سند سياسی مصوب کنگره سيزدهم سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

وضعيت بحرانی کشور و سياست های ما

وضعيت بحرانی کشور

کشور ما در وضعيت بحرانی قرار دارد. بحران اقتصادی، فقر، بيکاری گسترده و تورم فزاينده، بحران کارآمدی حکومت، بحران مشارکت، بحران دولت ـ ملت، تعميق شکاف طبقاتی، جنسيتی، ملی ـ قومی، رشد فزاینده آسیب های اجتماعی، افزايش بی سابقه اعتياد و بزه‌کاری، گسيختگی در مناسبات اجتماعی، خطر فروپاشی اجتماعی و اخلاقی، حدت يافتن چالش بين جريان های حکومتی، انزوای جهانی ايران و تحريم ها و فشارهای روزافزون بين المللی و انبوهی از مشکلات لاينحل مانده ديگر که به گونه کلافی درهم تنيده درآمده و خطر جنگ و از هم گسستن شيرازه کشور را تقويت کرده است. در حال حاضر در ميان مجموعه بحران ها و شکاف ها، وضعيت دشوار زندگی اکثريت مردم و به ويژه کارگران و زحمتکشان، تحريم های بين المللی و بحران اقتصادی، به مسئله مرکزی کشور ما تبديل شده و مواجهه با آن ها، در متن چالش های سیاسی قرار گرفته است.

به جهت تراکم و انباشت بحران ها و شکاف های اجتماعی از يکسو و از سوی ديگر تداوم حاکمیت رژيم جمهوری اسلامی و ادامه سیاست های مخرب آن ها در همه عرصه ها، آينده تیره و نگران کننده ای در مقابل کشور ما قرار دارد.

جمهوری اسلامی مانع اصلی گذر به جامعه مدرن و تحول به يک کشور پيشرفته و دمکراتیک، برقراری آزادی، عدالت اجتماعی و حقوق بشر در کشور ما است. استراتژی ما رفع مانع اصلی و گذر به جمهوری دمکراتيک و سکولار است. سیاست‌های ما با این استراتژی تبیین می‌شود و در خدمت آن قرار می‌گیرد.

 

راه های برون رفت کشور از وضعيت بحرانی

تداوم وضعيت موجود، تداوم بحران است. تداوم بحران می تواند کشور ما را به فاجعه سوق دهد. وضع موجود بايد تغيير کند. ما در راستای استراتژی سياسی سازمان بر تغيير سياست ها در عرصه داخلی و خارجی و در درجه اول تامين آزادی های سياسی برای تغيير وضعيت موجود و برون رفت کشور از وضعيت بحرانی تاکيد داريم.

 

عرصه داخلی

* آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، برداشتن حصر خانم رهنورد و آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، پايان دادن به پيگرد، دستگيری و حبس فعالين سياسی و مدنی، لغو احکام اعدام و سنگسار و کوتاه کردن دست ارگان های امنیتی ـ نظامی از حوزه سياسی و مدنی، برچيدن سانسور از رسانه ها، کتاب و حوزه هنری و ادبی و تامین آزادی رسانه ‌ها، گردش اطلاعات و حق دسترسی مردم به اطلاعات.

* آزادی فعالیت احزاب سیاسی، سنديکاهای کارگری و سازمان های غیردولتی و برگزاری تظاهرات و اجتماعات، آزادی فعاليت صنفی ـ سياسی دانشجويان، تامین حق فعاليت کنشگران و جنبش زنان و پويش های ملی ـ قومی

* احياء سازمان برنامه و بودجه، سامان دادن به اقتصاد کشور و گذر از اقتصاد وارداتی به اقتصاد تولیدی، شفاف‏سازی و مبارزه با فساد، بهبود فضای کسب و کار.

* بازگرداندن سپاه به پادگان ‌ها و پایان دادن به تسلط بيت خامنه ای، بنیاد‌ها، سپاه و بسیج بر اقتصاد کشور و مهار عملکرد باندهای قدرت ـ ثروت در عرصه اقتصادی.

* اتخاذ تدابیر ضرور برای کاستن از ابعاد فقر، میزان بیکاری و نرخ تورم، شناسائی گروه های آسیب‏پذیر جامعه و سوق دادن یارانه‏ها به سمت گروه‏های آسیب پذیر و نیازمند جامعه و گسترش بیمه همگانی در سطح کشور.

 

عرصه بين المللی

* کشور ما براساس موازين بين المللی از حق دستيابی به تکنولوژی هسته ای و بهره گيری از انرژی هسته ای در مقاصد غيرنظامی برخوردار است. اما برنامه هسته ای جمهوری اسلامی برای کشور ما مشکلات بيشماری آفريده و هزينه  سنگينی را بر مردم ايران تحميل کرده است. کشور ما به خاطر اين پروژه، با تحريم های بی سابقه بين المللی روبرو است. لذا حل بحران هسته ای به مسئله مبرم و حياتی کشور ما تبديل شده است.

