حزب چپ ایران هستیم، از ارزش زيادی برخوردار است. بيژن در زمانه ای که وابستگی به این یا ان قطب جهانی در میان نیروهای چپ، جزء جدائی ناپذیر هویت آن ها بود، بر استقلال و اتکاء به نفس چپ تاکيد داشت و پیشتاز پی  ريزی جريان مستقل چپ ايرانی و نگاه متفاوت و نقادانه به جنبش جهانی چپ و قطب های نيرومند آن بود. او که خود در نوجوانی از فعالان حزب توده ايران بود، با نقد جسورانه سياست منفعت طلبانه و زيانمند اتحاد شوروی تحت عنوان انترناسيوناليسم پرولتری، گام مهمی درجهت شکل دادن به یک جریان نیرومند چپ مستقل برداشت، از الگوسازی های رايج و قطب گرائی های پرتنش زمان خود فاصله گرفت، بر استقلال نظر و عمل چپ پای فشرد و فرهنگ دنباله روی از این یا قطب جهانی را به چالش کشید.

بیژن جزنی و یارانش رهبران سیاسی و فکری چند نسل از نيروهای چپ ایران بودند. آن ها با اندیشه های خود چشم اندازهای نوینی را پیش پای فعالان چپ زمانه خود گشودند، با زندگی و توانائی های خود جسارت برخاستن در مقابل قدرت های سرکوبگر و پنجه در پنجه استبداد انداختن را به نسل های بعدی چپ ایران آموختند. آن ها آتشی را بر افروختند که شعله های آن هنوز بر جان های امروز نیز فروزان است.

بدون ترديد بيژن و ياران او از سرآمدان نسل خود، از اولين مشعل داران گشایش راهی دیگر و متفاوت برای چپ ایران در سال های سیاه بعد از کودتای ۲۸ مردا ۱۳۳۲ بودند. آن ها از خود گذشتگانی بودند با قامتی بر افراشته که از خاکستر سرد شکست ها سر بر آوردند و شعله های امید به آینده را بر افروختند. آنان مشعل داران پیشگام جریانی بودند که در عرض مدت کوتاهی به یک جنبش بزرگ تبدیل شد و  با جسارت و توانائی های خود، راه به دنیای افسانه، اسطوره و شعر شاعران باز کرد. ققنوس هایی که از خاکستر خود دوباره زاده می شدند. دلاورانی که نه تنها در زمانۀ خود، هنوز هم نامشان مترادف امید و مبارزه برای آینده ای بهتر و انسانی تر و مقابله بی امان با بیداد و استبداد است.

رژیم پهلوی نزدیک به چهل سال است که رخت بربسته و بر جای آن اهریمنی ددمنش تر سر برآورده است. اما خاطرۀ بیژن و یارانش که در تپه های اوین با سری افراشته در برابر رگبار گلوله ایستادند، هم چنان زنده است.

یاد و نامشان گرامی باد!

 

۳۰ فروردين ۱۳۹۷ (۱۹ آوريل ۲۰۱۸)

 

افزودن نظر جدید