سازمان دهی مبارزه کارگران در بستری واحد

روزی نیست که اخبار اعتصاب ها و اعتراض های کارگران و دیگر اقشار جامعه از رسانه های جمعی منتشر نشود، شیب سقوط اقتصاد کشور، در هر لحظه شدت بیشتری به خود می گیرد. امروز کار به جایی رسیده که سید عبدالرضا موسوی مالک بلاتکلیف گروه ملی فولاد طی نامه ای به پرسنل عنوان می کند:" بانك قول داده بود كه در تاریخ ١٥ فروردين حداقل ٥٠ ميليارد ضمانت نامه براي خريد مواد اوليه در اختيار شركت قرار دهد كه متاسفانه به قول خود علي رغم مصوبات قانوني و تاكيد استاندار، وزير صنعت، وزير كار و تعدادي از نمايندگان عضو هیئت رییسه مجلس تا اين تاريخ ضمانت نامه صادر نشده" به عبارتی سیستم بانکی و دولتی ایران ناتوان از پرداخت وام ضروری حتی برای خرید مواد اولیه تولید است. یا در اخبار داشتیم که معدن طلای زرشوران به عنوان بزرگترین واحد معدنی طلا در کشور که در شهرستان تکاب استان آذربایجان غربی فعالیت دارد، از نهم خرداد ماه تعطیل شد و کارگران آن بلاتکلیف شده‌اند، یا در رابطه با صنایع فولاد خبر های منتشر شده حکایت از آن دارد که:"دو کارخانه «فولاد قزوین» و «آرمان شفق» بعد از ۱۲ سال فعالیت‌؛ از پنجشنبه (دهم خرداد ماه) فعالیت خود را متوقف کردند"، یا بسیاری موارد دیگر...

 

واقعیت در این است که نه تنها با بالا رفتن قیمت ارز در کشور، که قیمت خرید مواد اولیه را مستقیما تحت تاثیر خود قرار داده است، بلکه مجموعه کل سیستم اقتصادی کشور ناکارآمد و ماهیتا بحران زا است.

از این رو همچنان که شاهد هستیم روز به روز دامنه اعتراض های مردمی گسترده تر و رادیکال تر می شود.

تردیدی باقی نمانده است که با گذشت زمان، اعتراض های صنفی کارگران و زحمتکشان رفته رفته سمت و سوی سیاسی به خود می گیرد و دقیقا، بود و نبود رژیم را هدف آماج خود قرار خواهند داد، نمونه چنین روندی را می توان در اعتصاب های کارگران اراک با شعار های مختلفی که طی چند ماه گذشته ابراز داشتند، به یاد آورد.

بی دلیل نیست که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران و پادوی آن اداره کار، با همه توان خود سعی در فریب، کنترل و انواع و اشکال حیله و نیرنگ بر علیه فعالان کارگری و تشکل های مستقل کارگری را مورد توجه خود قرار داده اند. به طوری که با راه اندازی درگیری فیزیکی در اعتصاب های کارگری یا با وجود همه فشارها علیه سندیکای کارگری در ایران، در جریان سفر نمایندگان سازمان جهانی کار، مقامات دولتی با طراحی توطئه ای جدید سعید ترابیان و حسن میرزایی، اعضای سابق سندیکای شرکت واحد را که سال هاست در جلسات و فعالیت های سندیکا نداشته اند و با نظر جمعی اعضای سندیکا هیچ سمت و مسئولیتی در سندیکا ندارند، را به عنوان نمایندگان این تشکل در روز ۱۳۹۷/۰۲/۰۵ به دیدار نمایندگان سازمان جهانی کار می برند و با اینکار پروژه جدیدی برای وارونه نشان دادن حقایق را آغاز می کنند و ...

به همین خاطر امروز نکته قابل تاکید در این است که چگونه می توان بستری واحد از مبارزه کارگری را در ایران شکل داد.

