چرتكه برجامي ايران و اروپا

شكوفه حبيب‌زاده . ليلا مرگن

خروج آمريكا از برجام آيا تبعاتي براي ايران دارد؟ آيا اروپا به تعهداتش در قبال ايران در توافق هسته‌اي عمل خواهد كرد؟ كشورهاي جايگزين براي اروپا، كدام كشورها مي‌توانند باشند؟ ايران چگونه مي‌تواند از تاكتيك اروپا در ماجراي خروج ترامپ از برجام و فاصله بين پنج قدرت جهاني با آمريكا بهره بگيرد؟ آيا نگاه به شرق، جايگزين نگاه به اروپا و كشورهاي غربي خواهد شد يا كماكان بايد روي كشورهاي غيروابسته به آمريكا مانور داد؟ سؤالاتي از اين دست را در گفت‌وگو با كارشناسان و فعالان اقتصادي مطرح كرديم. در شرايطي كه اكنون وزارت خزانه‌داري آمريكا تهديد كرده مجوز‌هاي فروش هواپيما به ايران از سوي دو غول هواپيماساز را به‌عنوان دستاوردهاي برجام باطل مي‌كند و معاملات بانكي ايران با كشورهاي اروپايي و آسيايي را زير ذره‌بين مي‌گيرد و دوباره اين كشورها را از همكاري با ايران بر حذر داشته، رئيس‌جمهور ايران به اروپا براي نتيجه عملي و تضمين برجام، ضرب‌الاجل مي‌دهد تا حسن‌نيت اين كشورها نمايان شود. در همين شرايط است كه درست يك روز پس از خروج ترامپ از برجام، وزارت نفت ايران در مراسمي به ميزباني دپارتمان تجارت بين‌الملل سفارت بريتانيا، تفاهم‌نامه‌اي با يك شركت نفتي انگليسي براي پايانه‌هاي نفتي كشور به امضا مي‌رساند. بازارهاي ايران هم چندان بي‌كنش نبودند، البته از نوع بي‌كنشي در قبال اين تصميم غيرديپلماتيك آمريكا. دلار كه پيش‌بيني مي‌شد با اين تصميم، از مرزهاي هفت هزار تومان عبور كند، ديروز بدون هيچ‌ هياهو و تنشي، در همان محدوده قيمتي كه بود، باقي ماند. در اينجا يكي از گره‌هاي اصلي، فروش نفت ايران است كه به احتمال قوي پس از زمان تعيين‌شده دوباره به اغما مي‌رود و ايران را با كاهش درآمدهاي ارزي مواجه خواهد كرد. هرچند مقام‌هاي مسئول در وزارت نفت در همين روزهاي ترديد برجامي، اعلام كرده‌اند كه ايران از بازارهاي جهاني حذف‌شدني نيست و مشتريان سنتي‌اش پابرجا خواهند ماند، عربستان به مشتريان ايران وعده داده كه نگران نباشند، نفت ايران را جايگزين خواهد كرد. در اين شرايط راهكار ارائه‌شده از سوي كارشناسان به‌عنوان استراتژي اين روزهاي ايران، زدودن وابستگي به نفت و تقويت ظرفيت‌هاي كشور و از همه مهم‌تر اتحاد و وحدت اركان مختلف در داخل است. آنها معتقدند در اين شرايط، ايران بهتر مي‌تواند روي بلوك شرق سرمايه‌گذاري كند، علاوه بر آنكه به نظر مي‌رسد چين و روسيه چندان هم از اتفاق رخ‌داده، ناراضي نيستند. 