* ما برحل بحران هسته ای از طريق گفتگو و مذاکره، مشروط و محدود کردن پروسه غنی سازی اورانیوم تاکيد می کنيم. منافع ملی کشور کنار گذاشتن سياست خارجی تهاجمی، رويکرد به سياست گفتگو و مصالحه با رعايت منافع ملی است.

 * شفاف سازی برنامه هسته ای ايران، اعتمادسازی و همکاری همه جانبه با آژانس بين المللی. برنامه  هسته ای ايران لازم است تحت نظارت نزديک آژانس در زمينه مسائل فنی و حقوقی قرار گیرد و ایران به پروتکل الحاقی بپيوندد.

* توقف روند تشديد تحريم های بين المللی اقتصادی و توافق روی برنامه زمانبندی شده برای لغو تحريم ها. ما با  تحریم‏های اقتصادی که فشارهای کمرشکن بر زندگی مردم وارد می آورد و ناشی از سياست های نابخردانه جمهوری اسلامی است، مخالفیم اما از تداوم و تشديد فشارهای سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی حمايت می کنيم.

* ما مخالف حمله نظامی به ايران هستيم. حمله نظامی برای کشور ما، منطقه و جهان فاجعه آفرین خواهد بود.

* ما بر آغاز بحث کارشناسی در فضای آزاد پیرامون سیاست تولید انرژی برای کشور تاکید داریم. ضروری است برنامه دراز مدت تامین انرژی کشور تدوین شود.

* اجتناب از سیاست دشمن تراشی و خصومت با امریکا و اسرائيل. ما خواهان پایان بخشیدن به سیاست دشمن تراشی و خصومت با امریکا، اسراییل و جهان غرب و برقراری مناسبات عادی و مبتنی بر حقوق بین الملل بین ایران و کشورهای جهان هستیم. گفتگوی دوجانبه و مستقيم بين ايران و امريکا می تواند راه را برای حل بحران هسته ای باز کند. مذاکره و مصالحه به معنی قربانی کردن منافع ملی و تمکين به سلطه طلبی امريکا و متحدين او نيست. می‌توان و باید به توافق‌هائی دست یافت که متضمن منافع دو کشور باشد.

 

امر اتحادها و همکاری ها

* کنگره سيزدهم سازمان، جمهوریخواهی را يک ارزش دموکراتيک و مصالحه ناپذير می شناسد. نزدیکی و همکاری نیروهای جمهوری خواه دموکرات و سکولار و اتحاد وسیع این نیروها، در مرکز ثقل استراتژی اتحادهای سیاسی سازمان قرار دارد. ما در جهت برآمد مشترک این نیروها و تقویت چنین روندی تلاش می کنیم.

* در جنبش سبز نیروهای گوناگون با گرایش‏های مختلف فکری ـ سیاسی حضور دارند: نیروهای جمهوری خواه سکولار و دمکرات، اعم از دین‏ باوران و غيردينی ها و نیروهای متدین اصلاح طلب. نيروهای تحول طلب جمهوريخواه در همکاری با هم و با ساير نيروهای جنبش سبز قادر خواهند شد که در تداوم و گسترش جنبش، نقش موثرتری ایفا کنند.

* ما از اعمال فشارهای بين المللی به جمهوری اسلامی برای رعايت حقوق بشر استقبال می کنيم و بهره گيری از برخی امکانات بين المللی برای طرح مطالبات مردم را مجاز می دانيم. اما آلترناتيو سازی توسط کشورهای خارج را قاطعانه رد کرده و همکاری با جريان هائی که برای انجام تحولات سياسی در ايران بر دخالت کشورهای خارجی تکيه می کنند، مجاز نمی دانيم. ما بخاطر عواقب منفی چنین سیاستی به پیش گیرندگان آن هشدار می دهیم.

* ما هم چنان از گفتگو بين گرايش های مختلف در ميان نيروهای مخالف و منتقد حکومت استقبال می کنيم و آن را در خدمت ارتقای فرهنگ دمکراتيک می دانيم.

 

جنبش های اجتماعی

* جنبش سبز دوره رکود خود را می گذراند. با اين وجود، مطالبات اين جنبش هم چنان پابرجا است و در صورت فراهم بودن شرايط مساعد، می تواند برآمد کند. ما به مثابه جريان چپ دمکرات و سکولار خود را جزو این جنبش می‏دانیم و از آن دفاع کرده و برای تداوم حيات آن تلاش می‏کنیم. بين جنبش کارگری، جنبش زنان و ملی ـ قومی با جنبش سبز پیوند نزدیکی به وجود نیآمده است. اين جنبش در اساس با اتکاء بر مطالبه سياسی طبقه متوسط  جديد شکل گرفت. نيروئی که آزادی سياسی و فرهنگی، مطالبه محوری آن است. اما اين مطالبات دغدغه اصلی کارگران و مزدبگيران را پوشش نمی دهد. خيزش کارگران در موقعيت سياسی کنونی فرصت مناسبی است برای برقراری ارتباط بين جنبش سبز با جنبش کارگری و پررنگ کردن پيوند مبارزه برای آزادی با عدالت اجتماعی.

