نبرد ضد اطلاعاتی نئوکان ها – بخش اول

مقدمه

ما بیخبر از وسعت و عمق آنچه  در اینترنت برجای می گذاریم، می باشیم. 'کمبریج انالیتیکا' نام شرکتی انگلیسی از شهر کمبریج انگلستان می باشد که امروز به دلایل ویژه ای ورد زبان هاست. مثل خیلی خبرهای دیگر چند هفته ای در سرفصل خبرها خواهد ماند، و بعد ها از سرفصل خبرها افتاده و زیر بار خروارها خبر دیگر محو خواهد شد. جای آن دارد که کمی در این واقعه درنگ کرده و این موضوع را از زیر ذره بین بگیریم که واقعا در دنیای جنگ ضد اطلاعاتی نئوکان ها چه می گذرد و این مساله چه تاثیرات ویژه ای می تواند بر روند مبارزات دموکراتیک و سوسیالیستی در ایران بگذارد.

کمبریج انالیتیکا چه کار می کرد. در یک جمله ساده، این شرکت در مورد پروژه های تبلیغاتی انتخاباتی، از جمله انتخابات ریاست جمهوری کشورهای مختلف جهان، اطلاعات انبوه دهها میلیون نفری اعضای استفاده کننده گان رسانه های انترنتی مثل"فیس بوک"، "تلگرام"، " تویتر" و "گوگول" و غیره کشورهای مربوطه را خریده و بر بستر ظریفترین نکات حساس عاطفی، شخصیتی، حساسیت های سیاسی، فرهنگی و دیگر ویژگیهای شخصیتی ما استراتژی شستشوی مغزی افراد در مقیاس کلان را در رای دادن به کاندیدای مورد نظر، و یا در مبارزات جنگ روانی تبلیغاتی جهت حمایت از سناریو های ساخته پرداخته ویژه ای بکار گرفته و بر بستر آنها جنگ روانی هدفمندی را هدایت کرده و یا کاندیداها و جناح های ویژه ای را لجن مال کرده و کاندیداهای دیگری را از طریق دروغ، خبرسازیهای ساختگی و تبلیغ و شانتاژ بر رای و روان مردم جای داده و در روز موعود نتیجه مورد نظر خویش را گرفته تا به هدف مورد نظر خویش برسند.

سرسخن

 قبل از اینکه به کارکرد و نقش کمبریج انالیتیکا بپردازیم، باید به اهمیت وسعت اطلاعاتی که ما در اینترنت از خود برجای می گذاریم، بپردازیم. بطور مثال اینکه ما در فیس بوک چه مطالب و تصاویری را لایک می زنیم، چه مطالبی را می خوانیم، با چه کسانی تکست و مسیج رد و بدل می کنیم، با آنها راجع به چه مسائلی صحبت می کنیم، چه مطالبی را شیر می کنیم، خودمان چه نوع مطالب و تصاویری را به اشتراک می گذاریم و غیره، این امکان را می دهد تا کوچکترین زوایای شخصیت روانی، اجتماعی، شخصی، خانوادگی، سیاسی و اجتماعی ما بصورت پروفایل کاملی در اختیار این موسسه های رسانه ای قرار بگیرد. دنیای اینترنتی نه تنها پروفایل افراد کشورهای مختلف را در اختیار دارد، بلکه می تواند آنها را گروه بندی کرده و بر روی آنها تحقیقات و تحلیل های کارشناسی انجام داده و ظریف ترین روند ها و ویژگیهای روانی اجتماعی افراد و گروه بندی های اجتماعی جوامع را در دست خویش داشته باشد. آنها نه تنها می توانند این اطلاعات را در دست خویش داشته باشد، بلکه امکانات ارتباط گیری با انبوه ماها از طریق کاربران اصلی و مجازی این رسانه ها داشته باشند. حزب چپ ایران ( فدائیان خلق) در میدان نبردهای ضد اطلاعاتی رقیبان و نیروهائی که می خواهند آن را از صحنه سیاسی حذف نمایند، چگونه آمادگی لازم را خواهد داشت؟

وقتی از بین بردن رقیب به هر قیمت هم هدف و وسیله خیلی از رقیبان سیاسی چپ را توجیه می نماید، در قاموس آنها جایی برای راستی، درستی و نیکی نمی ماند. زمانی مردم از دروغ ها، شانتاژها و فریب های آنان آگاه می شوند که دیگر خیلی دیر شده است. بنابرین تا زمانیکه دیگر خیلی دیر نشده است، باید بگذاریم تا سخن راست  در میان آلوده بازار ضد اطلاعاتی دروغ و شانتاژ به گوش همگان برسد. ما نه تنها بر پایه ارزش های انسانی اخلاقی راستی و درستی می خواهیم با مردم سخن بگوئیم، بلکه می خواهیم بر بستر راستی، درستی و کردار نیک به مردم امکان تصمیم گیری درست را فراهم کرده باشیم.