 

تاكتيك اروپا در برجام به نفع ايران است

محمود دودانگه، معاون پيشين امور اقتصادي و بازرگاني وزارت صنعت كه پيش‌تر سابقه حضور در هيئت عامل صندوق توسعه ملي را هم دارد، در گفت‌وگو با «شرق» از تبعات احتمالي تصميم ترامپ در كاهش صادرات نفتي ايران و كاهش درآمدهاي ارزي ايران پس از موعد اعلام‌شده خبر مي‌دهد. با اين حال او معتقد است بايد برنامه‌ريزي كنيم تا وابستگي اقتصاد ايران به نفت را كاهش دهيم و در عين حال به سبب احتمال عدم تضاميني كه از سوي اروپا براي برجام وجود دارد، بهتر آن است كه روابط اقتصادي، بانكي و تجاري خود را با شرق به‌ويژه چين، هند و روسيه گسترش دهيم. او در اين گفت‌وگو تأكيد مي‌كند كه بايد از تاكتيك اروپا در مواجهه با ايران در مسئله برجام، بهترين استفاده را بكنيم، اما در نظر داشته باشيم كه اروپا تا چه اندازه به تعهدات برجامي خود عمل خواهد كرد و مطابق با سناريوهاي مختلف روي آن برنامه‌ريزي كنيم.

خروج آمريكا از برجام چه آثاري بر اقتصاد ايران كه تنها دليل اين مذاكرات بود، خواهد گذاشت؟
از ابتدا هم آمريكا به‌صورت جدي در برجام نبود كه اكنون براي ايران نگراني خاصي ايجاد كند. آمريكا تعهدات بسياري را پذيرفته بود اما بسياري از اين تعهدات را عملا اجرا نمي‌كرد و حتي در ظاهر هم تلاش مي‌كرد تا سرمايه‌گذاران كشورهاي مختلف در ايران حضور نداشته باشند. در واقع عملا از همان ابتدا فقط اسم آمريكا را در برجام داشتيم و در برجام شاهد آمريكايي كه حسن نيت داشته باشد، نبوديم. از طرفي بايد بپذيريم كه آمريكا به لحاظ اقتصادي تسلط قابل توجهي بر اقتصاد جهاني دارد، چيزي حدود يك‌سوم اقتصاد جهاني به‌صورت مستقيم در اختيار آمريكاست و بخش بزرگي از باقي‌مانده اقتصاد جهان هم به‌صورت غيرمستقيم متأثر از سياست‌هاي آمريكاست. از سويي ديگر، رفتاري كه آمريكا نشان داد در طول دوره برجام، به‌ويژه رفتاري كه شب گذشته نشان داد، در عرف ديپلماسي، به‌هيچ‌وجه قابل پذيرش نيست كه معاهده‌اي امضا شده باشد و با وجود اينكه مراجع نظارتي بين‌المللي تأييد كرده باشند كه طرف مقابل به‌ آن كاملا متعهد بوده، به‌صورت يك‌طرفه از معاهده خارج شويد. چنين رفتاري در چارچوب ديپلماسي مورد پذيرش نيست و به نظر مي‌رسد اين اتفاق، موفقيتي براي ايران است كه بايد از اين فضا استفاده كند. بسياري از كشورها نگران اين هستند كه اگر موافقت‌نامه‌هاي ديگري منعقد كرده‌اند، تضميني وجود ندارد كه بر آن تكيه و سياست‌گذاري كنند.


‌ تا چه اندازه مي‌توان به اروپا با توجه به موضعي كه گرفته، اميدوار بود؟
بايد بپذيريم كه همه كشورها به دنبال منافع خود هستند، بنابراين بايد در فضايي كه همه به دنبال منافع خود هستند، ما هم چارچوب مشخصي تعريف كنيم و دنبال منافع خود باشيم، البته بايد تعريفي از منافع داشته باشيم كه منظور از منافع كشور دقيقا چيست. اگر فاصله‌اي بين اروپا و آمريكا وجود داشته باشد، اين فاصله بسيار كوچك است و شكاف محسوب نمي‌شود و به نوعي يك تاكتيك است. اكنون فاصله مختصري به‌صورت تاكتيكي بين اروپا و آمريكا ايجاد شده كه به‌ هر حال اكنون اروپا معتقد است مي‌توان برجام را همانند گذشته حفظ كرد و اين تاكتيك مي‌تواند به نفع ايران باشد. ايران بايد به دنبال اين باشد كه فاصله اروپا و آمريكا را عميق‌تر كند تا بتوانيم از نظام بانكي و اقتصادي اروپا حداكثر استفاده را بكنيم.