* سازمان برای برقراری اتحاد موثر و سودمند بين طبقه کارگر و مزدبگيران و طبقه متوسط جامعه، بين جنبش سبز با جنبش کارگری و پيوند زدن مبارزه برای آزادی با عدالت اجتماعی تلاش می کند. معلمان و پرستاران از مشکلات اقتصادی و بی حقوقی رنج می برند و برای تامين زندگی شرافت مندانه مبارزه می کنند. ما پشتيبان تشکل يابی و مبارزات آن ها هستيم.

* ما بر ضرورت تداوم مبارزه جنبش دانشجوئی علیه استبداد تاکيد کرده و از مبارزات آن ها برای آزادی، عدالت اجتماعی و استقرار دمکراسی در کشور، تامين فضای آزاد برای فعاليت دانشجويان در عرصه های مختلف و از تشکيل سازمان های صنفی دانشجوئی دفاع می کنيم. ما همراه با جنبش زنان علیه تبعیض جنسیتی و فرهنگ مردسالاری و برای تأمین برابرحقوقی زنان با مردان مبارزه می کنیم و پشتیبان آن هستيم. ما از تأمین حقوق ملی ـ قومی و از اداره امور هر منطقه به دست منتخبین ساکنان آن منطقه و تمرکززدائی در اداره امور کشور و از سياست گفتگو و همکاری برای رسيدن به يک طرح معين و مورد توافق در سطح ملی دفاع می کنیم. ما از مبارزه روزنامه نگاران عليه سانسور و از آزادی نويسندگان هنرمندان در تولید ادبی و هنری دفاع می کنيم.

 

انتخابات آزاد

انتخابات آزاد به گفتمان فراگیر و به شعار مشترک نیروهای مخالف و منتقد تبدیل شده است. پيش شرط برگزاری انتخابات آزاد، تامين آزادی های سياسی و به ويژه آزادی احزاب سياسی و رسانه ها است. انتخابات آزاد وجهی از استراتژی سياسی ما است. سازمان می کوشد مطالبه انتخابات آزاد به خواست و محور تلاش همگانی تبديل شود.ما از برپائی کمپين برای انتخابات آزاد دفاع کرده و برای شکل گيری آن تلاش می کنيم.

 

جمهوری اسلامی و شکاف‏های درون آن

* جمهوری اسلامی با بحران عمیقی روبرو است. نارضايتی از حکومت در بين گروه های وسيعی از جامعه گسترش يافته و تا سطوح بالای حکومتی امتداد پيدا کرده است. اقتدار ولی فقيه در درون حکومت تضعيف شده و ولی فقيه قادر نيست که چالش های درون حکومت را مديريت کند. وضعيت حکومت شکننده است. 

* صف‏بندی جریان‏های حکومتی در ساخت قدرت پایدار نیست و مرتبا تغییر پیدا می‏کند. از سال ١٣٨٨ به اينسو  تغییراتی در صف‏بندی جریان‏های حکومتی صورت گرفته است. با رانده شدن اصلاح طلبان، کانون چالش به درون اصول گرايان انتقال يافته و شدت گرفته، حکومت پارچه  پارچه شده و شيرازه آن به درجه ای از هم گسيخته است.

شکاف در درون حکومت چند وجهی است که هم خصلت جناحی ـ گرایشی دارد و متوجه توزیع ثروت و قدرت   است و هم جنبه ساختاری که ناشی از ساختار پرتناقض آن است. اين شکاف ها در هم تنيده شده و بين برخی از آن ها همپوشانی وجود دارد. اين مجموعه در مقابل نيروهای اپوزيسيون و در حفظ نظام در کنار هم قرار می گيرند ولی در پيشبرد سياست ها و در کسب سهم بيشتر قدرت و دست اندازی بر ثروت های کشور در مقابل هم.

* برنامه و سياست های هيچ يک از جريان های اصوگرا جنبه دمکراتيک و ترقی خواهانه ندارد. لذا  به هيچ وجه نبايد از اين و يا آن نيروی اصول گرا حمايت کرد. قدرت سياسی در حکومت هرچه بيشتر در دست ولی فقيه و بيت او، فرماندهان سپاه و نيروهای امنيتی متمرکز می شود. باند نظامی ـ امنيتی به رهبری ولی فقيه مانع اصلی تغيير سياست های کشور در عرصه داخلی و خارجی  است. نوک حمله ما متوجه ولی فقیه و نیروهای امنیتی ـ نظامی خواهد بود.

افزودن نظر جدید