در تئوری هیچ جریان و فردی منکر این نیست که باید با قدرت اتحاد کارگران، رژیم را وادار به تمکین کرد، ولی شکل عملی آن موضوعی است که مورد توجه فعالان کارگری در داخل و خارج کشور قرار گرفته است.

معمولا در کشور های اروپایی کافی است که دو حزب یا جریان اجتماعی دارای 25 درصد فصل مشترک در برنامه و مطالبات خود را در نظر بگیرند تا بتوانند با هم پروژه مشترکی را پیش ببرند و با همکاری یک دیگر شرایط را به نفع خود تغییر دهند، ولی در کشور ما متاسفانه جریان های مختلف حتی وقتی 80 درصد هم فصل مشترک دارند به غیر از نفی هم دیگر واکنش دیگری انجام نمی دهند و دقیقا رژیم از این تفرقه نهایت بهره را برای درهم کوبیدن صفوف جریان های مختلف سیاسی، اجتماعی یا کارگران و ... می برد.

در شکل خرد مبارزه صنفی، در قدم اول می توان و باید برای همکاری به تفاوت های فکری مختلف نه تنها در حرف بلکه در عمل، احترام گذاشت و دمکرات رفتار کرد.

دومین موضوع این است که آن دسته از روشن فکران چپ که پیله ای به دور خود در برخورد با جامعه و خصوصا کارگران ساخته اند، از پیله خود بیرون بیایند و برای کار صنفی محدودیتی در نظر نگیرند. بسیاری از رفقا با گرایش های مختلف چپ بسیار خوب می نویسند و عالی تحلیل می کنند، ولی کار با توده های کارگران را به خوبی موارد ذکر شده انجام نمی دهند، آن ها حوزه ای محدود از کارگران چپ را در نظر می گیرند و با تعیین خط و مرزی  مابین خود و دیگر جریان ها کارگری عملا گسترش و اتحاد خود را با تشکل های دیگر سلب می کنند و این دقیقا نکته ای است که رژیم از این محدودیت فعالان چپ نهایت بهره را می برد و می تواند آن ها را هر روز محدود تر از قبل کند.

نکته ای که کارگران و تشکل های مختلف می توانند به نیروهای چپ کارگری اتکاء کنند دقیقا تفکر و اندیشه های ناب این فعالان است، که جا دارد در بین تشکل ها یا فعالان کارگری (با تفکر های مختلف) ارتباط برقرار کرده و با مشورت و ارایه فکر نو، آن ها را هم سو با مبارزه صنفی مستقل هدایت کنند.

 

راه مبارزه را باید با توجه به نیاز های روز، خلاقیت در مبارزه و سازماندهی کارگران جست و جو کرد. مبارزان صنفی کارگران همیشه یک تا چند گام از نیروهای امنیتی جلو تر هستند و می توانند با همه محدودیت ها به سازمان دهی مبارزه کارگران اقدام کنند.

اما در شکل کلان مبارزه، شاید بتوان از سازمان دهی بخش های مختلف کارگران و زحمتکشان بیشتر سخن گفت.

فعالان کارگری برای کسب یک مطالبه مشخص احتیاج به یک برنامه مشخص برای مبارزه خود دارند، مانند یک سناریوی خاص که نقطه آغاز دارد و اوج، فرود و ... از این رو، برای مثال وقتی موضوع دستمزد مطرح می شود، تعین سقف دستمزد را نباید صرفا برای اسفند و فروردین ماه در نظر گرفت، از هم اکنون باید سناریوی کسب مطالبه دستمزد را از رسانه های اجتماعی، فضای مجازی و تجمع های مختلف و طومار و ... رقم زد و با تکرار مستمر این خواسته تا کسب آن، مبارزه را هر روز و هر هفته و هر ماه ادامه داد.

دو نقطه ضعف در بین مبارزه کارگران کاملا مشهود است، اول این که متفرق هستند و دوم این که مبارزه شان در صنوف مختلف مستمر نیست و به اندازه کافی به ابزار اطلاع رسانی مجهز نگردیده اند.