‌ در اين ميان يك راه‌حل مي‌تواند اين باشد كه نگاهمان را به شرق تقويت كنيم؟
پس از برجام چندان به شرق به‌ويژه‌ چين روي خوش نشان نداديم، درحالي‌كه چين با آنچه در ذهن مردم ايران و حتي بسياري از مسئولان ايراني وجود دارد، بسيار متفاوت است. ما مي‌توانيم با شرق، ارتباطات خوبي داشته باشيم و بسياري از مشكلاتمان از جمله ارتباطات مالي، تجاري، تكنولوژي و... را از طريق شرق به‌ويژه چين، هند و روسيه برطرف كنيم. ما بايد يك نگاه واقع‌بينانه به شرق آسيا داشته باشيم. اين كشورها ظرفيت‌هاي گسترده‌اي دارند و مي‌توانيم از طريق آنها مشكلاتمان را برطرف كنيم. 


‌ اگر آنها هم به‌واسطه روابط اقتصادي با آمريكا، با ايران همكاري نكردند، چطور؟
باز هم راه‌حل وجود دارد. ما نبايد از كشورهاي اطرافمان غافل شويم. اين كشورها ظرفيت‌هاي خوبي دارند كه مي‌توانيم در ابعاد مختلف اقتصادي از آنها بهره بگيريم. علاوه‌برآنكه، بسياري از چالش‌هايي كه اكنون با آنها درگير هستيم، چالش‌هايي نيستند كه صرفا از طريق تحريم‌ها به ما تحميل شده باشند. بسياري از چالش‌هاي كنوني دروني است و بعضا فعالان اقتصادي از آن در قالب خودتحريمي ياد مي‌كنند كه درواقع چالش‌هاي مرتبط با فضاي كسب‌وكار است. اينكه چقدر به فضاي كسب‌وكار، بخش خصوصي و سرمايه‌گذاري داخلي بها مي‌دهيم، بسيار مهم است. بسياري از فعالان اقتصادي علاقه‌مند هستند كه در كشور خودشان سرمايه‌گذاري كرده، توليد كنند و اشتغال ايجاد كنند و به همين دليل اميد بستند به ظرفيت‌هايي كه وجود دارد، اما وقتي ساختار ديوان‌سالارانه دولتي و عدم امنيت سرمايه، امكان تحرك را از آنها مي‌گيرد، اين نااميدي بيشتر مي‌شود. برهمين‌اساس همان‌قدر كه به سرمايه‌گذاري خارجي بها مي‌دهيم و قصد داريم فضا را براي آنها مساعد كنيم، باید تلاش كنيم تا مشكلات و چالش‌هاي داخلي را برطرف كنيم تا سرمايه‌گذاران؛ چه خرد، متوسط و بزرگ در داخل سرمايه‌گذاري كنند.


‌ تجربه تحريم تا چه اندازه مي‌تواند در برون‌رفت از اين فضا به ايران كمك كند؟
از تجربه گذشته استفاده مفيد كنيم. اكنون شرايطي است كه بيش از هميشه نيازمند انسجام هستيم و اگر تلاش كنيم از ظرفيت مديريتي همه گروه‌ها و جناح‌ها و تخصص‌ها استفاده كنيم، مي‌توانيم بسياري از چالش‌هايي را كه داريم برطرف كنيم؛ اتفاقاتي كه اكنون در حال رخ‌دادن است، اتفاقاتي است كه در سال 91 به‌بعد هم رخ داده بود. البته تجاربي وجود داشت كه مي‌توانستيم از چنين فضايي جلوگيري كنيم، اما به‌هرحال اكنون به همدلي بيشتری نياز داريم تا بر شرايط سختي كه به وجود خواهد آمد، غلبه كنيم.


