ارزیابی ها از روند و مصوبات کنگره

شورای سردبیران کار- آنلاین تصميم گرفت تا از طريق مراجعه به تعدادی از دوستان و رفقا که در کنگرە دوازدهم سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) حضور داشتند و با هدف بهبود هرچه بيشتر کيفيت کنگره ها چه از نظر محتوا و نيز شکل برگزاری آنها، پرسش هائی آماده نموده و برای آنها ارسال نمايد. متعاقب دريافت پاسخ ها، کار - آنلاين اقدام به در آنها خواهند نمود. در اين جا پاسخ رفيق نادر عصاره را ملاحظه می فرماييد. --------------------- ۱-کنگره چطور بود؟ پاسخ: کنگره دوازده نسبت به کنگره یازده، متاسفانه فرسایش سازمان اکثریت و چپ را نشان می داد. بی آن که ناگفته بماند که وجود افراد سخت کوش و امیدوار در این سازمان محسوس و حیات بخش است. ۲-ضعفها و قوتهایش چی بودند، ضعیفترین و قویترین هایش چی؟ پاسخ : ضعفهایش تعدد و تدارک بحث ها بود. لیست ان ها را نگاه کنید: بحث سیاسی، بحث برنامه ای، بحث اساسنامه ای، بحث ساختار کنگره، بحث مربوط به وحدت چپ، بحث مربوط به برنامه عملی و اولویت ها، بحث مربوط به اختلافات پیشا کنگره ای و حتما چیزهای دیگری که من از قلم انداخته ام. در تدارک این بحث ها، قبل از کنگره، تا ان جا که ناظرین خارجی شاهد بوده اند، گفتگوی جمعی و علنی در خور صورت نگرفته است. در تهیه این بحث ها، بی شک کار گروهی و فردی صورت گرفته است و چه بسا کاری سنگین. ولی جمع سازمان اکثریت در باره این موضوعات چه اندازه کار کرده و یا می توانسته است کار بکند؟ می توان گفته شود که رای تمایل در بسیاری موارد شاید کافی باشد و این تمایل می تواند در جریان کنگره صورت بگیرد و بنابراین به مباحث قبل از کنگره چندان نیازی نیست. ولی در برخی از موارد از جمله مباحث برنامه ای که تحت عنوان «سیما و اسناد پایه ای» مطرح شده بود، تمایل کفایت نمی کند. نگرش سیاسی و چشم انداز راهنمای عمل است، متد است، جمع بندی های مهمی هستند که سیاست بدون ان ها مثل راه رفتن در تاریکی است، عنصر وحدت و هم گرائی است و بنابراین، این مجموعه را به رای تمایل نمی توان سپرد. از طرف دیگر، تصویب قرار شورای مرکزی در رابطه با تلاش برای وحدت چپ و ایجاد یک سازمان بزرگ توسط سه سازمان چپ را، بعنوان موفقیت کنگره دوازدهم می دانم. بسیار خوب شد که رفقایی که با این امر موافق نبودند صمیمانه صحبت کردند و دلایل خود را گفتند. دیگران نیز نظراتشان را گفتند و نهایتا این امر با در صد بالایی موافق و بدون مخالف تصویب شد. تلاش برای این وحدت، تنها راهی است که مانده است که با طی آن از فرسایش نیروهای چپ جلوگیری شود. راهی جز این تلاش باقی نمانده است. هیچ نشانی هنوز وجود ندارد که این راه به سرانجام رسد. ولی با این مصوبه یک بن بست پشت سرگذاشته شد. حضور جمعی از رفقای شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران را در کنگره دوازدهم، نقش فعال انان در مباحث وحدت و آشنایی آنان با سازمان اکثریت و برعکس، نیز برای کارهای اینده مشترک از قوی ترین نکات می دانم. رفقای شورای موقت و رفقای اکثریت از نزدیک دیدند، می توانند مورد تکیه همدیگر قرار گیرند در راه دشواری که در پیش داریم. ۳-خوب تدارک شده بود یا نه؟ منظور، هم تدارک مضمون اش است هم تدارک اجرائی. پاسخ: تدارک اجرائی کاملا خوب بود و شایسته تقدیر. تدارک مضمون جای پرسش دارد. چطوری است که در هنگامی که می توان در مورد مسائل صحبت کرد، این ها مسکوت می مانند. همه شاهد مسائل حادی حول نامه ای بودند و برخی تا اعلام «برائت» نیز جلو رفتند. چرا نه این سو و نه آن سو، فصل بحث باز را، که با برگزاری کنگره و در جریان کنگره فرا می رسد مورد التفات قرار نداند تا با اعضای سازمان و دوستان و فعالین چپ، صحبت کنند و مواضع خود را روشن نمایند؟ وقتی در مورد مسئله حادی این چنین، قرارعملا بر سکوت باشد، در مورد مسائل دیگر نیز همین روال بود. گویی که همه خسته شده اند از بحث با هم که با دیوار بی اعتمادی و بی تفاوتی برخورد می کند. متاسفانه این احساس را در جاهای دیگر نیز می توان مشاهده کرد. ۴-دستور کارش چقدر پاسخ مسائل امروز بود؟ پاسخ: هیچ دستوری شاید نباشد که بتواند به گوشه ای رانده شود چون پاسخ گوی مسائل امروز نیست. همه را می توان به این یا به آن گونه به مسائل روز متصل کرد. اما من پرسشم این است که آیا کنگره دوازده توانست به بحران چپ پاسخی دهد و بر راه پیش روی نور بیافشاند؟ آیا کسی می تواند به این سئوال من جواب مثبت بدهد؟ با مطالعه دستور کار کنگره به نظر من می آید که بحرانی در مدیریت وجود دارد. همه مدیرند و هیچ کس مدیر نیست. انعکاس آن، در هم و برهم اندیشی است. انعکاس آن الاهم و فی الاهم نکردن است. انعکاس آن نا توانی در تشخیص اصلی ها و دعوت به این اصلی ها و هم گرائی نیروها برای حل این اصلی هاست تا با برداشتن موانع اصلی از سر راه بتوان جلو رفت. برای کنگره و برگزار کنندگان ان و شرکت کنندگان در ان و حتی برای مهمانان درهم و برهم اندیشی مشترک است، بعنوان یک اندیشه جمعی. ما یک اندیشه روشن و یا حدودا روشن جمعی نداریم. همه امور را بموازت هم در دستور قرار می دهیم، به همه می پردازیم. و در انتها نیز تغییری محسوس در امور حاصل نمی شود پس تا کنگره بعد فرسوده می شویم. از این نگاه، دستور کار کنگره را مغایر با مسئله اصلی مانع پیشرفت سازمان اکثریت می دانم. «چه باید کرد» برای این سازمان مانند سازمان ها و فعالین دیگر ناروشن است. کنگره و حتی چند کنگره بایست به پاسخ به این پرسش اختصاص یابد. اگر موفق جواب داده شود به این سئوال، می توان کاری کرد و گرنه تمامی کارهایی که تصویب می شوند و مورد تلاش قرار می گیرند و به پای آنان جان و مال نهاده می شود، به تاثیرات ماندگار نمی انجامند و دل کسی را برای همراهی گرم نمی کنند. در مورد بقیه پرسش ها حتما دیگر دوستان جواب هایی بهتر از من خواهند داد. امید است که نکات مورد اشاره به قوت های شما کمک کند. آرزوهای نیک برای سازمان فدائیان خلق ایران اکثریت و رفقایم، اعضا و فعالین آن سازمان دارم. يکشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۲۲ مه ۲۰۱۱    

افزودن نظر جدید