نبرد ضد اطلاعاتی نئوکان ها از اخلاقیات بدور است

مشت نمونه خروار این بود که رسانه بین المللی فیس بوک، در یک مورد اطلاعات بیش از پنجاه ملیون کاربر خود را در اختیار شرکت کمبریج انالیتیکا، یک شرکت انگلیسی واقع در شهر کمبریج انگلستان گذاشته بود. شرکت کمبریج انالیتیکا از طریق بستن قراردادی با یکی از بیلیونرهای نئوکان جمهوریخواه آمریکائی از این اطلاعات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در حمایت از دونالد ترامپ و بر علیه هیلری کلینتون استفاده کرده و در این زمینه استراتژی، تاکتیک ها و برنامه های  تبلیغاتی ویژه ای را از طریق تزریق ضد اطلاعات منفی، از جمله اطلاعات غلط و ساختگی و با داشتن دسترسی اولیه به اطلاعات درجه اول و لجن مال کردن طرف مقابل تنظیم کرده و بر بستر آن برنامه های تبلیغاتی مشخصی را برنامه ریزی کرده و پیاده نمایند. عده ای تا آنجا پیش میروند که این عمل را دخالت مستقیم انگلیس در تعویض حکومت در آمریکا قلمداد می کنند. کمبریج انالیتیکا در برنامه های ویدئوئی منتشر شده به موفقیت های خویش در پروژه انتخاباتی آمریکا اشاره کرده و از آن بعنوان کارنامه موفقیت آمیز خویش نام می برد.

 در این ویدئوها خبرنگاری با لهجه غلیظ هندی تحت عنوان مشتری کلان پولی از بنگلادش یا سریلانکا با دوربین مخفی به میز گرد صحبت با کمبریج انالیتیکا میرود. آنها برای اینکه این مشتری کلان پول را از دست ندهند راجع به موفقیت های خویش در انتخابات آمریکا علیه کلینتون و نقش خود در انتخابات ریاست جمهوری در کنیا و چگونگی تاثیرگذاری مشخص آنها در این انتخابات ها می پردازند. شاید لازم باشد اشارات کوچکی به شیوهای سوء استفاده های آنها از اطلاعات جمع آوری شده از من و شما بپردازیم، تا ببینیم این شیوه های ضد اطلاعاتی تبلیغی پروپاگاندا چگونه همین امروز در مورد خاورمیانه و ایران بکار گرفته می شود.

نمونه هایی از شیوه های بکار گرفته شده

یکی از این عرصه های ضد تبلیغاتی بصورتی خیلی فعال و جدی در مورد موضوع مربوط به اتهام استفاده از بمب های شیمیائی توسط دولت سوریه در جنگ داخلی و اتهام به روسیه در استفاده از سم شیمیائی در کشتن جاسوسان در بریتانیا بکار گرفته می شود. در شرایط سانسور شدید اظلاعاتی و ارائه ننمودن هیچ سند و مدرکی اگر برای هر کدام از این دو موضوع، سه سناریوی متفاوت را که هر سه میتواند به میزان واحدی از احتمال وقوع را در خود داشته باشند در نظر بگیریم، این سناریو ها می توانند از این قرار باشند. در مورد اتهام استفاده کردن از بمب شیمیائی در سوریه یک احتمال را همان فرض کنیم که رسانه ها و دولت های غربی با تمام قدرت و توان خود آن را فریاد می زدند، یعنی این کار  حکومت سوریه صورت گرفته باشد، احتمال دیگر این باشد که این کار ساخته و پرداخته استودیوهای فیلم و  تبلیغانی دولت های غربی، بخصوص انگلستان، با کمک کلاه سفیدها ی انگلیسی مستقر در سوریه بوده باشد، احتمال سوم اینکه کار کار "جبهه النصره"، یا "جیش الاسلام" و وابستگان دیگر القاعده در سوریه و حامیان انگلیسی کلاه سفید آنها باشد که در دسترسی آنان به سلاح های شیمیائی مدارک مستند فراوانی در دست می باشد. به بحث سیاسی مربوط به قوت احتمالات این هر کدام از این سنارویو ها نپرداخته، بلکه به چگونگی همگونی بمباران ارکستر تبلیغاتی تمامی دستگاه های تبلیغاتی غربی از رسانه های دولتی گرفته تا رسانه های بخش خصوصی کلان، تا رسانه های اینترنتی کوچک و کلان ، یکسان و مداوم و بدون توفق به شیوه ها و تاکتیک های مختلف مثل حمله لشکر چنگیز خان به نیروهای مخاصم با تمام قدرت بر یک طبل می کوبیدند که این کار بشار اسد است و روسیه حامی آن میباشد مغز و روان هر انسانی را کلافه کند، تا آنها به فریاد آمده و اعلام نمایند که باید به هر قیمتی وی را نیر مانند صدام حسین و معمر قذافی باید به سزای اعمالش رسانید.