كدام بخش زودتر از بخش‌هاي ديگر متأثر مي‌شود و بيشتر اثرگذار خواهد بود؟
وابستگي اقتصاد ايران به نفت بسيار زياد است و نگران هستيم كه پس از اتمام فرصتي كه داده شده، با كاهش صادرات نفت و به‌تبع آن كاهش درآمدهاي ارزي و تبعات ناشي از آن روبه‌رو شويم كه طبيعتا مسئله كوچكي نيست. اكنون بايد تلاش كنيم در كوتاه‌مدت و بلندمدت، با يك چارچوب و راهبرد مشخص، وابستگي اقتصاد را به نفت كم كنيم. چالشي كه اكنون براي ايران ايجاد شده، مي‌تواند فرصتي باشد براي آنكه نقاط قوت خود را شناسايي كنيم.
‌ بعد از گذشت اين بازه زماني كه از سوي آمريكا اعلام شده، آيا اروپا در  برجام باقي خواهد ماند يا همان‌طور كه رئيس‌جمهور براي اروپا ضرب‌الاجل تعيين كرده، احتمال عدم پايبندي اروپا در تضامين برجام وجود دارد؟
بنگاه‌هاي اروپايي تعاملشان با آمريكا، تعامل بسيار گسترده‌اي است و طبيعتا منافع آنها لزوما ايجاب نمي‌كند كه با توجه به ظرفيت اقتصادي و حجم تعاملات ايران با جهان، آمريكا را رها كنند و به سمت ايران بيايند. به تعبير ديگر، با توجه به منافع اقتصادي كلان آنها در ارتباط با آمريكا، به نظر مي‌رسد كه اين شركت‌ها و كشورهاي اروپايي، منافع خود را فداي همكاري با ايران نمي‌كنند. بااين‌حال، در اروپا كشورها‌ و شركت‌هايي هستند كه حجم تعاملشان با آمريكا قابل‌توجه نيست و آنچه مهم است، اين است كه اين فضا را باز نگه داريم تا بتوانيم از همه اين ظرفيت‌ها استفاده كنيم. بااين‌حال، فكر نمي‌كنم اروپا حداقل در ظاهر از برجام خارج شود، اما بايد ببينيم نتيجه اين برجام اروپايي، منافع ايران را هم تأمين مي‌كند يا خير. اگر منافع ايران در هر سطحي تأمين مي‌شود، بايد ارتباط داشته باشيم و مذاكره كنيم، اما اگر احساس مي‌كنيم كه اين چارچوب، چارچوبي نيست كه منافع ايران را تأمين كند، منطقي نيست كه اين رويه را دنبال كنيم. نمي‌شود كه اين‌همه تعهد بار ايران شود و عمل كنيم، اما در آن‌سو، تعهدات طرف مقابل، انجام نشود. اين روند، سازنده نيست و قابل دوام هم نيست.


آيا بازگشت ايران به قبل از برجام محتمل است؟
با توجه به ظرفيت‌هاي كه ايران دارد و ارتباطات گسترده‌اي كه ايجاد شده، قطعا به شرايط قبل از برجام برنخواهيم گشت. چه آمريكا و چه اروپا از برجام خارج شوند، فرقي نمي‌كند. اكنون خوشبختانه ايران حسن‌نيت خود را به جهان نشان داده كه علاقه‌مند به تعامل است و به تعهداتمان هم عمل كرده‌ايم و سازمان ملل و شوراي امنيت از ايران حمايت مي‌كنند؛ كسي كه قهر كرده و به تعهداتش عمل نكرده، طرف آمريكايي است. بنابراين ديگر اجماعي كه قبلا عليه ايران ايجاد شده بود، ايجاد نخواهد شد. درحال‌حاضر بسيار اهميت دارد كه در داخل از همه ظرفيت‌هاي خود استفاده كرده و استراتژي روشن و مشخصي را دنبال كنيم. اگر باز هم بخواهيم به بلاتكليفي دامن بزنيم و شرايط دو سال قبل را دنبال كنيم، اين بلاتكليفي قطعا اقتصاد ايران را تضعيف مي‌كند.

منبع: 
شرق

افزودن نظر جدید