برای اتحاد هر چه بیشتر لازم است کارگران هر شهر و استان به حمایت از یک دیگر به میدان بیایند و لایه های مختلف جامعه صرفا نظاره گر اعتصاب و اعتراض دیگران نباشند، بلکه با حمایت و هم دلی، بدنه واحد کارگری را در مبارزه عملی حتی در حد یک اطلاعیه یا شرکت در تجمع و ... حمایت کنند.

بارها و بارها ثابت شده است که رژیم توان مقابله با مردم متحد را ندارد، هرچند ممکن است اول با نیروهای سرکوب گر خود به میدان بیاید، ولی در آخر عقب نشینی و شکست را در مقابل مقاومت کارگران و زحمتکشان پذیرفته و به خواست آن ها تن داده است. در بعضی از مناطق شاهد هستیم که زمینه طرح مطالبات صنفی در سطح مطالبات ملی یا منطقه ای وجود دارد، از این رو می توان بر اساس یک برنامه مشخص با استفاده از ابزار رسانه های جمعی، اتحاد وسیع تشکل های کارگری را در سطح گسترده، برای پیگیری مطالبات سازمان داد.

امروز وحشت رژیم از ابزار اطلاع رسانی است؛ تا کنون حکومت برای این که از متشکل شدن کارگران جلوگیری کند، اداره کار را مسئول کرده بود که با تشکیل تشکل های وابسته یا قلع و قمع تشکل های مستقل کارگری در قالب شناسایی اعضا و فعالان کارگری نقش پادوی وزارت اطلاعات را در سرکوب کارگران به عهده بگیرد، اما امروز فضای مجازی این امکان را به فعالان کارگری داده است که بتوانند با تشکیل اتاق ها مختلف در فضای مجازی، محفل های مجازی کارگران را بوجود آورند و زمینه همبستگی طبقاتی خود را  هر چه بیشتر قوام بخشند.

این اتاق های مجازی می توانند در هر واحد تولیدی به بهانه های مختلف تشکیل شوند، حتی در اشکالی چون توصیه های ایمنی کار، یا آموزش قوانین کار و ... بعد به مرور زمان با پیوستن چند کارخانه یا راه اندازی اتاق های مجازی گسترده تر، مانند محور جاده مخصوص کرج یا شهرک صنعتی ... پیوند کارگران در  کارخانه های یک شهر یا یک استان به مرور شکل خواهد گرفت.

اتحاد کارگران را باید از جمع های کارگری آغاز کرد، از ابزار اطلاع رسانی بهره برد، به کمک نرم افزار های تلگرام و وات ساپ و ... ارتباط برقرار کرد و در نهایت با پیوند تشکل های کارگری تشکل های مستقل استانی و کشوری را پایه گذاری کرد.

تردیدی نیست که روزنامه نگاران مستقل و فعالان مدنی و سیاسی در همه این مراحل پشتیبان فعالان کارگری خواهند بود و رژیم هم دست روی دست نخواهد گذاشت تا همه این راه به خوبی و خوشی طی شود، ولی خلاقیت و نو آوری در مبارزه و استفاده درست از شرایط و هوشیاری فعالان کارگری در مبارزه صنفی شاخصه هایی هستند که می توانند راه را برای ما هموار و استمرار مبارزه را قوام بخشند.

در این زمینه روزنامه نگاران مستقل و فعالان رسانه ای می تواند با برگزاری میز گرد های مختلف بهترین زمینه را برای ایجاد همگرایی و اتحاد لیدر های تشکل های کارگری در ایران بوجود آورند یا تشکل های صنفی کارگران با برگزاری سمینار ها یا برگزاری همایش های مختلف و دعوت از رهبران تشکل های مختلف کارگران از سراسر کشور، اتحاد گسترده تری از فعالان کارگران را رقم زنند.

بخش: 

افزودن نظر جدید