بطور مشابه اگر در مورد مسموم شدن پدر و دختر "اسکیپول"، در شرایط بلوکه کردن کامل خارج شدن هرگونه اطلاعاتی به مردم،  یک سناریوی احتمالی این باشد که کار دولت روسیه میباشد، احتمال دیگر اینکه کار "ام آی سیکس" انگلیس باشد تا پیش درآمد قدرتمندی برای حمله به روسیه در سوریه، بالکان و جاهای دیگر فراهم گردد. احتمالات دیگر را به کنار می گذاریم. اینبار هم تمامی دستگاه های تبلیغاتی به مدت بیش از دو ماه مداوم، ساعت به ساعت بدون توفق روسیه را بدون هیچ سند و مدرکی محکوم و متهم کرده و می کوبیدند. بمباران پروپاگاندا و جنگ روانی ایجاد شده چنان جو روانی آلوده و تحریک آمیزی را می آفریند که هیجان نفرت و عکس العمل انتقامی را در نیروهای تحریک شده برمیانگیزد. البته آنها میگفتند که مدرک و سند دارند ولی بخاطر مسائل امنیتی نمیتوانند اسناد را رو بکنند.

تاثیرات سیاسی

"امنیوال مکران" رئیس جمهوری فرانسه چند روز پیش در اخبار گفت که نباید سوریه را تخلیه کنیم، چون اگر تخلیه کنیم، بعد از ثبات عمومی در سوریه، فقط روسیه و دولت اسد در آنجا خواهند ماند و دولت های غربی نخواهند توانست هیچ سهمی در آن کشور داشته باشند. پس معلوم می شود از نظر غرب، مساله بر سر تقسیم بازار سوریه ما بین خودشان و از طرف دیگر تکه پارچه کردن سوریه  است. برای این سناریو جائی برای دولت فعلی سوریه و روسیه در آنجا نمی ماند. بنابراین کوبیدن و نابودی پرستیژ و چهره روسیه و دولت سوریه از این نظر اهمیت استراتژیک خود را نشان میدهد. استراتژی غرب در سوریه دارد با شکست روبرو می شود. آخرین تلاش ها برای به عقب برگرداندن ساعت چه می تواند باشد. باز بحث سیاسی را به کناری گذاشته به شیوه های تبلیغاتی و نقش فیس بوک، تویتر، تلگرام و غیره در این موارد دقت کوتاهی بیاندازیم.

باز هم در مورد شیوه ها

برگردیم به صحبت "کمبریج انالیتیکا" و چگونگی کارکرد آنها در کشورهای مختلف، از جمله کشور خودمان ایران. آنها در وحله اول اطلاعات گسترده و عمیقی از روحیه و روانشناسی فردی و اجتماعی بخش عمده و غالب آحاد فعال اجتماعی را در دست دارند. آنها هم خود در دنیای رسانه های مجازی صفحات و آدرس هایی را فعال کرده و از آن طریق با شعارها، برچسب ها و مطالب ساختگی به تناسب حساسیت های روانی شخصی و اجتماعی وارد میدان شده و شعارها، برچسب ها و شانتاژهایی را شروع به بمباران و پخش و توزیع می نمایند. گرچه خیلی از این راهکارهای هدفمندی شده توسط صفحات، گروه ها و کابران مجازی خود آنها به پیش برده می شود، بلکه آنها از طریق چسباندن خویش بعنوان دوستان افراد دیگر، چسباندن خویش به  سازمان ها و گروه های دیگر فعال اجتماعی، این خبرهای ساخته و پرداخته خویش، و یا شعارها و شانتاژهای تبلیغاتی خویش را از طریق این گروه بندی ها هم ترویج و پخش می نمایند.

مثلا، اگر در مورد ایران، رقیب عمده غرب هم در شرایط، روسیه و چین باشند، کوبیدن، لجن مال کردن و ایزوله کرده روسیه و چین در اذهان و روان مردمی به هر شیوه ای بطور عمده و قدرتمندی بوسیله شانتاژ و تبلیغاتی استراتژی آنها را تشکیل می دهد. به موازات کوبیدن دم به دم و لحظه به لحظه روسیه و چین در تمامی رسانه های تبلیغاتی صوتی، تصویری و مجازی خود، نیروهای چپ ایران را از این طریق بطور مشخص با این سوال رو در رو می سازند که "روسیه را مسئول مسموم کردن دو نفر در انگلستان دانسته و محکوم بکنند"، و "روسیه را بعنوان حامی حکومت بشار اسد که قاتل مردم خویش توسط بمب های شیمیائی می باشد، محکوم بکنید" "اگر کشورهای غربی بد باشند، چرا همه پناهندگان به آنجا میروند و به روسیه و چین نمیروند؟" تا به این نتیجه برسند که " دولت های غربی هر چقدر هم بد باشند، به یک چنین جنایاتی دست نمی زنند، بنابراین دولت های غربی برای ایران بمراتب بهتر از روسیه و چین می باشند". آنها چنین سوالاتی را در حمایت از دخالت مستقیم کشورهای غربی در امور ایران مطرح می نمایند.

افزودن نظر جدید